محلی برای اندیشیدن و روشنگری

بسم الله الرحمن الرحیم

           نـكاح در اسلام







رهنمـودمشورتى بـراى عقد نكاح




تتبع ونگارش :
امين الدين(سعيدى –سعید افغانی )ودكتور صلاح الدين( سعيدى-سعید افغانی )

افغانستان كشورى است اسلامى، همانطوريكه در سايــــرموارد دارای ویژه گې های  بخصوص خویش است،  در امر عقد نكاح  نيز دارايى خصوصيات و روش های ويژه  وبخصوص افغانى خود ميباشد.


در اين شك نيست كه مراسم عقد نكاح مطابق شرع اسلام وسنت پيامبر محمدصلى الله  عليه السلام  صورت مى پذيرد ، ولــى در جنب آن  يك  مقدار مراسم ورواج  هاى خاص، قومى وقبيلوى، افغانى  نيزپيوست با مراسم شرعى  عقد نکاح  گرديد است. ضرورت است در حین عقد نکاح این خصوصیت، در  صورتيكه به اصول شرعى در مخالفت  نباشد  در نظر گرفته شوند. که درصورت  عدم مراعات  آن موجب جنجال غیر ضروری شده و میگویند نکاح باطل ویا نکاح  بصورت  درست  انعقاد نیافته است.


خوانندۀ محترم !

در اين جزوه كوشش  نموده أيم تا تمام جوانب  وجزئيات  مراسم عقد نكاح را با مسايل  تخنيكى  اين مراسم  خدمت خوانندگان محترم  تقديم بداريم.

 هدف اين جزوه  رهنمود براى  افراد مسلكى وغير  مسلكى  بوده، تاسهولت  هاى  رهنمودى  براى شان  در حين اشتراك  در مراسم عقد  نكاح  منحيث  ناكح ومنكوح  ، منحيث  شاهد ووكيل مهر  ونفس  ومنحيث  حاضرين  مجلس  ومحفل  خوشى  تقديم بداريم.


آغاز محـفل:

 
معمولٱ محفل  مراسم عقد ازدواج را امام ، عالم، ویاعاقد نكاح   چنين آغاز مى نمايد: 


اعوذ بالله من الشيطان الرجيم.

 بسم الله  الرحمن الرحيم


«الحمد لله  رب العالمين والصلاة  والسلام على خيرخلقه محمد وعلى  آله واصحابه اجمعين اما بعد .«  لقد قال الله تعالى  فى  القرآن الحكيم  و الفرقان  المجيد » ومن آياته  أن خلق لكم من أنفسكم  أزواجٱ لتسكنوا إليها  وجعل بينكم  مودة ورحمة إن فى ذلك  لايات لقوم  يتفكرون -  صدق الله العظیم»

واز نشانه  هاى خداوند  آنست  كه بيافريد براى شما  از جنس شما  زنان را تا آرام  گيريد بسوى ايشان  وپيدا  كرد ميان شما  دوستى  ومهربانى،  بدرستى كه در اينكار  نشانه ها است  براى  گروهى كه تفكر مى كنند. »

و يا يكى از اين  آيات :   « والله جعل لكم من انفسكم ازواجٱ وجعل لكم  من أزواجكم  بنين  وحفدة  ورزقكم  من الطيبات»(سوره النحل آيت ۷۲ )( خداوند آفريد براى شما  از جنس شما زنان  را وآفريده براى  شما  از زنان  شما  پسران  ونوادگان  را  و روزى  داد شما  را  از پاكيزه ها «
۱
ويا » ومن كل شى ء خلقنا  زوجين لعلكم تذكرون )(سوره الذاريات آيت ۴۹  ( » واز هر چيزى آفريدم  دو جنس راتا شما  پند پذير شويد.«  ويا عاقدنكاح ميتوانيد محفل خوشى را به اين حديث شريف  آغاز نما يد:

«يا معشر الشباب من استطاع منكم  الباءة   فليتزوج فإ نه اغض للبصر وأحصن للفرج، ومن لم يستطع  فعليه بالصوم فانه له وجا ء »( بخارى ومسلم ).

( اى گـروه جوانان! هريكى از شما   كه قدرت تأمين  مخارج ازدواج را دارد  وميتواند  هزينه  آن را  تهيه  كند بايد ازدواج  كند ، چرا كه ازدواج بهتر  است براى  كنترول چشم   وناموس را بهتر  محفوظ ميدارد ، اما كسى كه  نتواند  نفقه  ازدواج  را تأ مين  كند  بايد روزه  بگيرد  چون روزه  باعث  ضعف  وكم شدن  شهوت  وغريزه  جنسى است . )


ويا اين حدیث  و گفتار  پيامبربزرګوار اسلام محمد صلی الله عیه وسلــم « النكاح  من سنتى فمن رغب  عن سنتى فقد رغب عنى »( نكاح  سنت وشيوه  مورد پسند  من است  كسى كه از نكاح  روى گرداند  از سنت  وراه من  روى گردانيده است »

 
ويا » النكاح سنتى  فمن  أحب فطرتى فليستن بسنتى »( نكاح سنت  من است ، كسى كه شيوه مرا دوست  دارد  از سنت مـن پيروى كند ) )آداب نكاح كتاب دوم باب اول  صفحه ۲۳۵  جلد اول كتاب احيا ء علوم الدين ، امام غزالى طوسى ).

 ويا « تناكحوا تكثروا فأ نى أباهى بكم يوم القيامة حتى بالسقط »  ( اگر  ازدواج كنيد  تعداد  تان افزايش  مى يابد ، من در روز  قيامت  به شما  افتخار  مى كنم  حتى به جنينى كه سقط  مى كنيد) 
در صورت  مساعد بودن فضاى مجلس اگر در مورد حكمت وفلسفه  نكاح  وحكم ازدواج صحبت مؤجز ومختصر بعمل آيد بهتر خواهد  بود.


همانطوریکه  ميدانيد ازدواج يكى از مؤكدترين سنت هاى  پيامبران بشمار رفته ، طوريكه خداوند متعال مى فر مايد :« ولقد أرسلنا رسلآ من قبلك وجعلنا لهم أزواجٱ وذرية »( رعد : ۳۸ )( وما پيش از تو پيامبراني  را فرستاده ايم  وزنان  وفرزنداني  بديشنان داده ايم ).

اراده  خداوند  سبحانه  وتعالى  چنان  نبود كه جهان  بحال خود  دوام كند  وهر وقتى  كه بخواهد تعداد  افرادش را  زياد شود بلكه  غرايز  را منظم نموده  وبراى  آنها  قواعد  وضع كرده  تا آدميت  انسان ر ا حفظ  و فضيلت ، طهارت  وعفاف را  در او پرورش  دهد .


در دین مقدس اسلام ازدواج  براى كسانيكه  توانايى داشته  باشند ،  واجب است ،  زيراازدواج ، باعث عفت  ونگهدارى  نفس ميشود. 

ازدواج  براى كسانيكه  توانايى داشته  باشند ،  واجب است ،  زيراازدواج ، باعث عفت  ونگهدارى  نفس ميشود.  ازدواج سنتى ميباشد كه خداوند  متعال  آنرا   غرض سير كشتى زندگى به طرف صلاح وفلاح تشريع  كرده.


ازدواج يك واجب  اجتماعى است  تا از انقرض نوع بشر  جلو گيرى شود. ازدواج بهترين راه  براى  ايجاد عشق  وعلاقه  ومحبت  در بين  مردان  وزنان است. 

ازدواج نه تنها در بین انسانها بلکه در مخلوقات، در عالم  حيوان و  انسان  وجود  دارد.


ازدواج  در اسلام ، عقد ،  عهد وپيمانى است در بين زن وشوهر  طوريكه خداوند  متعال در قرآن عظيم الشان مى فرمايد :« وأخذن منكم ميثاقٱ غليظٱ » (  زنان )باعقد  ازدواج كه با شما  مى بندند (  عهد  وپيمان  بسيار  محكمى از شما  ميگيرند )( نسا  ء  : ۲۱  )

از مفهوم اين آيه  متبركه   ميتوان چنين  استنباط كرد  كه :

ازدواج عهد وپيمانى است بسيار محكم كه زن آن   را از مرد  ميگيرد  وبا  ايجاد  چنين  عهد  وميثاقى  در بين آنان ، هر يك  متعهد ميشوند  كـــه وظيفه  خود را  نسبت  بهم  به خوبى  انجام  دهند ،  طـوريكه ايــن مفهــوم   از جملـه « ميثاقٱ غليظٱ  » بخوبى  واضح واشكار ميگردد  كه پر ورد گار ما  با  چه زيبايى تعبير  با  ارزش   رابطه  زناشوىى  را  بيان داشته  است.


بنٱ ازدواج  در دين مقدس اسلام  معامله  تجارى  وتملكى  مانند خريد  وفروش  واجاره  نيست،  ويا معامله  اى نيست  كه زن  را  تقريبٱ  به صورت  برده  در آورد  واختيارات اورا  سلب  كرده باشد.

ازدواج در دين مقدس اسلام  قرار داد است  كه براى طرفين عقد زن وشوهر  حقوق ووجائب تعين مى كند ورسالت هر يك از زوج وزوجه  را در فاميل  ، خانواده وجامعه  تعين  مى دارد.

رابطه  وعلاقـــۀ  در بين  زن وشوهر رابطه  اطمينان  وآرامش  است،  در امر ازدواج  قلبها  آرام  ميگيرند  ومهر ومحبت  به وجود مى آيد .


ابن عباس (ر ض) ميگويد : « عبادت  انسان  تكميل  نمى شود  تا  ازدواج  نكند . هدف ابن عباس اين است  كـه  وى ازدواج را  جزء عبادت  ومكمل  آن قرار  داده است  واگر به مفهوم  حكمت وفلسفه ازدواج هم دقت بعمل ايد، قلب انسان  به اثر ازدواج  از فشار  وغلبه  شهوت  آرام  ميشود  وعبادت  هم جزء  با قلب  فارغ وآرام  تكميل  نخواهد  شد.


ابن مسعود (رض)   مى گفت : اگر تنها  ده روز  از عمرم  باقى  بماند  دوست دارم  ازدواج  كنم تا به حالت مجردوعزب به حضور پروردگارم  نرسم .

سن ازدواج:
دین مقدس اسلام  سن مشخصی را برای ازدواج تعیین نکرده ودرمورد قانون و ضابطه معینی را برای تفاوت سن مرد و زن به هنگام ازدواج  وضع ننموده است و  لی بهتر این است که انسان پس از رسیدن به سن بلوغ ـ چنانچه امکانات مادی کافی  که از نفقه بر آمده بتواند ، اقدام به ازدواج  نماید ، زیرا برای سلامت جسمی و روانی و رشد ایمان و اخلاق و به دست آوردن انگیزه برای کار و احساس مسئولیت و تربیت فرزندان در مرحله جوانی و توانایی مفید خواهد بود.
همانطوریکه گفتیم ،ازدواج جزء راه و رسم فطری بشری وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم است  در اولویت قرار دارد و رهبانیت و پرهیز از ازدواج تا رسیدن به سنین بالاتر بدون دلیل با روش پیامبران خداوند در تضاد است. ازجانب دیگر ازدواج  ازجمله عبادتی به شمار رفته ، و هر عبادتی در جای خود موجب نزدیک شدن بیشتر به پروردگار با عظمت میگردد .

شیخ محمد علی الصابونی در کتاب خویش تحت عنوان ( الزواج البکر ) مینویسد که ازدواج در جوانی دارایی فواید پنچگانه میباشد :

ادامه نسل بشری، مصؤنیت پیدا کردن در مقابل نفس وشیطان، لذت بردن از عشق و محبت همسری و تقسیم کار و مسؤولیت های زندگی میان زن و مرد و مبارزه با کشش های ناروای نفسانی.

دو خصلت بخصوص در آفرینش زن:

پروردگار با  عظمت ما در خلقت وآفرينش  زن  بر علاوه ديگر  دو خصلت عمده   را قرار داده است كه با داشتن  اين دو خصلت ، زن  نسبت به مرد  داراى  امتياز بخصوص مى باشد.


اول ايــــنكه:

 زن در قرآن عظيم الشان  به منزله  كشتزارى براى  تكون  وپيدايش  نوع بشر  قرار داده، تا نوع  بشر  در داخل  اين صدف   آرام   يافته  ونمو كند ، تا به حد  ولادت  برسد،  پس  بقاى  نوع بشر  بستگى به وجود زن دارد  وبدين ترتيب  نسبت به مرد داراى  امتياز  خاص خود ميباشند.
        

دوم ايــنكه:

از آنجا ئیكه بايد اين موجود ، جنس مخالف  خود  يعنى  مرد  را مجذوب  خود كند ، ومرد براى اين كه نسل  بشر  باقى بماند به طرف او  و ازدواج با او  وتحمل  مشقت هاى خانه  وخانواده جذب شود ،  الله تعالی عزوجل  در آفرينش ، خلقت زن  را  لطيف  قرار داد ،  وبراى اينكه  زن مشقت  حمل وولادت  ورنج وزحمات  منزل  را تحمل كند ، شعور واحساس  او را  لطيف ورقيق كرد ، وهمين خصوصيت ، كه يكى در جسم اوست  وديگرى  در روح او ،  تاثيرى  در  وظايف اجتماعى  محول به او دارد .

حـــکـــم ازدواج:
حکم ازدواج در اسلام از نظر فقها  مشمول احکام پنجگانه میگردد:

 (واجب، مستحب، حرام، مکروه و مباح) می شود.
ازدواج واجب:
ازدواج زمانی  بالای انسان واجب میگردد که  یقین حاصل نماید ، که اگر ازدواج ننماید مرتکب زنا می شود و از طرف دیگر توانایی تأمین هزینه ازدواج و مهریه و نفقه همسر را داشته باشد و از طریق گرفتن  روزه نتواند خود را از گناه مصؤن بنماید. زیرا حفظ و عفت نفس واجب است و هر کاری که بدون آن واجبی انجام نمی شود، خود آن کار نیز واجب می گردد.

ازدواج مستحب:
در شرایط طبیعی و عادی که انسان مسلمان نگران این نیست اگر ازدواج نکند مرتکب زنا می شود و اگر ازدواج ننماید حقی از زنی ضایع نگردد. در این صورت ازدواج بر او واجب نیست ، بلکه ازدواج  مستحب است.
ازدواج حرام :
ازدواج زمانی بالای انسان حرام میگردد که  مطمئن باشد که در صورت ازدواج نمی تواند حقوق همسرش را مراعات نماید و توانائی تأمین مخارج زندگیش را ندارد،  در این صورت ازدواج  بالای او حرام است. زیرا ضرر و زیان رسانیدن به دیگران حرام است و هر کاری هم که منجر به زیان دیگران بشود نیز حرام خواهد بود. دردین مقدس اسلام  قاعده ای که نباید انسان  به انسان دیگری ضرر رساند  بوضاحت تام بیان گردیده است :« لا ضرر ولا ضرار في الإسلام »

 ازدواج مکروه :
 زمانیکه انسان  احتمال  این  را بدهد که توانائی ادای حقوق مادی و معنوی همسرش را ندارد ـ اما یقین نداشته ازدواج در این حالت برایش  مکروه است.
ازدواج مباح :
هر زمانیکه  موانع و منافع آن یکسان باشد، اقدام به ازدواج مباح است یعنی انجام دادن و ندادن آن از نظر شرعی با هم فرق نمی کند.

 

 

 

 

تعریف  نكاح:   

نکاح عبارت است  از :  بر  قرار  كردن  رابطه  هميشگى بين يك مرد مسلمان  با يك زن  مسلمان  يا اهل كتاب  براى بهره  گرفتن  از مسايل  جنسى به غرض توالد وتناسل بر  نحوه ء مشروع وبصورت دائمى 
وبطور  رضا .


ارکان نکاح :

ارکان نکاح عبارت است : حضور مردوزن ( جز در صورت وکالت ) ورضایت زن ، شهادت  شاهدین ، وتعیین مهر .

شــــرايط  ازدواج :

 
شرايط  ازدواج عبارت است:

از ايجاب و قبول صيغه  ازدواج  وحضور دوشاهد ، اگر زن ومردى پس از خواستگارى وتوافق طرفين،  رضايت  وتوافق  خود را  با حضور  دو نفر  شاهد عادل  ومعتبر  اعلام  كردند  وصيغه  ولفظ  ايجاب وقبول  را با حضور  اين دو شاهد  جارى نمايند ،  عقد ازدواج  در بين  آنان  تأمين  ميگردد  واين دو  به صورت  زن وشوهر  هم در مى ايند   خواه  اين ازدواج  به حضور عا لم دينى  يا حاكم  وقاضى  انجام گيرد ،  يا هيچ  يكى  از آنان  نباشد ، اگر  ازدواج  درد فتر  قضا  با حضور  دو نفر  شاهد  انجام  گيرد  وبه ثبت  برسد ،  از لحاظ دينى وشرعی  بلا اشكال  است.


حكم اسلامى  در تعيين شاهد ان  وولى در نكاح :


در حدیث از ابو موسى  (رض ) روايت شده است  كه پيامبر صلى الله  عليه وسلم  فرمود : « لا نكاح إلا بولى » نكاح   بدون ولى  جواز ندارد » ( احــــمد  ، ابو  داود ،  ابن ماجه  وتر مذى ).

همچنان  پيامبراسلام محمد   صلى  الله عليه وسلم   فرموده است :

« لا نكاح إلا  بولى  وشاهدى عدل ،  وما كان  من  نكاح غير ذالك  فهو باطل ».

( نكاح درست  نيست  مگر  با بودن  ولى  ودو شاهد  عدل  وآنچه  باشد از نكاح  غير از اين  پس   باطل است )( ابن حبان )


از ام المؤمنين  عائشه ( رض )  روايت  شده  كه پيغمبر  صلى  الله عليه وسلم   فرمود :

«ايما  امرأة نكحت   بغير إذن  وليها  فنكاحها باطل ، فنكاحها باطل ، فإن دخل بها  فلها  المهر بما  استحل من فرجها ، فإن اشتجروا فالسلطان ولى من  لا ولى  له «  (احمد ، ابو داود ، ابن ماجه  وترمذى ( (  هـر زنى  كه نكاح  كند بدون  اجازهء  ولى خود پس  نكاحش باطل  است ،  پس  نكاحش باطل است  پس اگر دخـول كــرد بر اين  زن پس  اوراست  مهر بـه  سبب استحلال  فرجش ، پس  اگر مشاجره  كردند دراين صورت  سلطان ولى كسى ميباشد كه ولى ندارد. ويا هم  قاضى.


مقدمترين  ولى پدر است وبعد از او پدر كلان وسپس برادر خواه از يك  پدرومادر باشند يا تنها  از پدر ، وسپس  سائر عصبه.
 (1)

بنٱ  نكاح   بدون ولى  كه بايد  مرد باشد  ودو شاهد  عدل  صحيح نيست.  

جمهور علمأ سلف وخلف  همه وهمه  ولـــــى را در نكاح معتبر  ميدانند  تا جايى كه ابن المنذر گويد كه از هيچيك ازصحابه خلاف آنرا نمى داند.


تعدادى زيادى  از مفسرا ن  وفقها(  در مورد  آيت 232  سوره بقره )

« فلا تعضلوهن أن ينكحن أزواجهن »( پس منع نكنيد ايشانرا  از اينكه  نكاح كنند بـا شوهران خويش . )

مفسران  ميگويند اگرچه  اين آيت در مورد  معقل  بن يسار ( رض )  نازل شده  كه سوگند  خورده بود كه خواهر  خود را به شوهر قبلى اش  كه اورا طلاق  داده  بود نكاح  نكند.

ولى  مفهوم  اساسى  آيه  اشاره دارد به سوى  ولى زن واستدلال ميأورند  كه اگر  زن ميتوانست خود نكاح خود را  منعقد  نمائيد ، معقل بن يسار   ازمنع  كردن  او  نهى ميشد.

آغــاز محفــل:

امام وعاقد نكاح چنين شروع و  آغاز  مى كند  كه :

برادران، علما ، دانشمندان، دوستان  وجوانان  محترم:  افتخار داريم كه امروزدر اين محفل مقدس شرعى وخوشى   در مراسم  عقد زواج  ونكاح اين دوجوان كه به رضا ورغبت حاضر به عقد  ازدواج  گرديده اند ، اشتراك به  هم رسانيد ه ايم  وبكار  شرعى  وامرخيرخويش مطابق سنت محمدصلى الله عليه وسلم  آغاز ميكنيم.


شـهــادت :

شهادت و یا گواهي  دادن در امر ازدواج  مطابق شرع اسلامی  باید  توسط  دونفر  دو مرد مسلمان عاقل و بالغ که هر دوی شان متصف به عدالت و امانت باشند، صورت گیرد .

پیامبراسلام محمد مصطفی صلى الله عليه و سلم مي فرمايد: (لا نكاح إلا بولي وشاهدي عدل، وما كان من نكاح على غير ذلك فهو باطل) يعني: «ازدواج بدون حضور ولي و دو شاهد عادل درست نيست و هر نکاحي که بدون این صورت گیرد ، باطل است .» (ترمذی).
هدف از حضور دو شاهد عادل در عقد نکاح:
 طوریکه که گفته شد ،شاهدان  باید   عاقل  و  بالغ  باشند  و  سخن  طرفين  عقد  را  بشنوند  و  بدانند كه  مقصود  طرفين  عقد  از  آن  سخنان‌،  عقد  ازدواج  است  (‌اگر شاهدان  ‌كور  باشند  بايستي  بيقين  صداي  طرفين  عقد  را  از  هم  تشخيص  بدهند  و  بشناسند)‌.  اگر گواهان  نابالغ  يا  ديوانه  يا كر يا  مست  باشند،  عقد  نكاح  صحيح  نيست‌،  چون  وجود  اينها  از نظر شرع  با  عدم  وجودشان‌،  يكسان  است‌.
اما در مورد عدل شاهدان:
امام ابو حنفيه‌(رح) مي گويند:  عدالت‌ گواهان  شرط  صحت  عقد  ازدواج  نيست  و  با  حضور  گواهان  فاسق  نيز  عقد  نكاح  صحيح  است‌.  هركس  شايسته  ولايت  ازدواج  باشد،  شايستگي  گواهي  و  شهادت  بر  ازدواج  را  نيز  دارد.  چون  مقصود  از  حضورگواهان  اعلان  ازدواج  است‌.
امام  شافعی : به استناد به  حديث «  لا نكاح إلا بولي وشاهدي عدل »  حضورگواهان  عادل  را  شرط  مي‌دانند.  اگر  عقد  ازدواج  با  حضورگواهان  مجهول  الحال  صورت‌گيرد  دو  راي  وجود  دارد  و  مختار  مذهب  شافعي  آنست‌كه  صحيح  است‌.
چون  ازدواج  درروستاها  و  بيابان  و  ميان  عامه  مردم  صورت  مي‌گيردكه  حقيقت  عدالت  آنان  شناخته  نيست  و  اعتبار  عدالت  ايجاد  مشقت  مي‌كند،  لذا  بظاهر  حال  اكتفا  مي‌شود  وكافي  است‌كه  حال‌گواهان  مجهول  باشد  و  فسق  آنها  ظاهر  نباشد. زيرا عادل کسي است که در ملاء عام مرتکب کبائر نشود و داراي فسق آشکار نباشد.
هرگاه  بعد  از  عقد  معلوم  شد،‌ كه‌گواه  فاسق  بوده  است  اشكالي  ندارد  چون  شرط  عدالت  آنست‌كه  فسق  او  ظاهر  و  آشكار  نباشد  و  هنگام  عقد  فسق  او  مستور  و  پوشيده  بوده  است  پس  عدالت  تحقق  يافته  است‌. اما اگر کسي تارک نماز باشد، در اينصورت شاهد گرفتن وي اعتبار ندارد و صحيح نيست شاهداني که بی نماز اند نباید از آنان در امر شهادت  دعوت بعمل اید.
شرط  مسلما‌ن  بودن شاهدان:
اگر  ازدواج  بين  مرد  و  زن  مسلمان  باشد  و  هر  دو  مسلمان  باشند  فقها  بدون  اختلاف  مسلمان  بودن‌گواهان  را  شرط  مي‌دانند.  ولي  اگر  مرد  مسلمان  با  زن  غير   مسلمان  ازدواج‌كند،  درشاهدات گرفتن  غيرمسلمان  اختلاف  دارند.  احمد  و  شافعي  و  محمد  بن  الحسن‌گويند  با  حضورگواه  غيرمسلمان  عقد  ازدواج  صحيح  نيست‌،  چون  ازدواج  براي  مسلمان  است  وگواهي‌ غيرمسلمان  برآن  قبول  نيست‌. 

امام ابوحنيفه  وامام  ابويوسف میگوید که   اگر  زن  اهل‌كتاب  باشد،‌ شهادت  دو  نفراهل‌كتاب جايـــز  است. 

شـــاهــــدان:

همانطوریکه  گفته شد : امام ،  قاضى  يا عالم که مسؤلیت انعقاد عقد نکاح را دارد در محفل عقد نکاح وبه حضور حاضرین  از اعضای فامیل  ودوستان  فامیل های ( داماد وعروس) ، بايد  دونفر  مردعاقل،  بالغ ومسلمان ويا يك نفر مرد ودو زن  را كه از محارم  عروس  باشند ،  به نزد  عروس  ميفرستند تا از عروس ( خطيبه )  بپرسند كه كى را  بحيث  « وكيل مهر ونفس » خويش  تعيين مينمايد.

شاهدان بعد از اخذ هدايت  از نزد قاضى،  به نزد عروس  رفته   واز وى مى پرسند  كه كى را بحيث وكيل مهر ونفس خويش  در قسمت عقد نكاح با جوان به نام  (......نام داماد - ناکح.......  ( تعيین مى كند؟

پښتو پوښتنه  د ناوی نه : لطفاووایاست چې تاسی (د ناوی نوم  او دپلار نوم ) د محترم (د زوم نوم او دپلار نوم ) سره د صحیح او شرعی نکاح په هکله خپل د مهر او نفس وکیل څوک ټاکلی دی اویا ټاکی؟

( عروس  ميتواند  مانند  داماد   در مراسم  ايجاب وقبول   شخصٱ  حضور  به هم برساند  وخود ش  مراسم  ايجاب وقبول  را بجا ء آورد ،   البته  با معيت   ولى دختر و دونفر شاهد.) معمولآ طورى   مروج است  كه عروس به دفعه اول ودوم  جواب  شاهدا ن را نمى دهد  وسكوت مى كند . شاهدان بايد  براى بار دوم و سوم از عروس سؤال كنند ،  كه كي را بحيث وكيل مهر ونفس خويش  تعين مى نمايد . ضرور است كه نام  وكيل مهر ونفس توسط دختر به صورت مشخص   در برابر سوال  هر دو شاهدان  تذكر  داده  شود.

عروس درحين تعيين وكيل مهر ونفس خويش  بايد  چنين بگويد : 


متن دری :

 مـن (  ....نام عروس ......   )  بـنـت  (   ...... ) در قسمت تعیین مهر و عـقـد نــكاح  صحـيـح وشرعـــــى  خويش با محترم  ( ....نام داماد .... ) 
ولد )  ..............  )   محترم (کاکا، ماما ، برادر کلان... ) (  .....نام وکیل............ )   را  بحيث  وكيل  مهر ونفس   خويش  در قسمت عقد نكاح و تعیین مهر  با محترم ( .....نام داماد....... )  ولد  )...........  ) تعين  مى نمايم . 


متن پښتو- پښتو متن:

 زه (....دناوی نوم...) د  (........ )  لور د محترم   (...دزوم نوم .....)د (......)زوی سره د صحیح ، شرعی نکاح د عقداو د مهر د  تعیین په برخه کې محترم خپل (کاکا، ماما، مشرورور...)محترم (...دوکیل نوم...)د شرعی وکیل به توګه انتخاب او ټاکم.
نام وكيل  « مهر ونفس  توسط دختر به شاهدان گفته شده  »   وبعدٱ هر  دو   شاهد مكلف  اند،   نام  وكيل  مهر ونفس دختر را براى  قاضى  يا امام وحاضرين   نيز بطور شرعی و قانونی اعلان  بدارند.


 

 

حكم شرعي درمورد: 


اجازه خواستن از زن قبل  از ازدواج 
همانطوريكه   ازدواج بدون  ولى جايز نيست، بر ولى نيز واجب است كه زنان  تحت  تكفل  خود قبل  از ازدواج  
اجازه بخواهد ، واگر زن  راضى  به  ازدواج  نباشد ، ولى  نمى تواند او را  مجبور كند ، پس  اگر بدون  رضايت  او
 ( ولى ) او را  به عقد نكاح كسى در اورد ، مى تواند آن را فسخ كند: 
       

درحدیثی از ابو هريرة روايت است كه پيامبرصلى اله عليه وسلم فرمود:

 « لا تنكح الآ حتى تستأ مر،  ولا تنكح  البكر تسأذن ، قالوا : يا رسول الله  وكيف إذنها ؟ قال: أن تسكت »( بيوه  تا  از او  دستور  نگرفته  ازدواج  داده نشود ،  ودوشيزه  هم  تا  از او  اجازه  گرفته نشود ،  به ازدواج  كسى  داده نشود . 
گفتند: اي  رسول خدا ،  اجازه  (رضايت (  بكر ) باكره (  چگونه  است ؟  فرمود : اين است  كه ساكت  بماند ).


(  صحيح  سنن ابن ماجه ) ۲۱۰۰ ( ، )لاروا ء ۶۱۸ (، صحيح مسلم  امام مسلم (۸۶۹ -۵۹۴ ۲ ).

همچنان در حدیثی دیگری که از خنسا ء بنت  خدام  انصارى  روايت  است : « أن أباها   زوجها وهي ثيب ، فكرهت ذلك ، فأتت رسول الله  صلى الله  عليه  وسلم  فرد نكا حها » ( او بيوه بود  وپدرش  بدون  رضايت  او ، او را به عقد  كسى  در آورد ، نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم  رفت  ونكاحش را با طل  كرد). 
( صحيح سنن الترمذى  ) ۴۱۸(  ، صحيح مسلم  ) ۲-۵۹۱-۸۸۶ ( ،   )سنن الترمذى ) ۲-۹-۵۰۵ ).

ودر حدیثی از ابن عباس ( رض )  روايت  است : « أن  جارية  بكرٱ  أتت  النبى (ص)  فذكرت له أ ن أباها  زوجها  وهى  كارهة ، فخير ها  النبى صلى الله  عليه وسلم ».

( دخترى)بكر- باکره(نزد پيامبرصلى الله عليه وسلم آمد وبه آنحضرت  گفت  كه:

پدرش  بدون  رضايش، اورا  به عقد  كسى  در آورده است پيامبر اسلام محمد صلى الله  عليه وسلم، اورا
 ) فسخ عقد (  اختيار  داد ).

(صحيح جامع الصغير ) ۴۷۱۱ ( ، الاروا ء  ( ۶۱۱ ) ، صحيح امام مسلم  ( ۲-۵۹۱-۸۵۵ ) ، سنن الترمذى(  ۲-۹-۵۰۵  ).  

 
مراسم  شهادت  شاهدين:

 
دونفر شاهد بعد از اخذ موافقه  ونظر عروس در مورد تعيين  وكيل « مهر ونفس»  به محل اجتماع حاضران  مراسم  عقد نكاح مراجعه نموده ومنتظر  اداى شهادت در برابر امام وحاضران  منتظر شهادت، هستند.


قاضى يا  امام  در ابتد به شاهد ان   خوش آمديد گفته ( ومطابق عرف افغانی )  از شاهد اول  ميپرسد:  
از كجا ء آمده ايـــد؟

شاهد اول:

 بعد از بسم الله الرحمن  الرحيم

آغازبه ادای شهادت مینماید: ودرجواب سوال امام که ازکجا آمده است ؟ ميگويد از شهر وكا لت  


قاضى يا امام ادامه داده میگویدومیپرسد:

چه آورده ايد؟ 
  شاهد اولى ميگويـــد:

حكم وكالات

قاضى  يا امام ميگويد: لطفٱ  آنر ا بيا ن كنيد.


شاهد ميگويد:  بسم الله الرحمن الرحيم

متن دری:  اينجانب   (   ...نام شاهد..... )   أشهد  شاهدى ميدهم  بخاطر خدا  نه از روى   ريا  ء  كه : المسمات بى بى (  .......نام عروس - منکوحه......)  بنت (محترم ..........) كه به اين نام ونسب  ديگر دخترى ندارد ، وكيل مهر ونفس خويش را   محترم ( ......نام وکیل مهر ونفس ......... -اګر ازجانب شاهد به وکیل مهر ونفس که در نشست حاضر است بدست نیزاشاره شود بهتراست (را تعيین نموده است.

متن پشتو -پښتومتن:

بعد له بسم الله نه داسې وايي: زه (... دشاهد نوم .....)په صداقت سره - أشهد و شاهدی ورکوم دالله لپاره، نه د  ریا   لپاره چې پیغلې (.....د ناوی نوم .....) د (........) لور چې په دی نوم او نسب بل لور نه لری ، خپل(کاکا، ماما ، مشر ورور....)  ښاغلي (...... دوکیل نوم....)د محترم  (....د شاه نوم ...) د (.......) زوی سره د صحیح، شرعی او قانونی نکاح دتړلو په هکله او د مهر د تعیین په برخه کې خپل شرعی وکیل د مهر او نفس انتخاب او ټاکلی دی.  

قاضى  يا  امام روى بطرف  شخصى كه نام اش  از جانب  شاهد اول  بحيث »وكيل مهر ونفس «  ذكر  گرديده است وقبلآ در نزديك  امام يا قاضى جا بجا ء گرديده است  ميپرسد : 
شما اين وكالت را قبول داريد؟


وكيل مهر ونفس ميگويد:

بلى  من اين وكالت را قبول كرد ه ام .

قاضى  يا امام  به  اخذ شهادت  شاهد  دوم  آغاز ميكند وميگويد   لطفٱ شاهد دوم شهادت دهد !


شاهد دومى حاضر وآغاز به شهادت  ميكند وبه مانندشاهد اولى  اين شهادت  نيز تكميل مى شود.


قــاضى  يا  امام روى بطرف  شخصى كه نامش(وکیل مهر ونفس  )  از جانب  شاهد دومى هم   بحيث « وكيل مهر ونفس »  ذكر  گرديده  ميپرسد:  شما اين وكالت  را قبول داريد؟

وكيل مهر ونفس ميگويد : بلى قبول كرد ه ام .


همچنان  امام بعد از تعين  وكيل  «  مهر ونفس »  دختر  روى  به طرف  ناكح ( شوهر آينده )   نموده ومى پرسد كه :
 محترم  (   ...نام داماد.....  ( شما كه   به خاطر عقد  نكاح  با پيغله بى بى  (... ...نام منکوحه – عروس  . ..)   بنت ( ..........)  كه به اين  نام ونسب  ديگر دخترى  ندارد ووكيل مهر ونفس خويش را (کاکا، ماما، بردارد کلان ...خویش)محترم  (  .......نام وکیل مهر ونفس.....)  تعيین نموده است، ميخواهيد  خـودتان در اين  محفل به  جواب ايجاب وقبول، بحث و توافق بر  مهر بپردازيد ويا  مانند  منكوحه  ميخواهيد  براى خود  وكيلى را   تعيين كنيد ؟

متن اقرار دری و پشتو ناکح(داماد) برای تعیین وکیل:

متن دری :

 مـن (  ....نام ناکح ......   )  ولد   (   ...... ) در قسمت  عـقـد نــكاح  صحـيـح وشرعـــــى  خويش   با پیغله  ( ....نام عروس .... ) بنت (  ..............  )  که به این نام و نسب دیګر دختر ندارد  محترم (کاکا، ماما ، برادر کلان... ) (  .....نام وکیل............ )   را  بحيث  وكيل  در قسمت عقد نكاح و تعیین مهر  تعين  مى نمايم . 


متن پښتو-پښتو متن: زه (....دزوم نوم...)

د(........ )زوی د پیغلې  (...دناوی نوم .....)د (......)لورچې په دې نوم بله لورنه لري  د صحیح ، شرعی نکاح د عقداو د مهر د  تعیین په برخه کې خپل (کاکا، ماما، مشرورور....)محترم (...دوکیل نوم...)د شرعی وکیل به توګه انتخاب او ټاکم.

در صورتيكه  شخصى از طرف  ناكح  براى وكالت  تعيين گردد. امام  بايد  از وكيل  ناكح   هم اقرار را در مورد  اخذ نمايد كه  اين وكالت را قبول دارند يا خير؟

امام و عاقد نکاح بعد از تعيين وكيل مهر نفس ( منكوحه ) و  ( ناكح   ، در صورتيكه  خواسته باشد)  بحث خويش روى  تعيين  مقدار مهر شرعى   آغاز مى  نمايد. 


یادداشت :
پدر وکیل ویا  باصطلاح افغانی، یعنی وکیل پدر. (وكيل مهر ونفس ) در صورت میتواند  دختر پدر وکیل  برای خود بگیرد که پدر اش  غائب باشد یعنی پدر در مسافرت باشد، پدر مفقود باشد ، پدر بی نهایت مریض و یا مختل العقل باشد یا نتواند در مجلس عقد حضور به هم رساند و یا پدر فوت کرده باشد. در صورتیکه پدر در مجلس عقد حاضر باشد ، گرفتن پدر وکیل ضرورت نیست چنانچه پیامبر اسلام محمد صلی الله علیه وسلم وکیل دختر خود بی بی فاطمه  بود.
همانطوریکه گفته شد ،  به اصطلاح  افغانی ( پدر وکیل ) شخصی است که مستقیمأ از طرف دختر یا زن بحضور حد اقل دو شاهد تعین می گردد و دختر یا زن صلاحیت تعیین مهر و عقد نکاح خود را به او تفویض می نماید.
همچنان در دین مقدس اسلام در صورتیکه پدر ، برادر ، کاکا  ، حضور نداشته باشد، عروس میتواند  تا با تقوی ترین و داناترین شخص را از مجلس انتخاب کند و اگر چنین شخصی هم نبود  ، قاضی ، رئیس جمهور یک کشور و یا پادشاه مملکت با اینکه حضور ندارند قانونأ از حقوق دختر حمایه و پشتیانی می کنند.

برای یک زن بیوه و یا یک زن طلاق شده  و یا دختر باکره که خودش از حقوق خود  بتواند دفاع کند وبخواهند  در مجلس حضور به هم رساند ، پدر وکیل ضرورت نیست و قانون اسلامی کشور در کشور های  اسلامی  حامی حقوق وی است. قابل تذکر است که در شرایط  امروزی  در صورتیکه در محفل عقد نکاح  محارم  زن باشد  ، عروس میتواند خودش در مراسم  ایجاب و قبول شخصأ اشتراک کند.

 

مـــراسم تعيين مــهـــر

اهمیت مسأله تعیین مهر درنکاح

قبل از اینکه در مورد مراسم تعیین مهر مطالبی را خدمت خوانندگا ن محترم بعرض برسانیم  بهتر میدانیم دربدو کمی در مورد تاریخچــۀ مهر  روشنی به اندازیم .

حكمت وفلسه مهر در تاریخ بشریت:
مؤرخان مینویسند، در زمانیکه  روابط  بشری  در بین خانواده ها از چندان  قوتی برخوردار نبود ، ازدواج بین انسانها نوعی تعامل اقوام به شمار میرفت. بنابر همین روحیه بود که ازدواج  با هم خون و هم قبیله ممنوع بوده و هر کس برای ازدواج با دختری از قبیله ی دیگر اقدام خواستگاری میکرد، وبرای جلب توجه فامیل دختر به تناسب، زیبای دختر ومشهور بودن  فامیل  مبلغ را بنام هدیه ومهر پرداخت میگردد. وحتی داماد حاضر میشود در بدل ازدواج با دختر مدتی را برای خسر کار خود کار فیزیکی نماید.
بهترین مثال  در این مورد ،  داستان حضرت موسی علیه السلام  می باشد که در قرآن  عظیم  الشان با زیبای خاصی  بیان گردیده است. در داستان موسی علیه السلام آمده است:

بعد از اینکه موسی علیه السلام  از مصر به مداین آمد دربدل ازدواج خویش ،مدت ده سال را برای خسر خویش شعیب  وظیفه چوپانی بجا آورد .
به همه حال در زمانه های قدیم اگر پول  بنام مهر پرداخت میشود ویا داماد کار فیزیکی در بدل مهر عروسی خود بعمل میاورد که به این ترتیب این مبلغ ویا جنس تادیه شده بنام  مهر ویا کار صورت گرفته   به رئیس  فامیل  تعلق میگرفت وبرای دختر یا  عروس چیزی نمیرسید.
مهر در اعراب:
قبل از ظهور دین مقدس  اسلام در اعراب  نیز رسم ورواج مشابهی در باره  مهر زنها جریان داشت. داما د مکلف بود،  پول معینی را به پدر دختر ویا رئیس خانواده  بپردازد. حتی آنعده از فامیل های اعراب که دختر های  خویش را زنده بگور نمی کردند ودر خانه های شان دختر متولد میشود، سایرین  در تبریکی نوزاد دخترشان   میگفتند :
 « هنیئا لک النافجه » یعنی تولد طفلی که برایت پول میاورد  تبریک میگویم. این بدین معنا  بود که پدران شان از ازدواج دختران شان  پول بدست میاوردند ، به تــأسف باید بگویم که همین خرفات دوران جاهلیت تا هنوز دربرخی از مناطق کشور ما  افغانستان نیز در جریان است وبه تــأسف نام آنرا مراسم  اسلامی نیز میگذارند .
اسلام ومسألــۀ مهر:
همانظوریکه ملاحظه نمودیم که مهر  در نکاح ( 2  ) دختر اختراع دین مقدس اسلام  نبود، بلکه دین مقدس اسلام برای خانواده وازدواج وبخصوص مهر   قانو ن انسانی  را  وضع کرد ، ومهر را حق زن قانونی عروس اعلام  داشت ، وقرآن عظيم الشان با صراحت اعلام داشت : « واتوا النسا ء  صد قاتهن نحلة فإن طبن لكم عن شي منه فكلوه هنيٱ مرئيٱ »
  (  نسا ء آيه : ۴  )( ومهريه  هاي زنان را  به عنوان  هديه اي  خالصانه  وفريضه اي خدايانه  بپردازيد. پس اگر  با رضايت خاطر چيزي از مهريه خود را  به شما  بخشيدند ، آن  را ) دريافت  داريد و ( حلال وگوارا  مصرف كنيد).
خوانندۀ محترم!
طوریکه ملاحظه فرمودید ،دین مقدس اسلام وشرعیت غرای محمدی ، مهر را حق زن دانست وآنرا  به زن متعلق ساخت ، وگفت که پدر ویا ولی دختر وحتی شوهر حق تصرف در مهر را ندارد ومهر  حقی  است كه زن  بر مرد  دارد ،  و زن مالك  آن است  وبراى  هيچ  كسي  حلال  نيست ، خواه پدر باشد يا غير پدر  چيزى  از آنرا  براى خود  بردارد  مگر اينكه  زن  بر اينكار  راضي باشد.

مهريه، يكي از حقوق مالي زن در نظام خانواده است. دین مقدس اسلام  اين حق را بطور دقیق وعملی  تنطیم  نمود .
 مهر زن بر عهده مرد است وزن بر اثر ازدواج  ، مــالك وصاحب  آن ميشود  پس ميتواند  آن را  از شوهر خويش  مطالبه كند .وبه اختيار خود  در آن  مال تصرفات را بعمل آرد ،   استقرار اين مالكيت  نسبت به تمام  مهر  منوط 
به وقوع  نزديكى است ، به عباره ديگر  نزديكى ) مجامعت (  شرط  مــا لكيت  زن نسبت  به مهر است.   
بـرخى از 
فقها وحقوق دانان بـر اين عقيده اند  كه مهر  عبارت  از مالى است  كـــه  برموجب  عقد نكاح،  مرد ملزم  به پرداخت  آن  به زوجه ميگردد.  اگرچه  مـرد وزن  با رضا  ورغبت خود  عقد را منعقد مى  سازند ، اما قانون  مترتب برآن  مهر  را معين ميكند. پرداخت  مهر قبل از همه   يك  مكلفيت  دينى و قــانونى  است. 
 اين درست است كه عقد  به رضا ورغبت خود  صورت ميگرد؛ اما  الزامات  وتكاليف دينى و  قانونى آنطوريكه  قانون  معين نموده است ، صورت مى پذيرد.  وقانون گذار  نيز  ضمانت  اجرا  وتطبيق  اين تكليف را  با  توجه  بـه نــــوع عقدوخصوصيت آن  واهميت عوضين  در آن معين  كرده است. 
واجب نيست كه تمام مهريه  به هنگام  عقد ازدواج فورٱ  پرداخت شود ،  بلكه  جايز  است  كه تمام مهر يه  يا قسمتى از آن  به صورت  قرض ودين  باشد ،  ويا به  شيوه  اقساطى پرداخت  گردد وزن  بالغ  وعاقل  وداراى  رشد فكرى  ميتواند  بعد  از عقد  ازدواج  ،  شوهرش  را  از  تمام مهريه  ويا مقدرى از آن  تبرئه  وحلال كند.
انواع مهر :
در شريعت  حداقل  وحد اكثر ي  براى مهر  در نظر  گرفته نشده  ولى  كم بودن  وزياده روى  نكردن در آن  مورد  تشويق  قرار گرفته  است  تا ازدواج  به آسانى  امكان  پذير باشد وجوانان  به خاطر مهر  ومخارج  زياد  آن  از ازدواج  روى  نگردانند. 
مهر را  مى توان بطور نقد يا نقد وقسط يا تمام  قسط  عند  المطالبه  پرداخت كرد ، براى  مرد  جايز است  قبل از آنكه  مهر  را پرداخت كند  با همسرش آميزش  نمايد ،  اگر مقدر  مهريه  معين نشده ، مهر المثل  واگر  معين   شده باشد  پرداخت  مقدار  تعين  شده  بر مرد واجب  است،  واز عدم  وفا به شروط عقد جدٱ  خود  داري  نمايد، پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است:
« أحق ما أوفيتم  من  الشروط ، آن توفوا به  ما استحــللتم به الــفروج »  ( سزاور ترين  شروطى  كه بايد  به آن وفا كنيد  شروط  نكاح است  ).
( امام بخارى ۹-۲۱۷-۵۱۵۱ ) ، ( مسلم ۲-۱۰۳۵-۱۴۱۸  ) ،(  سنن ابو داود ۶-۱۷۶-۲۱۲۵ ).
 
مــهـــــــر:
فقها در تعریف مهر میگویند که:مهر عبارت از مالى است  كه به مجرد عقد نكاح براى زن لازم ميشود. مهر  در مقابل  تمتع  شوهر  حق خالص  زن بشمار  ميرود.    

وبر دو قسم تقسیم میگردد.


-۱مهر مسمى: (مهر ی كه در وقت عقد نكاح تعين شود (  خواه نقد باشد وياجنس.)


-۲ مهر مثل: ( عبارت از آن  اندازه  مالى است كه به زن مماثل  اين زن از قوم پدرى او پرداخته شده باشد.
 )

مماثلت دو زن در چيز هاى  ذيل  معتبر است :


 سن ، جمال ، عقـــــل ، مال ، عفت ، ديانت ، علم ، بكارت ،  ويا بيوه گى همچنين مماثل  بودن  او صاف  زوج معتبر 
است. پس اگر شوهر  يك زن  دارنده اوصاف  خوبى باشد كه شوهر زن ديگر آن اوصاف  را نداشته  باشد در آنصورت مماثلت بين دو زن  وجود ندارد.

مهر مثل در آنصورت لازم ميگردد كه  اندازه مهر در حين عقد نكاح تعين  واز آن  نام نه برده باشند ويا هم مهر را قصدٱ نفى كرده  باشند،  در هر دوصورت  مهر مثل  لازم ميگردد.
 چيز هائيكه  داراى قيمت  باشند مثل زمين ، باغ ، كالا ،  جواهر،  حيوانات  وغـيره كـه صلاحيت مهر را دارند بشر طيكه قيمت آن كمتر از ده درهم  شرعى  كه حداقل مهر  است  نباشد.


تعين مقدار مهر  به اختيار زوجين  ويا وكيل  شرعى شان  ، است به هر انداز ه اى كه  اتفاق  جانبين حاصل گردد.

ولى مهر بايد  از ده  درهم شرعى  كمتر  نباشد. در صورت  كمتر نكاح  صحت  وجواز دارد.


مهر حق زن است زيرا به قوامت مرد بر خود راضى ميشود. ولى طوريكه گفته شد ،  مهر زن  نبايد  سنگين باشد  پيامبر صلى الله عليه وسلم مى فرما ید:« خيرالنسا ء  احسنهن وجوهٱ وأرخصهن مهورٱ» (بهترين همسر، زنى است كه ازهمه  خوب روتر وكم مهريه  تر باشد.) 


در حديث  شريف از انس بن مالك  روايت است:

كه عبد الرحمن بن عوف نزدپیامبر صلی الله علیه وسلم  آمد  در حاليكه آثار زردى
( زعفران يا حنا ) بر او ديده  مى شد ،  پيامر صلى الله عليه وسلم  از حال او  پرسيد ،
( عبدالرحمن بن عوف ) در  جواب گفت كه با زنى  از انصار  ازدواج  كرده است.

پيامبر صلى الله  فرمود : چقدر مهريه  برايش  قرار  داده اي ؟ گفت به اندازه  وزن  يك  خسته خرما طلا ، پيامبر صلی الله علیه وسلم  فرمود: وليمه  بده  اگرچه گوسفندي باشد.
( بخارى ۹-۲۲۱-۵۱۵۳ ) ، ( مسلم ۲-۱۰۴۲-۱۴۲۷ ) .

همچنان در حديث از سهل بن سعد  روايت است : « به همراهى جماعتى در خدمت  پيامبر صلى الله عليه وسلم بودم  كه ناگهان  زنى بلند  شده  وگفت : اي  رسول خدا  ! خودم را به شما  بخشيدم ،  نظرت را  در اين  باره بگو ، پيامبر پیامبر صلی الله علیه وسلم، جوابى  به او نداد ، بار ديگر  آن زن  بلند  شد  وگفت : اي رسول خدا ! خود م را  به شما  بخشيدم ، نظرشما چيست؟ پيامبر صلى الله عليه وسلم جوابى به او نداد.

سپس  آن  زن  براى بار سوم  بلند شد  وگفت : اي رسول  خدا ! خودم را به  شما  بخشيدم ، نظر  خود  را در اين باره  بگو ، در اين هنگام  مـردي بلند شد  وگفت : اي رسول خدا  او را به ازدواج  من در آورد ، پیامبر صلی الله علیه وسلم  به آن مرد فرمود:

 آيا چيزى  داري( كه به عنوان  مهريه  به او بدهي ) ؟  گفت : نه ، پیامبر صلی الله علیه وسلام  فرمود : برو وچيزى پيدا كن  اگر چه  انگشتري  از آهن باشد ، آن مرد  رفت وبه جستجو پرداخت  سپس  برگشت وگفت :  هيچ چيزي نيافتم  حتى  آنگشتري  آهنى ،  پيامبر صلى الله عليه  وسلم فرمود : آيا  از قرآن  چيزي حفظ داري ؟ آن مرد  گفت :  سوره فلان  وفلان  را حفظ دارم ، پيامبر)ص( فرمود: بر وبـا( مهريه ( قرآنى كه ازحفظ  داري اورابه ازدواج  تو در آوردم)(۳)(بخاري  ۹-۲۰۵-۵۱۴۹  (  (مسلم ۲-۱۰۴۰-۱۴۲۵).

جــهــيــز:

عادت چنان است كه خود عروس يا خانواده اش  ضروريات منزل  اورا  فراهم مى كنند واين روش بدان جهت معمول گـــرديده است  تا به مناسبت زفا ف  خود خرسند باشد وثابت گرديده  كه پيامبر اسلام  به فاطمه (رض) بستره يى جهيز داده است. اما بايد دانست  كه مسؤول حقيقى تهيه تمام ضروريات  منزل، شوهر ميباشد.

معمولٱ چنين است كه بعد ازتعيين مقدار مهر، مهر به سه حصه وقسمت  تقسيم  گردیده  واز جمله يك حصه آن  جهت سهولت  بحيث  مهـرمعجل (  مهر كه قبل  از شب زفاف  پرداخته  مى شود ) ودو حصـــۀ ديگرآن بحيث  مهرمؤجل مسمى گردد كه در دين و به عهدۀ ناكح  بوده وبايد بعدٱ  پرداخته  شود . اگر عدد تاق باشد به فال نيك حساب ميشود. حكم شرعى نيست.

وظيفۀ وكيل مهر ونفس دختر:

وكيل مهر ونفس دختر ( یا پدر وکیل به اصطلاح افغانی )  بعد از شهادت  شاهد  دوم  به نمايندگى قانونى وشرعى ) وكيل مهر ونفس ( دختر  در مورد مهـر آغاز به صحبت نموده، روى بطرف  داماد ) ويا وكيل وى ( نموده  وميگويد : چه چيزى  در مهر دختر  مى گذاريد؟ 



در صورت  بروز  اختلاف  ويا هم پيش آمدغير مترقبه  امام  يا قاضى  بايد مداخله كند  وبه مهارت خاصى  مشكل   بوجود آمده را حل وفصل كند  وبگويد حد اقل  مهر شرعى ده  درهم  شرعى است واستدلال خويش را به اين حديث مستدل سازد :  (از  شعبى به نقل  از امام على (رض )  روايت  مينمايد  كه رسول الله صلى  فرموده است « لايـكون مهر اقل من  عشرة الدراهم » ويا هم به روايت  جابر  « لاصدقه دون  عشرة الدراهم » كه هدف  از آن مهر شرعى  ده  درهم  است  ( تفسير  قرطبى  جلد ۵ صفحه ۱۲۹  (ولى حالا شرايط فرق  كرده است. ومطابق به فرموده  پيامبر اسلام : » خير النسا ء احسنهن وجـوهٱ    وأرخصهن مهورٱ »( بهترين  همسر ، زنى است كه از همه  خوب  روتر  وكم  مهريه  تر باشد. )  وانشا الله   به يك   نتيجه خواهيم رسيد.
            

در صورت بروز  اختلاف امام  مسأله  را به شكلى از اشكال  به  حاضرين  مجلس هم  محول ووساطت  حاضران  بخصوص اهل  خبره، ودانشمندان وريش سفيدان حاضر در مجلس ،   را نيز جلب  نمايد. 

 به تأسف بايد گفت كه بعضى اوقات  در تعين  مقدار مهر در افغانستان  حوداث پيش آمده است  كه محافل  عقد نكاح به محافل   دشمنى ها مبدل گرديده است ، آنان مقام انسانی وروابط عالی انسانی ومفهوم تشکیل خانواده ومستقبل زندگی عروس وداماد را فراموش نموده وهمه این روابط در مقدار مهر وامور مادی جستجو مینمایند .

تجارب نشان داده است ،که  اگر امام ياقاضى  در برورز همچو حالات ،توجه ، ابتكار  وهوشيارى  لازم بعمل  را بخرچ ندهد ،   در زيادتر از اين حوادث امور عقد نكاح هم   به خطر مواجه ميگردد.


امام ياقاضى  بايد  در تعيين مقدار  مهر بسيار مهارت را بخرچ دهد   ودر ضمن در مورد مقام  ومنزلت زن  كه آنرا نميتوان به مقدار پول  مقايسه كرد  صحبت وبا صراحت تام حکم پروردگار وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم را در مورد بیان دارد .

بايد  با صراحت بگويد مقام زن  وخوشى  هردو جـوان آنـقدر با ارزش است كه به هيچ صورت  ماديات  جاى آنرا گرفته نميتواند . تعيين مهر به معنى   مساله خريد وفروش  زن  ،  نبوده ، بلكه حكمت عظيمى در آن نهفته است . تعين مقدار مهر  يكى از سنت هاى پيامبر اسلام است  كه عمل برآن  داراى  فوايد متعددى  مى باشد.


مسايــل :

 
زن ميتواند از شوهر  تا هنگام  پرداخت  مهر خود را  باز دارد ،  شوهر  تا مهر معجل  را نپردازد   نميتواند زن خويش را از سفر  واز بيرون  شدن  از خانه  باز دارد .

 
مهر بر دوقسم است :


۱-  مهرى كه در حال ( قبل شب زفاف ) بايد  پرداخته شود،   آن را  مهر معجل  مى نامند.


-۲ مهرى  كه در آينده پرداخته ميشود   مهر  مؤ جل  ميباشد.

 
قاضى يا  امام  بعد از تعيين مهر  توسط وكيل »مهر ونفس « دختر ، روى بطرف   بچه  ويا هم   وكيل  پسر  يا داماد  نموده موافقه ايشان رانيز اخذ ميدارد.


محارم در امر ازدواج: 


امور مربوط به محارم را پروردگار با عظمت ما  در سوره  ( نساء  آیات  22 تا 24 ) بطور دقیق  وعلمی فورمولبندی  وبیان  نموده است .در این آیات متبرکات  از زنانى ذكرى  بعمل  امده است كه  ازدواج با آنها  حرام است .

در روشنی  اين آيات متبركه در مى يابيم  كه  تحريم  بدونوع تقسیم گردیده است :


-۱  تحريم ابدي ، كه در آن  ازدواج  مرد  با زن  براى هميشه  ممنوع است .


-۲ تحريم مؤقت  ،  كه در آن  تا زماني  كه زن در وضعيت خاصى قرار دارد ، ازدواج  با او ممنوع است  ولى بمحض اينكه  اين وضعيت  تغيير كرد ، تحريم از بين  مى رود  وازواج با او  حلال  مى شود.

 


اسباب  تحريم ابدى عبارتند از: 


نسب ، خويشاوندى ناشى از ازدواج ( مصاهره ) ،  شير  خوارگي .


الف: زنانى كه به سبب نسب  حرام شده  اند  عبارتند از :


مادر ، مادر كلان ، وبالاتراز آن 
خواهر ، خواهر اندر وبالاتر از آن عمه ، عمه كلان  وبالا تر از آن خاله وبالاتر از آن دختر  وپاينتراز آن دختر برادر وپا ينتر  از آن
دختر خواهر  وپاينتر   از آن

ب : زنانى كه به سبب  مصاهره  حرام شده اند  عبارتند از :


-۱  مادر همسر ،  ودر   تحريم  او آميزش  با دخترش  شرط نيست بلكه  به محض  عقد دخترش  حرام مى شود.


-۲ دختر زنى كه با او آميزش كرده است  پس اگر  مردي مادر  را عقد  كرد بدون  اينكه  با  او 
آميزش كند ، دخترش  براي او حلال  است  به دليل  فرموده خداوند متال:

« فإن لم تكونوا دخلتم بهن فلا جناح عليكم »   ( ولى اگر  با مادرانش  همبستر  نشده باشيد  گناهى  ) در ازدواج با چنين  دختراني ( بر شما  نيست).


-۳  همسر  پسر كه به محض عقد حرام  مى شود.


-۴ همسر پدر ؛ بر پسر  حرام  است  كه با همسر  پدرش ازدواج كند واين تحريم به محض  اينكه 

پدرش او را عقد كرد حاصل  مى شود.

ج-   تحريم به سبب شير خوارگى:

خداوند متعال  مى فرمايد» وأمهاتكم اللاتى إرضضعنكم وأخوانكم  من الرضا عة »(ومادرانى كه به شما  شير  داده اند وخواهران رضاعى تان)

همچنان پيامبر صلى الله عليه وسلم  فرموده است : « الرضاعة تحرم ما تحرم الولادة » (شير  خوارگى حرام  مى كند آنچه را نسب حرام ميكند)( صحيح  امام بخارى  : ۵۰۹۹ / ۱۳۹ /  )(امام مسلم  ۱۴۴۴۴ / ۱۰۶۸ / ۲ )  ،( سنن  الترمذى  : ۱۱۵۷ / ۳۰۷ / ۲ )

( تمام كساني كه از طريق نسب نكاح شان حرام است از طريق رضاع نيز حرام است) .
 ( از جانب شيرده  همه  خويش  شوند از جانب  شير خواره زوجان  وفروع  . )


شير خور نميتواند  با افراد زير ازدواج كند :


-۱ زن شير دهنده ، ( مادر  رضاعى )

-۲ مادر زن  شير دهنده

-۳ مادر  شوهر شير دهنده

-۴ خواهر زن   شير  دهنده

-۵ خواهر شوهر شير دهنده 

-۶ دختران پسر ودختر شير دهنده 

۷ -خواهرشيرى: مقدار  شير كه  با خوردن  آن  تحريم ثابت مى شود: از بی بی عايشه  )رضى (روايت كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است : » لا تحرم المصة والمصتان«  ( با يك  يا دو  بار  مكيدن  تحريم ثابت نمى شود)(صحيح امام مسلم  ۱۴۵۰ / ۱۰۷۳ /  ۲ )  ( سنن الترمذى   ۱۱۶۰ / ۳۰۸ / ۲ ۹ )  
از ام فضل  روايت است  كه پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است : « لا تحرم الر ضعة أو الر  ضعتان  ، أوالمصة او المصتان »( بايك  يا دو  بار شير خوردن  ويا يك يا دو بار  مكيدن تحريم ثابت نميشود.
 (صحيح امام مسلم ۱۴۵۱/ ۲۰/ ۱۰۷۴ /۲ ). 

 


مسايـــل : 

پسرى بنام  محمود  كه داراى 3 برادر  است از پستان مادر  نوريه  كه داراى  2 خواهر است  شير  خورده  ، نوريه  وخواهر اش  براى محمود  حلال نيستند. اما  نوريه  وخواهرانش   مى توانند به قيد نكاح   برادران  محمود در آيند .

وقتى  شير خوارگى در نكاح  مدار  اعتبار  است  كه سن كودك  شير خوار از دوسال  وششماه  زياد نشده باشد ، خـواه  شير   را مستقيمٱ ء از پستان  بچوشد يا  از طريق  چوشك ويا امثال آن.


قرآن عظيم الشان ميفرمايد :  «  والوالدات ير ضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أ ن يتم الرضاعة »( بقره  233 )( مـا دران ) اعم  از مطلقه وغير مطلقه ( دوسال  تمام  فرزندان  خود را  شير  
مى دهند هرگاه  يكى از  والدين  يا هردوى  ايشان   خواستار  تكميل دوران  شير خوارگي شوند .


از ام سلمه  روايت است  كه پيامبر صلى الله عليه وسلم  فرموده است : « لا يحرم من الرضاع إلا 
ما فتق الآ معا ء  فى الثدى وكان قبل  الفطام »

( سنن الترمذى : ۱۱۶۲ / ۳۱ / ۲ )( شير خوارگى موجب تحريم ازدواج نمى شود  مگر  زمانى كه شير  به روده كودك  برسد ( بطوريكه روده كودك  تنها  ازآن تغذيه  كند ) وقبل  از دو سالگى باشد .

زنانى كه بطور مؤقت حرام شده اند:

۱- جمع  بين دو خواهر  )  دو خواهر  را در يك  زمان  به ازدواج  خود در آوردن ( ، خداوند متعال مى فرمايد :« وأن تجمعوا بين الآختين إلا ما قد سلف » ( نسا ء : ۲۳ ). واينكه دو خواهر را با  هم جمع 
آوريد ، مگر آنچه گذشته است .


-۲ جمع بين زن  وعمه وخاله او :  به دليل  حديث ابو هريرة از پيامبر صلى الله عليه وسلم  فرمود : « لا يجمع بين المرأة  وعمتها  ولا بين المرأة  وخالتها »( صحيح امام بخارى  :۵۱۰۹ / ۱۶۰ / ۹ ) ،  ( صحيح امام مسلم : ۱۴۰۸ / ۱۰۲۸ / ۲ ).

 
-۳ زنى كه همسر  مردى ديگرى است  ودر  عده  او به سر  مى برد : به دليل  فرموده خداوند  متعال :« والمحصنات من النسا ء  إلا ما ملكت أيمانكم  »( زنانى شوهردار ( بر شما  حرام شده  اند )مگر زنانى كه ( آنان  را در جنگ  دينى مسلمانان  با كافران ) اسير  كرده باشيد ، كه بعد پاك شدن رحم  ايشان ، براى اسير  كنند گان  حلال  مى گردند اگر چه  در ازدواج كسان ديگرى باشند.

۴- زنى كه سه  بار طلاق  داده شده ،  ازدواج او با شوهر  اولش  جايز  نيست ، مگر اينكه  مرد ديگرى بطور صحيح  اورا به  ازدواج خـود در آورد سپس او را طلاق  دهد ، به دليل  فرموده 
خداوند متعال :« فإ ن طلقها فلا تحل  له من بعد  حتى تنكح زوجٱ غيره ، فإ ن طلقها فلا جناح  عليهما أن يتراجعا إن ظنا أن يقيما حدود الله »  پس اگر ( بعد  از طلاق  ورجوع بار ديگر هم )  او را طلاق  داد ازآن به بعد زن براى او حلال  نخواهد بود ، مگر اينكه  با شوهرى ديگر  ازدواج كند ،  وبا  او آميزش جنسى نمايد و ازدواج  واقعى وجدى  صورت  گيرد  نه مؤقتى  وفريبكارانه (  در 
اينصورت  اگر ) شوهر دوم (  او را طلاق  داد ، گناهى برآن دو ( زن وشوهر )  نخواهد بود  كـه ( به كانون  زندگى زناشويى )  بر گردند ) وزن با شوهر اول  ازدواج  نمايد ( در صورتيكه  اميدوار باشند كه مى توانند حدود الهى را محترم  بشمارند و  پا بر جا  دارند .)

وظایف وكيل داما د:

نماينده ويا وكيل  داماد  اكثرٱ  پدر ، برادر  ، كاكا  ويا هم شخص  ريش  سفيد  خانواده  دامادميباشد.  
نماينده  داما د   ويا هم خود  داما د ميگويد :  من مبلغ  كذا ( ...........   ) يا مال كذا   
(  ...........  )  را ذكر  حدود   واربعه  خانه  ، زمين  ويا هم اگر مهر اموال غير منقول باشد  در مهر بى بى  (............)  قبول  نمودم .


بعد از موافقه  وقبولى  داماد ويا وكيل او در اندزۀ مهر،  امام روى خويش را بطرف  وكيل مهر ونفس دختر نموده  ومراسم  ايجاب  وقبول  بترتيب ذيل آغاز ميگردد.

مراسم ايجاب وقبول:


توجه !  توجه !   توجه ! 


مراسم ايجاب و قبول يكى از مهمترين نقاطى است  كه در آن بايد دقت لازم بعمل آيد.

نكاح بوسيلـۀ ايجاب وقبول به لفظى كه از گذشته  ) ماضى ( تعبير ميكند ويابه تعبير يك لفظ  از ماضى ولفظى  ديگر از ) حال) منعقد ميشود.

 مثلآ اينكه يكى از دو همسر  بگويد :
« مرا بزن  وشوهرى بگير ، آن ديگرى بگويد :  ترا بحيث همسر  خود پذيرفته بودم و پذيرفتم. »


عقد نكاح  با الفاظى  از قبيل نكاح ، ازدواج بخشش وتملك  نيز  بعمل  مى آيد ، يعنى  اگر زن  عوض قبول  نكاح بطور مثال بگويد : خود را بتو  بخشيدم  نكاح صحيح ميشود. 


قاضى يا امام  روى بطرف «  وكيل مهر ونفس » دختر نموده ميگويد:

« شما  كه بحيث  وكيل سابق وكا لت(سابق الوکاله ) « در همين اثنا ء وكيل  دختر ميگو يد بلى » هستيد : 
 بى بى  عفيفه المسمات   ( .....نام منکوحه - عروس..... ) بنت ( ........ ) كه به اين نام  ونسب ديگر  دخترى ندارد ، نفس  مسمات مذكوره را  به نكاح  صحيح  وشرعى به پرداخت  ) مبلغ  كذا يا مقدار كذا كه ذكر مشخصات آن حتمى است (  كه از جمله  ( .......   )    مهر معجل  و(.........) مقدار مهر مؤجل  به اين جوان حاضر) بهتر است  امام بدست اشاره به ناكح  كند ( محترم (.....نام داماد......) فرزند (.........) غرض عقد نكاح زنى وشوهرى بحيث داماد خويش  قبول  نموده ايد؟   داده ايد؟

وكيل مهر نفس دخـترميگويد: 

بلى من آنرا  داده بودم  وداده ام  اين جمله بايد سه بار  بالاى وكيل دختر تكرار  شود .


 بلى من آنرا  داده بودم  وداده ام   


 بلى من آنرا  داده بودم  وداده ام  

 
بلى من آنرا  داده بودم  وداده ام


یادداشت:


اگر خود  دخترميخواهد در مراسم ايجاب  وقبول حاضر گردد و ميخواهد مراسم ايجاب  را  شخصٱ ادا كند بايد  بگويـد : من نفس خويش را  به نكاح صحيح و شرعى در بدل مهركذا  به  محترم (.....نام ناکح...  )در مقابل مهر معجل    
( مقدار .........) ومهر مؤجل (  مقدار...      (داده  بودم ودادم) البته  سه بار ( بعدٱ   بدون وقفه امام  وياقاضى روى بطرف  داماد نموده   وميگويد :

اكنون شما  جوان عاقل  وبالغ  كه در اين مجلس حاضر به عقد نكاح مسمى  هستيد : نفس بى بى  (  ..... نام منکوحه - عروس...... )      بنت     (......       )  را به نكاح  صحيح وشرعى   به زنى  وزناء شوهرى  به نفس خود  در بدل مهر كذا  (    ......  )باذكر  مهر ومقدار مهر  معجل ومؤجل   قبول  داري؟ 


جوان  يا داماد بلا درنك  سه بار  ميگويد :


بلى من آنرا  خواستم، قبول  كرده  بودم وقبول دارم.

بلى من آنرا  خواستم، قبول  كرده  بودم وقبول دارم.


بلى من آنرا  خواستم، قبول  كرده  بودم وقبول دارم.


ولى اگر قرار باشد كه وكيل داماد  جواب ميدهد امام بايد بپرسد كه :

نفس بى بى  (    ...نام عروس..... )  بنت (     ......  )   را به نكاح  صحيح وشرعى   به زنى  وزناء شوهرى  به اين جوان (  نام جوان ذكر  شودوبهتر است امام به دست هم اشاره كند   (حتمى است ( در بدل مهر كذا   )باذكر  مهر ومقدار  مهر  معجل ومؤجل (  قبول داريد ؟ 


در جواب  بايد توسط وكيل داماد  گفته شود:  من  نفس بى بى  ( ....نام منکوحه - عروس...  ) بنت (........   )را به نكاح  صحيح وشرعى   به زنى  وزناء شوهرى  به محترم  ( ...نام داماد - ناکح... ) توجه !  توجه !  توجه !  (  نام پسر يا  داماد حتمٱ  ذكر شود ! )  


بلى من آنرا  براى محترم.......نام داماد - ناکح.......)  خواستم، قبول  كرده  بودم وقبول دارم 
.

بلى من آنرا  براى محترم (.... نام داماد....)  خواستم، قبول  كرده  بودم وقبول دارم.

 بلى من آنرا  براى محترم (... نام داماد.....)  خواستم،  قبول  كرده  بودم وقبول دارم.


خطبـۀ نكــــــاح

قبل از همه باید گفت خواندن خطبه در نکاح امر مستحب است. در روایت آمده است که: پیامبربزګوار اسلام محمد صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ  چنین خطبه خوانده است:
« الحمد لله نحمده و نستعينه و نستغفره ، و نعوذ بالله من شرور أنفسنا و من سيئات أعمالنا ، من يهده الله فلا مضل له ، و من يضلل فلا هادي له ، و أشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شريك له ، و أشهد أن محمدا عبده و رسوله...»

سپس میتواند یکی  ویا سه آيه زير را بخواند:

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ (102)] (آل عمران)

« يَا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا» (نساء:1)

« يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِيدًا » (70) (احزاب)

«  یایهاالناس اتقو ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاء کثیرا و نسآ ًا، و اتقوا الله تسأ لون به  و الارحام ، ان الله کان علیکم رقیبا ( سوره نسأ)

«‏وَإِنْ خِفْتُمْ أَنْ لاَ تُقْسِطُوا فِي الْيَتَامَى فَانْكِحُوا مَا طَابَ لَكُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَنْ لاَ تَعْدِلُوا فَوَاحِدَةً أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُكُمْ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ لاَ تَعُولُوا‏»

 
هكذا قال سيدنا محمد صلى الله عليه وسلم:

 
النكاح من سنتى فمن  رغب عن سنتى فليس منى.

 
وايضٱ قال رسول الله صلى الله  عليه وسلم : ا لناكح  راغب والمنكوحة  مرغوبة  والمهر على ما تراضيا
وايضٱ قال رسول الله  صلى الله عليه وسلم: تناكحوا توالدو  او تكثروا فانى أباهى بكم  الامم  يوم  القيامة.  صدق الله العظيم وصدق رسوله  النبى  الكريم  ونحن  عــلى  ذلك  من الشاهدين
والشاكرين  والحمد لله  رب العالمين  برحمتك يا ارحم الراحمين.


دعا اختتام  :


بارك الله لك وبارك  الله  عليك و جمع بينكما  فى  خير.

الهم الف بينهما كما الفت بين آدم  و حـوا.


الهم الف  بينهما  كما الفت  بين ابراهيم  وساره.


الهم الف بينهما كما  الفت بين مـوسى  و صفوره.


الهم  الف  بينهما  كما الفت  بين سيدنا محمد صلى الله وسلم  وعايشة كبرى.


پروردگارا  ! 

نكاح هذا را كه بدون ممانعت  وبه طريقه اسلامى ، به رضا ء ورغبت جانبين  ومطابق به سنت  پيامبر صلى الله عليه وسلم وشرعيت  غراى محمدى صورت  پذيرفت  تو به در بار خويش  مبروك ومقبول بگردانى .


پرردگارا  !
به بركت  خطبۀ مقدســه  وآيات متبركـۀ قرایت شده  اين وصلت  وزندگى نوين  را براى زوجين پر بركت وپر ثمر سازى 


پرورگارا ! 

براى زوجين   زندگى سعادتنمد ، با ابرو  وبا عزت  نصیب نمايى

پروردگار ا !

اولاد  صالح  نصيب  شان  داشته  وبراى هردو خانواده  توانمندى  آنرا  عطا فرمايى تا بر دوستى  هاى خويش بيفزايند .


پروردگار ا !

 دوستان وعزيزانى كه  قدم رنجه فرموده ودر اين محفل خوشى  ودر شب مقدس  در نكاح مقدس شرعى سهم گرفتنند تو بر  شادى هاى شان بيفزا .


 پروردگار ا !

دوستانى كه نه توانستند در اين محفل  اشتراك نما يند   تو در خوشى های شان بيفزا .

 پروردگار ا !


تو به نورحبيبت ،  تو به نور پيامبرت  محمد صلی الله علیه وسلم   مارا از غم  نجات ده  وبه شادى هاى ما  بيفزا .



امين يا رب العالمين

 ربنا عليك تو كلنا وإليك  أ نبنا  واليك  المصير 
وآ خير  دعوانا أن  الحمد لله  رب العالمين  برحمتك يا أرحم  الراحمين.

بخش دوم

گشت به تیتر صفحه   با یک کلیک به همینجا به صفحه اول بر میگردید* * * * * * *با لا برویدبالا بروید

 

بانک موضوعی وبگاه " روشنایی " :
مطالب خود را از طریق ایمیل    sarajadib@gmail.com  بما بفرستید
+ نوشته شده در  90/04/22ساعت 2:29  توسط مسئول بخش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیف
عناوین مطالب وبگاه
= Image and video hosting by TinyPic =
درباره وبگاه روشنایی

پیوندهای روزانه
سایت ها ورسانه ها
تلویزیونهای افغانستان
شبکه جامعه مدنی و حقوق بشر
شورای ملی ( ولسی جرگه )
موسیقی پشتو
موسیقی فارسی – دری
موسیقی تاجکی
موسیقی هندی
موسیقی عربی
نوشته های سراج ادیب
افغانستان در چنبره یی جيو اکونومی امريکا - قسمت دوم
افغانستان در چنبرۀ جیو اکونومی امریکا - بخش 1
مقالات عالم افتخار
مقایسه‌ی وب‌سایت و وبلاگ؛ شباهت‌ها و تفاوت‌ها
سومین جنگ جهانی آماده می شود بخش 1 تا3
اثار سخنسرایان پارسی گو
افشای 92 هزار سند سری ارتش امریکا در باره جنک افغانستان
اعلامیه جهانی حقوق بشر 2
تفسیرنامهء واژه های اعلامیه جهانی حقوق بشر 1
رویداد تاریخی جهان
پاکستان ( همسایهء افغانستان )
ازبکستان ( همسایهء افغانستان )
ترکمنستان (همسایهء افغانستان )
چین ( همسایهء افغانستان )
ایران (همسایهء افغانستان )
تاجیکستان (همسایهء افغانستان)
ولایات افغانستان در یک نگاه 2
ولایات افغانستان در یک نگاه 1
افغانستان دریک نگاه
سیارهء بنام " زمین "
آرشیف پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
8/23/2014 - 9/22/2014
7/23/2014 - 8/22/2014
6/22/2014 - 7/22/2014
5/22/2014 - 6/21/2014
4/21/2014 - 5/21/2014
3/21/2014 - 4/20/2014
2/20/2014 - 3/20/2014
10/23/2013 - 11/21/2013
9/23/2013 - 10/22/2013
8/23/2013 - 9/22/2013
7/23/2013 - 8/22/2013
6/22/2013 - 7/22/2013
5/22/2013 - 6/21/2013
5/21/2012 - 6/20/2012
4/20/2012 - 5/20/2012
3/20/2012 - 4/19/2012
2/20/2012 - 3/19/2012
1/21/2012 - 2/19/2012
12/22/2011 - 1/20/2012
11/22/2011 - 12/21/2011
10/23/2011 - 11/21/2011
9/23/2011 - 10/22/2011
8/23/2011 - 9/22/2011
7/23/2011 - 8/22/2011
6/22/2011 - 7/22/2011
5/22/2011 - 6/21/2011
2/20/2011 - 3/20/2011
11/22/2010 - 12/21/2010
10/23/2010 - 11/21/2010
9/23/2010 - 10/22/2010
8/23/2010 - 9/22/2010
7/23/2010 - 8/22/2010
6/22/2010 - 7/22/2010
5/22/2010 - 6/21/2010
آرشیف روشنایی
سراج ادیب
اخبار - گزارشات
روز های ویژه و خاص
علمی/ پژوهشی
طبی ( پزشک )
اجتماعی
سیاسی
هنر ، موسیقی، طنز
اشعار
کتب
تاریخی
فرهنگی
مقالات تفسیری و تحلیلی :
اقتصاد - مالی
ز بـــــــــــــان
ز نـــــان
ملل متحد - حقوق بشر
رسانه ها
مذهبی
از دیگر پایگاه
شخصیت ها
خلیل الله عالم
غم و ماتم
پیوندها
جستجو " گوگل Googl "
تقویم سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۲
فارسی نویس ( کیبورد تایپ )
ترجمه واژگان به هر زبان
روسی نویس ( کیبورد تایپ )
آموزش قرانی
اوقات نماز در جهان
غذا های افغانی
تلویزیونهای جهانی
اوقات شرعی جهان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

+ محل برای یک تصویر +
+++++ به وقت اروپا