![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
نکاح در اسلام - بخش دوم رهنمـودمشورتى بـراى عقد نكاح
تبريك گفتن ازدواج براى فاميل هاى عروس و داماد تبريك گفتن ازدواج براى فاميل هاى عروس و داماد مستحب است. از ابو هريرة )رض ( روايت است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم وقتي تبريك مى گفت مى فرمود :« بارك الله لك وبارك الله عليك و جمع بينكما فى خير »( خداوند خود تان وازدوجتان را پر بركت واجتماعتان را پر خير كند .»( صحيح سنن ابن ماجه : ۱۵۴۶ ) ، (سنن ابن ماجه : ۱/۶۱۴/۱۹۰۵ ) همچنان بى بى عائشه ( رضى الله عنها ) از حضرت محمد صلى الله عليه وسلم روايت فرموده است : « اعلنوا هذا النكاح واجعلوه فى المساجد واحتربو عليه الدف » ( رواه احمد والترمذى ) قـانون مدنى افغانستان وامور متعلق به ازدواج مبحث ششم - ازدواج : ماده ۶۰ : ازدواج عقديست كه معاشرت زن ومرد را به مقصد تشكيل فاميل مشروع گردانيده حقوق و واجبات طرفين را بوجود مى آورد. ماده ۶۲ : نامزدى با زنى جواز دارد كه درقيد نكاح وعدت غير نباشد. ماده ۶۳ : خواستگارى زن در عدت طلاق رجعى يا بائن بعبارت صريح و كنايه ودر عدت وفات بعبارت صريح جواز ندارد. ماده ۶۴ : نامزدى عبارت از وعده به ازدواج است. هر يك از طرفين مى تواند از آن منصرف شود. ماده ۶۵ : هر گاه نامزد به نامزد خود هديه داده باشد . هديه دهنده مى تواند در صورت انصراف جانب مقابل وموجوديت هديه ، عين يا قيمت روز خريد آن را مطالبه نمايد و اگر انصرف از طرف هديه دهنده صورت بگيرد يا هديه هلاك ويا استهلاك گرديده باشد ، رد آن را به هيچ صورت مطالبه كرده نميتواند. ماده ۶۶ : عقد ازدواج با ايجاب وقبول صريح كه فوريت واستمرار را افاده كند ، بدون قيد وقت در مجلس واحد صورت مى گيرد. ماده ۶۷ : ازدواج در صورت تعليق آن به شرط غير محقق يا مضاف ساختن آن به زمان آينده عقد شده نميتواند . ماده ۶۸ : هر گاه در عقد ازدواج شرطى گذاشته شود كه مخالف قانون واهداف ازدواج باشد عقد صحيح وشرط باطل پنداشته ميشود. ماده ۶۹ : در عقد ازدواج بدل - زن ، بدل زن ديگر قرار نگرفته وبراى هريك از زوجه ها مهر مثل لازم مى گردد. ماده ۷۰ : اهليت ازدواج وقتى كامل مى گردد. كه ذكور سن (۱۸ ) واناث شانزده ساله گى را تكميل كرده باشد. ماده ۷۱ : ( ۱ ) هر گاه دختر سن مندرج ماده( ۷۰ ) اين قانون را تكميل نكرده باشد ، عقد ازدواج وى تنها توسط پدر صحيح التصرف يا محكمه با صلاحيت صورت گرفته مى تواند. ( ۲ ) عقد نكاح صغير كمتر از ( ۱۵ ) سال بهيچ وجه جواز ندارد. ماده ۷۲ : ( ۱ ) گرفتن وكيل براى عقد ازدواج جواز دارد. ( ۲ ) وكيل نمى تواند موكله خود را به عقد نكاح خود در آورد، مگر اينكه در عقد وكالت به آن تصريح شده باشد. ماده ۷۳ : وكيل نمى تواند در عقد ازدواج بدون تفويض صلاحيت يا اجازه موكل يا موكله خود ، شخص ديگرى را به صفت وكيل انتخاب نمايد. ماده ۷۴ : وكيل نميتواند عملى را كه خارج از حدود وكالت او باشد ، انجام دهد . تصرف خارج از حدود وكالت بمثابه عمل فضولى بوده ومو قوف باا جازه مؤكل يا مؤكله او مى باشد. ماده ۷۵ : وكيل به تسليم زوجه بـه زوج وپــرداخت مهر مكلف نمى باشد ، مگر اينكه از پرداخت مهر ضمانت كرده باشد. در ين صورت وكيل نمى تواند كه مهر تاديه شده را از زوج مطالبه نمايد . جز در حالتى كه ضمانت وكيل با جازه زوج صورت گرفته باشد. ماده ۷۶ :در صورتيكه طرفين عقد اصالتٱ شر عٱ يا توكيلآ تحت ولايت شخصى واحد قرار داشته باشند ، شخص مى تواند به تنها ئى از جانب طرفين عقد ايجاب وقبول نمايد ، مشروط بر اينكه شرايط قانونى عقد رعايت شده باشد. ماده ۷۷ : براى صحت عقد نكاح ونفاذ آن شرايط آتى لازم است : ۱-انجام ايجاب وقبول صحيح توسط عاقدين يا اوليا ء يا وكلاى شان . -۲ حضور دونفر شاهد با اهليت . -۳ عدم موجوديت حرمت دائمى ويا موقت بين ناكح ومنكوحه . ماد ه : ۷۸ : قاضى ولى اشخاصى است كه ولى نداشته باشند. ماده ۷۹ : اشخا صيكه طبق ماده ( ۷۸ ) اين قانون تحت ولايت قاضى قرار مى گيرند ، قاضى نميتواند آنها را به عقد ازدواج خود يا اصول وفروع خويش دراورد. ماده ۸۰ : هرگاه عاقله رشيده بدون موافقه ولى ازدواج نمايد . عقد نكاح نافذ ولازم ميباشد. ماده ۸۱ : ازدواج شخص با اصول وفروع خود وفروع پدر ومادر وطبقه او ل فروع اجداد بطور ابدى حرام است. ماده ۸۲ : ازدواج شخص با زوجه اصول وزوجه فروع خودش بطور دايم حرام است همچنان ازدواج شخص با اصول زوجه اش مطلقٱ وبا فروع زوجه در صورت دخول بطور دايم حرام ميباشد. ماده ۸۳ : ازدواج زنى بااصل وفرع مزنيه همچنان ازدواج مزنيه با اصول وفروع زانى حرام مى باشد. ازدواج اصول وفروع مزنيه با اصول وفروع زانى از ين امر مستثنى است. ماده ۸۴ : حرمت رضاعى با ستثناى حالات ذيل مانند حرمت نسبى است ۱- خواهر پسر رضاعى . ۲- مادر خواهر يا برادر رضاعى. -۳ مادر كلان پسر يا دختر رضاعى . ۴- خواهر برادر رضاعى. ماده ۸۵ : در حالات ذيل حرمت مؤقت موجود ميگردد. -۱ جمع در نكاح بين دو زنيكه هر گاه يكى آنها مرد فرض شود ، حرمت ازدواج بين شان بوجود آيد ۲- مطلقه ثلاثه تا زمانيكه با شخص ديگرى ازدواج نمايد . -۳ منكوحه ومعتده غير . -۴ زنيكه لعان شده باشد تا وقتيكه ، شوهر خودرا تكذيب نمايد. ۵- زنيكه اهل كتاب نباشد. ماده ۸۶ : ازدواج به بيش از يك زن بعد از تحقق حالات آتى صورت گرفته ميتواند . ۱-در حالتيكه خوف عدم عدالت بين زوجات موجود نباشد. ۲-در حالتيكه شخص كفايت مالى براى تامين نفقه زوجات از قبيل غذا ، لباس ، مسكن وتداوى مناسب را دارا باشد. -۳ در حالتيكه مصلحت مشروع ، مانند عقيم بودن زوجه اولى ويا مصاب بودن وى به امراض صعب العلاج ، موجود باشد. ماده ۸۷ : زنيكه شوهر وى بر خلاف حكم ماده ( ۸۶ ) اين قانون ازدواج نموده باشد ، مى تواند مطابق به احكام مندرج ماده ( ۱۸۳ ) اين قانون ، براساس تفريق به سبب ضرر از محكمه مطالبه طلاق نمايد. ماده ۸۸ : زن ميتواند هنگام عقد ازدواج شرط گذارد كه اگر ازدواج وى مخالف احكام مندرج مانند ( ۸۶ ) اين قانون به زن ديگر ازدواج كند ، صلاحيت طلاق به او انتقال داده ميشود. اين شرط وقتى اعتبار دارد كه در وثيقه نكاح درج شده باشد . ماده ۸۹ : شخصيكه در ازدواج به بيش از يك زن مطابق حكم مندرج ماده ) ۸۶ ( اين قانون متاهل بودن خود را كتمان نمايد ورضائيت وموافقه صريح زنى را كه جديدٱ به نكاح گرفته است در مورد بدست نياورده بــاشد . درينصورت زوجه جديد مى تواند در صورت عدم رضائيت به دوام معاشرت به زوج مطابق به احكام مندرج ماده ( ۱۸۳ ) بر اساس تفريق به سبب ضرر از محكمه مطالبه طلاق نمايد. مبحث هفتم آثـار ازدواج فـرع اول احكام عمومى: ماده ۹۰ : در نكاح صحيح ونافذ تمام آثار آن از قبيل ، نفقه زوجه ، حقوق ميراث ، ثبوت نسب وحرمت مصاهره مرتب ميگردد. ماده ۹۱ : در مورد لزوم كل مهر ، خلوت صحيحه ، حكم دخول را در نكاح صحيح دارد ، گرچه زوج عنين باشد . همچنان در مورد اثبات نسب ، نفقه ، حرمت نكاح خواهر زوجه ، حكم خلوت صحيحه ، عينٱ حكم دخول در نكاح صحيح را دار مى باشد. ماده ۹۲ : ازدواج زن مسلمان با مرد غير مسلمان باطل است مرد مسلمان ميتواند با زن اهل كتاب ازدواج نمايد. ( ۲ ) ازدواج اهل كتاب توسط ولى كتابى وى بحصور دونفر شاهد اهل كتاب صورت گرفته مى تواند ، در مورد مندرج اين ماده اولاد تابع دين پدر شناخته مى شود. ماده ۹۳ : نكاح زن اهل كتاب بالاى زن مسلمان وعكس آن جواز دارد. ماده ۹۴ : هر گاه در نكاح غير صحيح بين زوج وزوجه قبل از دخول ومقدمات آن تفريق صورت بگيرد ، موجب حرمت مصاهره نمى گردد. ماده ۹۵ : هيچ يك از آثار ازدواج صحيح بر ازدواج بـــاطل گرچه دخول در آن صورت گرفته باشد ، مرتب نميگردد. ماده ۹۶:ازدواج كه با ايجاب وقبول صورت گرفته وبعضى شرايط آن تكميل نگرديده باشد ، فاسد واحكام ازدواج بر آن مر تب نمى گردد. ماده ۹۷ :( ۱ ) ازدواج فاسد قبل از دخول در حكم نكاح باطل است. هر گاه بعد از ازدواج فاسد دخول صورت بگيرد ، مهر نسب ، حرمت ، مصاهره ، عدت ، تفريق ونفقه ثابت ميگردد.
فـرع دوم - مهر ماده ۹۸ : كل مهر با وطى ، خلوت صحيحه يا وفات يكى از زوجين گرچه قبل از دخول يا خلوت صحيحه صورت گرفته باشد، لازم ميگردد. ماده ۹۹ : زوجه مستحق مهر مسمى مى باشد ، اگر مهر حين عقد تعيين نشده ويا نفى آن بعمل آمده باشد ، مهر مثل لازم مى گردد. ماده ۱۰۰ : مال قابل تملك مهر تعيين شده مى تواند. ماده ۱۰۱ : ( ۱ ) كل يا قسمتى از مهر ، حين عقد طور معجل يا مؤجل تعيين شده مى تواند. ( ۲ ) در صورت عدم تصريح ، بعرف رجوع مى گردد. پرداخت مهر مؤجل در صورت تفريق يا وفات تابع مدت كوتاه تر مى باشد ، مگر اينكه حين عقد مدت معينى تصريح شده باشد. ماده ۱۰۲ :( ۱ ( زوج مى تواند مقدار مهر را بعد از عقد تزئيد نمايد. (۲) در حالت فوق زيادت در مهر تابع شرايط ذيل است . ۱- مقدار زيادت مهر معلوم باشد. -۲ زوجه يا ولى او اين زيادت را قبول نمايد. -۳ رابطه زوجيت باقى باشد. ماده ۱۰۳ :( ۱ ) زوجه بالغه كه سن ازدواج قانونى را تكميل نموده باشد ، ميتواند در حالت صحت ورضاى خود مهرى را كه نقد ٱ تعيين شده باشد ، كلا ويا قسمٱ از ذمه زوج ساقط نمايد. ( ۲ ) پدر زوجه اى كه سن مندرج ماده ( ۷۰ ) اين قانون را تكميل نكرده باشد ، بهيج صورت نمى تواند مهر را از ذمه زوج ساقط نمايد. ماده ۱۰۴ : زنى كه اختيار تعيين مهر را به زوج تفويض نموده ومهر او تسميه نشده باشد ، مى تواند بعد از عقد وقبل از دخول ، تعيين مهر مطالبه نمايد . زوج مكلف است مهر او را معين كند در صورت امتناع ، زوجه مى تواند تعيين مهر مثل را از محكمه با صلاحيت مطالبه بدارد. ماده ۱۰۵ : هرگاه تفريق قبل از دخـــول يا خلوت صحيحه واقع گردد ، در صورت تسميه ، زوجه نصف مهر مسمى ودر غير آن نصف مهر مثل را مستحق مى شود. ماده ۱۰۶ : هرگاه تفريق قبل از دخول يا خلوت صحيحه از طرف زوجه صورت گيرد ، مهر وى كاملآ ساقط ميگردد. ماده ۱۰۷ : هرگاه تفريق بين زوجين قبل از دخول يا خلوت صحيحه واقع گردد. براى زوجه ، متعه اى كه عبارت از البسه معمول وامثال وى مى باشد ، واجب مى گردد. در تعين متعه ، توان مالى زوج در نظر گرفته شده وبهيچ صورت قيمت آن از نصف مهر مثل تجاوز نمى كند. ماده ۱۰۸ (۱) هر گاه طلاق قبل از دخول واقع گرديده ومهر مسمى باشد ويا زوج وفات نمايد ، متعه براى زوجه واجب نمى گردد . ماده ۱۰۹ : هر گاه شخصى در حين مرض موت خود ازدواج نموده ومهر زوجه اش را بيشتر از مهر مثل تعيين كرده باشد ، اين زيادت تابع احكام وصيت مى گردد. ماده ۱۱۰ : مهر ، ملكيت زوجه محسوب مى گردد . زوجه مى تواند در مهر خود هر نوع تصرف مالكانه بنمايد. ماده ۱۱۱ : هر گاه زوجه كل مهر يا قسمتى از آن را قبل يا بعد از قبض بزوج هبه نموده وقبل از دخول ، طلاق واقع گردد، زوج نمى تواند نصف مهر را مطالبه نمايد. ماده ۱۱۲ : هر گاه مهر پول نقده يا شى مثلى نبوده وزوجه نصف يا كل آنرا به زوج هبه نمايد ، در صورت وقوع طلاق قبل از دخول ، زوج نمى تواند هيچ چيزي را به عنوان مهر مطالبه نمايد . ماده ۱۱۳ : پدر نميتواند مهر دختر خود را كلا يا قسمٱ هبه نمايد. ماده ۱۱۴ : زوجه مجبور گردانيده نميشود تا كل يا قسمتى از مهر خود را به زوج يا شخص ديگرى واگذار شود. در صورتيكه زوجه قبل از قبض كل مهر وفات نمايد ، ورثه وى مى تواند از زوج ود ر صورت وفات زوج از ورثه او پس از وضع حق الارث زوجه مهر با قيمانده را مطالبه نمايد. فــرع سوم: مسكن ماده ۱۱۵ : زوج مطابق به توان مالى خود براى زوجه اش مسكن مناسب تهيه مينمايد. ماده ۱۱۶ : هر گاه شخصى بيش از يك زوجه داشته باشد ، نمى تواند بدون رضائيت آنها را در مسكن واحد مجبور به رهايش گرداند. فـرع چـارم : نفقه ماده ۱۱۷ : ( ۱ ) با عقد نكاح صحيح ونافذ بر زوج لازم ميگردد ، گرچه زوجه در مسكن اقاربش رهايش داشته باشد ، اگر چه زوجه از رفتن بمسكن زوج بدون حق امتناع ورزد ، نفقه وى بر زوج لازم نميگردد. (۲) زوجه وقتى حق دارد از رفتن بمسكن زوج امتناع ورزد ، كه مسكن مناسب مطابق به ماده ( ۱۱۵ و ۱۱۶ ) اين قـانون از طرف زوج تهيه نشده ويـا مهر معجل وى تـاديه نگرديده باشد. ماده ۱۱۸ : نفقه زوجه مشتمل است بر طعام ، لباس ، مسكن وتداوى متناسب به توان مالى زوج. ماده ۱۱۹ :هر گاه زوج ازا داى نفقه امتناع ورزد يا تقصير وى در آن ثابت گردد، محكمه با صلاحيت زوج را به اداى نفقه مكلف ميگرداند. ماده ۱۲۰ : نفقه زوجه باثر حبس زوج گر چه توان اداى آن را نداشته باشد ، از ذمه وى ساقط نمى گردد. ماده ۱۲۱ : هر گاه زوج غايب باشد ، نفقه زوجه از اموال زوج كه شامل نفقه شده بتواندوبدسترس وى قرار داشته باشد ، تامين ميگردد . در غير آن از امواليكه نزد ديگرى طور وديعت يا دين دار د، نفقه زوجه تعيين ميگردد. ماده ۱۲۲ : در حالات ذيل زوجه مستحق نفقه نمى گردد. ۱- زوجه بدون اجازه زوج يا بغير مقاصد جايز از مسكن خارج گردد. -۲ زوجه با مور زوجيبت اطاعت نداشته باشد. ۳- مانع انتقال زوجه به مسكن زوج موجود باشد. ماده ۱۲۳ : نفقه زوجه مطابق بتوان مالى زوج تامين ميگردد . مشروط بر اينكه نفقه از حداقل كفاف زوجه كمتر نباشد. ماده :۱۲۲ : زيادت وتنقيص نفقه تابع تحول وتوان مالى زوج وتغيير قيمت اشيا ء در محل مى باشد . ادعاى زيادت ويا تنقيص نفقه متعينه قبل از سپرى شدن شش ماه از تاريخ تعيين آن پذيرفته نمى شود. ماده۱۲۵ : هر گاه زوج از اداى نفقه واجبه امتناع ورزد ، از تاريخ امتناع به اداى نفقه زوجه مكلف ميگردد. ماده ۱۲۶ : مطلقه از تاريخ طلاق تا ختم عدت مستحق نفقه ميگردد. ماده ۱۲۷ : ادعاى مطلقه در مورد نفقه ايام عدت اگر بيشتر از يك سال از تاريخ طلاق باشد ، قابل سمع نيست. ماده ۱۲۸ : نفقه واجبه جز به اداء يا ابرا ء از آن ساقط نمى گردد. ماده ۱۲۹ : ابرا ء ازقبل از اينكه تعيين شده باشد باطل است ، خواه تعيين نفقه رضائى باشد يا قضائى . اما ابرا ء از نفقه بعدا ز تعيين وقتى صحيح ميگردد كه ابرا ـ از نفقه ايام گذشته باشد . ابرا ء از نفقه روز ، هفته ، ماه ، وسال آينده وقتى صحيح مى گردد ، كه نفقه بالترتيب طور روز مره هفته وار ، ما هوار وسالانه تعيين شده باشد. ماده ۱۳۰ : دين نفقه زوجه بر ذمه زوج يا اينكه بر ذمه زوجه باشد باساس مطالبه هر يك از زوجين مجرا ء شده مى تواند. خــواستگارى خواستگارى كه قبل از ازدواج صورت مى پذيرد عبارت از آن است زمانيكه مرد ميخواهد با زن مورد نظرش ازدواج كند به نزد اقارب وخويشاوندان ونزديكان زن رفته وخواهش خويش را مبنى بر ازدواج بيان ميدارد، وبا ايشان به بحث وگفتگو در مورد موافقت با خواسته اش وشرايط آن مى پردازد ، بهتر اين است كه قبل از عقد طرفين همديگر را ببيند تا دل هاى شان بسوى هم جلب شود ومحبت وعلاقه در بين آنان به وجود آيد ، تا هنگامى كه كار از كار مى گذرد پيشمان نشوند. ازمغيره بن شعبه روايت شده كه زنى را خواستگارى كرد وپيامبر صلى الله عليه وسلم به او گفت : « إذهب فأنظر إليها، فإ نه أجدر أن يودم بينكما »(برو به او نگاه كن و اورا ببين چون اين امر بهتر باعث سازش ودوام محبت در بين شما ميگردد . ) (صحيح سنن الترمذى:۸۶۸ (، ) سنن نسائى: ۶۹ /۶ ) لازم است كه ولى وسرپرست ، ) از قبيل پدر ، جد وبرادر و..... ) موافقت زن خواستگار شده را كه به سن بلوغ رسيده براى ازدواج با مرد خواستگار بدست آورد دراين مورد پيامبر صلى الله عليه وسلم ميفرمايد : « الثيب آحق بنفسها من وليها والبكر تستامر وإذنها سكوتها »( بيوه زن مصلحت خود را بهتر از ولى وسرپرستش ميداند ، و دوشيزه هم بايد براى ازدواج از او اجازه گرفته شود. وهمينكه دو شيزه سكوت نمود ) واعراض نكرد سكوتش به معنى اجازه است ) هر يك از طرفين مرد وزن بعد از خواستگار ى واعلان موافقت ، ميتواند پيشمان شوند واگر يكى از آنها پيشمان شد هدايايى كه به يكديگر داده اند وبا قيماندنى است ، مانند طلا جات وزينت آلات بايد مسترد گردد ، اما چيز هاى كه قابل دوام نيست ، مانند شير ينى وغذا وعطر هاى صرف شده چيزى بابت آنها پرداخت نميگردد. چنانچه گفته آمديم در فاصله بين خواستگارى وعقد ازدواج جايز نيست مرد وزن با هم تنها باشند ودريك مكان خلوت كنند ، چون تا زمانى كه عقد ازدواج انجام نگيرد ، اين دو با هم بيگانه هستند . چون خواستگارى وعده به ازدواج است ، خود ازدواج نيست. كـفـائت يكى از شرايط ازدواج اين است كه بايد مرد كفأ وهمسان با زنى باشد كه ميخواهد با او ازدواج نمايد. كفائت در لغت بـه معنى مساوات وهمسانى است ، كفائت بايد در نسب ومال باشد ، وشرف علـم بالاتر از نسب است . كفائت در مال اين است ، كه مرد قدرت تأمين مهر ونفقه زن را داشته باشد ، ثروتمندى شرط كفائت نيست بلكه تنها قدرت تأمين نفقه ومهريه شرط معتبر مى باشد. وقتى زن بدون اجازه ولى شرط كفائت را ناديده بگيرد ، ولى حق دارد كه تقاضاى فسخ نكاح او را بنمايد. سرور وشادمانى درمراسم نكاح مراسم عقد نكاح بايد با سرور و با خواندن ها ى مباح وزدن دف در بين مردم اعلان گردد. درحديث متبركه از حضرت بى بى عائشه ( رضى الله عنها ) از حضرت محمد صلى الله عليه وسلم روايت فرموده است آمده : « اعلنوا هذا النكاح واجعلوه فى المساجد واحتربو عليه الدف »( رواه احمد والترمذى ). همچنان در حديث متبركه ديگرى پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است : « أعلنوا النكاح » ( ازدواج را اعلان كنيد )(صحيح سنن ابن ماجه : ۱۵۳۷ )، (صحيح ابن حبان : ۱۲۸۵ / ۳۱۳ ) ودر حديث ديگرى از خالد بن ذكوان روايت است : ربيع بنت معوذ بن عفراء گفت : « جا ء النبى صلى الله عليه وسلم يدخل حين بني علي ، فجلس على فراش كمجلسك مني ، فجعلت جويريات لنا يضربن بالدف ويندبن من قتل من آبائي يوم بد ر، إذ قالت إحداهن : وفينا نبي يعلم ما فى غد. فقال: دعي هذه وقولي بالذي كنت تقولين » ( وقتى كه به خانه داماد برده شدم پيامبر صلى الله عليه وسلم نزد من آمد ، وروى فراشي نشست همچون نشستن تو از من. دختر نيمه جوان ما دف ( دايره ) مى زدند وخوبيهاي پدرانشان را كه در روز بدر كشته شده بودند ياد آور مى شدند ، در اين حال يكى از آنها گفت : در ميان ما پيامبرى است كه از آينده خبر دارد ، پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود كه اين سخن را ترك كن وآنچه را كه قبلٱ مى گفتى بگو« .)حديث صحيح : اداب الزفاف: ۱۰۸ ( ، )صحيح امام بخارى : ) فتح البارى ( ۵۱۴۷ / ۲۰۲ / ۹ ()سنن ابو داود) عون المعبود( : ۴۹۰۱ / ۲۶۴ / ۱۳ ( ،) سنن الترمذى : ۱۰۹۴ / ۲۷۶ / ۲.) همچنان درحديث ديگرى مى فرمايد: « فصل ما بين الحلال والحرام الدف والصوت في النكاح »( تفاوت ميان حلال وحرام در ازدواج دف وآواز است )(صحيح سنن ابن ماجه :۱۵۳۸ ( ،) سنن نسا ئى : ۱۲۷ / ۶ ( ، ) سنن ابن ماجه : ۱۸۹۶ / ۶۱۱ / ۱ ( ، ) ۱۰۹۴ / ۲۷۵ / ۲ (. سیرت نویسان مینویسند که : در روايتي آمده است که آن حضرت صلي الله عليه و سلم فرمود: (فهل بعثتم معها جارية تضرب بالدف، وتغني؟) يعني: «آيا کنيزي را با او روانه ساختيد تا دف بزند و آواز بخواند؟» حضرت عايشه رضي الله عنها گفت: او چه بايد مي خواند يا رسول الله؟ یادداشت : خواننده محترم ! ممانعت ازمصارف گزاف درامر ازدواج هما نظوریکه ملاحظه فرمودید که ازدواج امر مقدس وسنت پیامبر صلی الله علیه وسلم است ولی در جنب آن از مصارف گزاف در عروسی ممانعت بعمل امده است . نكاح دربين دوعيد دربین مردم افغانستان شایع است که نکاح در بین دو عید جواز ندارد ، وعقد نکاح در بین دو عید را به فال نیک نمیگیرند . ولی در دین مقدس اسلام ،نه تنها نكاح بين دو عيد هيچگونه ممانعت شرعي نداشته بلکه پيامبر بزرگوار اسلام محمد صلى الله عليه وسلم بعد از ماه رمضان در ماه شوال با بى بى عايشه ( رض ) نكاح كرد ودر همان ماه زفاف نمود. وحتى علمأ بدين باور أند كه نكاح در ماه شوال مستحب هم ميباشد. شب زفــــاف مستحب است كه داماد با همسرش در شب زفاف ملاطفت كند مثلآ به او شربت وشيرني ومانند آن بدهد؛ در حديث متبركـه از اسما ء بنت يزيد امده است : « إنى قينت عائشة لرسول الله صلى الله عليه وسلم ثم جئته فدعوته لجلو تها ، فجا ء فجلس إلى جنبها ، فأتي بعس لبن ، فشرب ثم ناولها النبى صلى الله عليه وسلم فخفضت رأسها واستحيت ، قالت أسما ء: فانتهر تها وقلت لها ، خذي من يد النبى صلى الله عليه وسلم قالت: فأخذت فشربت شيئٱ » ( عايشه را براى پيامبر صلى الله عليه وسلم مزين كردم ، سپس نزد پيامبر صلى الله عليه وسلم رفتم ، و او را براى دخول بر عائشه دعوت كردم ، آمد وكنار نشست ، سپس ظرفى بزرگ از شير آورده شد، پيامبر صلى الله عليه وسلم از آن خورد وبه عائشه داد ، عائشه سرش پايين انداخت وشرم كرد أسما ء گويد : بر سر او داد زدم وگفتم ظرف شير را از دست پيامبر صلى الله عليه وسلم بگير . أسما ء گويد : عاىشه شير را گرفت وكمي از آن را نوشيد » ( از كتاب آداب الزفاف علامه البانى الحميد: ( ۳۶۷ / ۱۷۹ / ۱ ) ، احمد فتح البارى ۶/ ۴۳۸ / ۴۵۸ و ۴۵۳ و ۴۵۲ ). يكى ديگر از سنت هاى زفاف اين است كه داما د دستش را روى پيشاني همسرش قرار دهد وبسم الله بگويد واز خد ا طلب بركت كند. ود عايى زير را كه در حديث آمده است قرائت كند » اللهم إني أسأ لك من خير ها وخير ما جلبتها عليه ، وأعوذبك من شر ها وشر ما جلبتها عليه » ( يعنى : پروردگارا ! خير او و خير آنچه در او آفريده اي را از تو مى خواهم وبه تو ازشر او و شر آنچه در او آفريده اي پناه مى برم.). همچنان سنت است دو ركعت نماز نفل به هم بخوانند . همچنان سنت است كـه در هنگام آميزش بگويـــد :« بسم الله اللهم جنبا الشيطان وجنب الشيطان ما رزقتنا »( به نام الله ، پروردگارا ! شيطان را از ما وازآنچه به ما عطا مى كني دور بگردان ) پيامبر صلى الله عليه وسلم فرموده است « فإن قضى بينهما ولد لن يضره الشيطان ابدا » اگر طفل از آن دو متولد شود ، شيطان هر گز به او ضرر نمى رساند .) ( صحيح امام بخارى : ۵۱۶۵ / ۲۲۸ / ۶۹ ) ، (صحيح امام مسلم : ۱۴۳۴ / ۱۰۵۸ / ۲ ) ، ( سنن ابود ادو) عون المعبود :( ۲۱۴۷ / ۱۹۷ / ۶ ( ، ) سنن الترمذى ۱۰۹۸ /۲۷۷ / ۲ ( ، سنن ابن ماجه : ۱۹۱۹ / ۶۱۸ / ۱ ( . وليمـــــــــه بعد از بردن همسر به خانه ، دادن وليمه لازم است ، در حديث متبركه امده است كه پيامبر صلى الله عليه وسلم عبد الرحمن بـن عوف را بــه آن امـــر فرموده است . همچنان در حديث بريده بن حصيب آمده است : « لما خطب علي فاطمة رضى الله عنها قال : قال رسول الله صلى الله عليه وسلم : إنه لا بد للعرس من وليمة »( وقتى كه على از فاطمه رضى الله عنها خواستگارى كرد ، پيامبر صلى الله عليه وسلم فرمود : براى عروس وليمه لازم است . ( صحيح جامع الصغير : ۲۴۱۹) ،( أحمد فتح البارى : ۱۷۵ / ۲۰۵ / ۱۶ ). وليمه سه روز بعد از بردن همسر به خانه بايد داده شود : چون اين كار از پيامبر صلى الله عليه وسلم نقل شده است ، از انس روايت است : » تزوج النبي صلى الله عليه وسلم صفية ، وجعل عتقها صداقها ، وجعل الو ليمة ثلاثة أيام »(پيامبر صلى الله عليه وسلم صفيه را به ازدواج خود در آورد ومهريه او را آزادي اش ، تعين نمود ، و وليمه را بعد از سه روز داد.»( آداب الزفاف فتح البارى ۷۴) صحيح بخارى ( ۱۵۵۹ / ۲۲۴ / ۹ ). تعدد زوجات وموضِع دین مقدس اسلا م در بدو کلام میخواهم خدمت خوانند گان با تمام قوت تذکر دهیم که : اساسآ تعدد زوجات از جانب دين مقدس اسلام وضع نگرديده است ، بلكه تعدد زوجات در اكثر شرايع وقوانين قبل ازآمدن دين مقدس اسلام وجود داشته وبه نوع از انواع هنوز هم در کشور های اسلامی بخصوص در کشور ما افغانستان وجود دارد. عرب قبل از اسلام بيش از هر ملت ديگرى زنهاى متعددی را در نكاح خود داشتند ، دين مقدس اسلام آمد وحد وسط را در اين مورد انتخاب كرد وبراى تعدد زوجات حد ومرز مشخص را تعيين كرد واجازه نداد كه از اين حد تجاوز صورت گيرد ، وشرايط ومقر راتى را براى تعدد زوجات در نظر گرفت كه با رعايت اين شرايط زيانهاى ناشى از تعدد زوجات از بين خواهند رفت. چنانچه گفته آمديم كه دين مقدس اسلام تعدد زوجات را مباح نموده وآن را واجب وبر آن امر نكرده است ، بلکه فرموده است :) هر كس امكان وشرايط لازم را داشته باشد اگر مايل باشد با رعايت اعتدال ميتواند تا چهار زن بگيرد ، اما واجب نيست كه حتمٱ چهار زن را داشته باشد ) ممنوعيت ازدواج با بيش از چهار زن بر اساس اين فرموده خداوند متعال ميباشد. « فانكحو مأ طا ب لكم من النسا ء مثنى وثلاث ورباع فان خفتم ألا تعدلوا فواحدة »( سوره نسا ء : 3 )(زنهائى را كه براى شما حلال ودلتان آنها را ميخواهد وپسند ميكند از يك تا چهار به نكاح و ازدواج خود در آوريد ونبايد بيش از چهار زن در نكاح داشته باشيد، واين امر وقتى است كه بتواند در بين آنان عدالت ومساوت در حقوق شرعى رعايت كنيد ، وقتى بيم آن داشتيد كه قادر به رعايت عدالت در بين چند همسر نمى باشيد، بايد به يك زن اكتفا كنيد .) پيامبر صلى الله عليه وسلم به غيلان بن سلمه كه در زمان اسلام آوردنش ده زن داشت فرمود : « أمسك أربعا وفارق سا ئرهن » چهار زن را براى خود نگه دار وبقيه را رها كن )(صحيح جامع الصغير : ۱۵۸۹ ) ، ( سنن الترمذى : ۲/۲۹۵/۱۱۳۸ )، سنن ابن ماجه ( ۱/۶۲۸/۱۹۵۳ ). ازقيس بن حارث روايت است : وقتى كه اسلام آ وردم هشت زن داشتم : نزد پيامبر صلى اله عليه وسلم رفتم جريان را برايش تعريف كردم ، فرمود : « إختر منهن أربعا »( چهار زن را از بين آنها براى خود اختيار كن )( صحيح سنن ابن ماجه : ۱۵۸۸ )، ( سنن ابن ماجه ۱/۶۲۸/۱۹۵۲ ) ، ( سنن ابو دود ) عود المعبود : ۶/۳۲۷/۲۲۴ )
برخى از دلايل علمى مباح بودن تعدد زوجات : در مورد دلايل علمى براى جايز بودن تعدد زوجات ميتوان فقط وفقط به اين نقطه اكتفا كرد كه اين امر به خصوصيات وطبيعت وسرشت انسان بر ميگردد، و اين مساله از فطرت بشرى انسان سر چشمه گرفته وميتوان گفت كه : خصوصيات سر شتى وطبيعت انسانى تعدد زوجات را اقتضا مينمايد. همچنان اگر آمار وسر شماريهاى ملت هاى مختلف جهان را حتى در شرايط صلح مورد نظر قرار دهيم بو ضاحات تام در خواهيم يافت كه تعداد زنان بيشتر از تعداد مردان است . واگر اين مساله از لحاظ علمى ومنطقى حل نمى گرديد ، شراره فساد به اوج خود ميرسيد. همچنان عامل ديگر تعدد زوجات مبتلا شدن زن به امراض شديد وصعب العلاج ( عقيم و نازا ) است . و همچنان برخى از اوقات غريزه جنسى در زن به خاموشى ميگرايد ويا به عكس مرد داراى غريزه جنسى شديد وحاد ترى است ونميتواند با يك زن عفت خود را محفو ظ نگاه دارد، ويا گاهى عادت ماهانه زن طولانى است وبه ده روز در هر ماه ميرسد . اگر در چنين شرايط واوضاع اجتماعى به مرد اجازه تعدد زوجات داده نشود ، آن مرد ناچار است يا دچار كار هاى نامشروع شود يا زنش را طلاق دهد وترديد نيست كه طلاق در چنين اوضاع واحوالى به مراتب براى زن مضر تر وزيا ن آورتر از اين است ، كه زن ديگرى شريك زندگيش شود . زن وشوهر لباس همد يگر ند : « هن لباس لكم وأنتم لباس لهن » ( آنها يعنى زنان لباس شما هستند ، وشما لباس آنها ) ( سوره البقره : 187 ) اگر به مفهوم و حكمت بزرگ اين آيه متبركه با دقت تام توجه نمايم در خواهيم يافت كه قرآن با چه اعجاز وچه زيباى زن ومرد به لباس مشابهت داده ومفاهيم آتى را براى ما مى آموزاند. 1-علما میگویند که لباس بايد با اندازه وبر اندازه انسان باشد ، اين بدين معنى است كه لباس انسان اگر تنگ باشد ، يا از اندازه جان انسان كلان باشد ، يا لباس اش كوتاه ويا به تناسب اندم اش دراز باشد در همه اين موارد در ظاهر دارائى لباس خواهد بود ، ولى اين لباس در هيچ صورت راحت لازم را كه براى آن لباس به تن كرده نخواهد يافت.مفهوم قرآن عظيم الشان در فهم كلمه زن وشوهر كه به لباس در آيه متبركه تشبيهه گرديده است ، همين است : زن وشوهر هم بايد اندازه وبر اندازه يگد يگر باشند ، اگر زن وشوهر با هم هما هنگي عقيدوي ، هماهنگى فكرى ، هماهنگى فر هنگى ، اجتماعى ، وحتى هماهنگى مادى نداشته باشند ، با هم نميتوانند آنطوريكه كه بايد وشايد باشد زندگىآرام وخوشبخت داشته باشد . 2- انسان با داشتن لباس ارام ومطابق ذوق اش هم از لحاظ جسمى وهم از لحاظ روحى احساس آرامش ميكند ، به همين اساس انسان باداشتن شوهر مناسب ، ويا زن مناسب موجب آرامش جسم وجان يكديگر ميگردا نند. 3- همانطوريكه لباس بدن انسان را مى پوشاند ، وعيب هاى ظاهري انسان را پنهان مى كند ، داشتن زن خوب ويا شوهر خوب، مانند لباس عيب هاى همد يگر را مى پوشانند ، ومحرم راز همديگر مبدل ميگردنند. 4- لباس براى انسان مايه زينت وآراستگى است ، زن وشوهر هم براى همديگر مايه زيباي وآراستگى اند. 5- لباس با بدن انسان ارتباط نزديك وتنگ تنگ دارد ، زن وشـوهر نيز بايد ارتباطشان با يك ديگر بايد چنين باشد. 6- همانطوريكه لباس بدن انسان را از گرما وسردى وخنك حفظ ميكند ، زن وشوهر نيز بايد همديگر رادر مقابل گرم وسردى زندگى حفظ نمايد. 7- لباس اگر چرك شد، شسته ميشود ،واگر پاره شد ، دوخته ميشود ، وبلا فاصله دور انداخته نمى شود ، زن وشوهر هم اگر در حق همديگر مرتكب خطا ميگردند ، بلافاصله نبايد از هم ديگر فصل وباب جداى را بنأ نهند ، بلكه با رشته پند واندارز ، با تفكر وتعمق با عفه وبخشش از خطا يك ديگر بگذرند واخطا يك ديگر را ،با آب بخشش ،شوستشو نمايند. 8- براى انسان آسان وساده نيست تمام عمرخود را بدون لباس سپرى كند ،( گرچه ممكن است ) همينطور آسان نيست انسان تمام عمر را بدون زن وشوهر سپرى كند. 9- لباس عورت است واماكن ناشايست انسان را از ديد ديگران حفظ مى كند ، زن ومرد نيز با اقدام به ازدواج ، خود ر ا از ارتكاب فحشاء وكار هاى ناشايست حفظ كند. هدايات اسلام در باره ازدواج الف : چه زنانى براى ازدوج بهتر هستند : دين وهدايات اسلامى ميفرمايد كسانيكه ميخواهند ازدواج كند ، تلاش بخرچ دهند زنى را انتخاب نمايند كه داراي صفات ذيل باشد . 1- شرط اول ديندارى: در حديث مبارك ابوهريرة از پيامبر اسلام روايت ميفرمايد : » تنكح المرأ ة لاربع : لمالها ، لحسبها ، ولجمالها ، ولدينها ، فاظفر بذات الدين تربت يداك » زن بخاطر چهار چيز براي ازدواج انتخاب مى شود: 1- بخاطر مال ودارائىش ، 2- بخاطر نسب وطايفه اش كه همان اصل ونسب است ، 3- بخاطر جمال زيبايى وظرافتش ، 4- بخاطر دين وعفتش ، زن با دين وعفت انتخاب كن كه به مقصود خود وبه سعادت دنيا وآخرت خواهى رسيد. ) حديث متفق عليه : ( فتح البارى ( ۹-۱۳۲-۵۰۹۰ ) ، صحيح مسلم ( ۲-۱۰۸۶-۱۴۶۶ ) ، سنن ابود اود ( ۶-۴۲-۲۰۳۲ ) ، سنن ابن ماجه ( ۱-۵۹۷-۱۸۵۸ ) مصنف ابن ابي شيبه : ( ۶-۶۸ ) 2- شرط دوم دوشيزه ( بــكر ): شرط دوم ازدواج را كه دين اسلام به آن هدايت فرموده است : دوشيزه بودن ( بكر ) بودن زن است : مگر اينكه در انتخاب بيوه مصلحتى را دارا باشد : در حديث متبركه جابر بن عبد الله از پيامبر صلى الله عليه وسلم روايت ميفرمايد : » تزوجت امرإۀ فى عهد رسول الله صلى الله عليه وسلم ، فلقيت النبى ) ص) فقال يا جابر ، تزوجت ؟ قلت : نعم ، قال : بكر إم ثيب ؟ قلت : ثيب ، قال : فهلا بكر ا تلاعبها ؟ قلت يا رسول الله إن لى إخوات ، فخشيت أن تدخل بيني وبينهن ، قال فذاك إذن ، إن المرإة تنكح على دينها ، ومالها وجمالها ، فعليك بذات الدين تربت يداك »( درزمان پيامبر صلى الله عليه وسلم با زنى ازدواج كردم ، پس از آن با پيامبرصلی الله علیه وسلم ملاقات كردم ، فرمود اى جابر ، آيا ازدواج كرده اي ، گفتم : بله ، فرمود : دوشيزه است يا بيوه ؟ گفتم بيوه ، فرمود چرا با دختر ى ازدواج نكردى تا با او بازى كني ، گفتم اي رسول خدا ! من چند خواهر دارم وبيم داشتم كه ( اگر دوشيزه باشد باسن كم خود( بين من وآنان جداى بياندازد ، پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : پس اينطور! . زن به خاطر دين ، مال وزيبايى اش براى ازدواج انتخاب مي شود ، پس ديندار را انتخاب كن ، دست هایت خاک آلود شود «و ) متفق عليه ) صحيح مسلم ( ۲-۱۰۸۷-۷۱۵ ) ، در صحيح مسلم ( ۹-۱۲۱-۵۰۷۹ ) ، سنن ابو داوود ( ۶-۴۳-۲۰۳۳ ) سنن الترمذي ( ۲-۲۸۰-۱۱۰۶ ) 3- شرط سوم محبت گرا و بچه زا باشد : پيامبر صلى الله عليه وسلم ميفرمايد : « تزوجوا الودود الولود فإنى مكماثر بكم الآم » با زنان محبت گرا وبچه زا ازدواج كنيد چون من در ميان امت ها به كثرت شما افتخار مي كنم). ( صحيح جامع صغير ۲۹۴۰ ) ، الاروا ء ۱۷۸۴ ( ، سنن ابو داود ( ۶-۴۷-۲۰۳۵ ) ، (سنن نسايي ) ۶-۶۵ ). ب : چه مرداني براى ازواج بهتر است : همانطوريكه مرد حق دارد زنى را انتخاب كند كه داراى صفات مذكور باشد ، برولى زن نيز واجب است كه مردى صالح را براى ازدواج او انتخاب نمايد به دليل حد يث ابو حاتم مزنى : « إذا جاءكم من ترضون دينه وخلقه فأ نحكو ، إلا تفعلو ا تكن فتنة فى الارض وفساد كبير » ( هر گاه كسى ( براى خواستگارى ) نزد شما آمد كه از دين واخلاقش راضى بوديد ( دختر تان را ) به ازدواج او در آوريد ؛ چون اگر اين كار را نكنيد ، در زمين فتنه وفساد بزرگى روي خواهد داد » . ( صحيح سنن الترمذى ) ۸۶۶ ( سنن ترمذى ) ۲-۲۷۴-۱۰۹۱ ) فرق نميكند ازدواج با دختر يا خواهرش را به اهل خير پيشنهاد كند ؛ به دليل حديث ابن عمر . سیرت نویسان مینویسند : « وقتى كه خنيس بن حذافه سهمي همسر حفصه بنت عمر ، يكى از اصحاب پيامرصلی الله علیه وسلم در مدنيه فوت كرد وحفصه بيوه ماند عمر بن خطاب گفت : نزد عثما ن بن عفان رفتم وپيشنهاد ازدواج حفصه را به او دادم ، عثمان گفت در باره آن فكر مى كنم ، چند شب منتظر ماندم سپس مرا ديد وگفت : به اين نتيجه رسيدم كه فعلٱ ازدواج نكنم ، عمر گفت : ابوبكر صديق را ديدم به او گفتم اگر بخواهى حفصه بنت عمر را به ازدواج تو در مى آورم . ابوبكر ساكت شد وهيچ جوابى به من نداد ، از ابو بكر بيشتر عصبانى شدم تا از عثمان ، چند شبى منتظر ماندم تا اينكه پيامبر صلى الله عليه وسلم ازاو خواستگارى كرد ، پس حفصه را به ازدواج پيامرصلی الله علیه وسلم در آوردم . بعد از آن ابو بكر مرا ديد وگفت : شايد بخاطر رد پيشنهاد ازدواج با حفصه از من عصبانى شده اي ؟ عمر گفت : بله ، ابو بكر گفت : به اين دليل پيشنهاد ازدواج شما را رد كردم چون مى دانستم پيامبرصلی الله علیه وسلم ( در باره او ) حفصه سخن گفته است ومن نخواستم راز پيامبرصلی الله علیه وسلم را فاش كنم اگر پيامبر صلى اله عليه وسلم از او صرف نظر كرد ، من آنرا قبول مى كردم« . (صحيح سنن نسائى ( ۳۰۴۷ ) ، صحيح امام بخار ( فتح البارى )( ۹-۱۷۵-۵۱۲۲ ) سنن نسائى ( ۶-۷۷ ) ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پایان پــــاورقی ها : (1) امام ابو حنيفه( رح ( با استناد به برخى از احاديث صحيح ميگويد: هر گاه زن ،مرد كفئ را براى ازدواج انتخاب نمود ، ولى وسر پرست او ، حق ممانعت از آن را ندارد. (2 ) تعريف مهر : و در برخي از آيات وروايات به وجوب مهر ونيز ويژگيهاي آن تصريح شده است از جمله:«وَءَاتُواْ النِّسَآءَ صَدُقَاتِهِنَّ نِحْلَةً» ( بپردازيد به زنان،مهرهايشان را به صورت رايگان» ( 3 ) محمد صلى الله عليه وسلم در مهر سوده(رض ) مبلغ 400 درهم ودر مهر بى بى عايشه (رض ) ميلغ ( 500 ) درهم ودر مهر ام حبيبه ( رض ) مبلغ ( 400 ) درهم تاديه فرموده بودند . همچنان زمانيكه حضرت على كرم الله وجه اظهار تمايل به ازدواج فاطمه (رض ) نشان داد ، محمد صلى الله عليه وسلم به ايشان فرمودند : اى على براى پرداخت مهريه فاطمه چه دارى ؟ حضرت على كرم الله وجهه در جواب شان فرمودند : يك اسپ ويك زره ! پيامبر صلى الله عليه وسلم به ايشان فرمودند : اسپ براى جنگ ضرورى است بنٱ زره ات را بفر وش . همان بود كه حضرت على )رض( زره خويش را به مبلغ ) 48 درهم ) به حضرت عثمان رضى عنه بفروش رسانيد وآنرا در بدل مهر فاطمه ( رض ) تاديه فرمودند. انواع نکاح ها وازدواج ها قبل از اسلام در دوران قبل از اسلام در اقوام دیگری ، ازدواجهاى مختلفى رواج داشته است . که مشهورترین این ازدواج ها عبارت بودند : نكاح مقت (نکاح ضیزان ویازناشويى وارث با زن میت ): هم چنین ممكن بود كه پسر یا یكی از اقربا كه وارث نكاح این زن به شمار می آمدند، با اخذ مالی، زن را آزاد بگذارند تا به اختیار خود با مردی دیگر ازدواج نماید. نیز این احتمال نیز وجود داشت كه وارث، عفو و گذشت كند و بدون گرفتن مالی، زن را به تزویج دیگری در آورد. « ولا تَنكِحوا ما نَكَحَ ءَاباؤُكُم مِنَالنِّساءِ اِلاّ ما قَد سَلَفَ اِنَّه كانَ فـحِشَةً و مَقتًا وساءَ سَبيلاً » ( سوره نساء آیه : 4 ) دین مقدس اسلام نه تنها ازدواج ( مقت ) ممنوع نموده ، بلکه مىرسيد: « ...لايَحِلُّ لَكم اَن تَرِثُوا النِّسآءَ كَرهًا ولاتَعضُلوهُنَّ لِتَذهَبوا بِبعضِ ما ءاتَيتُموهُنّ...». (نساء/4، 19) تعبير «مقت» از آيه22 نساء/4 گرفته شده كه در آن، از نكاح با زن* پدر، نهى شده است . یادداشت : در زبان عرب به پسری كه وارث «زن پدر» خود می شد، «ضَیْزَن» اطلاق می گردید; به این معنا كه در آن زن، با پدر خود «مزاحمت» می یافت، البته ضیزن به «شریك» در زن نیز معنا و بر سایر وارثان نیز تطبیق شده است. هم چنین گفته می شود كه مردم عرب، به این ازدواج، «مقت» نام داده اند; به معنای این كه «مایه نفرت» بوده است، به مولود چنین نكاحی نیز «مقتی» و «ممقوت» گفته اند. نـــكاح جمع: در عصر جاهليت برخى از اعراب كنيزان را مى خريدند و آنها را به زنا با افراد مختلف وادار مى كردند و بدين ترتيب از ثروت هنگفتى برخوردار مى شدند. هرگاه مردى از زن فرد ديگرى خوشش مى آمد زن خویش را با زن جانب مقابل معاوضه مى كرد و زنان نيز در مقابل هواهاى نفسانى مردان چاره اى جز تسليم نداشتند. اين مبادله با الفاظ (انزل عن دابّّّتك, أنزل لك عن دابّّّتى) يا (انزل اليّّّ عن امرأتك, أنزل لك عن امرأتى); يعنى تو از مركب خود (كنايه از زن او بود) به نفع من پياده شو, من نيز از مركب خود (يعنى همسرم) به نفع تو پياده مى شوم. دین مقدس اسلام این نوع از نکاح ها بصورت مطلق منسوخ قرار داده وقرآن عظیم اشان در سوره ( احزاب آیه : 33 ) میفرماید : « ولااَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِن اَزوج... » عبارت از نکاح بود که بطور غیر رسمی مگر مخفی وپنهانی صورت میگرفت این رابطه صرف در دوستی زن ومرد باقی نمی ماند ، بلکه در نهایت امر موجب زنا میگردید. در این ازداوج مهر ونفقه بخاطر اینکه در خفا صورت میگرفت شرط نبود . دین مقدس اسلام این ازدواج ونکاح منع بعمل امد ، وقرآن عظیم الشان دوبار برحرام بودن آن حکم صادر نموده است . یکبار در سوره نسا ء آیه 24 در آنجا كه شرايط ازدواج با كنيزان را بيان مىكند، مىفرمايد: «..و لا مُتَّخِذتِ اَخدان...». در اين آيه، ازازدواج با كنيزانى كه بهصورت گرفتن دوست پنهانى مرتكب فحشا مىشوند، منع كرده است. وهچنان در ( آیه 5 سوره مائده) مشابه همین تعبیر در باره مردان هم آمده است . نــکاح سـفاح : در ميان اعراب روشهاى مرسوم ازدواج, قانونى و غير از آن موارد سفاح (زنا) شمرده مى شد. كلمه سفاح در لغت به معنى زنا و بى عفتى مى باشد و آيه (غير مسافحات و متّخذات أخدان) ازدواج با اهل سفاح و خدن حرام شمرده شد. نــــکاح شــغــار: در این نكاح، مرد دختر یا خواهرش را به ازدواج با مردی دیگر درمی آورد و در برابر، آن دیگری نیز دختر یا خواهرش را به تزویج او درمی آورد. بر این اساس، مهریه ای در بین نبود و هر زن، مهریه زن دیگر محسوب می شد. گفتنی است «شغار» از ریشه «شَغْر» به معنای دور ماندن است و چون در این نكاح، زن از مهریه دور نگاه داشته می شد، به آن شغار می گفتند. البته در این نكاح، ضرورت داشته كه هر مردی، زنی را كه زیر ولایت اوست به ازدواج با طرف مقابل درآورد. رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) این نكاح را منع كرد . اما هم چنان در برخی از جماعات بدوی، بدون آن كه بد شمرده شود،رایج است، چنان كه این ازدواج در عراق «جبین به جبین» نامیده می شود، گاهی نیز آن را «مقایضه» به معنای معاوضه یك شخص با شخص دیگر نام می نهند كه در چنین نكاحی، رسم بر این است كه هر طرف با زوجه خویش، از نظر اكرام یا اهانت، همچون طرف مقابل رفتار كند. قابل تذکر است که این نكاح دربرخی از مناطق افغانستان وکشور های ، مانند استرالیا، گینه نو، سوماترا و نیز نواحی بسیاری از هند، سیبری، تركستان و افریقا هنوز هم وجود دارد . تحلیل گران علت انجام چنین نكاحی را، فقر و ناتوانی مالی در پرداختن مهریه به شمار می آورند. ازدواج اجباری: شخص به نزد قوم دختر میرفت واز آن خواستگاری میگرد ، بعد از خواستگاری شرایط ازدواج توسط اولیای دختر تعیین میشو د وبعد از تعیین شرایط ازدواج صورت میگرفت . بعد از مراسم دختر مطیع مطلق مرد بود وباید همه شرایط مرد را می پذیرفت . نــکاح ضماء: در زمانیکه تعداد از زنانه در جامعه تقلیل یافت وبه اصطلاح کمبود زنان بود ، در اقوام پیشین طوری مروج شد که : چند مرد با يك زن ازدواج كند و نام اين گونه ازدواج را نكاح (ضماء) گذاشته بودند. ازدواج صداق ویا متعه وموقت: نـــكاح متعه یا صیغه : نکاح مضامده: قابل توجه است كه در مدت مضامده یك زن، او فقط در اختیار همان مرد مضامده كننده قرار داشت، به طوری كه از شوهر اصلی دور می جست و نیز در یك زمان، به مضامده های متعدد (با چند مرد) نمی پرداخت. ولی در نکاح متعه چنین نیست . ازدواج اماء : ازدواج اماء مخصوص به ازدواج با کنيزان بود ، زمانیکه مردم کنیزان را از جاهای مختلف خریادی میگردند ، بدون تادیه مهر با ایشان همبستر میشدند . ازدواج رهط : نکاح مشارکت يا دسته جمعي. در اين نوع ازدواج، عده اي از مردان در تصاحب يک زن شرکت مي کردند. ازدواج اختين: ازدواج با دو خواهر در یک زمان. عرب در جاهلیت، به طور همزمان با دو خواهر واحیانآ با بیشتر از دو خواهر در یک زمان ازدواج می كرد كه در زبان عربی از آن به «جمع بین الاُخْتَیْن» تعبیر می شود. ازدواج مخادنه (دوستانه) : وقتي « زني » مردي را يا « مردي » زني را به دوستي مي گرفت. زن زناكار به طور علنی زنا انجام می داد، اما زن مخادن، خویشتن را برای دوست (خلیل، خِدن) خود نگاه می داشت تا با او مخفیانه ـ نه آشكارا ـ همبستری کند . نــكاح رهط: ازدواج استبضاع: شخص همسر خود را در اختيار مردي که شجاعت يا صفات شجاعت ویا کرامتی داشت برای همخوابی قرار مي داد تا از او صاحب فرزند شود. زمانیکه زنش نزد شخصی دیگری قرار میگرفت ، زوج اصلی از مجامعت با آن زن دوری می كرد تا زن از آن مرد حمل بگیرد و سپس وقتی بچه به دنیا می آمد به همان شوهر اصلی خویش مراجعه میگرد . برخی از اوقات طوری واقع هم میگردید که زنی بی شوهر از مرد بیگانه ای تقاضای «استبضاع» و مجامعت می كرد. هم چنین رسمِ برده داران بر این بود كه كنیزان خود را به استبضاع با جوانان زیبارو یا زورمند تسلیم میگرد تا فرزندانی به همان شكل برایشان بزایند و در نهایت، سود بیش تری به ایشان برسانند ازدواج تعويضي: دو مرد زنانشان را با هم عوض مي کردند. زنان صاحب رایه: برخی دیگر ی از محقیقن مینویسند که زن : «... شخص «قیافه شناسی» را میاورد تا بنابر علم قیافه شناسی معین كند این مولود، ملحق به كدام یك از آن مردانی است كه با آن زن معاشرت کرده است . بر این اساس، می توان گفت كه اگر مردان كم شماری با زن نزدیكی كرده بودند، خود زن تكلیف مولود را معین می كرد، اما اگر آن تعدادمردان زیاد میبود ، مساله را به نظر قیافه شناس میبردند. هم چنین گاهی در بین مردها بر سر آن مولود منازعه می شد، زیرا برخورداری از یك پسر یا یك پسر بیش تر برای عرب بسیار ارزش داشت. ازدواج با امه (كنیز) : اسلام با اکثر اين ازدواجها به شدت مقابله کرد و چنين روشهاي زناشويي را بصورت مطلق حرام دانست. پایان منـــابــــع عمده : تـــــفــــســــــــير كابلى ، کتاب احيا علوم الدين امام محمد غزالى قـانون مدنى افغانستان بخش امور متعلق به ازدواج اركان ، شرايط واحكام نكاح تأ ليف :مولوى داكتر محمد سعيد « سعيد افغانى» متوفى هفت حوت سال ۱۳۶۳ صحيح مسلم ، صحيح بخارى و رياض الصالحين مشخصات كتاب : نكاح دراسلام و رهنمود مشورتى براى عقد نكاح تتبع ونگارش : امین الدین سعیدی - سعید افغانی ودکتور صلاح الدین سعیدی -سعید افغانی ادرس ارتباطي :یا بريښنا ليک : ![]() بانک موضوعی وبگاه " روشنایی " :
مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید |
|||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۰/۰۴/۲۲ساعت 2:39 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|