![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
شیر دروازه و آسمایی
کجا فریاد و غوغایی ، رسد از ما به آن بالا که ره تا بیکرا ن تاریک و افسو ن است در این ما تم سرا ، خوابید ه غم یک سر افق تاریک و وادی دور وهرسوماتم و خون است
به قلب داغدارم ، ناله ها و شور مجنو ن است چمن یکسر چراغان بود و اکنو ن تیر و تار است تما م کوه و صحرا رخت ما تم را به تن کرده د لم از د ید ن دون سفله گان دهر بیزار است
د لم از غربت و از وادی سر سبز در تنگ است گمانم آفتاب مرده و مردم سیه پوش است همه دریاست توفانی ، کنون غم راست ارزانی سرا سر ما تم و اندوه درجولان و درجوش است
پس از اعدام کبک و آن پرستو ها پس از زندانی فاخته ، پس از مرگ قناری ها در این وادی تو غیرغم نبینی یک دلی را شاد ز پا افتد مگر، آن جره باز و آن شکاری ها !
اگر از شهر ما تمزا، دوباره زنده بر گشتم ! اگر همراه ما بودی و با گلبانگ آزادی لبان بی فروغت را ، فروغ تازه خواهم داد برایت شعر خواهم گفت به اوج شیر و آسمایی
اگر افغانستان من ، به سان تاج شاهان شد اگرهم دشت و دامانش به سان خلد رضوان شد اگر آن لاله رویانش به مثل، حور دوران شد « وفا » رخت سفر بنددکه کار جان به جانان شد ویانا استاد عبدالله « وفا » تیتر صفحه ![]() بانک موضوعی وبگاه " روشنایی " :
مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید |
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۰/۰۵/۰۹ساعت 18:44 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|