![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
با خروج امریکا از افغانستان، «بازی بزرگ» آغاز خواهد شد
منبع: The National برگردان: حمید مهدوی
ماه جاری میلادی، دوازدهمین سالروز حملهی یازدهم سپتمبر است؛ یازدهم سپتمبری که در آن یک مشت افراطی فریب خورده که بیشتر در افغانستان و پاکستان فعالیت داشتند، به مرکز تجارت جهانی در امریکا حمله کردند. این کار آنها ۱۲ سال جنگ و خونریزی را در افغانستان در پی داشت و دنیا را به مکان زشتتری برای زندگی تبدیل کرد.
اکنون این جنگ دوازده ساله اندک اندک به فرجام نزدیکتر میشود، اسامه بن لادن به خاطرهها تبدیل شده و نیروهای امریکایی نیز افغانستان را ترک میکنند. اما شواهد کمتری وجود دارند که نشان دهند برآمدهای سیاسی منطقه را امنتر ساخته است.
برخلاف، چشم اندازهای سیاسی به دلیل اختلاف در منافع استراتژیک آسیبپذیر به نظر میرسند و این اختلافها یادآور روزهای بد گذشتهاند.
همین اکنون ما شاهد درگیریهای نیروهای پاکستانی و هندی در طول مرز جنجالی کشمیر هستیم؛ درگیریهایی که افزایش تنش در روابط هند و پاکستان را در پی داشته است. این درگیری به آتشبس ده سالهی این دو کشور پایان داد؛ آتشبسی که حتا در زمان حملهی خونین لشکر طیبه در مومبیی در سال ۲۰۰۸ برقرار بود.
بعد از دیدار دو هفته قبل وزیران خارجهی پاکستان و هند در قرغیزستان، به نظر میرسید که گفتوگوهای متزلزل صلح بین این دو کشور از سر گرفته خواهد شد و گفته میشد که این دیدار، ملاقات نخستوزیران این دو کشور (نواز شریف و من موهن سینگ) را در حاشیهی اجلاس عمومی سازمان ملل در پی خواهد داشت.
خوشبینها شاید بگویند که تجدید روند اعتمادسازی بین این دو رقیب مجهز به سلاح هستهای در جنوب آسیا، سبب تغییر روند بازی در منطقه خواهد شد. اما به دلیل تغییرات سیاسیای که در این دو کشور به وجود آمدند، آنها هرگز به توافق نرسیدند. اکنون پاکستان به عنوان بخشی از پروژهی مشترک چین و امریکا تمایل بیشتر به چین دارد؛ چین نزدیکترین متحد پاکستان و رقیب بزرگ هند محسوب میشود. این درحالی است که ایالات متحدهی امریکا در یک مقیاس بزرگتر، در رقابت با چین برای نفوذ بیشتر در آسیا، از هند به عنوان یک متحد نزدیک حمایت میکند.
این سیاست خطرهای ظهور یک بازی بزرگ را برجسته میسازد و نشان میدهد که قدرتهای بزرگ و رقیب برای تأمین صلح و ثبات در منطقه باید با هم کار کنند. ادامهی این سیاست وضعیت را در منطقه بدتر خواهد ساخت.
پاکستان فکر میکند که هند با دولت افغانستان که از حمایت ایالات متحدهی امریکا برخوردار است، کار میکند تا برای پاکستان، از غرب دشمنی بسازد، که این دشمن با دشمن شرقی پاکستان دست به دست هم خواهند داد و پاکستان را از دو طرف محصور خواهند کرد.
پاکستان همچنین فکر میکند که نهادهای جاسوسی این دو کشور (افغانستان و هند) از تحریک طالبان پاکستانی و قومگراهای بلوچ حمایت میکنند، تا آنها به شورشگری در مناطق مرزی پاکستان ادامه دهند.
همینطور، هند به دنبال راه چارهای است که بتواند جای خالی ایالات متحدهی امریکا در افغانستان را پر کند و از خطرات احتمالی ناشی از خروج نظامیهای امریکایی از افغانستان بکاهد. پیشبینیهایی وجود دارند که طالبان دوباره به قدرت برخواهند گشت و اگر چنین شود، شورشگری در کشمیر و سایر مناطق هند گسترش خواهد یافت.
نهادهای جاسوسی پاکستان از ماه گذشته بدینسو در تلاشاند تا نه تنها ملیشههای ضدهند، به شمول لشکر طیبه، را به شهرت عمومی باز گردانند، بلکه به شکل غیررسمی از آنها در راستای جذب اعضای سابقهی این گروهها حمایت میکنند.
معمولا این کارها زنگهای خطر در واشنگتن و سایر جاها را به صدا در میآورند؛ اما این کار هنوز ناتمام باقی مانده است، به دلیل این که اقتضاهای سیاسی توجیهی برای گفتوگوی مستقیم ایالات متحدهی امریکا با طالبان یافته است.
اکنون ایالات متحدهی امریکا و افغانستان از پاکستان میخواهند تا طالبان را بر سر میز مذاکره بیاورد. رهایی شخصیتهای مهم طالبان توسط پاکستان که در اثر فشار زیاد ایالات متحدهی امریکا صورت گرفته است، بیشتر گامی از سوی این کشور در راستای تأمین صلح در افغانستان دانسته میشود تا تلاش در راستای ناامنسازی افغانستان و منطقه (حمایت از تروریزم).
وضعیت خطرناکی که در حال پدید آمدن است، زمانی واضحتر شد که سرتاج عزیز، مشاور روابط بینالمللی پاکستان در یک مصاحبهاش گفت که ما از طالبان افغانی میخواهیم تا تحریک طالبان پاکستان را به پایان شورشگری تشویق کند.
گفته میشود که تلاشهای فوق به منظور سازش در افغانستان و ایجاد یک فضای مسالمت در این کشور راهاندازی شدهاند. اگر به ظاهر نگریسته شود، افغانستان به سمتی حرکت میکند که ولایتهای آن خودمختار بوده و قدرت در کابل به اشتراک گذاشته میشود. اما اعتماد بین پاکستان و هند بهبود خواهد یافت و این دو کشور بعد از چنددهه خصومت به توافق دیپلوماتیک دست خواهند یافت و نهایتا ملیشههایی که همه را تهدید میکنند، اصلاح خواهند شد.
اما این سناریو بر فرضیات بزرگی در مورد شورشیها استوار است؛ بزرگترین آن این است که ملیشهها حاضر به موافقه خواهند شد و به پای تعهداتشان خواهند ایستاد. این چالشها واضحترین درسی است که از بازی بزرگ گذشته در افغانستان آموختهایم: در افغانستان، بازیگران سیاسی موقف دایمی ندارند. طالبان احتمالا با دولت پاکستان کار خواهد کرد تا زمینهی خروج امن امریکاییها در سال آینده از افغانستان را مهیا کنند. اگر چنین شود، آنها زودتر به اهدافشان خواهند رسید. به همین خاطر پاکستان پیوسته اعلان کرده است که هیچخصومتی با مردم امریکا ندارد.
حتا ممکن است پاکستان از القاعده بخواهد تا خروج امن امریکاییها از افغانستان را اخلال نکند. اما نهایتا چه؟ طالبان و حکومت کابل با وحشیگری خون یکدیگر را خواهند مکید و هرکدام به شکل محرمانه از کشورهایی که به دنبال تأمین منافعشان در این کشوراند، حمایت خواهند شد. جنگ داخلی مجدد در افغانستان ملیشهها را از سراسر جهان به این کشور خواهد کشاند و همهی آنها تحت حمایت القاعده به جنگ ادامه خواهند داد.
این ضرورت مذاکرات صلح را برجسته میسازد و متأسفانه بعد از خروج امریکاییها از افغانستان، این کشور را دوباره به پرورشگاه تروریزم جهانی تبدیل خواهد کرد.
مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید بانک موضوعی وبگاه " روشنایی "
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۲/۰۷/۰۶ساعت 18:45 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|