|

اسدالله کشتمند
تاچه زمانی در برهوت تردید قرارخواهیم داشت؟
تاهنوز رنگ قلمهای امضاکرده درپای اسناد وحدت نخشکیده که دردام دجال بدگمانی ها در افتیده ایم. همه ما میدانیم که بدون وحدت رفتن درراه سنگلاخی مبارزه اجتماعی در افغانستان امروزه، بمعنی کوبیدن آب در هاون است.
همه از وحدت دم می زنند و فریاد وحدت راه می اندازند.نیتها با هم در آویخته اند، سره از ناسره دراین وادی پرجنجال، ناپیدا است. چه بسا که در پس پردۀ وحدت خواهی تیغ برانی را بر گلوی وحدت می گذارند.وای که وحدت را استتار روح بدخواهی ها قرار دادن میتواند چه دام فریبنده ای برای خلایق باشد وچه ظالمانه است.از بدی روزگار این اتفاقاً همان چیزی است که مارا در نوردیده است.
امروزه توده اعضای حزب واحد نمیداند که حقیقت کجا است. کار در کجا گیر کرده است.؟
آری ما در وادی برهوت سردر گم کننده ناباوری ها قرا گرفته ایم. حزبی که با اینهمه جنجال ها و جانفشانی هائی که صورت گرفت؛ بالاخره «واحد» نامیده شد ولی واحد نشد، امروزه میدان تیر اندازی یاران نیم روزه دیروزشده است.
در اوضاع پر تلاطمی که امروز در«حزب واحد»ما، مسلط است نمیتوان به معجزه برای حل معضلات امید و اتکا داشت. آیا این به معنی آن است که دیگر امیدی وجود ندارد؟ نه و بطور قطع نه ! آنکه از امید دل می برد، باید برود و گوشه خانه خود بنشیند.
من معتقدم که گره اساسی کار در شیوه پیشبرد مجموع نبرد و داعیه مادر رابطه به نقش و جای اعضای حزب در حیات حزبی نهفته است. من بار ها واز سالها به اینسوبا تاکید در مباحثات و در مقامات مختلفه حزبی عرض کرده ام که بدون سهیم ساختن جمع رفقا در تمام روند های مبارزه اجتماعی که در پیش گرفته ایم، نمیتوان به حل درست معضلات مطروحه دست یافت. بعبارت دیگر بدون توسل بی چون و چرا وبی غل و غش به دموکراسی واقعی و مدرن سازمانی یعنی سهیم ساختن کامل همه اعضای حزب در زندگی حزبی، نمیتوان در کار سازمانی پیروزی محکم و پرتداوم بدست آورد.
در وضع کنونی، بیشترازهرزمان دیگری بدون اتکا بر خرد جمعی، کاربه درماندگی میکشد.
ما باید به نیروی متراکم اندیشوی مجموع اعضای حزب معتقد باشیم، به آن اتکا بکنیم و برای تبارز، جولان، و اثرگذاری دقیق آن عرصه های متناسب را بگشائیم.
در شرایط حاضر بعد ازگذشت این همه سالها و تراکم تجاربی پر بهاء عده ای هنوز هم معتقد اند که وظیفه دارند به عوض و برای همه اعضای حزب بیاندیشند و راه های حل را جستجو کنند . این برخورد و طرز تفکر بسیارکهنه، پاترنالیستی و غیر منصفانه در قبال افرادی صورت میگیرد که اکثریت مطلق آنها نزدیک به نیم قرن در عرصه مبارزه اجتماعی فعال بوده اند.علاوتاً جریان روزگار به کرات نشان داده است که این نوع قیم قرار گرفتن عده ای بنام رهبری در قبال جمع آگاهی چون اعضای حزب ما، هیچگاهی نمیتواند حلال مشکلات باشد.باید از این حالت بیرون رفت.
به عنوان نتیجه گیری یکبار دیگریاد آوری میکنم که همه معضلات در تمام سطوح حزب بصورت شفاف و بی پرده باید به بحث و مداقه گذاشته شود. به همه اعضای حزب درتمام عرصه های فعالیتهای حزبی فرصت داده شود تا ابراز نظر نمایند. این برغنای اندیشه های مامی افزاید وطریق دستیابی به راه حل های ابتکاری را هموار میسازد.نباید از یاد برد که ما در این میانه، چیزی برای پنهان کردن و پنهانکاری نداریم.تمام مسایل مطروحه مربوط به تمام اعضای حزب میشود. در چنین فضائی است که برای کسانی که با فاکتها، حقایق و حوادث «بازی » میکنند، حاشیه عمل تنگ و تنگ تر خواهد شد. در چنین اوضاعی خرد جمعی ؛ این تهمتن عرصه نبرد اندیشوی بر هرنوع دشواری غلبه خواهد کرد.نیروی خرد جمعی پرده توهمات را می درد، راه می نماید، در برابر توطئه و مسخ و تخطئه حقایق دیوار می بندد و ذهنیت و فضای سالمی را در عرصه مبارزه مقدس اندیشه ای ما ایجاد خواهد کرد.
ما نباید بگذاریم عده ای قیم و «تحویلدار» حقیقت باشند. بسا اتفاق روی داده که چنین«حقیقت» هائی شبه حقیقتی بیش نبوده اند.چنین بلیه ای را باید به نیروی خرد جمعی درهم کوبید.سالار رهبری کننده عمل وطنپرستانه و ترقی خواه ما حکمت برخاسته از خرد جمعی ما خواهد بود.
بگذارید دهانها چون گل بشکفند و این زمانی است که زمینه برای شگفتن شان فراهم گردد.هر آنچه رنگ توطئه، تخطئه حقایق، نیت بد و بدخواهی است در برابر تبارز خرد جمعی رنگ خواهد باخت. بناً ناگفته ها را باید گفت و با رفاقت و صمیمیت باید گفت.
به عنوان حسن ختام این معروضه آگنده از درد و حسرت، پیشنهادمی کنم در تمام نشرات ما در تمام اشکال آن برای ابراز نظر خوانندگان اهمیت و جای ویژه ای باید قائل شد. شرایطی بائیستی مهیا گردد تا هنگامیکه می نویسیم، نیروی کنترول کننده، عادل و قهار خرد جمعی یعنی نظریات دیگران را، بالای سر خود احساس کنیم. همین!
و با امید غلبه بر دشواری های کنونی.
28/09/2011
تیتر صفحه * * * * * * * * بالا بروید
بانک موضوعی وبگاه " روشنایی " :
|