محلی برای اندیشیدن و روشنگری

تتبع ونگـارش :

الحاج امــیـن الـدیــن» سعـیـدی – سعید افـغــانی«

مدیـــر مطـالعات سـتراتیژیک افغان و

مسؤل مرکز کلتوری دحـــــق لاره-  جرمن

 

               

زن میتواند بدون اجازه شوهر به حج فرضی سفرکند

تتبع ونگـارش :

الحاج امــیـن الـدیــن» سعـیـدی – سعید افـغــانی«

مدیـــر مطـالعات سـتراتیژیک افغان و

مسؤل مرکز کلتوری دحـــــق لاره-  جرمن

اگر زن حج فرضی را قبلاً انجام نداده باشد و او  واجد شرایط حج  فرضی شده باشد، رای اکثریت مطلق علماء وفقها ی اینست که : برای زن  مستحب  است که قبل از اشتراک در  مراسم حج فرضی، موضوع را با شوهر خویش مطرح  نموده ورضایت سفر  حج فرضی  را از شوهر  حاصل نماید.  اگرشوهر  موافقت به سفر کرد ،  چه  بهتر  و  اگر  احیانآ شوهر در مورد سفر به حج فرضی  ، مخالفت کرد ، زن میتواند بدون اجازه شوهر  فریضه  حج  را مطابق سایر شرع دین مقدس اسلاام به معیت محرم شرعی، انجام ‌دهد. شرع اسلامی  برای زن اجازه داده   تا در  ادای حج فرضی  شتاب کند ، تا  برائت  ذمه  حاصل  نماید.

طوریکه گفته شد: در شرع اسلامی برای شوهر اجازه داده نمیشود ، تا همسر خویش را از انجام  عبادت فرضی از جمله  نماز ، روزه  حج وغیره   ... منع نماید . حج  عبادتی  است‌كه  بر همسر  واجب‌گردیده  و  اطاعت  مخلوق  در  معصیت  خالق  روا  نیست .

از جانب دیگر شوهر مسلمان برعلاوهء اینکه  نباید  در رفتن حج فرضی برای زوجه خویش ممانعتی بعمل ارد ، بلکه بالعکس کوشش نماید ،  تا تسهیلات  لازمی را  برای سفرهمسرش  مساعد سازد . ولی در حج مستحبه  حق برای شوهر در ممانعت  به رفتن حج مستحبه  داده شده است

دارقطنی  از  ابن عمر  روایت  كرده‌ كه  پیامبر صلی الله علیه و سلم    دربارهء  زن  ثروتمندیـ‌كه  شوهردارد،  و  مانع  حج  او  می‌شود،‌گفت‌: «  ليس لها أن تنطلق إلا بإذن زوجها   » ‌او  حق  ندارد  برود  مگر  با  اجازه  شوهرش‌ ) ‌ ( ‌ طوریکه ملاحظه میشود :  سوال  درباره  حج  سنت  و  غیرفرضی  بوده  است).

‌امام ابن قدامه رحمه الله می گوید:

 «شوهر نمی تواند همسرش را از حج فریضه ممانعت کند، و این رأی نخعی و اسحاق و ابوثور و اصحاب رای و قول صحیح شافعی است، زیرا (این عبادت) فرض است، و برای مرد روا نیست زن را ممانعت کند، مانند روزه رمضان و نمازهای پنجگانه، البته مستحب است که قبل از همه زن از شوهر خویش اجازه بگیرد، اگر اجازه داد (که بهتر) وگرنه بدون اجازه او برود، ولی در حج مستحبه شوهر می تواند زن را ممانعت کند.

ابن منذر گفته است:

همه آن علمایی که من از آنها حفظ کرده‌ام اجماع دارند به این که شوهر می‌تواند زنش را از رفتن به حج غیرواجب باز دارد؛ این حکم برای شوهر بدین سبب است که حق شوهر بر زن واجب است و زن اجازه ندارد حق شوهرش را از بین ببرد برای عبادتی که واجب نیست. « المغنی: ۵/۳».

شیخ ابن عثیمین میگوید:

شیخ ابن عثمین در جواب سوالی :«اگر مرد همسرش را از رفتن به حج منع کند، گناهکار است؟ » میفرماید : «  بلی ، اگر همسرش را از رفتن به حجی که شروط آن فراهم شده باشد منع کند، او گناهکار است، یعنی اگر زن (به شوهرش) بگوید : این محرم (من) است، این برادرم است و با او به حج می روم، و پول حج رفتن  را هم دارم، و از تو هیچ پولی نمی خواهم، در اینصورت اگر آن زن قبلا فریضه حج را انجام نداده باشد، در آنصورت بر مرد واجب است به همسرش اجازه دهد، اگر اجازه نداد زن می تواند حج کند هرچند بدون اجازه شوهر باشد، مگر آنکه زن بترسد که شوهرش وی را طلاق دهد، در اینحالت او معذور است».  « فتاوی ابن عثیمین » (۲۱/۱۱۵) .

والله اعلم بالصواب  -    ختم

 

                                حج بعد از مرگ

در شرایط وجوب حج آمده است : حج بالای کسی فرض است که : مسلمان ، بالغ ،عاقل و آزاد باشد ( برده نباشد ) و استطاعت مالى و بدنى و امنیتی راه رسيدن به مشاعر مقدسه را داشته باشد .

و برای زنان در جنب پنچ شرط متذکره ، شرط ششم نیز اضافه گردیده که آن عبارت از موجودیت محرم شرعی است .

ولی حج بعد از مرگ :
طوریکه در فوق  ملاحظه فرمودیم ،
در شرایط وجوب حج  ، یکی هم ، استطاعت مالی است . بنآ اگر یک مسلمان  مقدار مالی اضافه بر نفقه خود و خانواده اش در اختیار ، داشته باشد که برای رفتن به حج کافی باشد، در آنصورت او ملزوم  که شخصاً به ادای مراسم حج بپردازد.
 اگر شخص متذکره در جنب اینکه استطاعت مالی درا  باشد ولی به علت  مریض ، پیری وکهنسالی ، نمیتواند  ، عازم مراسم حج گردد ،  در این صورت بر وی لازمست شخصی دیگری را به نیابت  خویش  به حج روان کند
.
ولی اگر وضع طوری پیش اید که  او شخصی را به نیابت خویش به حج اعزام نداشت ، ودر همین  مدت وفات کند وبه حق برسد ، پس بر ورثه متوافی است که  از مال ماترکه ، متوفی  مقدار مالی را که برای ادای مراسم حج کافی باشد  به توافق سایر ورثه ، جدا نموده ،  ووکیلی  را برای انجام مراسم حج برای شخص متوفی   ، به حج اعزام نماید . زیرا حج بمانند یک دَین و قرض بر دوش او باقی مانده، و ادای دَین الهی برحق تر است از سایر دیون است، چنانکه نسایی از ابن عباس رضی الله عنه روایت می کند : «
قَالَ رَجُلٌ: یَا رَسُولَ اللَّهِ، إِنَّ أَبِی مَاتَ وَلَمْ یَحُجَّ، أَفَأَحُجُّ عَنْهُ؟ قَالَ: أَرَأَیْتَ لَوْ کَانَ عَلَی أَبِیکَ دَیْنٌ أَکُنْتَ قَاضِیَهُ؟ قَالَ: نَعَمْ. قَالَ: فَدَیْنُ اللَّهِ أَحَقُّ» نسائی (۲۶۳۹).

یعنی : «مردی گفت : ای رسول خدا! پدرم فوت کرده و به حج نرفت، آیا بجای او حج کنم؟ فرمود : اگر پدرت قرضدار  می‏بود، آیا قرض اش را پرداخت نمی کردی؟ آن مرد گفت: بلی، پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : پس ادای دَین خداوند برحق تر است (تا اداء شود)».

امام ابن قدامه گفته :
«هرگاه کسی که بر وی حج واجب شده فوت کند ولی به حج نرفته باشد، واجب است مقدار مالی را که برای حج کافی باشد از مالش جدا نمود، چه از روی عذر آن حج را ترک کرده باشد یا بدون عذر، و این رأی حسن بصری و طاوس و شافعی نیز هست.

رای امام ابوحنیفه وامام مالک:
امام ابوحنیفه وامام مالک میفرمایند: زمانیکه یک
مسلمان  فوت کند ، فرضیت حج هم از دوش اش  ساقط میگردد ، ولی اگر متوافی وصیت به حج کرده باشد ، ورثه میتوانند ، از یک سوم ماترکش (مال متروکه اش) بجای او مراسم  را بجاء اورند . این نظریه  امام ابوحنیه وامام مالک مورد تائید امام  شعبی و امام  نخعی نیز  میباشد ، و گفتند : چونکه حج عبادتی بدنی است و لذا با مرگ ساقط خواهد شد، بـه مانند نماز.
در این مورد حدیثی که از ابن عباس روایت گردیده است دلیل میاورند : میگویند :« زنی از پیامبر صلی الله علیه وسلم درباره پدرش سوال کرد که مرده ولی حج نرفته؟ پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : بجای پدرت حج کن)
ودر حدیثی دیگری از ابن عباس روایت است : (زنی نذر کرده بود حج رود، ولی فوت می کند، برادرش نزد پیامبر صلی الله علیه وسلم آمد و درباره آن سوال کرد؟ پیامبرصلی الله علیه وسلم  فرمود : آیا اگر خواهرت قرضدار می بود قرضش را قضاء نمی کردی؟ گفت : چرا نه ، فرمود : پس دَین خدا را نیز قضاء کن چرا که او برحق تر است نسبت به قضای دَین) ( راوی هردو حدیث  نسایی  است ) ، و چونکه این حقی است که بر دوش وی مانده و نیابت پذیر است، و با مرگ ساقط نمی شود مانند بدهی و قرض، و قابل قیاس با نماز نیست چونکه نماز نیابت نمی پذیرد».  «  المغنی » (
۳/۱۰۱) مختصرا.

یـادداشــت:

اگر مسلمانی در زمان حیاتش مالک مقدار پولی مازاد بر نفقه خود  وخانواده اش نبوده که کفایت حج اش را کند، در اینحالت حج اسآ بر او واجب نیست، و واجب هم نیست حتما کسی بجای او (بعد از مرگش) حج کند، مگر آنکه کسی از باب احسان بجای وی حج کند.

از جناب علامه ابن عثیمین سوال شد : من برادری دارم که به سرطان مبتلا شد، و امسال فوت نمود و سن وی نوزده سال بود و فریضه حج را اداء نکرد، ضمن اینکه ایشان بمدت پنج سال به این مرض گرفتار بود، آیا بجای او حج بجا آوریم؟ و آیا کفاره ای هست؟

جواب دادند : «لازمست بپرسیم : آیا این جوان مالی داشته که بتواند با آن حج کند؟ اگر پاسخ مثبت است، پس لازمست بجای او حج انجام شود، و اگر مالی نداشته (که کفاف حج رفتن کند) بر او واجب نیست، و در حالی فوت کرده که فریضه حج بر دوش او نبوده، اما اگر خواستید ،  احسان کنید و بجای او حج کنید، اشکالی بر آن نیست». « اللقاء الشهری » (۶۲/۵) .

بر این اساس؛ چنانچه آن مردی که فوت کرده در زمان حیاتش مال کافی برای ادای حج داشته، پس حج بر وی واجب بوده، و آنچه سوال کننده انجام داده (یعنی از ماترکش  یعنی مال موروثي اش بجای او حج کرده) کاری درست و صحیح بوده است، چرا که انجام حج بوسیله ماترکش مقدم بر ورثه است، اما لازمست  سایر ورثه را از انجام فیصله  مطلع  ساخت .   والله اعلم بالصواب

 

حج رفـــتـن تکراری!

يكى از بزرگترين اركان اسلام و از بهترين وسیلــﮥ  قرابت و  طاعات نزد پروردگار با عظمت، حج و زيارت بیت  الله  است كه اداى به نیت پاک لله فی الله و بر وجه صحيح و بدون معصيت باعث مى‏شود که حاجى به جنت داخل گردد.

پروردگار با عظمت ما میفرماید :
 «ولله على الناس حج البيت من استطاع إليه سبيلاً». ( آل عمران ۹۷).( خداوند حج خانه خود را بر تمام مردم واجب كرده، براى كسانيكه استطاعت آنرا داشته باشند).استطاعت شامل استطاعت مالى ،  بدنى و امنیتی  راه رسيدن به مشاعر مقدسه ميباشد.

عبدالله بن عمر رضي الله عنهما از رسول اكرم  صلي الله عليه وسلم روايت مى‏كند كه آن حضرت فرمودند:
 «
بني الاسلام على خمس شهادة أن لا إله إلاَّ الله وأنَّ محمداً عبده ورسوله، وإقام الصلاة، وإيتاء الزكاة، وصوم رمضان، وحج البيت من استطاع سبيلاً». (  متفق عليه).

اساس و بنيان اسلام پنج است:
 گواهى دادن كه خدائى بر حق مگر خداى يكتا نيست، گواهى دادن كه محمد  صلي الله عليه وسلم بنده و فرستاده خداست، و اقامت نماز كردن، و زكات مال دادن، و روزه ماه مبارك رمضان گرفتن، و حج خانه خدا رفتن براى كسيكه استطاعت آنرا داشته باشد.

و همچنان در حديث ديگر ميفرمايد:

«أيها الناس إنَّ الله فرض عليكم الحج فحجوا». ( مسلم). اى مردم خـداوند بر شما حج و زيارت خانه خود را فرض نموده پس به حج برويد.

حج فقط يكبار در عمر بر مسلمان واجب مى‏باشد چنانكه رسول الله  صلي الله عليه وسلم فرمودند: «الحج مرة واحدة فمن زاد فهو تطوع». ( أحمد والدارمي). (حج فقط يكبار واجب است و كسيكه بيشتر از يكبار به حج برود حج او سنت مى‏باشد.)

ولی اگر مسلمانی  حج فرضی خویش را  قبلا انجام داده باشد، و بخواهد به تکرار حج  اقدام نماید ،  آیا برای او افضل آنست که دوباره به حج رود ، یابهتر پول آنرا صدقه دهد؟

اصل آنست که حج نافله (مستحبه) از صدقه دادن پولی که برای آن حج در نظر گرفته شده بهتر است، ولی احیانآ شرایطی واسبابی  در زندگی پیش می آید که منجر می گرددکه صدقه دادن را بر حج نافله ترجیح دهیم، مثلا پول آنرا برای جهاد در راه الله ، یا دعوت به دین او تعالی خرج شود، و یا مسلمانی مضطر و به شدت نیازمند بخصوص اگر از اقارب و خویشاوندان باشد.

خواننده محتر م !
میخواهم دراین نوشته نظر علماء اسلام را  در مورد اینکه  برای یک مسلمان افضل است که بعد از ادای حج فرضی ،  به تکرار حج  ( مستحبه  ) بپر دازد ویا پول آنرا، به فقرا ومساکین  صدقه دهد .

شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله میفرماید :
 «و حج بر وجه مشروع از صدقه ایکه واجب نیست افضلتر است. اما اگر خویشاوندی محتاج و نیازمند داشت، یا اینکه فقیرانی باشند که نیاز ضروری به کمک مالی دارند، پس در این حال صدقه دادن به آنها افضلتر است.
 
اما اگر هردو مستحب باشند (یعنی صدقه غیرواجب و حج غیرواجب پیش روی شخص باشد) در اینصورت رفتن به حج افضلتر است، زیرا در حج هم عبادت بدنی وجود دارد و هم عبادت مالی، و همینطور قربانی کردن و عقیقه بهتر از صدقه دادن پول آنست، البته این بشرطی است که شخص در مسیر (حج) واجبات (دینیش) را اداء کند و از محرمات و گناهان اجتناب ورزد، و نمازهای پنچگانه را بخواند، و سخن راست بگوید (دروغ نگوید) و ادای امانت کند و بر احدی اعتدا و تجاوز نکند»
 (تفصیل موضوع مراجعه شود : «  الاختیارت » صفحه 206 ).

شیخ علامه عبد العزیز ابن باز در این مورد میفرماید :
 «حج و عمره برای کسی که با اخلاص قصد آن کند، و بر وجه مشروع آنرا انجام دهد، از صدقه دادن پول آنها افضل تر است، و ثابت شده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند : «الْعُمْرَةُ إِلَی الْعُمْرَةِ کَفَّارَةٌ لِمَا بَیْنَهُمَا، وَالْحَجُّ الْمَبْرُورُ لَیْسَ لَهُ جَزَاءٌ إِلا الْجَنَّةُ». یعنی : «عمره تا عمره کفاره‌ی گناهان بین آن دو است، وحج مقبول (که در آن گناه نباشد) جز جنت  پاداشی ندارد» (  بخاری (۱۷۷۳) ومسلم (۱۳۴۹).

و فرمود : «عُمْرَةٌ فِی رَمَضَان تَعْدِلُ حَجَّة». یعنی : «ثواب عمره در ماه رمضان معادل ثواب یک حج است»  (  بخاری (۱۷۸۲) مسلم (۱۲۵۶).

همچنان  شیخ ابن باز می افزید :

«هرکس حج فریضه را انجام داده باشد، افضل برای او آنست که پول حج دوم را برای مجاهدین فی سبیل الله ببخشد، زیرا جهاد شرعی از حج و عمره مستحبه افضل تر است». به دلیل آنکه از پیامبر صلی الله علیه وسلم سوال شد : « أی الأعمال أفضل؟ قَالَ إِیمَانٌ بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ. قِیلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قَالَ: الْجِهَادُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ. قِیلَ: ثُمَّ مَاذَا؟ قَالَ: حَجٌّ مَبْرُورٌ ». یعنی : « کدام عمل، بهتر است؟ فرمود: ایمان به خدا و رسولش. پرسیدند: سپس چه کاری؟ فرمود: جهاد در راه الله. سؤال شد: بعد از آن، چه کاری؟ فرمود: حج مقبول»  (بخاری (۲۶) ومسلم (۸۳).

پیامبر صلی الله علیه وسلم حج را بعد از جهاد قرار دادند، و البته هدف از آن حج نافله است، زیرا حج فرض رکنی از ارکان اسلام است، و در صحیحین از پیامبر صلی الله علیه وسلم روایت شده که فرمود : « مَنْ جَهَّزَ غَازِیًا فَقَدْ غَزَا، وَمَنْ خَلَفَه فِی أَهْلِهِ بِخَیْرٍ فَقَدْ غَزَا». یعنی : « هرکس مجاهدی را مجهز کند (ساز و برگ نظامی اش را فراهم سازد) همانا جهاد کرده است. و هر کس که خانواده مجاهدی را بنحو شایسته، سرپرستی نماید، او نیز جهاد کرده است» (  بخاری (۲۸۴۳) ومسلم (۱۸۹۵).

و شکی نیست که مجاهدین فی سبیل الله بسیار نیازمند کمک و مساعدت مالی هستند، و لذا بخشیدن مال به آنها ، به دلیل این دو حدیث و دیگر احادیث ، از بخشیدن پول در راه تطوع (امورات مستحبه) بهتر است».

هکذا شیخ ابن باز:در برابر سوال یکی سوال کنندگانآیا بهتر است پول را برای ساخت مسجد اختصاص داد و یا (با آن پول) بجای پدرش حج کند؟

جواب  دادند : «اگر نیاز ضروری برای تعمیر مسجد باشد، پس پول حج مستحبه را در تعمیر مسجد صرف کن، زیرا منافع آن بیشتر و مستمر است، و موجب یاری رساندن به مسلمانان در اقامه نماز جماعت خواهد شد.

اما اگر نیاز مبرمی برای بخشیدن پول آن حج مستحبه برای تعمیر و ساخت مسجد نباشد، مثلا شخص دیگری مخارج آنرا تقبل کند، در آنصورت انجام حج مستحب بجای پدرش ، چه خودش بجای او حج کند یا شخص مطمئن دیگری را وکیل کند ، ان شاء الله بهتر است».(برای معلومات مزید مراجعه فرماید  به : «مجموع فتاوی» الشیخ ابن باز (۱۶/۳۶۸-۳۷۲) .

همچنین شیخ ابن عثیمین  در ین مورد میفرماید :
 
«بنظر من بخشیدن مال در جهاد از رفتن به حج مستحبه توسط پول آن افضلتر است، زیرا استحباب جهاد از استحباب حج افضل تر است». ( فتاوی ابن عثیمین  (۲/۶۷۷) .

خواننده  محترم  !

پروردگار با عظمت در قرآن عظیم الشان  ميفرمايد: «  لَن تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّىٰ تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ ... »  ﴿آل‌عمران: ۹۲﴾ «هرگز به‌ نيكوكاري‌ نمي‌رسيد» (يعني‌: هرگز به‌ درجه‌  « ابرار» كه‌ عبارت‌ از ايمان ‌راستين، شايستگي‌ در عمل‌ و قبول‌ آن‌ است‌ نمي‌رسيد و هرگز ثواب‌  « بر» را كه‌بهشت‌ است‌ در نمي‌يابيد) «تا از آنچه‌ دوست‌ داريد انفاق‌ كنيد» يعني‌: مگر آن‌ كه ‌نفقه‌ شما در راه‌ خدا ، اعم‌ از جهاد و غير آن‌ از طاعات‌، از آن‌ اموالي‌ باشد كه‌ آن‌ را دوست‌ داريد.)

در اين آيه متبرکه خداوند متعال بندگانش را با تمام قوت تشويق وترغیب نموده است ،از اموالى را كه دوست ميدارند در راه الله  انفاق كنند، وحتی  در آيه اى ديگر آنها را از انفاق اموال خبيث بر حذر ميدارد و ميفرمايد:  «  يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَنفِقُوا مِن طَيِّبَاتِ مَا كَسَبْتُمْ وَمِمَّا أَخْرَجْنَا لَكُم مِّنَ الْأَرْضِ وَلَا تَيَمَّمُوا الْخَبِيثَ مِنْهُ تُنفِقُونَ وَلَسْتُم بِآخِذِيهِ إِلَّا أَن تُغْمِضُوا فِيهِ وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ » ﴿البقرة: ۲۶۷

«اي‌ مؤمنان‌! از چيزهاي‌ پاكيزه‌اي‌ كه‌ به‌دست‌ آورده‌ايد انفاق‌ كنيد» (يعني: از بهترين ‌و برگزيده‌ترين‌ و حلال‌ترين‌ اموال‌ خويش‌ انفاق‌ كنيد)

«و از آنچه‌ براي‌ شما از زمين‌ برآورده‌ايم‌» (كه‌ عبارت‌ از: ميوه‌ها، حبوبات، سبزيجات، معادن، گنجها و دفينه‌هاي‌ زيرزمين‌ است، نيز انفاق‌ كنيد) «قصد انفاق‌» (چيزهاي)«ناپاك‌ و بد» ‌ «را نكنيد»(يعني: اموال پس مانده ، ردی وخراب را  به‌ صدقات‌ و خيرات‌ اختصاص‌ ندهيد) «درحالي‌كه‌ آن‌ را» (اگر به‌ عنوان‌ حقوقتان‌ به‌ خودتان‌ بدهند) «خود شما نيز گيرنده‌ آن‌ نيستيد» (به‌ هيچ‌ نحو و در هيچ ‌زماني)‌ «مگر آن‌ كه‌ در آن‌ چشم‌پوشي‌ كنيد» (يعني: اگر يكي‌ از شما آن‌ را در بازار ببيند كه‌ فروخته‌ مي‌شود، يا كسي‌ آن‌ مال‌ خراب‌ را به‌ وي‌ اهدا نمايد، يا دربرابر حق‌وي‌ به‌ وي‌ بدهد، هرگز آن‌ را ، جز با بي‌ميلي‌ و از روي‌ كم‌رويي‌ و چشم‌پوشي‌ ، نمي‌پذيرد، پس‌ هرگاه‌ خود به‌ آن‌ چيز نامرغوب‌ و ناباب‌ رغبت‌ نداريد، چگونه‌حق‌ خدا را از آن‌ مي‌پردازيد؟) «و بدانيد كه‌ خداوند بي‌نياز» (است‌ از انفاقهاي ‌شما، پس‌ انفاق‌ مال‌ قطعا به‌ منفعت‌ خود شماست)‌

بنآ با تمام حکمت در می یابیم که :
انفاق در راه خدا، جای خاصی  در دین مقدس اسلام برای خود دارد ، پس  اگر كسى استطاعت مالى زيادى در اختیار  داشته باشد ،
حکم شرع همین است که ، ميتواند هم  به تكرار حج اقدام نماید  و هم به كمك فقرا، مساکین  ونيازمندان  اقدام  نمایند .
ولى اگر قدرت وتوانمندی  مالی یک شخص محدود باشد ، بهتر است درامور  خير به اولويات بپردازد و هر كجا مسلمانان نيازمندتر باشند به كمك آنها بشتابد، زيرا كمك به مستضعفان واجب است ولى تكرار حج مستحب است، و منفعت مسلمانان بر منفعت شخصى برترى دارد
.
 ولى ناگفته نماند آنعده  اشخاصى كه استطاعت مالى ندارند ، در دین مقدس اسلام اصلآ حج کردن بر آنها واجب  نمی باشد . وطوریکه قبلا یاد اور شدیم ،بر مسلمانان  است تا در ادی واجبات شرعی هميشه  اولويات ها را در نظر بگیرند. 
والله اعلم

 

حج نیابتی


شخص مسلمان در صورتی میتواند  برای شخص مسلمان دیگری مراسم حج را بجا ء ارد که : خودش قبلآ فرضیـﮥ حج را انجام داده باشد ، درغیر آن حکم اسلامی همین است که او برای مسلمان دیگری حج را بجاء اورده نمیتواند .
بلی  حکم شرعی همین که : شخص متذکره ،  باید  قبلا  برای  خود،  حج را انجام  داده‌،  باشد. در غیر  آن نمیتواند برای  شخصی دیگری فرضیه حج را بعمل آرد .
محدیثین  در تائید حکم متذکره  به حدیثی از ابن عباس  استناد  نموده  میفرمایند که : «  پیامبر صلی الله علیه و سلم  در مراسم حج   از  یكی  از حجاج می شنید،‌كه  میگوید : «  لبيك عن شبرمة  ‌گفت‌:  تو برای  خودت‌،  حج‌كرده‌ای‌؟ گفت‌:  نخیر.  فرمود: 
 «  اول  برای  خود  حج‌كن  بعد  برای  شبرمه  حج‌ كن‌‌« .(بروایت  ابوداود  و  ابن  ماجه‌.)  بیهقی‌ گفته  است  در  این  باره  اسناد  صحیح  تر  از  اسناد  این  حدیث  نداریم‌.

  ابن  تیمیه‌ گفته‌:
  امام  احمد  بروایت  فرزندش  صالح  از  او  حكم  به  مرفوع  بودن  این  روایت  كرده  است‌،  اگرچه  موقوف  است  وكسی  درآن  با  ابن  عباس  مخالفت  نكرده  است‌.  و  قول  اكثر  اهل  علم‌،  بر  اینست‌ كه ‌مسلمانی   تا  خود  مراسم حج  را ادا نكرده  باشد،  مطلقا  نمی‌تواند  به جای مسلمان دیگری مراسم حج را بجاء ارد .  خواه  مستطیع  باشد  یا  نباشد،  زیرا  ترك  طلب  تفصیل  و  عدم  تفریق  درنقل  احوال‌،  دال  برعموم  است  و  پیامبر صلی الله علیه و سلم    آن  را  بصورت  مطلق  و  بدون  طلب  تفصیل‌،  بیان  فرموده  است‌.

حج نیابتی از جانب پدر:
فرزند میتواند بجای پدر خویش که استطاعت جسمی نداشته باشد مراسم حج را بجا ء ارد : در حدیث متبرکه آمده است که :  «عن أبی رزین العقیلی أنه أتی النبی صلی الله علیه وسلم فقال : یا رسول الله إن أبی شیخ کبیر لا یستطیع الحج والعمرة ولا الظعن قال : حج عن أبیک واعتمر » (روایت ابوداود : ۱۸۱۰).

(
 ابو رزین عقیلی نزد پیامبر صلی الله علیه و سلم آمد و گفت: پدرم پیر شده و نمیتواند حج و یا سفر کند، آیا میتوانم بجای او حج و یا عمره کنم؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: بجای پدرت میتوانی حج و عمره کنی.)

حج یا عمره نیابتی  برای دونـفـر:
طوریکه قبلآ یاد اور  شدیم که : جایز است که انسان زنده ای (مسلمان) برای متوفی مراسم حج یا عمره را انجام دهد، ولی نائب در یک وقت و دریک  نیت فقط می تواند برای یک شخص حج ویا  عمره بجا آورد.
بطور مثال  : اگر فرزند  بخواهد  برای ابوین ( مادر ویا پدر ) خود مراسم حج ویا عمره  را انجام ، نمیتواند در یک سفر ویا در یک نیت ویا هم دریک احرام همزمان برای هردوی شان مراسم  حج ویا عمره را انجام دهد .

بلکه باید  بنام هر کدام باید  بطور جداگانه نیت  واحرام حج ویا عمره  را  بجاء اورند .
علماء میفرمایند در صورتیکه در بجا اوردن مراسم  حج ویا عمره پدر ومادر هردو باشند ، احسن و بهتر آنست که   اول برای مادر تان حج ویا  عمره را انجام دهید، زیرا حق مادر  بر اولاد  بیشتر است .
ولی نباید فراموش کرد ، اگر عمره یا حج  بر پدرتان یا مادرتان واجب شده باشد، ابتدا برای کسی آنرا  انجام دهید که بر او واجب شده است.

در شرع اسلامی  یک شخص نمیتواند در یک زمان بجای دوشخص ، احرام عمره یا حج  را ببندد، این عمره یا حج تنها برای خودش واقع می شود.

امام ابن قدامه می گوید :
«اگر در یک مراسم ( حج ویا عمره )  بجای دو نفر نیابت کند، و احرام را بجای هر دو نفر ببندد، این مراسم  فقط برای خودش واقع شده نه برای آن دو نفر، زیرا ممکن نیست که بجای دو نفر واقع شود، و این دو نفر هم هیچکدام بر دیگری اولاتر نیست، و اگر هم برای خود و هم نفر دیگری احرام ببندد، باز برای خودش واقع شده است..».
( المغنی »(
۳/۹۷).

نووی میفرماید:
«اصحاب ما (شوافع) گفتند : اگر دو نفر یک مرد را نائب بگیرند تا بجای هردویشان حج بجا آورد، و او (نائب) همزمان بجای آنها احرام ببندد، احرامش فقط برای خودش منعقد شده، و برای هیچیک از آن دو نفر منعقد نمی شود؛ زیرا احرام برای دو نفر منعقد نخواهد شد، و هیچیک از آن دو بر دیگری اولاتر نیستند، و اگر (همزمان) برای یکی از آن دو نفر و برای خودش احرام ببندد، باز احرامش برای خودش منعقد شده است؛ زیرا احرام بجای دو نفر جایز نیست، و او (حج کننده) بر غیر خود اولاتر است پس برای او منعقد می شود، امام شافعی در الام اینگونه فرموده، و شیخ ابوحامد (غزالی) و قاضی ابوطیب و اصحاب (شافعیه) نیز از ایشان پیروی کرده اند». ( المجموع ) (
۷/۱۲۶).

حکم شخصیکه یکبار برای خود و بار دیگر
برای اقارب متوفای خویش  عمره بجا ء می  آورد؟

شخص میتواند برای ادای عمره خویش  از محل  میقاتی که از آنجا عبور می کند احرام ببندد، و نیت عمره کند، بعد از آنکه به مسجد الحرم داخل شد  ، طواف و سعی صفا و مروه را انجام داد، سرش را تراشید یا کوتاه کرد ، با اینکار عمره اش تمام واز احرام بیرون می آید .
 سپس اگر قرار باشد که  : برای  پدر ، مادر  ویا سایر اقارب ذی حق خویش مراسم  عمره را نجام دهد ، باید  از محدوده حرم مکی خارج شود و از آنجا (مثلا در تنعیم که اکنون مسجد عایشه رضی الله عنها گویند) بجای پدرش ویا ماد ر یا خواهر  یا برادر خویش  ،نیت عمره  را بجا ء  آورد، و بگوید : (
لبیک اللهم بعمرة عن أبی ، امی یا  اختی ویا...)، سپس به مسجد الحرام رفته و طواف کند و بعد سعی صفا و مروه را انجام داده و سرش را بتراشد یا کوتاه کند، بدینصورت عمره پدر، مادر ویا شخصی که  برایش نیت کرده بود ،را نیز بجا ء آورده است.

علامه ابن باز می گوید :
«اگر قصد حج یا عمره برای خود یا دیگران – اموات یا افراد عاجز به سبب مرض یا کهولت سن – کردی، بر تو واجب است از میقاتی که از آنجا عبور می کنی احرام ببندی، بعد از آنکه از اعمال عمره یا حج فارغ شدی، ایرادی ندارد که عمره را برای نفس خویش بگیری؛ از نزدیکترین محل خارج حرم مانند تنعیم یا جعرانه و غیره، و لازم نیست به میقات بازگردی، زیرا عایشه رضی الله عنها همراه پیامبر صلی الله علیه وسلم در حجة الوداع از میقات مدینه احرام بست، و وقتی که از حج و عمره اش فارغ گشت از پیامبر صلی الله علیه وسلم برای عمره مفرده اجازه گرفت، و پیامبر صلی الله علیه وسلم برادرش عبدالرحمن را امر نمود که با عایشه به تنعیم برود و پیامبر صلی الله علیه وسلم او را به بازگشت به میقات (مدینه) امر نکرد..».  «  فتاوی ابن باز » (۱۷/۱۵) .

خواننده محترم !
در اخیر این بحث میخواهم  در مورد حکم اهدای ثواب طواف وسایر عبادت باید بعرض برسانم ، که طبق نظریات اکثریت علما ء وفقها  همین است که :
طواف کعبه به صورت نیابی برای شخص دیگری صحیح نیست؛ لذا هیچ کس به جای دیگری طواف نمی‌کند مگر در صورتی که به نیابت او مراسم  حج و یا عمره را می گذارند ، در صورت  نیابت و نمایندگی، تمام اعمال و مناسک حج را در بر می‌گیرد. که شامل طواف کعبه نیز میباشد . (برای معلومات مزید مراجعه بفرماید: ( فتاوای انجمن دایمی مباحث علمی و افتا(
۱۱/۲۳)        والله اعلم بالصواب
 

 

در جنت عبادتی وجود ندارد!

تتبع ونگارش : الحاج امـیـن الـدیــن»  سعـیـدی ــ سعید افـغــانی«مـدیـــر مرکز  مطـالعات  سـتراتیژیک افـغان   و مسؤول  مرکز کلتوری د حــق لاره ــ  جـرمـنی

حین پرداختن بر مسایل دینی ومسلمین بخش از بحث های اند که برای تکمیل وارایـﮥ جواب ها به جوانب مختلف مباحث دینی پرداختن به آن مناسب دیده می شود. درین سلسله تمرکز به سوال که آیا در جنت عبادتی وجود دارد ویا نه؟ ازین جمله مباحث بشمار میرود.

یکی از صدها سوال که در ذهن بعضی از مسلمانان بوجود میاید و مطرح میشود، این است که، زمانیکه یک مسلمان وارد جنت شود، باز هم در جنت به عبادت مشغول میشود وپنج وقت نماز میخواند؟  باز هم مکه معظمه ، کعبه، مدینه ء منوره و باز هم رفتن به حج وعمره است، باز هم تلاوت قرآن عظیم الشان است وغیره ....

در جواب همه این سوال ها باید گفت که باید به موضوع تعمق کرد که منظور از عبادات  د ردنیا فانی مؤقت امروز چیست؟ ما مسلمانان به این معتقدیم که دنیا و فرصت کوتاه امروز برای بشر و انسان صرف دوره وفرصت انتخاب و امتحان در روشنی هدایات الهی است که برای این امتحان و فرصت کوتاه بشریت ضرورت دارد، نه الله تعالی. تا بشر درین فرصت با رسیدن رسالت و سخن حق الهی برای وی با عقل و منطق و فهم و تصمیم خویش راه خویش را انتخاب و از آن جوابګو باشد. با این فهم و درک از موضوع میتوان ګفت  که درجنت این دورهء امتحان وجود ندارد و دوره و مرحلهء پاداش از عمل کرد و انتخاب بنده است. با این فهم و درک از موضوع ګفته میتوانیم که درجنت اصلآ عبادتی وجود ندارد، بجز تسبیح و ذکر الله، از اینرو نه قرآن عظیم الشان وجود و نه کعبه ونه حج وعمره نه تلاوت قرآن ونه نماز وروزه هیچکدام از این عبادت در آنجا وجود ندارند. بخاطری اینکه مطابق به نصوص شرعی هیچگونه  تکلیفی بر اهل جنت  وارد نشده است، بلکه جنت  سرای جزاء و پاداش کسانیست که در دنیا تکالیف شرعی خود را به نحو احسن بجای آورده اند، و در این امرچنانچه ګفته آمدیم،  خلافی بین علمای اسلام وجود ندارد.
امام ابن قیم رحمه الله می گوید:
« أن العبادات ترفع فی الجنة ولا یبقی إلا عبادة التسبیح والذکر». یعنی: همانا عبادات درجنت  وجود ندارند و چیزی جز تسبیح و یاد الله  باقی نمی ماند. . سپس به حدیثی از صحیح مسلم استناد می کند که در آن جابر رضی الله عنه می گوید: « قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه وسلم: یَأْکُلُ أَهْلُ الْجَنَّةِ فِیهَا وَیَشْرَبُونَ، وَلَا یَتَغَوَّطُونَ، وَلَا یَمْتَخِطُونَ، وَلَا یَبُولُونَ، وَلَکِنْ طَعَامُهُمْ ذَاکَ جُشَاءٌ کَرَشْحِ الْمِسْکِ، یُلْهَمُونَ التَّسْبِیحَ وَالْحَمْدَ کَمَا تُلْهَمُونَ النَّفَسَ».
( رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: همواره اهل جنت  در آنجا می خورند و می نوشند، و نه مدفوع می کنند و نه آب بینی می اندازند و نه ادرار می کنند، بلکه باقی مانده ی غذای آنها به آروغ و ترشحاتی به خوشبویی مشک تبدیل می‌شود، و به تسبیح و تحمید خداوند می پردازند همانطور که شما نفس می کشید. یعنی تسبیح و تحمید آنها همراه با نفس هایشان خواهد بود». ( غرض معلومات مزید مراجعه فرماید :به رساله «حادی الأرواح»   ص ۲۸۵. )
بنابراین چون در جنت انسانها ملکف به عبادت پروردگارشان نیستند، از اینرو دلیلی برای وجود کعبه جهت طواف یا نمازخواندن به سوی آن، و یا موجودیت قرآن برای تلاوت آن ندارد. و پروردگار با عظمت در مورد  بهتر می داند.
خواننده محترم !
البته لازم به ذکر است که در آخر زمان قرآن از زمین به سوی آسمان رفع می شود و از آن آیه ای بصورت نوشته یا در قلب باقی نمی ماند. و دلیل بر آن حدیث حذیفه است که از پیامبر صلی الله علیه وسلم  روایت می کند که فرمود:
«یَدْرُسُ الْإِسْلَامُ کَمَا یَدْرُسُ وَشْیُ الثَّوْبِ حَتَّی لَا یُدْرَی مَا صِیَامٌ وَلَا صَلَاةٌ وَلَا نُسُکٌ وَلَا صَدَقَةٌ وَلَیُسْرَی عَلَی کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَجَلَّ فِی لَیْلَةٍ فَلَا یَبْقَی فِی الْأَرْضِ مِنْهُ آیَةٌ».  ( سنن ابن ماجه ۲ / ۱۳۴۴ )
 «اسلام همانند نقش و نگار لباس پاک می شود تا آنجا که کسی روزه، نماز، قربانی و زکات را نمی داد. و بر کتاب خداوند عزوجل در شبی می گذرد در حالیکه در زمین از آن آیه ای باقی نمانده است».

الهی ما را توانایی بخش تا ادای رسالت نموده و ازین امتحان بزرگ موفقانه ګذشته و نصیب ما و تمام مسلمان جنت فردوس ګردد. آمین یا رب العالمین 

  سایر نوشته های این نویسنده رابا یک کلیک از اینجا بخوانید

مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید

بانک موضوعی وبگاه " روشنایی "

اخبار

اجتماعی

اشعار

سیاسی

روز های خاص

سخنان بزرگان

علمی

طب

هنر/ موسیقی

کتب

تاریخی

فرهنگی

مقالات تحلیلی

اقتصادی

زبان

زنــان

ملل / حقوق

+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۷/۰۸ساعت 2:37  توسط مسئول بخش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیف
عناوین مطالب وبگاه
= =
درباره وبگاه روشنایی

پیوندهای روزانه
نوشته های « سراج اديب »
رویداد تاریخی جهان
تاریخ مختصر پاکستان
تاریخ مختصر ازبکستان
تاریخ مختصر ترکمنستان
تاریخ مختصر چین
تاریخ مختصر ایران
تاریخ مختصر  تاجیکستان
ولایات افغانستان در یک نگاه 2
ولایات افغانستان در یک نگاه 1
افغانستان دریک نگاه
سیارهء بنام " زمین "
آرشیف پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
۱۴۰۴/۰۴/۱ - ۱۴۰۴/۰۴/۳۱
۱۴۰۴/۰۲/۱ - ۱۴۰۴/۰۲/۳۱
۱۴۰۴/۰۱/۱ - ۱۴۰۴/۰۱/۳۱
۱۴۰۳/۱۲/۱ - ۱۴۰۳/۱۲/۳۰
۱۴۰۳/۱۱/۱ - ۱۴۰۳/۱۱/۳۰
۱۴۰۲/۰۶/۱ - ۱۴۰۲/۰۶/۳۱
۱۴۰۱/۱۲/۱ - ۱۴۰۱/۱۲/۲۹
۱۴۰۰/۱۰/۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۳۰
۱۴۰۰/۰۹/۱ - ۱۴۰۰/۰۹/۳۰
۱۴۰۰/۰۸/۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۳۰
۱۴۰۰/۰۵/۱ - ۱۴۰۰/۰۵/۳۱
۱۴۰۰/۰۴/۱ - ۱۴۰۰/۰۴/۳۱
۱۴۰۰/۰۳/۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۳۱
۱۳۹۹/۱۲/۱ - ۱۳۹۹/۱۲/۳۰
۱۳۹۹/۰۸/۱ - ۱۳۹۹/۰۸/۳۰
۱۳۹۹/۰۵/۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۳۱
۱۳۹۹/۰۲/۱ - ۱۳۹۹/۰۲/۳۱
۱۳۹۹/۰۱/۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۳۱
۱۳۹۸/۱۲/۱ - ۱۳۹۸/۱۲/۲۹
۱۳۹۷/۱۲/۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۹
۱۳۹۷/۰۹/۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۳۰
۱۳۹۷/۰۸/۱ - ۱۳۹۷/۰۸/۳۰
۱۳۹۷/۰۲/۱ - ۱۳۹۷/۰۲/۳۱
۱۳۹۶/۰۷/۱ - ۱۳۹۶/۰۷/۳۰
۱۳۹۵/۰۲/۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۱
۱۳۹۵/۰۱/۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۳۱
۱۳۹۴/۱۲/۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۹
۱۳۹۴/۱۱/۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۳۰
۱۳۹۴/۱۰/۱ - ۱۳۹۴/۱۰/۳۰
۱۳۹۴/۰۹/۱ - ۱۳۹۴/۰۹/۳۰
۱۳۹۴/۰۷/۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۳۰
۱۳۹۴/۰۵/۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۳۱
۱۳۹۲/۰۸/۱ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
۱۳۹۲/۰۷/۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۳۰
۱۳۹۲/۰۶/۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱
۱۳۹۲/۰۵/۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۱
آرشيو
کارتن های روشنایی
اخبار - گزارشات
روز های ویژه و خاص
علمی/ پژوهشی
طبی ( پزشک )
اجتماعی
سیاسی
هنر ، موسیقی، طنز
اشعار
کتب
تاریخی
فرهنگی
مقالات تفسیری و تحلیلی :
اقتصاد - مالی
ز بـــــــــــــان
ز نـــــان
سخنان بزرگان
ملل متحد - حقوق بشر
رسانه ها
مذهبی
از دیگر پایگاه
شخصیت ها
پیوندها
رویدادمهم جهان و تقویم
جستجو " گوگل Googl "
غذا های افغانی
موسیقی فارسی - دری
آثار سخنرایان پارس گو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

+ محل برای یک تصویر +
+++++ به وقت اروپا