![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
فصلی از کتاب :( یاداشت هایی از تاریخ ) طالبان، دشمن زنان، اموزش و پرورش و فرهنگ / قسمت دوم طالبان پس از تصرف کابل،دومین فرمان خود در باره ی کار مامورین دولت واز جمله زنان را صادر کردند.ملا محمد عمر، با انتشار اعلامیه ای ، به مامورین امر باالمعروف و نهی از منکر وظیفه داد تا شریعت اسلامی را با قا طعیت تمام ، تطبیق نما یند.پس از انتشار این اعلا میه، مامورین و تفنگداران طالبان ، به زور برچه و تفنگ، احکام اسلا می را در معرض اجراء قرار دادند.امیر خان متقی، وزیر اطلاعات و فرهنگ طالبان در مصاحبه ای گفت: « غربی ها که سیاست طالبان در مورد زنان را ضد حقوق بشر میدانند، زن افغان، از زن دیگر کشور ها،منجمله غربی ها، برتری دارد! آنها، دارای کلتور مخصوص بخود اند.غربیها،حق ندارند چیزی را که در قرآن امده ، انرا مطابق ستاندرد بین المللی، ومطابق شرایط اروپا، عیار سازند.ما، عنعنه های افغانی را بخاطر دیگران، تغییر نمیدهیم.واین، یک اصل قبول شده در اسلام است...» بر بنیاد این فرمان، سربازان طالبان، یک زن کمک رسانی صلیب سرخ را بتاریخ نهم اکتوبر 1996 م به جرم رعایت نکردن حجاب اسلامی، لت وکوب نمود که بعدا اداره ی صلیب سرخ آنرا به پشاور انتقال داد.سپس صلیب سرخ،به کارمندان خود هشدار داد که پس از شام،از خانه های خود بیرون نشوند.تا مورد تجاوز وضرب وشتم طالبان قرا نگیرند. خبر گزاری اسوشیتید پرس خبر داد که طالبان، شهروندان کابل را با ضرب شلاق ومیله ی تفنگ، جهت خواندن نماز،به مساجد سوق میدهند.ورهگذر ها را که نماز خود را خوانده باشند هم،روانه ی مساجد میسازند طالبان، مکاتب را به روی دختران بسته اند. و روز نامه ها را مصادره کرده اند...» امیر خان متقی، وزیر اطلا عات وفرهنگ طالبان گفت:«علماء در باره ی نشرات روز نامه ها کدام فتوا نداده اند که طالبان مطابق آن عمل کند.این تصمیم، بعدا گرفته خواهد شد. روز نامه ها وسایر ارگانهای نشراتی، باید احکام قران وشریعت اسلامی را منعکس کنند.، نه افکار و گزارش های ضد اسلا می را.ما، طرفدار حکومتی هستیم که به تمام معنا اسلامی باشد.واحکام قران، بدون چون وچرا، عملی گردد...» روز نامه های انیس وهیواد،و(ده نیوز) که در زمان حکومت استاد ربانی تا اندازه ای آزادی داشتند، توسط طالبان مصادره شدند.تنها روز نامه ی ( شریعت ) که انعکاس دهنده ء اند یشه ها و سیاست های طا لبان بود، نشرات داشت.کار مندان رادیو تلویزیون، بدون داشتن کدام برنامه و نشرات، به دفتر ها می آمدند و فقط معاش می گرفتند.طا لبان، به سلسله ی فعا لیت های مذهبی خود، در ماه اکتوبر همان سال یک رول فیلم سینما یی را در سینمای زینب، به آتش کشید.ودر محضر شهروندان کابل، سوختاند.تما شا گران صحنه، با حسرت و تاثر به این وضع درد آور هنر سینما نگاه میکردند.و دعای نابودی هنر را در دل، میخواندند.طا لبان میگفتند که دیدن فیلم های سینمایی در اسلام،حرام است.ولو تربیوی هم باشند.طالبان،با وضع کردن قیودات سختگیرانه مذهبی، زنده گی را برای مردم، اختناق اور و مصیبت بار سا ختند.سینما ها و تیا تر و تلو یز یون، مورد تاخت و تاز بیرحمانه آنها قرار گرفتند و دروازه های این نهاد های فرهنگی و هنری، برای همیش بروی مردم بسته شدند. سر بازان طالبان، دو نفر زن را که در نزدیکی پل خشتی، بدون حجاب روان بودند، با ضرب شلاق ودره، بقتل رسا نیدند.و به امداد گران زن ساز مان ملل متحد و موء سسات خیریه ی بین المللی نیز هشدار دادند که بدون حجاب، بر سر کار خود نروند.وحتا امداد گرانی را که داکتر هم بودند، از کار کردن، منع نمودند. در ماه فبروی،1997 رادیو شریعت اعلام نمود که 60 نفر زن به جرم آنکه قوانین اسلامی را عایت نکرده اند، محکوم به جزا گردیدند.همچنان دو نفر زن فرانسوی را که کار مند ضد گرسنگی در کابل بودند، در همین ماه به جرم تر تیب دادن مهمانی واشتراک کارمندان زنان افغان در ان موسسه، به زندان افگنده شدند.پسا نها این دو زن، بنا بر وساطت ابراهیم بکر،معاون سازمان کنفرانس اسلامی، از زندان رها و به پشاور انتقال داده شدند.طالبان،در ماه مارچ 1997م 65 نفر مامورین دولت را که ریش های خود را نه تراشیده بودند،ار کار، بر کنار کرد.رادیو شریعت اعلام نمود که 14 زن و 7 نفر مرد دیگر، به جرم رعایت نکردن قوانین اسلامی، لت و کوب و مجازات شدند.تفتیش و کنترول بر اعمال مردم را طا لبان در روز های عید، بیشتر میساخت.بدنبال این روش های سختگیرانه ی مذهبی، طا لبان فرمان دادند که عکس برداری جا نوران و انسان ها ، ممنوع است. وحتا اگر خارجی ها هم باشند، مجازات میشوند.با همین فرمان بود که یک ژور نالیست ایرانی را در ماه مارچ همان سال از افغانستان اخراج کرد.دلیل اخراج این ژور نالیست ایرانی را پخش ونشر اخبار واطلاعات غلط، از طرف رسانه های ایرانی وانمود کردند. طالبان ،در ماه می سال 1998 ، حدود یکصد زن و مرد را به جرم نه تراشیدن ریش ونپوشیدن چادری، مجازات کردند.در دسامبر 1998 م مقا مات قضایی طالبان،پای چپ ودست راست شش نفررا به جرم راه گیری وسرقت، بریدند.وسپس این دست ها وپا های بریده شده را در چهار راهی های شهر کابل،اویزان کردند.پس از گذشت یکهفته،مامورین امر بالمعروف و نهی از منکر، امر کردند که دست و پاها از چهار راهی ها،پایین کرده شوند.طالبان،درماه حمل 1378 دو مرد ویک زن را در محضر عام مردم،به جرم تامین روابط جنسی،دره زدند. بر طبق اظهارات شاهدان عینی،زن که بر سر خود چادری داشت،وبا زدن دره،ناله میکشید ووای خدا میگفت . این زن که فرزانه نام داشت و25 سا له بود به سبب روابط جنسی با یک مرد، متهم شده بود.مرد، یکماه پیش مجا زات شده بود.اما چون فرزانه وضع حمل داشت،جزای او به آینده موکول شده بود.مادر فرزانه نیز، دره زده شد...» ( 1 ) با تطبیق این احکام و وضع قیو دات شد ید مذهبی بود که حدود سیصد هزار شهروند کابل، خا نه های خود را ترک گفته به پشاور و دیگر شهر های پاکستان، متواری شدند.حکومت طالبان در کابل، اعلام نمود که برای زنانیکه شوهران خود را در نتیجه ی جنگها از دست داده اند،معاش مستمری میدهد.اما با شرط ا نکه از خا نه های خود بدون محرم شرعی، بیرون نشوند.شیر محمد ستا نکزی، معین وزارت خارجهء طا لبان طی سخنانی گفت که وضع این قیودات برای زنان و تحصیل دختران،یک فیصله ی موقتی است شورای طا لبان به زودی در این باره فیصله خواهد کرد که زنان چگونه کار کنند و دختران چطور به مکتب بروند.اما این سخنان،دام فریبی بود برای فرو نشاندن اعتراض های مردم وجامعه ی جهانی. طالبان،پس ازآنکه دروازه های اموزش را بروی دختران بستند وزنان را درکار بیرون ازخانه محروم کردند ،موء سسات خیریه ی بین المللی، مکاتب خصوصی ودستگاه های دستی را در کابل، ایجاد کردند.وزنانی را که شوهران خود را در جنگ ها، از دست داده بودند،وبرای کودکان خود نان می اوردند،به کار،جذب نمودند.تعداد این مکاتب و موء سسات،نزدیک به یکصد باب می رسید.این مکاتب، عموما درخانه های شخصی بود وتوسط زنان، تدریس میگردید.دختران از سن 14 تا 16 سا له هم در این مکاتب، درس میخواندند.کتب درسی و منابع مالی انرا موء سسات خیریه، تمو یل می کردند.بتاریخ 16 جون 1998 مطابق 26 جوزای 1377 ش بر اساس فرمانی، طالبان این مکاتب را هم به روی دختران، بستند.مولوی قلم الدین،معاون اداره ی امر بالمعروف ونهی از منکر طا لبان، وعده داد در صورتی که اداره های این مکا تب از طریق وزارت معا رف و زیر نظر مستقیم حکومت مکاتب تاء سیس نمایند، با انها همکاری خواهد کرد. اما دختران، از نه سا له به بالا اجازه ئ رفتن به مکتب را ندارند.حکومت ناروی، با این اقدام طالبان، در همان ماه جون، اعلام کرد که کمک های دولت خود را به افغا نستان توقف میدهد.و بیشتر از این کمک به این کشور، بی معنا است.اتحاد یه ئ اروپا نیز با همین دلیل اعلام کرد که کمک های خود از افغانستان را قطع میکند.خانم ( بونینو) نماینده ی اتحادیه ی اروپا در مصاحبه ای گفت که کمک های اتحا دیه ی اروپا به افغا نستان قطع شده است.زیرا طا لبان موافقتنا مه ای را که در ماه می سال 1998 به امضاء رسانیده بودند، نقض کرده اند. شورای امنیت سازمان ملل متحد هم اقدامات طالبان را غیر انسانی وضد بشری خواند .یک مقام سازمان ملل در مصاحبه ای به رادیو بی بی سی گفت: « چنین اقدام وجریانی در دنیا کاملن بیسابقه بوده است.حال آنکه از جمله یک ملیون نفوس شهر کابل، حدود چهار صد هزار آن، نیاز شدید به کمکهای صحی و آب آشا میدنی دارند. کار مندان غیر دولتی، روزانه با چهار هزار کودک وخانواده های بیوه وبی سرپناه کابل، رسیده گی میکردند.این وضع، به سالهای هشتاد وپنج کمبودیا می ماند که رژیم پولپوت ، هرنوع فعالیت انسانی وضد رژیم را بیرحمانه سرکوب میکرد...» در اگست 1998 که طالبان برای بار سوم ولایات شمال وشما الشرق، از جمله مزار ، بغلان وپلخمری را تصرف نمودند،بدنبال کشتار جمعی مردم و انجام جنایات بشری،به تعداد 55 هزار جلد کتاب کتابخانه ِ ناصر خسرو بلخی را که از کابل به پلخمری انتقال داده شده بود، آتش زدند.در میان این کتاب ها، صد ها کتب ونسخ خطی قدیمی وارزشمند به زبان فارسی نیز وجود داشت که نابودکردند.طالبان، از تصفیه سازی زبانی و قومی هم دریغ نورزیده وهر نسخه و کتابی که بجز از زبان پشتو بد ست شان امد، محو کرد ند.گویا اینکه مانیفست ( دوهم ه سقاوی ) را در دست داشتند وبر طبق آن، عمل میکردند.آثار هنری استاد ( مشعل )، در تالار ولایت هرات نیز از جمله ء همان قربا نیان فرهنگ ستیزی طالبان بود. یکی از شخصیت های برازنده دینی وعالم مشهور معاصر عرب،( فهمی هویدی) برای درک حقیقت وفهم نظریات طا لبان،در ابعاد اسلامی آن،به مسا فرت در داخل افغا نستان پرداخت.و پس از مذاکره و مشوره ها با علمای طا لبان، مقالا تی در روز نامه های معتبر چاپ لندن( شرق الاوسط ) شروع کرد او در این باره نوشت: « ....تمام اسناد طا لبان در مورد زنان، از نظر قران آیات 32_33 – و34 سورهء احزاب است.که خطاب به زنان پیامبر گفته شده( ای زنان پیغمبر! شما مانند هیچ یک از زنان، نیستید« شما بر تر و مصوون تر اید ...» چون رعا یت تقوا کنید.پس در سخن، نرمی کنید.که مرد بیمار دل، به طمع خام افتد.و سخن، نا سنجیده گوید.» و در ایه ء 33 همین سوره امده است:« در خا نه های تان آرام و قرار گیرید وهما نند زینت نما یی دوران جا هلیت،زینت نمایی نکنید.» ودر آیه ء 34 حکم شده:« آنچه از آیات الهی وحکمت در خانه های تان خوانده می شود، بیاد گیرید که خداوند، باریک بین و دانا است.» هویدی مینویسد که « همه قیوداتی را که طالبان بالای زنان تطبیق نموده اند،بر اساس همین آیات است.ولی همه علمای عرب وفقها ، این خطاب قرانی را فقط منحصر به زنان پیغمبر میدانند.نه بر همه زنان مسلمان. اما طالبان ، مخالف نظر همه علمای اسلام تا کید می ورزند که احکام ایات فوق سورهء احزاب، بر همه زنان عالم اسلام قابل تطبیق است.او می افزاید که : مسا لهء زنان در نزد طا لبان، حل است.و این ادعا که میگویند بعد از اشغال افغا نستان و تامین امنیت، به زنان اجازه خواهند داد در بیرون از خا نه اشتغال داشته با شند، یک فریب محض است.همچنان در مورد تحصیل دختران این نیز یک فریب اغوا گرانه است.زیرا انها،سن تحصیل دختران را تا نه سا لگی وانهم فرا گرفتن علوم واحکام شرعی است.قند هار، پنج سال است که در تصرف طالبان است، اما تا کنون یک مکتب دخترانه را باز نکرده اند.واین میرسا ند که انها در وعده های خود، صادق نیستند و در پی فریب جهانیان اند. زمانیکه علمای منطقه ی خلیچ وجزیرت العرب علیه تعلیم زنان مخالفت میکردند،وزارت معارف افغانستان در سال 1936 م مکاتب دختران را تاسیس کرد واولین کالج دختران را در سال 1949 ضمیمه ی دانشگاه کابل نمود.اما اکنون طالبان، نتنها افغانستان را به نیم قرن به عقب گردانده اند،بلکه در مسیر معکوس تاریخ،حرکت میکنند....» (2 ) عبدالرب سیاف گفته بود: « خاک کابل،نجس شده است.باید از خاک حلال!! دوباره آباد شود.» طا لبان هم وقتی کابل را تصرف کردند،گفتند:« ...کابل،شهر پر از گنه کاران! بود.اما اکنون درحال تبدیل شدن به یک شهر نمونه ی اسلامی است.» هدف هردو گروه، ( سیاف وطالبان ) حاکمیت 14 سا له ء حزب دموکرا تیک خلق در افغانستان بود که روس ها را برای حفظ حاکمیت خود به افغانستان اورده بودند.ولی حالا که اعراب ، پاکستانی ها وغربی ها در خاک ایشان حکمروایی میکردند، خاک کابل، داشت که در حال حلال و پاک شدن بود.و گناهان آنها نیز بخشیده میشد. . بریدن دست وقطع کردن پای مجرم در این عصر که داعیه ی حقوق بشر در سراسر کره ء زمین سایه افگنده است، نوعی تبه کاری است وعملی است که با توحش وقساوت ، دلا لت میکند.آیت الله شریعتمداری، که یکی از روحانیون بزرگ ایران است، میگوید:«.. مجازات شرعی، هنگامی رواست که حکومت اسلامی نخست زمینه های عینی ارتکاب جرم را از بین ببرد..یعنی اگر فقر ونیاز به لطف وحکومت عدل، ریشه کن شود و باز هم کسی دست به مال دیگری دراز کند، آنگاه، مستوجب عقوبت است..» ( 3 ) مولوی متوکل، وزیر خارجهء طالبان در مصاحبه ای با یک ژور نا لیست خارجی که پرسید: چرا مردم را شما در استد یوم ورزشی که محل تفریح جوانان است،اعدام میکنید؟ گفت:« اگر شما غربی ها برای ما، جای مناسب که دور از شهر باشد، اباد کنید،که ما، گنهکاران را اعدام کنیم، در اینجا، این کار را نمی کنیم!!!» ____________________________ ( 1 و2 ) هفته نامه ء امید، شماره ء 41 _سال هفتم، صفحه دوم ( 3 ) روز نامه ء کیهان،_ شماره ء 764 ؛ سرطان 1378 چاپ لندن. احکام وفرامین امارت اسلامی طالبان قسمت سوم افغانستان، در تاریخ بیش از یکصد سال اخیر خود جنبش های ملی وترقی خواهانه، ازجمله جنبش مشروطیت ،نهضت اما نی ، نهضت دمو کراسی و تحولات ترقی خواها نه ای را پشت سر گذاشت.علی الرغم حرکت های ار تجاعی ومقاومت نیروهای عقبگرا با حمایت روحا نیون محا فظه کار و دولت های فاسد ، بیروکرات و وابسته به ارتجاع خارجی،این کشور، دموکراسی نیم بند وپیشرفت های مدنی را تجربه کرد و افغا نستان وارد مرحله ای از رشد اجتماعی،فرهنگی وسیا سی شد.اما طی این دو دهه ی اخیر که حاکمیت سیا سی بدست روحا نیون بنیاد گرا و دکا ندارا دینی افتاد،این کشور دوباره بسوی توحش و نظام قرون وسطایی سیر نمود؛ بنیاد های مدنی از ریشه دگرگون شد.ودست آورد های تمدنی نیم قرن مبارزات ملی و ترقی خواها نه ی مردم، بباد فنا رفت. مردم افغانستان شاهد اند زمانیکه رهبران مجاهدان قدرت سیا سی را بدست گرفتند، چگونه میراث های جلیل فرهنگی، تاریخی و ملی بغا رت برده شد وکشور، در نتیجهء جنگهای میان گروهی و قومی، به تل هایی از خاکستر تبدیل گردید.با بقدرت رسیدن طالبان،جنگ وخون ریزی بیش از بپیش ادامه یافت ونظام حقوقی و ارزش های مدنی، نابود گردید و یک حکومت توتا لیتار دینی که هیچنوع نظام حقوقی و قا نونی،جز قا نون دین را نمی پذیرفت،در کشور،حاکم شد.اینجا نمونه هایی از قوانین،فرامین واحکام امیر الموءمنین!( ملا محمد عمر) و دیگر رهبران جنبش طا لبان در حیات سیا سی،اجتما عی و دینی جا معه را می آورم که در این عصر درخشش اندیشه ها،آشتی و گفتگوی تمدن ها، پیشرفت های محیرالعقول تکنو لوژی،تصویب اعلا میهء جهانی حقوق بشر، تعجب بر انگیز برای بشریت امروز است.که چگونه طالبان،مردم و سر زمین ما را با آن تاریخ درخشان و گذ شته های پر از افتخارات فرهنگی ، مدنی و تاریخی ، به قرون وسطی سوق میدهد.و یکباره به عصر جاهلیت، میکشاند.در این فرمانها ، یک امر یا فرمان در باره، پلا نهای انکشا فی، و راه بیرون رفت از فقر،انکشاف زراعت و صنعت، آبیاری و برقی سازی کشور، ایجاد نهاد های مدنی و حقوق شهر وندی کار یابی و تولیدی دیده نمیشود.جز نماز خوانی، کون شویی، ریش گذاشتن وچرکین بودن!! بخشی از این فرامین و فیصله ها را که در (جریده ء رسمی)، ارگان نشراتی وزارت عدلیه در سال 1999 به نشر رسیده اند، بخوانید که چه وحشت آورو مضحک است وریشه در عصر حجر دارد.ونشان میدهد که چه جانورانی بنام انسان ورهبر، در این کشور،بر اریکه ءقدرت نشسته اند. حکم مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ء طرز معاینه وتداوی مریضان زنانه: شماره 1844 مورخ 14 .8. 1374 1 _ مریضان زنانه باید به داکتر زن، مراجعه نمایند.باالفرض اگر به داکتر مرد ضرورت احساس شود، حتما باید با زن مریض، محرم شرعی موجود باشد. 2 _ مریضان زنانه و داکتر مرد، هردو مکلف اند تا حین معا ینه نمودن، حجاب شرعی را مراعات نمایند. 3 _ داکتر مرد مکلف است جز به محل مرض زن مریض، به جای دیگر نه نظر نماید و نه لمس نماید. 4 _ محل انتظار مریضان زنانه باید حتما مستور باشد. 5 _در شفا خانه باید نوبت دهندهء مریضان زنانه، معلوم باشد.و در وقت خاص، نوبت داده شود.که مرد، در آن دخیل نباشد. 6 _ در اتاقیکه زن بستر باشد، نوکریوال شب،حین مراجعه ء مریض، مراجعه نماید.وبدون مطالبه ء مریض حق ندارد که به اتاق مذکور، داخل شود. 7 _ بین داکتر پرستار ( مرد) و داکتر و پرستنار ( زن) نشستن وسخن گفتن ممنوع است.اگر به مفاهمه ضرورت پیدا شود، در انصورت، در حجاب باهم مفاهمه نمایند. 8 –داکتر زنانه مکلف اند که درلباس کهنه ازمنزل به شفاخانه بیایند.لباس زینتی بتن نکنندونه زینت دیگر نمایند 9 _کار کنان شفاخانه ها مکلف اند که مطابق اوقات تعین شدهء اوقاف، نماز را با جماعت ادا نمایند.مسول شفا خانه، ملا امام ومسجد و یا محل را برای نماز، تعین نماید. 10 _ هیات تفتیش امر باالمعروف و نهی عن المنکر، هر زما نیکه جهت تعقیب شفاخانه یا معا ینه خانه میروند، هیچکس ممانعت ایشان نموده نمی تواند.در صورت تخلف از مواد فوق، به متخلف جزای شرعی داده میشود. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر( مجاهد ) درفرمان زیر دیده میشود که طالبان چگونه کشور مارا به عصر جاهلیه ءعرب میکشاند.تاریخ وافتخارات ملی ما را که همان هویت و فرهنگ ملی ماست،از ما جدا میکند.تبدیل کردن ( تقویم هجری شمسی) به ( هجری قمری)، که محصول کوشش ها وپژوهش های فرزانگان دانش وفرهنگ سر زمین ما بود،.یک بازگشت به عقب وفرهنگ ستیزی اشکار آنها را به نفع عرب متجاوز،نشان میدهد.(این کار،در حکومت مجاهدان هم که با این گروه متحجر مشترکات فراوانی دارند، عملی شده بود) فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در مورد تبدیل سال هجری شمسی به سال هجری قمری شماره ء 13 مورخ 27 |13 | 1420 ماده اول: منبعد تقویم امارت اسلامی افغانستان، عوض سال هجری شمسی، ، سال هجری قمری میباشد. ماده ء دوم: سال مالی در امارت اسلامی افغانستان، از تاریخ اول محرم الحرام هر سال آغاز و در آخر ذوالحجه الحرام همین سال به پایان می رسد. ماده ء سوم: ریاست عمومی کار وامور اجتماعی، بر نامه ی عملی کار را مطابق سال هجری قمری، عیار نماید. ماده ء چهارم: این فرمان، از آغاز سال 1419 هجری قمری نافذ ودر جریدهء رسمی نشر گردد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) میدانیم که سنگ بنای اولین دولت ملی،(دولت حقوق بنیاد، انتخابی وپاسخگو به مردم) درنتیجه ء مبارزات ملی ترقی خواهان و مشروطه خواهان، در زمان شاه امان الله گذاشته شد.واین نوع دولت، نهاد های دموکراتیک دیگری چون پارلمان و دیوان قضای را مستقل نیز با خود به همراه داشت.شک نیست که طی بیش از ثلث قرن، فراز و نشیب هایی را هم تجربه کرد.اما طالبان که منا فع خود وحامیان بیرونی خود را در تشکیلات چنین دولتی نمی دید ند، طی فرمانی ، نام آنرا به ( امارت اسلامی) تغییر دادند.چون امیر الموء منین فرمان روای بلا منازع است.که هم رهبر مذهبی است و هم رهبر دولتی وهیچگونه مسوولیت و پاسخگویی در برابر مردم، ندارد.و هر نوع حرکت و مخالفت با نظام را میتواند با شمشیر دودمه ئ دین و شریعت، سرکوب نماید. فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ئ تعدیل کلمه دولت، به کلمه امارت : شماره 10 تاریخ : 27 | 3 | 1420 ماده ئ اول: نام دولت اسلامی افغانستان، به امارت اسلامی افغانستان، تبدیل گردد. ماده ء دوم: کلمهء دولت، در تمام اسناد تقنینی نافذ کشور به کلمه ی امارت، تعدیل گردد. ماده ء سوم: تمام ادارت مکلف اند پیشنهادات، مکاتیب، مهر ها، لوحه ها وسایر اسناد مربوط را مطابق ماده دوم این فرمان، عیار نمایند. ماده ء چهارم: این فرمان، از تاریخ 21 | 7 | 1376 هه ش نافذ ودر جریده ء رسمی، نشر گردد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) جهان ماکه اکنون به اثر تامین ارتباطات وپیشرفت تکنولوژِی به دهکدهء مبدل شده وسیستم اقتصادی وبانکداری جهان امروز مارا رهبری میکند،طالبان درپی زنده کردن نظام(عشر وذکات) اند.فرمان زیر را دراین باره بخوانید فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ئ فعال ساختن ریاست عشر وذکات در تشکیل وزارت عدلیه: شماره ئ 141 مورخ : 7 | 2 | 1376 ش به شورای محترم سرپرست امارت اسلامی افغانستان! اسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته ! 1 _ ریاست عشر و ذکات ، در تشکیل وزارت عدلیه ء امارت اسلامی افغانستان، فعال گردد. 2 _ وزارت عدلیه موظف است مطابق شریعت، سند تقنینی مربوط عشر وذکات را ترتیب وطی مراحل نماید. 3 _ این فرمان، از تاریخ توشیح نافذ است.ودر جریده ء رسمی، نشر گردد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) طالبان بجای نان دادن به گرسنه ها، کار و اشتغال به بیکاران، رشد تجارت وصنعت، تعمیم اموزش وپرورش وفراهم نمودن شرایط برای تامینات صحی، فرمان ریش گذاشتن را صادر میکردند. فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ء نه تراشیدن وکوتاه کردن ریش: شماره ء 3409 _ مورخ 4 | 10 | 1375 به تمام والی صاحبان و اولسوال صاحبان محترم! اسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته ! از انجاییکه در افغانستان گناه کبیره آشکار ریش تراشیدن وریش قطع کردن صورت میگیرد،در حالیکه ما اختیار کامل داریم وفتوای عالمگیر است که هر کسی که اختیار دارد دفع منکر بالا یش واجب میگردد .بدین لحاظ، ارزو مندیم هر ولسوال، در ولسوالی خویش و والی در ولایت، جلسه های بزرگ دایر نمایند و به تمام مسلما نان بطور جدی اعلان نمایند که هرگاه در آینده کسی ریش خویش را تراش و یا کوتاه نماید، ما، انرا بندی میکنیم. باز حق شکایت را ندارند.یکماه وقت برایش بدهید و بمجرد تکمیل تاریخ، جزا های کوچک کوچک برای شان داده شود. انشا ء الله نود وپنج فیصد اشخاص، اصلاح خواهند شد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر( مجاهد ) این هم یک توصیهء عا لمانه! و سود مند ملا محمد عمر به امت اسلامی افغانستان که در صورت عملی کردن آن با شکم سیر وخاطر آرام، مستقیمن به جنت خواهند رفت: توصیه ء عالیقدر امیر الموء منین در باره ء بستن دستار به طریقه مسنونه : به مسوولین ومنسوبین تمام ادارات ملکی ونظامی ! السلام علیکم ورحمته الله وبرکاته! از قرنها بدینسو، رسم ورواج طلباء وعلماء طوری بوده که لباس، اخلاق و افعال ایشان را صورتا وسیرتا بر شریعت نبوی( ص) برابر بوده حتا اینکه فساق وفجار!! وقت کدام لباس را رواج مینمودند. ایشان از آن، اجتناب می ورزیدند.مگر متا سفانه همین اکنون بعضی از طلباء و عوام ما نند فاسقان ، طوری دستار می بندند که نتنها طلباء وملایان از ایشان نفرت دارند ، بلکه در بین عوام نیز منفور گردیده اند. لذا توصیه ء من اینست که خود را صورتا و سیرتا به شریعت مبارک نبی کریم ( ص ) برابر نمایید.و دو باره طوری دستار نبندید که خدا نا خواسته با فجار، مشابهت شما نیاید.دستار را بطریقه ء مسنونه!! ببندید مهتممان مدارس و مشران ادارات ملکی ونظامی باید ماتحتان خویش را اصلاح نمایند. ( قابل یاد اوری است که فرمان در بارهء بستن دستار،دوبار از جانب مقام معظم رهبری! (ملا محمد عمر) صادر شده است.) والسلام _ خادم اسلام امیر الموءمنین ملا محمد عمر ( مجاهد ) حکم شورای سر پرست امارت اسلامی افغانستان در باره ء امحای عکس های ذی روح از اسناد: به تمام مسوولین وزارت ها .ادارات مستقل ، خصوصا وزارت اطلاعات وفرهنگ ! طوریکه نافذ نمودن احکام شرعی، از وظایف فرضی امارت اسلا می میباشد، لهذا بشما مسوولین محترم بطور تاکید امر میشود که برای هر نوع قرطاسیه و سایر مواد ، یک هیات سه نفری به شریعت آگاه تعیین نما یید تا عکس های ذیروح را که در اسناد وجود دارند، مانند نشان وخت!! داوود و امثال آن طور عاجل ذریعه چسپاندن کاغذ یا رنگ ، محو نماید .بخاطر اینکه مردم، این اسناد را ما نند قبا له یا سایر اسناد بخاطر ضرورت در منازل محفوظ نگاه میدارند.ومسا لهء فقه حنفی است در اتاقی که عکس شیء زنده طور اشکار افتاده باشد، در آن اتاق نماز گزاردن، مکروه تحریمی میگردد.و اعاده آن واجب میبا شد.همچنان به منازل متذکره، ملا یکه ی رحمت، نه می آید.لهذا تاکیدا بشما حکم مینماییم تا هیات های متذکره الی یوم سه شنبه تاریخ 20 | 3 | 1419 معطل نگردند. ودر آینده این کار را وزارت امر باالمعروف و نهی عن المنکر ، تعقیب نماید.تا در آینده از استعمال و چاپ چنین اوراق، جلوگیری شود.خصوصا وزارت اطلاعات وفرهنگ والسلام الحاج ملا محمد ربانی، رییس شورای سرپرست امارت اسلامی افغانستان بخوانید که این دکانداران دین ودر واقع، فروشنده گان دین! ومایهء ننگ وشرم اسلام عزیز، که بقول شیخ اجل سعدی که:( ترک دنیا، به مردم آمو زند خویشتن، سیم وغله اندوزند ) پیام امیر الموءمنین، در باره ء نماز: اسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته ! مسرورم که به هموطنان گرامی ومجاهد خویش، در مورد این طور یک فریضه ء مهم، امر مینمایم. که در بین کافر ومسلمان،فرق کننده بوده واینطور فریضه است که نبی علیه الصلات والسلام درمورد ان به امت هشدار میدهد که ( الصلات عماد الدین من اقامها فقد اقام الدین ومن هد مها فقد هدم الدین ) برای اینکه فریضهء متذکره بصورت صحیح آموخته شود، به نکات ذیل، توجه کامل نمایید: 1 _ امام مسجد باید در مورد اموزش این فریضه ء مهم ، با مقتد یان خویش، همکاری کامل نماید. 2 _ مقتدیان مسجد باید برای آموزش نماز، به ملا امام مسجد مراجعه نمایند.ودر این کار، شرم نه نمایند. 3 _ متعاقبا محتسبان موظف به امر بالمعروف نهی عن المنکر،وقتا فوقتا میروند وازایشان امتحان اخذ مینمایند 4 _ عنقریب از طریق رادیو های محلی ورادیو مرکزی کابل، در مورد آموزش نماز، نشریهء خاص به نشر رسا نیده خواهد شد.شما، کاملا انرا تعقیب نمایید وهم اعضای فامیل،اعم از زن ومرد را به شنیدن آن،مکلف گر دانید. تا نماز های همه، کامل ودرست گردد.» والسلام _ خادم اسلام_ امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) در فرمان دیگر درهمین موضوع( فرمان شماره 991 مورخ 10 | 1 | 1419 نماز با جماعت را اکیدا توصیه کرده وبطور اخطار، خبر داده که هر مسوول باید در مربوطات خویش کاملن متوجه این رکن عمدهء دین ( نماز ) باشند.این چند فرمان، وتوصیه های رهبر طالبان که حکم قانون را در کشور داشت ، بعنوان مشت نمونه ای از خروار ذکر شد.از متن و محتوای فرامین بخوبی روشن است که افغانستان در قرن بیستم، بکجا می رود وما، در این عصر روشنگری وآزادی های مدنی، چگونه در دهلیز های سیاه وتاریک قرون وسطا،مانند بره های قربانی، چشم و گوش بسته روانیم. احکام وفرامین امارت اسلامی طالبان قسمت سوم افغانستان، در تاریخ بیش از یکصد سال اخیر خود جنبش های ملی وترقی خواهانه، ازجمله جنبش مشروطیت ،نهضت اما نی ، نهضت دمو کراسی و تحولات ترقی خواها نه ای را پشت سر گذاشت.علی الرغم حرکت های ار تجاعی ومقاومت نیروهای عقبگرا با حمایت روحا نیون محا فظه کار و دولت های فاسد ، بیروکرات و وابسته به ارتجاع خارجی،این کشور، دموکراسی نیم بند وپیشرفت های مدنی را تجربه کرد و افغا نستان وارد مرحله ای از رشد اجتماعی،فرهنگی وسیا سی شد.اما طی این دو دهه ی اخیر که حاکمیت سیا سی بدست روحا نیون بنیاد گرا و دکا ندارا دینی افتاد،این کشور دوباره بسوی توحش و نظام قرون وسطایی سیر نمود؛ بنیاد های مدنی از ریشه دگرگون شد.ودست آورد های تمدنی نیم قرن مبارزات ملی و ترقی خواها نه ی مردم، بباد فنا رفت. مردم افغانستان شاهد اند زمانیکه رهبران مجاهدان قدرت سیا سی را بدست گرفتند، چگونه میراث های جلیل فرهنگی، تاریخی و ملی بغا رت برده شد وکشور، در نتیجهء جنگهای میان گروهی و قومی، به تل هایی از خاکستر تبدیل گردید.با بقدرت رسیدن طالبان،جنگ وخون ریزی بیش از بپیش ادامه یافت ونظام حقوقی و ارزش های مدنی، نابود گردید و یک حکومت توتا لیتار دینی که هیچنوع نظام حقوقی و قا نونی،جز قا نون دین را نمی پذیرفت،در کشور،حاکم شد.اینجا نمونه هایی از قوانین،فرامین واحکام امیر الموءمنین!( ملا محمد عمر) و دیگر رهبران جنبش طا لبان در حیات سیا سی،اجتما عی و دینی جا معه را می آورم که در این عصر درخشش اندیشه ها،آشتی و گفتگوی تمدن ها، پیشرفت های محیرالعقول تکنو لوژی،تصویب اعلا میهء جهانی حقوق بشر، تعجب بر انگیز برای بشریت امروز است.که چگونه طالبان،مردم و سر زمین ما را با آن تاریخ درخشان و گذ شته های پر از افتخارات فرهنگی ، مدنی و تاریخی ، به قرون وسطی سوق میدهد.و یکباره به عصر جاهلیت، میکشاند.در این فرمانها ، یک امر یا فرمان در باره، پلا نهای انکشا فی، و راه بیرون رفت از فقر،انکشاف زراعت و صنعت، آبیاری و برقی سازی کشور، ایجاد نهاد های مدنی و حقوق شهر وندی کار یابی و تولیدی دیده نمیشود.جز نماز خوانی، کون شویی، ریش گذاشتن وچرکین بودن!! بخشی از این فرامین و فیصله ها را که در (جریده ء رسمی)، ارگان نشراتی وزارت عدلیه در سال 1999 به نشر رسیده اند، بخوانید که چه وحشت آورو مضحک است وریشه در عصر حجر دارد.ونشان میدهد که چه جانورانی بنام انسان ورهبر، در این کشور،بر اریکه ءقدرت نشسته اند. حکم مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ء طرز معاینه وتداوی مریضان زنانه: شماره 1844 مورخ 14 .8. 1374 1 _ مریضان زنانه باید به داکتر زن، مراجعه نمایند.باالفرض اگر به داکتر مرد ضرورت احساس شود، حتما باید با زن مریض، محرم شرعی موجود باشد. 2 _ مریضان زنانه و داکتر مرد، هردو مکلف اند تا حین معا ینه نمودن، حجاب شرعی را مراعات نمایند. 3 _ داکتر مرد مکلف است جز به محل مرض زن مریض، به جای دیگر نه نظر نماید و نه لمس نماید. 4 _ محل انتظار مریضان زنانه باید حتما مستور باشد. 5 _در شفا خانه باید نوبت دهندهء مریضان زنانه، معلوم باشد.و در وقت خاص، نوبت داده شود.که مرد، در آن دخیل نباشد. 6 _ در اتاقیکه زن بستر باشد، نوکریوال شب،حین مراجعه ء مریض، مراجعه نماید.وبدون مطالبه ء مریض حق ندارد که به اتاق مذکور، داخل شود. 7 _ بین داکتر پرستار ( مرد) و داکتر و پرستنار ( زن) نشستن وسخن گفتن ممنوع است.اگر به مفاهمه ضرورت پیدا شود، در انصورت، در حجاب باهم مفاهمه نمایند. 8 –داکتر زنانه مکلف اند که درلباس کهنه ازمنزل به شفاخانه بیایند.لباس زینتی بتن نکنندونه زینت دیگر نمایند 9 _کار کنان شفاخانه ها مکلف اند که مطابق اوقات تعین شدهء اوقاف، نماز را با جماعت ادا نمایند.مسول شفا خانه، ملا امام ومسجد و یا محل را برای نماز، تعین نماید. 10 _ هیات تفتیش امر باالمعروف و نهی عن المنکر، هر زما نیکه جهت تعقیب شفاخانه یا معا ینه خانه میروند، هیچکس ممانعت ایشان نموده نمی تواند.در صورت تخلف از مواد فوق، به متخلف جزای شرعی داده میشود. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر( مجاهد ) درفرمان زیر دیده میشود که طالبان چگونه کشور مارا به عصر جاهلیه ءعرب میکشاند.تاریخ وافتخارات ملی ما را که همان هویت و فرهنگ ملی ماست،از ما جدا میکند.تبدیل کردن ( تقویم هجری شمسی) به ( هجری قمری)، که محصول کوشش ها وپژوهش های فرزانگان دانش وفرهنگ سر زمین ما بود،.یک بازگشت به عقب وفرهنگ ستیزی اشکار آنها را به نفع عرب متجاوز،نشان میدهد.(این کار،در حکومت مجاهدان هم که با این گروه متحجر مشترکات فراوانی دارند، عملی شده بود) فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در مورد تبدیل سال هجری شمسی به سال هجری قمری شماره ء 13 مورخ 27 |13 | 1420 ماده اول: منبعد تقویم امارت اسلامی افغانستان، عوض سال هجری شمسی، ، سال هجری قمری میباشد. ماده ء دوم: سال مالی در امارت اسلامی افغانستان، از تاریخ اول محرم الحرام هر سال آغاز و در آخر ذوالحجه الحرام همین سال به پایان می رسد. ماده ء سوم: ریاست عمومی کار وامور اجتماعی، بر نامه ی عملی کار را مطابق سال هجری قمری، عیار نماید. ماده ء چهارم: این فرمان، از آغاز سال 1419 هجری قمری نافذ ودر جریدهء رسمی نشر گردد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) میدانیم که سنگ بنای اولین دولت ملی،(دولت حقوق بنیاد، انتخابی وپاسخگو به مردم) درنتیجه ء مبارزات ملی ترقی خواهان و مشروطه خواهان، در زمان شاه امان الله گذاشته شد.واین نوع دولت، نهاد های دموکراتیک دیگری چون پارلمان و دیوان قضای را مستقل نیز با خود به همراه داشت.شک نیست که طی بیش از ثلث قرن، فراز و نشیب هایی را هم تجربه کرد.اما طالبان که منا فع خود وحامیان بیرونی خود را در تشکیلات چنین دولتی نمی دید ند، طی فرمانی ، نام آنرا به ( امارت اسلامی) تغییر دادند.چون امیر الموء منین فرمان روای بلا منازع است.که هم رهبر مذهبی است و هم رهبر دولتی وهیچگونه مسوولیت و پاسخگویی در برابر مردم، ندارد.و هر نوع حرکت و مخالفت با نظام را میتواند با شمشیر دودمه ئ دین و شریعت، سرکوب نماید. فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ئ تعدیل کلمه دولت، به کلمه امارت : شماره 10 تاریخ : 27 | 3 | 1420 ماده ئ اول: نام دولت اسلامی افغانستان، به امارت اسلامی افغانستان، تبدیل گردد. ماده ء دوم: کلمهء دولت، در تمام اسناد تقنینی نافذ کشور به کلمه ی امارت، تعدیل گردد. ماده ء سوم: تمام ادارت مکلف اند پیشنهادات، مکاتیب، مهر ها، لوحه ها وسایر اسناد مربوط را مطابق ماده دوم این فرمان، عیار نمایند. ماده ء چهارم: این فرمان، از تاریخ 21 | 7 | 1376 هه ش نافذ ودر جریده ء رسمی، نشر گردد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) جهان ماکه اکنون به اثر تامین ارتباطات وپیشرفت تکنولوژِی به دهکدهء مبدل شده وسیستم اقتصادی وبانکداری جهان امروز مارا رهبری میکند،طالبان درپی زنده کردن نظام(عشر وذکات) اند.فرمان زیر را دراین باره بخوانید فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ئ فعال ساختن ریاست عشر وذکات در تشکیل وزارت عدلیه: شماره ئ 141 مورخ : 7 | 2 | 1376 ش به شورای محترم سرپرست امارت اسلامی افغانستان! اسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته ! 1 _ ریاست عشر و ذکات ، در تشکیل وزارت عدلیه ء امارت اسلامی افغانستان، فعال گردد. 2 _ وزارت عدلیه موظف است مطابق شریعت، سند تقنینی مربوط عشر وذکات را ترتیب وطی مراحل نماید. 3 _ این فرمان، از تاریخ توشیح نافذ است.ودر جریده ء رسمی، نشر گردد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) طالبان بجای نان دادن به گرسنه ها، کار و اشتغال به بیکاران، رشد تجارت وصنعت، تعمیم اموزش وپرورش وفراهم نمودن شرایط برای تامینات صحی، فرمان ریش گذاشتن را صادر میکردند. فرمان مقام امارت اسلامی افغانستان در باره ء نه تراشیدن وکوتاه کردن ریش: شماره ء 3409 _ مورخ 4 | 10 | 1375 به تمام والی صاحبان و اولسوال صاحبان محترم! اسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته ! از انجاییکه در افغانستان گناه کبیره آشکار ریش تراشیدن وریش قطع کردن صورت میگیرد،در حالیکه ما اختیار کامل داریم وفتوای عالمگیر است که هر کسی که اختیار دارد دفع منکر بالا یش واجب میگردد .بدین لحاظ، ارزو مندیم هر ولسوال، در ولسوالی خویش و والی در ولایت، جلسه های بزرگ دایر نمایند و به تمام مسلما نان بطور جدی اعلان نمایند که هرگاه در آینده کسی ریش خویش را تراش و یا کوتاه نماید، ما، انرا بندی میکنیم. باز حق شکایت را ندارند.یکماه وقت برایش بدهید و بمجرد تکمیل تاریخ، جزا های کوچک کوچک برای شان داده شود. انشا ء الله نود وپنج فیصد اشخاص، اصلاح خواهند شد. والسلام _ خادم اسلام امیر الموء منین ملا محمد عمر( مجاهد ) این هم یک توصیهء عا لمانه! و سود مند ملا محمد عمر به امت اسلامی افغانستان که در صورت عملی کردن آن با شکم سیر وخاطر آرام، مستقیمن به جنت خواهند رفت: توصیه ء عالیقدر امیر الموء منین در باره ء بستن دستار به طریقه مسنونه : به مسوولین ومنسوبین تمام ادارات ملکی ونظامی ! السلام علیکم ورحمته الله وبرکاته! از قرنها بدینسو، رسم ورواج طلباء وعلماء طوری بوده که لباس، اخلاق و افعال ایشان را صورتا وسیرتا بر شریعت نبوی( ص) برابر بوده حتا اینکه فساق وفجار!! وقت کدام لباس را رواج مینمودند. ایشان از آن، اجتناب می ورزیدند.مگر متا سفانه همین اکنون بعضی از طلباء و عوام ما نند فاسقان ، طوری دستار می بندند که نتنها طلباء وملایان از ایشان نفرت دارند ، بلکه در بین عوام نیز منفور گردیده اند. لذا توصیه ء من اینست که خود را صورتا و سیرتا به شریعت مبارک نبی کریم ( ص ) برابر نمایید.و دو باره طوری دستار نبندید که خدا نا خواسته با فجار، مشابهت شما نیاید.دستار را بطریقه ء مسنونه!! ببندید مهتممان مدارس و مشران ادارات ملکی ونظامی باید ماتحتان خویش را اصلاح نمایند. ( قابل یاد اوری است که فرمان در بارهء بستن دستار،دوبار از جانب مقام معظم رهبری! (ملا محمد عمر) صادر شده است.) والسلام _ خادم اسلام امیر الموءمنین ملا محمد عمر ( مجاهد ) حکم شورای سر پرست امارت اسلامی افغانستان در باره ء امحای عکس های ذی روح از اسناد: به تمام مسوولین وزارت ها .ادارات مستقل ، خصوصا وزارت اطلاعات وفرهنگ ! طوریکه نافذ نمودن احکام شرعی، از وظایف فرضی امارت اسلا می میباشد، لهذا بشما مسوولین محترم بطور تاکید امر میشود که برای هر نوع قرطاسیه و سایر مواد ، یک هیات سه نفری به شریعت آگاه تعیین نما یید تا عکس های ذیروح را که در اسناد وجود دارند، مانند نشان وخت!! داوود و امثال آن طور عاجل ذریعه چسپاندن کاغذ یا رنگ ، محو نماید .بخاطر اینکه مردم، این اسناد را ما نند قبا له یا سایر اسناد بخاطر ضرورت در منازل محفوظ نگاه میدارند.ومسا لهء فقه حنفی است در اتاقی که عکس شیء زنده طور اشکار افتاده باشد، در آن اتاق نماز گزاردن، مکروه تحریمی میگردد.و اعاده آن واجب میبا شد.همچنان به منازل متذکره، ملا یکه ی رحمت، نه می آید.لهذا تاکیدا بشما حکم مینماییم تا هیات های متذکره الی یوم سه شنبه تاریخ 20 | 3 | 1419 معطل نگردند. ودر آینده این کار را وزارت امر باالمعروف و نهی عن المنکر ، تعقیب نماید.تا در آینده از استعمال و چاپ چنین اوراق، جلوگیری شود.خصوصا وزارت اطلاعات وفرهنگ والسلام الحاج ملا محمد ربانی، رییس شورای سرپرست امارت اسلامی افغانستان بخوانید که این دکانداران دین ودر واقع، فروشنده گان دین! ومایهء ننگ وشرم اسلام عزیز، که بقول شیخ اجل سعدی که:( ترک دنیا، به مردم آمو زند خویشتن، سیم وغله اندوزند ) پیام امیر الموءمنین، در باره ء نماز: اسلام علیکم ورحمته الله وبرکاته ! مسرورم که به هموطنان گرامی ومجاهد خویش، در مورد این طور یک فریضه ء مهم، امر مینمایم. که در بین کافر ومسلمان،فرق کننده بوده واینطور فریضه است که نبی علیه الصلات والسلام درمورد ان به امت هشدار میدهد که ( الصلات عماد الدین من اقامها فقد اقام الدین ومن هد مها فقد هدم الدین ) برای اینکه فریضهء متذکره بصورت صحیح آموخته شود، به نکات ذیل، توجه کامل نمایید: 1 _ امام مسجد باید در مورد اموزش این فریضه ء مهم ، با مقتد یان خویش، همکاری کامل نماید. 2 _ مقتدیان مسجد باید برای آموزش نماز، به ملا امام مسجد مراجعه نمایند.ودر این کار، شرم نه نمایند. 3 _ متعاقبا محتسبان موظف به امر بالمعروف نهی عن المنکر،وقتا فوقتا میروند وازایشان امتحان اخذ مینمایند 4 _ عنقریب از طریق رادیو های محلی ورادیو مرکزی کابل، در مورد آموزش نماز، نشریهء خاص به نشر رسا نیده خواهد شد.شما، کاملا انرا تعقیب نمایید وهم اعضای فامیل،اعم از زن ومرد را به شنیدن آن،مکلف گر دانید. تا نماز های همه، کامل ودرست گردد.» والسلام _ خادم اسلام_ امیر الموء منین ملا محمد عمر ( مجاهد ) در فرمان دیگر درهمین موضوع( فرمان شماره 991 مورخ 10 | 1 | 1419 نماز با جماعت را اکیدا توصیه کرده وبطور اخطار، خبر داده که هر مسوول باید در مربوطات خویش کاملن متوجه این رکن عمدهء دین ( نماز ) باشند.این چند فرمان، وتوصیه های رهبر طالبان که حکم قانون را در کشور داشت ، بعنوان مشت نمونه ای از خروار ذکر شد.از متن و محتوای فرامین بخوبی روشن است که افغانستان در قرن بیستم، بکجا می رود وما، در این عصر روشنگری وآزادی های مدنی، چگونه در دهلیز های سیاه وتاریک قرون وسطا،مانند بره های قربانی، چشم و گوش بسته روانیم. طالبان، بن لاد ن و تجارت مواد مخدر قسمت چهارم در افغانستان، حدود 73 ملیون هکتار زمین وجود دارد که از جمله 7 الی 8 ملیون هکتار ان، قابل زراعت است.تهاجم ارتش اتحاد شوروی در سال 1979 م در افغانستان که یک کشور زراعتی بود،بحران شدید اقتصادی را بوجود اورد.در سال 1992 م مقدار تولید مواد مخدر در افغا نستان، به 2000 تن می رسید.و75 درصد تولید تر یاک، در ولایت هلمند و ولایات همجوار ان صورت میگرفت.حضور نیروهای شوروی وبمباردمان های هوایی در این کشور، به علاوهء جنگ های دوامدار، زمین های زراعتی ، خصوصیت زراعتی وتولید محصولات خود را از دست داد.دهقا نان، در نتیجهء خرابی اوضاع، به کشور های همسایه پناه بردند.و زمین ها، بدون کشت ماندند. در واقع، یک عامل عمدهء کشت تریاک و تولید مواد مخدر، که راه نزدیک رسیدن به تامین معیشت دهقانان بود، و حالا بجای گندم، برنج، ودیگر محصولات زراعتی، در زمین ها، تریاک کشت میگردید.و رویهمرفته، افغانستان به بزرگترین کشور تولید کننده وصادر کنندهء مواد مخدر در جهان شد. کشور های آسیای میانه که در طول قرن ها ، شاهراه عبور کار وان های شتر حامل ابریشم ، ادویه ومواد خوراکه ومال التجاره به آسیا و اروپا بود ند، امروز مواد مخدری که در افغا نستان تولید میگردید،از این راه، به وسیلهء جنگ سالاران افغان، به مافیای منطقه، فروخته میشد واز همین طریق اسیای میانه وپاکستان، به غرب، انتقال مییافت.بخصوص شهر (اوش) قرغیزستان وتاجیکستان که به روسیه میرسید.گفته میشد که شهر «اوش» اکنون مرکز بزرگ انتقال مواد مخدر ، گردیده است.واضح بود که جنگ سالاران افغان ، از طریق فروش و انتقال این مال التجاره، مالک ملیون ها دالر شده بودند.وبیشترین این مواد، از طریق پاکستان و شبکه های ما فیایی آن در آن، دست داشتند.اما هیچ منبع خبری، و اطلاعاتی، مواد مخدر از طریق پاکستان انتقال شده را فاش نمی کرد. حال آنکه در این سرحد طولانی وبیخطر، مواد با لاری ها به پاکستان انتقال داده میشد. با همین سبب بود که ملا محمد عمر،کشت خشخاش وتولید هیرویین را بمثابهء یک ضرورت حیاتی به مردم منطقه ئ زیر نفوذ خود، تلقی میکرد.در اوایل ماه نوا مبر 1996 یک کار مند اداره ئ ملل متحد در مصا حبه ای گفت که « طالبان، در گذشته برای جلوگیری از تولید مواد مخدر ، بهانه می اوردند .حالا هم که سوم حصه خاک افغانستان را در تصرف خود دارند، باز هم هیرویین صادر میکنند.یکسال پیش،طا لبان گفته بودند تا زمان بدست آوردن کمک های بین المللی، در مناطق زیر کنترول خود، کشت خشخاش را منع نخواهند کرد.زیرا تولید تریاک، از عواید زراعتی مردم است.ودهقانان بدون تولید وصدو رآن، زنده گی کرده نمیتوانند.وامکان کشت وزرع دیگر حبوبات، از میان رفته است.اما اکنون دراثر فرمان ملا محمد عمر، تولید و فروش مواد مخدر، که از طریق رادیو شریعت اعلام شد، منع قرار داده شده است.از جمله کشت خشخاش.و کوکنار اما از تولید و فروش تریاک، سخنی نگفته اند....» ( 1 ) در افغانستان، خشخاش وتریاک، به هیرویین تبدیل شده وبه بازار های جهان تجارت میگردد.افغانستان پس ازبرما، دومین کشور تولید کنندهءهیرویین وتریاک جهان است.در سال 1997 مقدار تولید تریاک، 25 درصد با لا رفت و ان عموما در ساحه ء زیر کنترول طا لبان صورت میگیرد.بقول کار شناسان« تجارت مواد مخدر در جهان امروز،تشکیلات ودرامد افسانوی است.برخی کار شناسان،در امد سالانهء انرا تا سیصد ملیارد دالر تخمین میزنند بخشی از این درامد وکشت وتولید ، در امریکای لاتین وبخش عمده ی آن، در مناطق زیر کنترول طا لبان صورت میگیرد.البته همهء این در امد ها، به جیب طالبان نمی ریزد.معی الوصف، انچه که نصیب طالبان از کشت و تولید وتجارت مواد مخدر میشود، برابر با در امد نفتی برخی از کشور های همسایه است.» (2 ) تجارت مواد مخدر وهیرویین از افغانستان به خارج، البته به راه های ترانزیتی معینی ضرورت بود که طالبان توانستند توسط مافیای برخی از کشور های منطقه،این راه ها را بخود هموار سازند.واضح است که نگرانی های کشور های غربی هم از ان جهت است که صادرات تجارت این مواد، عمو ما به غرب انجام می پذ یرد.تجارت این مواد که پول های باد اور را نصیب طالبان میکرد، پس از پناهنده شدن بن لادن، بیشتر رونق یافت و طالبان، یک شریک عمده و موء ثر را در این زمینه بدست اوردند.« پیش از واقعات 11 سبتمبر در امریکا، یکی از برا دران بن لادن ، توسط هوا پیمای شخصی، به میلان ایتالیا سفر داشت. که توسط پلیس ایتا لیا، توقف چهار ساعته داده شد. از نتایج باز رسی ها معلوم شد که برادر بن لا دن، چنین تجارتی را سازمان میداده است.شبکه های بن لادن نتنها در ایتا لیا، بلکه در اسپا نیا،المان و برخی کشور های دیگر هم فعال بود ند.که در ان ها افراد کار پخته و متخصص کار میکردند.و ارتباط هایی با استخبارات ومافیای بین المللی داشتند.»(3 ) این ارتباط ها با شبکه های استخباراتی تا حدی بود که روز نامهء ( فیگارو ) چاپ فراسه روز چهار شنبه 21 ماه اکتوبر سال 2001 در باره نوشت:« اسامه بن لادن، در اوایل سال جاری که بطور مخفیانه به دوبی رفته ودر یکی از شفاخانه های امریکایی مقیم دوبی، تحت مداوا قرار داشت، با رییس ساز مان استخبارات ( سی آِی ای) در دوبی، ملاقات کرد.اما وقتی، یعنی پس از حملات تروریستی در امریکا ، از رییس شفاخانه در این رابطه پرسش بعمل امد، از حضور بن لادن، انکار صورت گرفت....» روز نامه به نقل از یک کارمند بیمارستان تصدیق میکند که در این بیمارستان، بن لا دن در همین ماه، به کویته ء پاکستان وارد شده و باکمک استخبارات بوسیلهء هوا پیما وارد خاک دوبی کرده شد وازانجا، مستقیمن به بیمارستان امریکایی در دوبی،بستری گردید.در این سفر با بن لادن،یک داکتر و( ایمن الظواهری)،رییس سازمان ( الجهاد ) مصر نیز همراه بودند.امریکایی ها یک بیمار ستان مجلل ومجهز ، به بیماران ثروتمند در دوبی ساخته اند که بن لادن در یکی از سرویس های این بیما رستان بستری شده بود...» (4 ) یک هفته نامه ی چاپ هانگ کانگ در ماه مارچ همین سال هم افشا کرد که بن لادن ، به مرض « کلیه» مصاب شده بود که حال او، نگران کننده بود.و نیاز به در مان عاجل داشت.به گفتهء روز نامهء ( فیگارو) رییس بیما رستان دوبی در تماس تیلفونی این روز نامه، از بستری بودن بن لادن، انکار کرد.و گفت که هیچ زمانی، بن لادن در اینجا بستری نبوده است..با همه مدارک بدست امده، این حقیقت روشن بود که بن لادن،وشبکهء القاعده او، با استخبارات بین المللی و ما فیای ان،روابط نزد یک دارد.تا انجا که با رییس دفتر سی آی ای دیدار می کند. واین رییس،پس از دیدار وگفتگو با بن لادن، بتاریخ 15 جنوری 2001 به امریکا می رود...» (5 ) بتاریخ دوم سبتمبر سال 1997 م یک تیم سازمان ملل متحد ، وارد افغانستان شده در قند هار ، با رهبران طالبان ، از جمله با ملا محمد عمر، بحث وگفتگو کرد.هیات، بمنظور بررسی اوضاع وپروسهء کمک رسانی بین المللی بخاطر باز سازی افغانستان، سفر کرده بود.ملا محمد عمر،از هیات تقاضا کرد تا برای بازسازی افغانستان کمک های لازم وضروری نمایند.اما مذاکرات آنها به کدام نتیجه ای نرسید.وهیاءت پس از باز گشت خود گفت که در این کشور، دولت مرکزی و قانونی، وجود ندارد .در ماه اگست هم کمک رسان بین المللی از کابل دیدن کرد. و هشدارد داد چنانچه اگر طالبان در سیاست های خود تجدید نظر نکنند، واز جمله حقوق زنان وتولید وصدور مواد مخدر کنترول ننمایند، کمک های بین المللی از افغانستان، قطع خواهد شد. با انچه که گفته شد، یکی از انگیزه های اصلی مقاومت طالبان از بن لادن، حفظ و تداوم این تجارت و پول های باد اور حاصله از تجارت ان ، یعنی هیرویین است.انگیزه های دیگری چون حمایت عقیدتی و باور های تند روانهء مذهبی و اسلا می در برخی از کشور های اسلا می است که از اسلا م سیا سی، پشتیبا نی میکنند.یک کار شناس ایرانی هم به رادیو آزادی گفت: « ..بنظر من، مبارزهء اتلا ف جها نی با ترو ریزم، که مرکز ان افغانستان است، ( نتنها افغانستان،بلکه پاکستان بطور اخص) عنوان شده اگر بن لادن وشرکایش نابود هم شوند، در جنوب افغانستان، کسانی باقی خواهند ماند که از تولید وتجارت مواد مخدر ، سود خواهند برد وبرای بقای خود سال ها، مقاومت ونبرد خواهند کرد...» منابع خبری : (1 ) رادیو بی بی سی و رادیو آزادی نوامبر 2000 (2 ) رادیو آزادی ، 2001 (3 و 4 ) رادیو آزادی و رادیو بی بی سی ، دسامبر 2001 (5 ) رادیو بی بی سی _نوامبر 2001
تجارت هیرویین،و حکومت مجاهدان قسمت پنجم دوام جنگ ها در افغانستان،تاء سیسات صنعتی ، منابع زراعتی وتولیدی را از ریشه نابود کرده بود.زمانیکه دهقا نان پس از سقوط حاکمیت حزب دموکراتیک خلق افغانستان و ایجاد حکو مت اسلا می مجاهدین به وطن بر میگشتند، در زمین ها بجای گندم ،برنج و دیگر حبوبات تریاک کشت میشد.زیراهمه مردم سلاح برداشته بودند وعلیه حکومت موجود میجنگیدند.جنگ سا لاران وفرما ندهان محلی،از ما حصل کشت تریاک و تولید هیرویین که به خارج قاچاق میشد، پول های باد اوری بدست می اوردند.ودر محلات نیز حاصل رنج وکار مردم بید فاع را به زور سلاح از آن خود میدانستند و بنام عشر و ذکات، تصاحب می کردند.هفته نا مه ی ( امید ) منتشره در کلیفور نیای امریکا به نقل از کتاب « سیا ست های هیرویین » بقلم ( الفرید مکوی ) مینویسد: « ..لاری های اسلحه که « سی آِی ای » به مرکز نظامی پاکستان در کراچی میفرستاد، دوباره پر از هیرویین میشد وپس ازانکه آی اس آی از تفتیش پلیس جلوگیری بعمل می آورد،به امریکا فرستا ده میشد.از هفت رهبر مجا هدین که در پشاور فعا لیت داشتند، گلبد ین حکمتیار،، قدرتمند ترین شان بود.که بیشتر از یک ملیارد دالر از کمک های مخفی امریکا را در یافت کرد.او که در کمپ های مهاجرین افغان حکمروایی داشت،ومخالفان سیاسی خود را نابود میکرد،یکی از بزرگ ترین دلالان هیرویین در جهان بود.» ( گلبدین، مخا لفان مهم و فعا لان بزرگ سیا سی و اجتماعی و مشران قومی مستقر در پشاور،از جمله:جنرال حکیم کتوازی، داکتر عبد القیوم، برادر عبد المجید کلکا نی، جنرال نظر محمد، وکیل کوچی،هاشم پکتیانی وبسیار دیگر را درپشاور بقتل رسانید) پس ازخروج ارتش شوروی از افغا نستان،این نیویارک تایمز بود که در سال 1989 م حکتیار را دارای « طبیعت شیطانی» خواند. «الفرید مکوی» در ادامهء گزارش خود می افزاید:« گزارش های مقدماتی شش ماه قبل بر اساس گفتگو ها با مقامات ملل متحد در منطقه نشان میدهد که افغا نستان به تنهایی خود میتواند سه هزار تن تریاک،تولید کند.این مقدار هر طوری که شما ان را حساب میکنید،تقریبا مساوی به مقدار تریاکی است که درتمام جهان،تولید میشود » خبرنگار هفته نامهء « فارایسترن اکونومی ریو ریو»، در ماه می 1993 م هم گزارش مفصلی از مناطق سرحدی افغانستان وپاکستان ، در بارهء کشت خشخاش وتولید هیرویین نوشته است: « ......دولت پاکستان، برای راضی ساختن منا طق قبا یل به ترک خشخاش، به مشکلات رو برو است.زیرا باشنده گان این سرحدات، به آسانی دست به اسلحه میبرند و دیر،پابند قا نون میباشند. در گذشته، 52 هزار هکتار زمین مورد کشت خشخاش قرار میگرفت حالا حکومت پاکستان، ادعا میکند که این رقم، به 9600 هکتار، پایین امده است. در افغانستان، تدابیر باز دارنده ء تولید مواد مخدر، از اواخر دههء هفتاد به اینسو که جنگ ها آغاز شده وجود ندارد.در طی دو سال اخیر که صلاحیت و قدرت حکومت کابل، از چهار دیوار شهر بیرون نمی رود، وضع به مراتب بد تر شده است.در پاکستان، مناطق دیر وصوات، خیبر و مهمند،مناطق اصلی تولید مواد مخدر اند.یکی از زارعان،بنام خان رسول در منطقهء(فک پاس ) میگوید: بدون تریاک، فا میل من نان و کالا از کجا کند؟ ما از چند نسل به اینسو، خشخاش کشت میکنیم..» در «جتکام»،کلانهای قوم به خانهء ملک شاد خان جمع شده اند و شکایت می کنند که کشور های خارجی،بر پاکستان، فشار می آورند تا ما نع تولید مواد مخدر ، در منطقه شود. ملک منطقه می پرسد که چرا دولت های خارجی،ما را نمیگذارند که تریاک، تولید کنیم؟ اما خود شان، شراب و بم وراکت وصد ها چیز مضر دیگر میسازند وکسی،به انها چیزی نمی گوید.بقول او، این غیر عادلانه است که غرب،هزاران وسایل کشنده تولید میکند؛به ما افغانها بگوید که چنین کاری نکنیم...» وقتی خبر نگار به ان ها یاد اوری میکند که مواد مخدر در دین شما حرام است.یکی از کلانهای قوم،با عصبانیت جواب میدهد:«گوشت خوک هم در دین اسلام،حرام است؛اما برای کسی که ازگشنگی درحال مرگ است،حلال میشود! گفته میشود که بیشتر لابراتوار های تولید هیرویین ازمناطق خیبر ومهمند،به انطرف سرحد وبه افغانستان،کوچ داده شده است دولت پاکستان، تولید « اسیدافید ریک» راکه یک مادهء مورد استفاده برای تولید هیرویین است،منع قرار داده اما حالا این ماده، از آسیای میانه و از طریق افغانستان، به مناطق تولید هیرویین میرسد.» (2 ) بنا بر ارقامی که در سال 1987 از سوی کمیسیون مواد مخدر سازمان ملل متحد در ( وین ) منتشر شد، چنین تخمین زده شد که 170000 تن هیرویین که در سر تا سر دنیا در گردش بوده 1700 ملیارد فرانک و15000 تن کوکایین 15200 ملیارد ، و حشیش 86 ملیارد فرا نک در امد داشته اند.بود جهء جها نی مواد مخدر، 14 مرتبه از بودجهء کشور ها یی ما نند فرا نسه، بیشتر است.قاچاق مواد مخدر،حتا از تجارت اسلحه نیز پر سود تر است.افرادی که در کشور های تولید کننده ازمواد مخدر بهره برداری میکنند،برای دفاع ازکشت مواد،در برابر احتمال ریشه کن کردن کشت و کار مواد، نیاز به اسلحه دارند.و از شبهه نظا میان مسلح، درا مر مرا قبت از این مواد، استفا ده میکنند.بعنوان مثال میتوان « کار تل مد لین » در کلمبیا و یا نیرو های « کونسا » در کوهستا نات مثلث طلایی، نام برد.» یک نشریه ی آلمانی بنام « شپیگل» از تامیل های سریلا نکا، افغانان، سازمان آزادیبخش فلسطین، کنترا های نیکا را گوا و «ایتا » در اسپانیا هم نام برد.وافزود که برای دهقانان وروستا ییان فقیر،تولید خشخاش و کوکا یین، یک ثروت باد اور است.عقب ما نده گی کشور های فقیر، تشویقی است برای تولید هرچه بیشتر این مواد.بهترین زمینه برای خرچ کردن پول های حا صله از فروش مواد مخدر،جنگ است.درهمه نقاطی که جنگ های آزادی خواهی ویا چریکی برپاست، مواد مخدر هم، بیداد میکند.بنا به گزارش« شپیگل »،گروه های مختلفی ما نند کنترا های نیکارا گوا،ایتا اسپانیا،سازمان آزادیبخش فلسطین، سیکها .تامیل های سریلانکا ، برای تامین تسلیحات وفعالیت های خود،ازمواد مخدر استفاده میکنند.درلبنان،از دهسال پیش،گسترش در زمینهء مواد مخدر، پیدا شده است.برخی از رهبران مجاهدان افغان ( اکنون اکثر رهبران و فرماندهان پرقدرت انها )،موقعیت اول را در قاچاق مواد مخدر دارند.و امروز،جنگهای افغا نستان،حاصل از تولید و فروش تریاک وهیرویین،پیش برده میشود.جنگ در افغانستان،پس از بقدرت رسیدن مجاهدان در سال 1992 م در واقع، با در آمد هیرویین، ادامه مییابد..»(3 ) نماینده گان ملل متحد وامریکا پیش از آن،با حاجی قدیر والی ننگرهار ومحمد نسیم آخند زاده که ولا یات ارزگان هلمند و ننگر هار را رهبری میکردند ودر امد های هیرویین و تریاک به جیب آنها میریخت،به توافقاتی دست یافته بودند که باپرداخت پول نقد به دهقانان بجای کشت خشخاش از کشت آن جلوگیری بعمل آورند.اما ملل متحد،جریان کمک رسانی را توقف داد وبهانه ای برای کشت خشخاش به دهقا نان میسر گردید.پسانها نسیم آخند زاده (که سر تقسیم بهم جنگیده بودند) بدست چریک های حزب اسلامی بقتل رسید.درشمال وشمالشرق افغانستان هم که خشخاش کشت میگردید،تجارت آن بوسیله ء جنگ سالاران وفرماندهان محلی از طریق تاجیکستان وپاکستان به روسیه ودیگر مناطق دنیا صورت میگرفت.ولا یات بدخشان، تخار، فاریاب بلخ وجوز جان مراکر اصلی تولید وفروش تریاک وهیرویین بودند. ) منابع خبری: ( 1 ) هفته نامه ء امید_شمارهء 344 ، صفحات دوم ویازدهم . (2 ) هفته نامه ئ امید _ همان صفحات. (3 ) مجلهء شپیگل، چاپ آلمان سال 1997 . پاکستان و شناخت حکومت طالبان قسمت ششم وقتیکه در ماه می 1997 م طالبان شهر مزار شریف را تصرف کردند،پاکستان، نخستین کشور خارجی بود که حکومت طالبان را به رسمیت شناخت.به دنبال آن، عربستان سعودی و امارات متحدهء عربی به رسمیت شناختن حکومت طالبان را نیز اعلام نمودند.وگفتند که طا لبان، اکنون 90 در صد خاک افغانستان را در اختیار خود دارند. استخبارات پاکستان( آی اس آی ) به حکومت انکشور خبر داده بود که طا لبان 90 درصد خاک افغانستان را تصرف کرده اند.وباقیمانده ی خاک نیز به زودی درکنترول طالبان خواهد امد.با همین اطمینان« آی اس آی» بود که وزارت خارجه ی پاکستان ، حکومت طا لبان را به رسمیت شناخت.اما پس از اندک زما نی که طا لبان بطور وحشتناک وخونینی در مزار شکست خوردند، وپروتوکول میان جنرال ملک و طالبان نقض شد،وزارت خارجه ی پاکستان دریافت که در شناخت اداره ئ طالبان، شتاب بخرچ داده است. پیچیده شدن اوضاع در شمال افغانستان وشکست های پی در پی طالبان در مزار وکابل، حکومت واستخبارات پا کستان را دچار سر در گمی کرد.ناکامی طا لبان، برای ساز مان اطلا عات پاکستان ( آِی اُس ای ) درد سر های جدی را ببار اورد.چنانکه یک چرخبال پاکستانی در شهر مزار، سقوط داده شد.که جنرال آزاد بیک ، برادر جنرال اسلم بیک،لوی درستیز پیشین پاکستان با یازده نفر مشاوران وصاحب منصبان استخبارات پاکستانی،هلاک شدند. وتعداد زیادی هم در جنگها، کشته و اسیر گردیدند.( گوهر ایوب خان ) وزیر خارجه ء پاکستان ، پس از شکست طالبان،در مزار، اعلام کرد که از پنج کشور همسایه ( افغا نستان ایران، تاجیکستان، ازبکستان و ترکمنستان ) ، دعوت بعمل می آورد تا در یک کنفرانس منطقه ای ، گرد هم آمده ، راه حل سیاسی افغانستان را، جستجو نمایند. وبه تشنج اوضاع در این کشور، پایان دهند.گوهر ایوب خان گفت که کشور های روسیه و امریکا هم میتوانند در این کنفرانس، حضور داشته باشند. مداخلات پاکستان، با شناخت اداره ء طالبان که اکنون آفتابی شده بود وکشور های اسلامی هم به این واقعیت ، پی برده بود ند، پاکستان، به یک انزوای سیا سی قرار گرفته بود.لذا، با پیش کشیدن کنفرانس منطقوی، و پیدا کردن راه حل به قضیه ء افغا نستان، میخواست خود را از انزوا نجات بد هد.تد ویر چنین کنفرانسها که بار ها در ایران، پا کستان وترکمنستان در گذشته ها راه اندازی شده بود، به کدام نتیجه ای دست نیا فت.زیرا پاکستان، برد خود را در پیش کشیدن طالبان،حتمی میدانست.و تد و یر کنفرانس ها، یک بازی ای بیش نبود.حسن نیت پاکستان که اکنون اوضاع در افغانستان به نفع انکشور نبود، با ید این میبود که حکومتی تشکیل داده میشد که گو یا دست نشاندهء پا کستان نمی بود.وپاکستان، ضمانت میداد که دیگر در امور داخلی افغانستان، مداخله نمی نماید. تلاش های ناکام حکومت پاکستان تا بدانجا رسید که ( نواز شریف) صدراعظم انکشور ،همراه با گوهر ایوب خان ،بتاریخ 16 ماه جون 1997 به ایران مسافرت کردند.ومذاکرات یک ساعته را با علی اکبر رفسنجانی ،رییس جمهوری ایران انجام دادند.مذاکرات آنها، پیرامون رفع تشنج میان هردو کشور وافغا نستان بود.در قضا یای افغا نستان، مناسبات ایران وپاکستان طی چند سال اخیر،رو به تیره گی نهاده بود.و هر کدام، یکد یگر را متهم به دخا لت در امور داخلی افغا نستان می کرد ند.در پی این ملا قات، هردو رهبر ظاهرا به این اتفاق نظر رسید ند که راه نظامی، وتوسل به زور،راه حل اوضاع افغانستان، نیست.وباید یک دولت وسیع البنیاد که از تمام نیروهای درگیر واقشار مختلف نماینده گی کند، بوجود آید.نواز شریف با شکست طالبان، میخواست مناسبات کشور خود با ایران را بهبود بخشد واختلافات را از راه گفتگو، حل نماید. بتاریخ 19 ماه جون، گوهر ایوب خان وارد جمهوری های اسیای میانه شد.او، در سفر خود از ازبکستان، قزاقستان، و تاجیکستان باز دید بعمل آورد.و با مقا مات این جمهوری ها مذا کراتی را انجام داد.نخست وزیر قزا قستان در مذاکرات خود به گوهر ایوب خان گفت که دولت او هنوز هم حکومت برهان الد ین ربا نی را به رسمیت می شناسد.و به پیشنهاد کنفرانس منطقوی، موا فق نیست.در ازبکستان، رییس جمهور کر یموف، با گوهر ایوب خان ملاقات نکرد.ورییس جمهور نظر بایف، هم ملاقات با گوهر ایوب خان را نپذیرفت.لذا جریان مذاکرات در این جمهوری های اسیای میا نه با سردی پیش رفت.اما امام علی رحما نوف، رییس جمهوری تاجیکستان با گوهر ایوب خان به میز مذاکره، نشست.گوهر ایوب خان میخواست به رهبران جمهوری های آسیای میانه اطمینان دهد که در قصد تعرض به خاک همسا یه های شما لی افغا نستان نیست.طا لبان، دولت برحق اند.وعنقریب، تمام خاک افغانستان را به تصرف خواهند اورد.قصد دیگر ایوب خان،این بود که بگوید پاکستان در نظر دارد از طریق خاک افغانستان، مناسبات تجارتی وسیاست نیک با جمهوری های آسیای میانه، برقرار نماید.وافغانستان را،یک دهلیز مصوون تجارتی در منطقه میداند.واین، برای جمهوری های آسیای میانه، حایز اهمیت است. در ازبکستان، عبد العزیز کاملوف، وزیر خارجه قصد اسلام آباد مبنی بر تشکیل یک کنفرانس را رد کرد وان را مغرضانه وبی ثمر خواند.سخنگویان جنبش ملی واسلامی وحکومت برهان الدین ربانی هم تلاش های پاکستان را یکطرفه و غیر مسوولانه و عدول از منشور ساز مان ملل متحد و فیصله های شورای امنیت توصیف کردند.و گفتند که پاکستان، در امور داخلی افغانستان، مداخله مینماید واین تلاش ها، مغرضا نه است.عبد الرحیم غفورزی معاون وزارت خارجه ی حکومت ربانی هم در مصاحبه ای با رسانه ها گفت که «: اظهارات گوهر ایوب خان، به سخنان یک وزیر خارجه نمیماند.فکر میشود که به حیث یک قوماندان جنگی حکومت طا لبان، سخن می گوید. و این،مداخله ء صریح حکومت پاکستان، در امور داخلی افغانستان را نشان میدهد...» صاحبنظران منطقه را باور بر این بود که کشور های منطقه عموما به دخالت در امور افغانستان، متهم اند. پاکستان،مستقیما متهم است؛ ایران، متهم است،عربستان سعودی وامریکا کشور های آسیای میانه،اگرچه ظاهرا اعلام عدم مداخله کرده اند، اما دخالت ترکمنستان بخاطر انتقال لوله ء گاز از افغانستان، به پاکستان معلوم است. دخالت تاجیکستان همچنان مشهود است.که برای احمد شاه مسعود، پایگاه نظامی در ( کولاب ) سا خته اند.و از حکومت فارسی زبان ربانی، پشتیبانی میکنند.و ازبکستان، حمایت خود از جنرال عبدالرشید دوستم ازبک را هم پنهان نمی نماید.معی الوصف انها، خواهان یک حکومت دارای قاعده ی وسیع در افغانستان میباشند. در اواخر ماه جون 1997 م یک دیپلومات ارشد وزارت خارجه ء پاکستان،( افتخار مرشد ) به قندهار ومزار شریف مسافرت کرد.او در قندهار، با رهبران طالبان و در مزار شریف با رهبران جنبش شمال، به بحث و گفتگو پر داخت.افتخار مرشد، پیشنهاد طا لبان مبنی بر رهایی اسیران جنگی طا لبان، از جمله چند رهبر طالب را که در جنگهای 27 و28 می 1997 در مزار، اسیر شده بودند، پیش شرط مذاکرات طالبان با مخالفان عنوان کرد. که از طرف رهبران جنبش شمال،پذیرفته نشد.افتخار مرشد، ماء موریت خود را در ماه جولای ازسر گرفت.وبه قندهار رفت.ودر باره ی دو مسا له ، یگی آتش بس ودیگری رهایی اسیران جنگی، با رهبران طالبان مذاکره کرد.طالبان بیشتر روی رهایی اسیران جنگی، بیشتر تاکید داشتند.در هشتم جولای، وزیر خا رجه ء پاکستان هم سفر خود به ماسکو را آغاز کرد.وبا ایفگینی پریماکوف،وزیر امور خارجه ی روسیه در باره ی اوضاع کشمیر وافغانستان به مذاکره پرداخت.ایفگینی پریما کوف در ملا قات خود گفت که هیچ گروه افغان به تنهایی قادر به حکومت کردن در افغا نستان نیست.او هرچند از دخا لت مستقیم پاکستان نام نبرد، اما گفت که حمایت از یک گروه قو می، جنگ در افغانستان را پایان نمی بخشد.وزیر خارجه ء پاکستان در این مذا کرات هم از تد ویر یک کنفرانس منطقوی سخن گفت ویاد اور شد که پاکستان، به تنهایی نمی تواند از عهده ی این کار مهم بر آید.با همین دلیل، به ماسکو امده است تا در زمینه از مقامات روسی، کمک بخواهد. وزیر خارجه ی پاکستان به مقام روسی،همچنان از برخی اختلافاتی اشاره کرد که میان ماسکو واسلام آباد ،پس از تجاوز روسها به افغانستان بمیان امده بود.واظهار خوشبینی کرد که حالا این اختلا ف نظر ها، ازمیان بر داشته شده است.وباید روی قضایای افغانستان و منطقه، مساعی مشترک، صورت گیرد.مقارن همین روز ها بود که افتخار مرشد، به افغانستان دوباره سفر کرد ودر تالقان،با احمد شاه مسعود، وارد مذاکره شد واز وی خواست دونفر رهبران ارشد طالبان را که در اسارت دارند، آزاد سازد.لکن این پیشنهاد او پذیرفته نشد.بتاریخ یازدهم ماه جولای 1997 وزارت خارجه ی پاکستان اعلام کرد که در کنفرانس منطقهء که به پیشنهاد اسلام اباد دایر میشود روسیه وامریکا نیز شرکت مینمایند.به همین منظور،وزیر خارجه ی پاکستان ،در 15 ماه جولای وارد ترکمنستان هم شد ودر ملا قات با صفر مراد نیازوف، از تدویر کنفرانس منطقه ای خبر داد که گویا تحت سرپرستی سازمان ملل متحد انجام خواهد شد. این تلاش های حکومت پاکستان، در پی همان شکست سختی بود که طالبان در مزار دیده بودند وپاکستان را از پیشرفت بعدی شان، نا امید ساخته بودند.داکتر ناربرت هول، نمایند ی ساز مان ملل در امور افغا نستان هم که در 15 جولای بکابل آمد، به خبر نگاران گفت که بنابر مداخلات پاکستان، فعا لیت های یکسا له ی او در قضیه ی افغانستان، به ناکامی انجامیده است.او گفت که جنگ افغانها، به یک جنگ اتنیکی بدل شده و علیه یکدیگر، آتش می کنند.وحل قضیه را، از راه توسل به زور میدانند.که بدون شک، خارجی ها ، از جمله پاکستان، در این جنگ ها دخیل است..( 1 ).» در پایان ماه اکتوبر سال 1996 ، فاروق احمد لغاری رییس جمهوری پاکستان پس از سفر ها وملاقات ها با رهبران جمهوری های آسیای میانه،با استفاده از صلاحیتی که در قانون اساسی انکشور داشت، بینظیر بهوتو صدر اعظم را از وظیفه اش بر کنار کرد.پار لمان و حکو مت های محلی را نیز در پاکستان، ملغی اعلام نمود.بر کناری بهوتو، استفادهء سوء از صلاحیت ها، اختلاس و بی کفایتی او عنوان شداین اقدام غیر مترقبه، طا لبان را نگران اوضاع ساخت.زیرا حکومت بهوتو، در پیشرفت و ایجاد طا لبان و انکشفات اخیر اوضاع در افغا نستان، دخیل بود.فاروق احمد لغاری پس از برکناری« بهوتو» در مصاحبه ای گفت که« حکومت پاکستان، از هیچ جناح در گیر در افغانستان، حمایت نمیکند.پاکستان، سرحدات طولانی با افغانستان دارد وتشنج در انکشور،باعث تشنج در پاکستان میگردد.حکو مت پاکستان حاضر است با تمام جناح ها مذا کره نموده ، بر تشکیل یک حکو مت با قاعدهء وسیع، کمک نماید.حکومت پاکستان، از تلاش های دکتر ناربرت هول، نماینده ی ساز مان ملل نیز حمایت مینماید.(2 )» حمایت اشکار پاکستان از طالبان، تاثیر بزرگ در گسترش وپیشرفت های طالبان در بخش های نظامی داشت. واین نقش را( آی اس آی) بازی میکرد.« حمایت های لوژستیکی آی اس آی توسط بازیگران اصلی عرصه شطر نج افغانستان، تکمیل میشد.مهمترین نیروی طالبان عبارت بود از کادر های افسران رژیم های سابق که بسیاری ازآنها همجوت جنرال شهنواز تنی ساکن پاکستان، که با طالبان پیوسته بود.وماشین نظامی خودرا با مهارت های فنی حیاتی، در اختیار آنها قرار داده بود.وآِی اس آی، بخشی از فرماندهان اصلی جهادی مانند جلا ل الدین حقانی وپیروانش راتشویق به پیوستن به طالبان میکرد.حقانی نیز،پیوند های دیرینه ای با آِ اس ای دارد.همچون ارتباط های طالبان با دوستم که وکمک های فنی ای که او در سال 1995 به نیروی هوایی طالبان کرد.به روشنی، نشان دهنده ء نقش واسطه گرانه ی پاکستان است...از طرف دیگر، موضوع اسلام و شوق الله اکبر برای طالبان، هیچ کاری از پیش نبرد،.بلکه کار پر زحمت و بر نامه ریزی شده ء سیاسی و نظامی آِی اس آی بود که رکن اصلی موقعیت طالبان را تشکیل میداد...» (3 )
( 1 ) رادیو بی بی سی _ 16 جولای 1997 (2 ) رادیو آزادی ورادیو بی بی سی ،.اکتوبر 1996 ( 3 ) افغانستان ، طالبان وسیاست خارجی_ صفحات 10_ 107 نوشتهء ولیام میلی .
|
|
+ نوشته شده در
۱۳۸۹/۰۶/۲۲ساعت 3:27 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|