![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
دگروال انجینر نصرالله (نصرت)
خوانندگان محترم بخصوص منسوبان محترم اردوی ملی افغانستان ! برهمهء ما جای مباهات وخرسندی براینست که درکمترین فرست زمانی ازدیدگاه اینکه یک نهاد کاملا مضمحل شده وازبین رفته(اردوی افغانستان) بتوانند دوباره قد- راست نموده نه تنها خلاء ها وکمبودی های چندین سالهء ازهم فروریخته ومنهدم شده رادوباره احیاءنماید بلکه داشتن ظرفیت بمراتب بالاتر از گذشته را درتمام ساحات ( رزمی , مسلکی ,آگاهی ,هوشیاری, وطن محوری ومردم دوستی )را ازخود عملا به اثبات برسانند. این موضوع یک ادعای خوشبینانه وبلند پروازانه نه- بلکه توانمندی ثبوت شده ای است که هرسه ارگان عالی رسمی کشور(قوه اجرائیه ,قوه مقننه,قوه قضائیه یکجا بانیروهای خارجی ومردم افغانستان ) بدان معترف است که اردوی ملی با کمترین امکانات درتناسب به گذشته ولی حالا ازقدرت ,متانت وشجاعت بالای رزمی برخوردار است واگر درست مجهز شوند کاملا صلاحیت دفاع مستقلانه را به کمترین فرصت زمانی دیگر حاصل خواهند کرد. یکی ازدست آوردهای زود به ثمر رسیده ای ما هم عبارت از نشرات ووسایل اطلاعات جمعی ماست که نقش بسیار بارزی در روشن ساختن اذهان منسوبین اردوی ملی ,دربلند بردن مورال رزمی , درارتقای دانش وظرفیت مسلکی , درمورد درک احساس منافع ملی وکشوری ,درایجاد روحیه رفاقت,برادری ,اسلامی ووطنی , درانعکاس دست آوردها وموفقیتهای وظیفوی وغیره بسیاردرخشیده اند . امروز ما به حدی رسیده ایم که هیچ دست آورد وپیروزی ما مسکوت وپنهان نمی مانند وکوچکترین مشکل سرباز,خورد ضابط وافسرما بی پاسخ وبدون انعکاس نمی مانند. دردورترین نقاط کشور (درقلل کوها ودرمیان سنگر ها دردره ها ودشتهای سوزان) منسوبین اردوی ملی مجله وزین اردو,اخبار اردوی ملی وسایر پوسترهارا دست بدست نموده ,چهرها,کارکردها , دست آورد هاوسیما های رزمی خودرا مشاهده مینمایند . مزید برآن تدویر سیمینارها ی میتودیک ورهنمود کننده ,جلسات کاری بین صنوف مختلف قوتها تحت رهبری مسئولین قطعات ایشان ,کورس مساعی قرارگاه ,اعزام عده افسران وبریدملان اردوی ملی درکشورهای دوست وهمکار که برعلاوه فراگیری دانش مسلکی دربخش ازدیاد تجارب وتقویه وتشویق روحی پرسونل ما نقش بسزا ایفا مینمایند وده هاتدابیر دیگر درامر ارتقای ظرفیت و بلند رفتن سطح فهم ودانش مسلکی منسوبان جوان اردوی ملی مثمر ثمر واقع گردیده است. بادرنظرداشت موفقیتهای یاد شده موضوعیکه بیشتر از همه عمده وسرنوست ساز به نظر میرسد کسب اعتماد وپشتوانه مردم افغانستان نسبت به اردوی ملی شان میباشد , وآن بگونه ایکه مردم کشور ما هرمنسوب اردوی ملی (اعم ازعالی رتبه تا پائین رتبه ,برید ملان وسربازان را ) بمثابه فرزندان دلسوزخودو حافظان مطمئین نسبت بمال ,ناموس,آبرووعزت و شرف خویش بدانند وبشناسند . چنانچه محترم جلالت مآب رئیس صاحب جمهور حامد کرزی اهمیت وحساسیت این مسئله را قبلا درک ولمس کرده بود که دراین اواخر هدایت مشخص صادر نمودند که رهبری عملیات( کمک وهمکاری) آینده قندهار را باید اردوی ملی بعهده بگیرند . این به آن معنی است که گویا مردم قندهار بالای اردوی خویش باورمند است ویا موسفیدان واشخاص سرشناس قندهار درنشست با محترم رئیس صاحب جمهور باصراحت از ایشان خوهش کردند که امنیت مارا اردوی ملی بگیرند وایشان فرزندان خودرا به اردوی ملی اعزام میدارند . بناأ مشکل عمده ما تا کنون این بوده که زمینه ارتباط منسوبان اردوی ملی بامردم آنچنانیکه باید میبود نبودند ممثل ارتباط برای کسپ اعتماد مردم کسانی دیگر بیشتر بودند که نه تنهانتیجه دلخواه و اعتماد مردم حاصل نشدند بلکه مردم بیشتر فاصله گرفتند . با دلایل به اثبات رسیده - تصامیم عوض شدند وبناء مسئولین خارجی وداخلی برآن شدند که اردوی ملی ازنگاه کمیت وکیفیت باید ارتقا داده شود واز۷۰هزار به ۸۶ هزار وحالا بالای ۱۳۵هزار کارادامه دارند که ممکن بالاتر ازآن هم ارتقا داده شوند .خوشبختانه بادرک واقعیت مسئله گام عملی وبسیاربموقع درین راستا ازطرف مقام رهبری دولت برداشته شد وآن عبارت ازایجاد جرگه مشورتی صلح بود که بتاریخ ۱۲ ماه جوزا دایرشد ودران محترم رئیس صاحب جمهور واقعا صحبت بسیار دلسوزانه توام باگذشت فراوان نسبت به مخالفین ارایه داشتند مانند:( ورونو اوعزیز ا نوطالبانو) بیشترازاین ترحم وگذشت نمیتواندوجود داشته باشد وصدورقطعه نامهء که حتی حذف نام های بعض از ایشان ازلست سیاه فیصله صادرشد. اگر اندک با دید ترحم نسبت بمردم وسرنوشت وطن خود نگاه کنیم وبه این باور هم باشیم که تعدادی زیادی ازهم وطنان ما واقعا یا از دیدگاه فکری وعقیدتی فریب خورده به دامان دشمن وطن خویش پیوسته ویا ازمجبوریتهای اقتصادی وبیکاری برای لقمه نانی به حانب مقابل مدغم شده که درهردوصورت بازهم ضعف وکمبود خود ما است که ازعلمای دینی ماشرع تاروشن فکران معارف وکارمندان دولت نتوانستند جلوشکار دشمن وطن ومردم خودرا بگیرند که جوانان شان شکار نشوند وبه همین ترتیب بسیار جوانان مابرای پیداکردن کارولقمه نانی درکشورهای همسایه مها جرودرحقیقت اسیر میشوند . بیائید صادقانه قبول کنیم که این خطاب محترم رئیس جمهور ما به جانب مقابل واقعا بجا ,درست وبمـــوقع بوده است. چنانچه مثل معروف هم است که ( درجائیکه توکارنکردی دشمن کارمیکند) . مطلب را طوری خلاصه نموده ونتیجه میگیریم که : بیائید همه ما منسوبین اردوی ملی( جنرال صاحبان وروئسا,افسران ,برید ملان ,سربازان عزیز)اگرما بواقعیت فرزندان همین خاک هستیم اقلا به پدران ومادران خود وبه فامیلها,اقارب ومحلات بودوباش خودمحبوب باشیم کافی است, زیرااگرما واقعاء نسبت به آنها وفادار ,دلسوز,مهربان وقابل اعتماد بودیم درواقعیت امر در۱۳۵هزار نقطه افغانستان حا کمیت ونفوذ داشته میباشیم وهمانها مردم افغانستان را تشکیل میدهند ودران صورت است که مردم رنجدیده ومظلوم ما مارابحیث فرزندان خود مینیگرند وبدین ترتیب فضای اعتما د وجوشش بوجود امده وریشه های سوءتفاهمات وبی اعتما دیها که درحقیقت کشت دشمن مشترک ما است ازریشه خشک میگردد . ومـــــــــــــن الله توفق
بنام خــــدا با ور مندی به ارزشها بهترین راه موفقیت دگروال انجینر نصرالله
چرا؟- منسوبین اردوی ما به دو نوع تعلیم وپرورش نیازمند است : ۱- تعلیم وتربیت مسلکی وتا کتیکی که حرکات وتکتیکهای محاربوی واستعمال سلاح ووسائیل دست داشته ای خویش را بدانند ودران ملکه وممارثه داشته با شند وازآن بصورت درست استفاده بتوانند. ۲- تربیت وپرورش فکری (روحی واعتقادی) نسبت به ارزشهای که دربرابر همه ء ما قرار دارند میباشند.اگربادقت توجه صورت بگیرد نه تنهادر کشور ما بلکه درکل در منطقه بو ضعیت کارمیشوند که اعتقادات تحریف میشوند افکار ومغز های جوانان ما بنام خدا ,پیغمبر ورفتن به بهشت دزدیده میشوند. سمت و سوی رفتن بخدا را بسوی مخا لف عقیده وخدا(انتحار) استقامت دهی مینما یند , از ارزش خود شناسی هیج خبری نیست ارزشهای وطنی وحق وطن بمثابه مادر بنا ذلترین سطح درذهنیتهای نسل جوان احساس و بمشا هده میرسند بیمی وجود دارند که چنین وضعیت منفی دراذهان قشرجوان اردوی ما نیز حاکم شوند. اگر افسران ارشد ما مسئولانه توجه ننمایندوپرسونل جوان ما جایگاه خودرا درقلب آمرین خودنیابندو آمرین خودرا بمثابه نزدیکترین کسانی خود,دلسوزترین وپرمهر ترین ا شخاص(چون پدروبرادرنسبت به خود) احساس نکنند مشکل است که چنین مادونان بادل و جان با آمرین خود باشند . سربازیکه از آمر وقوماندان خود مهر ومحبت, دلسوزی وشفقت بحیث یگانه تکیه گاه خود بخصوص در وضعیت جنگی ومسافرت احساس کند بدون شک نه تنها بخاطر عقیده ووطن بلکه بخا طر آمرین دلسوز خود هم به قربانی آماده میشوند. چون آمر دلسوز دیگردرقلب سرباز خود نفوذ کرده ازخوراک ,پوشاک , تنخواه وضعیت صحی , با خبری ازوالدین وخانواده شان درعالم مسافرت و... آمرین شان مواظبت دارند. چنین آمرین وقوماندانان با تقوا وبا اتوریته ازنگاه روحی زیر دستان خود را مسلح ومجهز نموده اند ,اگر اززبان اینگونه آمرین شان هرچه بشنوند (خدا ,عقیده, وطن,وظیفه ومکلفیت و...غیره ) بروی قابل قبول است چونکه با لای قوماندان وآمرین خود باورمند است. اما برعکس قوماندانیکه از هیچ نیازمندی ما دون خود با خبر نباشند وحتی شخصیت سرباز ومادون مورد توهین وتحقیر قرار بگیرند ,به شخصیت وکرامت آنسانی شان حرمت نشوندو برخورد ها با خشونت ودشنام همراه باشند. چنین مادون دل به کجا خواهد بست ؟ با اینکه تا فرق سرمسلح ومجهز هم باشند. ابرسیاه بی تفاوتی دربرابرهمه چیز فضارا تیره خواهد نمود( توپ وتفنگ شان سوزنک نخواهد داشت. درپهره داری وقراول ها حا ضرنخواهد بود ویا خواهد خوابید.درمقابل دارای وتاسیسات خویش کاملا بی توجه خواهد ماند تشنابها وحمام های شان از سنگ وکاغذو کلوخ پر خواهد بود). هیکل وقواره قوماندانان وآمرین شان بیک هیولای نفرت انگیز بچشم خواهد خورد. از نظم و دسپلین و انضباط خبری نخواهد بود. که با چنین وضعیت قطعه یا جزو تام هیچگونه موفقیت را انتظار نداشته باشند. افسران محترم کادری وجها دی ما این تجربه را در طول سا لهای جنگ باید با خود داشته باشند که : انعده پرسونل نظامی ومسلکی که خود شان در کشور خود تربیت داده باشند بمراتب با درک وبا احساس نسبت به وطن وارزشهای وطنی بار آمده تا که دیگران(خارجیها) برای ما تربیت داده باشند. این کوچک شما چنین تجربه را باخود دارند که پیلوت تعلیم یا فته وفارغ شده کشور خود ما افغانستان بمرابت بیشتر از فارغان کشور دیگر دروطن خودصادق بوده وکمتر خیانت کرده ازاینکه آموزش دهند گان خارجی صرف مکلفیت مسلکی دارند نه وطنی ولی درکشور ما از وطن وارزشهای وطن حرف زده میشوند . پس بهتر این خواهد بود که نهادها ی آموزشی خود مانرا هرچه زود ترآحیا وآماده بسازیم . وتا آنوقت کارمندان عقیدتی وسیاسی ما بحیث مادر اندر نه بلکه درست مانند مادر درقطعات وجزو تامها عمل نمایند . ومن الله توفیق.
بـــــــــــنام خــــــــــــــــدا شیوه ای بهتر رهبری وسوق وآداره
جای شک نیست درکشوریکه سه دهه ویا بیشتر از آن در آتش جنگ و نا امنی سوخته باشد مگر درانجا مشکلاتی وجود نداشته باشند ؟, درانجا مصیبت و دردی نباشد؟ و... وضعیت جنگی سیستمهای تعلیم وتربیت را برهم می زنند,پا یه های اقتصادی ,تولیدی ودرامد را منهدم میسازند ,وضعیت سیاسی واجتماعی راآشفته وخدشه دار می سا زند ,بی باوری وبی اعتمادی را درمیان اقوام ,قبائیل ,گر وپها وجوانب درگیر ایجاد مینمایند که ترمیم واحیای ویرانیهای چندین سا له کا ر آسانی نیست ونخواهد بود. درست است که : اعتراض و انتقاد سا لم وسا زنده وتوجه به درد ها ورنجهای گذشته والگو گیری اززشتی های دیروز برای بردا شتن گامهای موثر بعدی وجلوگیری از خیانت یا تکرار اشتباهات گذشته مفید ومثمر اند ولی کافی نمیباشد. زیرا صرف لعن و طعن گفتن نفرین واعتراض و انتقاد به آدرس افراد, گروپ وگروهی ویا سطوح دولت کارساز نبوده ودردی را دوا نمیکند. چیزیکه ممد و مثمربرای التیام درد ها تاثیر دارد : طرح وتدبیر سالم در پهلوی نکات مورد انتقاد واعتراض میباشد. بطور مثال از صد ها موارد یکی هم شیوه ای نادرست رهبری ,سازماندهی واستقامت دهی کاری بعض از مسئولین امور ملکی ونظامی نسبت به ارگانها وکارمندان زیر دست شان میباشند. آنعده مسئولان هنوزکه هنوز است مثل دهه ها قبل می اندیشند : تلخی های گذ شته , خو نهای ریخته شده ,جنگها ومقاومت ها حضور دنیا درین کشور ,ساختن قانون اسا سی ,بوجود آمدن حکومت ودولت انتخابی ,تشکیل پا رلمان و مراجع قانون ساز,دیموکراسی وحقوق بشر هنوز در نزد چنین مسئولین پدیده ای کم ارزش وبی بها پنداشته میشوند. آنعده مسئو لین غافل ازآنند که:گرچه مردم جنگ زده ومصیبت دیده ما شربت تلخ قتل وکشتار ,فقرو گرسنگی وآوارگی را چشیده ولی درکنار آن جنبه های مثبت را هم داشته که درغنا مندی تجارب وبیداری و هوشیاری شان نسبت به سرنوشت خود منا فع ملت وکشور شان بیشتر ازهروقت دیگر حساس بارآمد ه اند. ما اکنون دروضعیت بسر می بریم که تک محوری ,خود نگری ,تحکم خشک دیگر پذیرش ندارند. بسیار دیده شده که مراجعین در دفتر مسئولینیی مراجعه نموده فرد مسئول حرکتی را از خود به نما یش گذاشته که گویا ایشان فا تح تمام مشکلات افغا نستان مدام لعمر بوده وهمین اکنون هم تقدیر بخش عمده ای از کشور در تحت اثر ایشان است. مراجعین باید دروجود شان افتخارداشته باشند ودسته ای گلی را نثار اقدام شان نمایند.عفت قلم وحرمت انسان( این خلیفه ای خدا در روی زمین)محفوظ باشد: ازدیدگاه من تحکم زشت وخشک یک رئیس خانواده دردرون فامیل خود شا ن دیگرقابل قبول و جذابیت ندارند چه رسد بر دیگران ,رئیس خانواده اگر نسبت به خانواده ای خود جوانب محتاطا نه وروش مطابق با کرامت انسانی ومنطق عصررا پیشه ننمایند , بهبسیار سادگی صلاحیت ووزنه ای شانرا درداخل فامیل خود ازدست داد ه وشاریدگی جبران نا پذیری در انتظار شان خواهد بود . زیرا شخصیت زن و بچه هم تحت سرپرستی رئیس خا نواده رشد نموده وپخته میشود. طرح یا تد بیر چـــــــــیست؟ به نظر من اصل ذیل مثمر وکار ساز بوده ونتائیج بهتر خواهد داُشت: ۱- اگر مسئولین ,کار مندان بلند رتبه وغیره شخصیت های رده ای بالا انتخابی باشد بیشتر مرتبط بخود مسئول بوده که چقدر به میان انتخاب کننده گان خود جایگاه ومقامی دارند و همچنان متعلق بر انتخاب کننده گان نیز میباشند که به کدام اندازه بالای فرد مورد نظرخویش باور دارند. ۲- در صورت انتصاب: در انجاست که دیدگا ها, ظرافتها و حتی وجدانها برای قضاوت به نمایش گذاشته میشود: که اگر تقرر برمبنای علمیت ,شخصیت ,درایت,صداقت, فهم وکاردانی,تجربه , داشتن کنترول برنفس باشد و به ارزشهای چون منافع مردم وکشوربها داده شود ,مبتکروطراح باشد ,درانصورت است که:وجدانهای تقررکننده ومقرشده هردو بسیار راحت میباشند. یعنی که عظمت کشور بررفاقت وقومیت وخو یشا وندی و مصلحت اندیشی در قضاوت وجدانها اولویت داشته است بدون تردیدامور بروفق قانون پیش میرود. این نوع قوماندان ,رئیس,مدیر واداره چی بر کارمندانیکه درمحور کاری شان است تحمیل نشده بلکه بصورت حتم مورد پذیرش شان خواهد بود. درچنین وضعیت روش تعاون ,همکاری و هم آهنگی کاری بمیان آمده وکار بر طبق پلان ونقشه به پیش میروند. ۳- داشتن رهبری جمعی( گروپ کاری) که وظایف تقسیم شود.درمورد یکه تازی وخود محوری قبلا صحبت شد:مشکل است که خود محوریت اعتماد جمع ذیدخل در کار مشترک را بدست آورد زمانیکه در یک اداره اعتماد وجود نداشته باشد وهر کس خود را شریک ومسئول خا نواده ای کاری احساس نکند موفقیت چشمگیری نخواهد داشت. خود محوریت ویکه تازی هرقدر هم که توام با علمیت ,درایت ومهارت وپر تجارب باشد برای سایرین وزیر دستان سوال برانگیز است وهم یک روش شفاف ودیموکراتیک نمیباشد. ازجانب دیگر تخم بی اعتما دی از سا لهاست که درین کشور ریشه دوانیده است واین ریشه به سا دگی کشیده ویا خشک نمیشود.گرچه ما منکر بی نقش وبی تاثیر بودن عا لمان ,تجربه داران ومهارت کاران خوب خود نبودیم و نیستیم ولی تخم بی اتفا قی وبی اعــــــــــتما دی در ین سرزمین ریشه خیلی عمیق دارند.انچه که گفته شد در همین یک دوره انتخاباتی گذشته ای کشور ما خیلی مشهود وملموس است: بطور مثال عده ازشخصیت ها وکارمندان سابق دولت ویا برادران جهادی ما که پیشینه ای نسبتا خوبی با مردم شان داشته دردوره انتخا باتی گذشته پا داش کار خود را گرفتتند, مردم شان دوست داشت , با لایش باز هم اعتما د کرد و پذیرفت . اما اینکه دراین دوره چنین اشخاص چه کار کرده توانسته باشد بازهم مردم دیدگاه و قضا وت خود را دارند . البته این مثتثنی از عده ای که مردم از ترس برایش رای داده بود میباشد. که درانصورت قضا وت مردم در رابط هنوز با قیست . به همین ترتبیب عــــده دیگری هم بودند و هستند که واقعا از عظمت و ظرافت و فراصت و عزت و حیثیت و وقار برخوردار اند . آنها چنانچه دربخش دوم(تقرر وانتصاب) معلومات داده شد:دانشمندان , عا لمان ,تجربه داران , دلسوزانی اند که با طرحها و پلانهای واضیح ومشخص شان جلب توجه کرده و بگونه ای در جمع اراکین ومقا مات بلند پایه ای دولت با بسیار حرمت وعزت انتصاب وگماریده شد ند. چنین اشخا صی با همان اوصاف که داشت ودارند بنا بر عوامل اگر کاری هم نتوانست ویا نتوانند ولی علمیت و شخصیت وجایگاه و صداقت ودلسوزی شان نسبت به منافع مردم وکشور همچنان باقیست.از داشتن اعتما د به نفس ایشان هیچ کسی درهیچ زمانی انکار کرده نمیتوانند .در همین لحظ زیاد شخصیت ها ی را داریم که در رابط با وظا یف موجود خویش هیچگونه تخصص وتجریه قبلی نداشتند اما با اعتماد به نفس ,تحرک ,دلسوزی نسبت به ملت وپشت کاری که داشتند واقعا درخــــشید ند ومایه ای افتخار به همه ملت ماست که هنوز چنین کسانی دارند, با اینکه بسیار مغز های را از دست دادیم ( متواری شد ویا محو فزیکی) گردیدند. وبدا بحا ل انعده کسانیکه نه علمیت ,نه تجربه نه تفکر وخرد جمعی نه اعتماد کسی را تاکنون جلب کرده توانسته حتی به ده وقریه خود راه ندارند اگر بنا برضرورت به ده خود بروند هم با خیلی از خدم وحشم وکاروان بسته رهسپار میگردند, حقیقت امر اینکه مردم قریه شان هم اورا نمی پذیرند, تقوای نفسی شان هم به خدامعلوم و صد او سیمای شان یک گردن بلند تر از همه ودرحساس ترین مقام هم که لمیده است. خلاصه کس وکسانیکه نه شخصیت علمی باشند که ازعلم آن بهره گیری شوند, نه اجتما عی باشند که مردم داشته باشند نه نظامی باشند که درایجاد نظام وتامین امنیت ومصئونیت مردم ارکان حرب وطراح باشند نه شخصیت سیاسی باشند که بامشوره طرح و پا لیسی سازی مهارت داشته باشند .آیا همان شخصیت ما ازمحصول وبازدهی کاری خود راضی خواهند بود ؟آیا درهنگام گزارش دهی به مقام مقررکننده(بالاتر) پاسخی مقنع داشته باشند ؟قدمه های بلند پایه ای ما(مقررکنندهگان) درتداوم چنین وضعیت چه تصوری خواهند داشته باشند ؟ درپاسیخ به این سوالات نمیدانیم تا ختم نتا ئیح دور دوم انتخا بات منتظر با قی بما نیم ویا به قضاوت وتصامیم مردم واگذار شویم و یا هم خود را تسلیم به تقدیر بسپاریم . ومن الله توفـــــــــــــــــــــــیق دگروال انجینر نصرالله |
|
+ نوشته شده در
۱۳۸۹/۰۶/۲۲ساعت 13:15 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|