محلی برای اندیشیدن و روشنگری

 

 

 

اطلاعیه

کمیته فعالین حزب دموکراتیک خلق افغانستان

مورخ: ۲۰۱۳ / ۹ / ۲۴

 

هم ميهنان گرامی!

 هفته ی قبل، لیست ۵۰۰۰ تن از قربانیان بیگناه دوران دیکتاتوری حفيظ الله امين (سالهای ۱۳۵۸ ـ ۱۳۵۷)، در رسانه های همگانی داخل و خارج از کشور به نشر سپرده شد و همزمان با آن حکومت آقای کرزی نيز به گونه ی مزوّرانه، دو روز را بعنوان "فاتحه گيری" و ماتم اعلان نمود. و ليک قدر مسلم اين است که اين لیست، بخشی از شمار جدول اسم بندی شده ی ۱۲ هزار نفری است، که توسط جلادان دستگاه سرکوب گر و مخوف "اگسا"، طبق برنامه ی حفيظ الله امين و شرکاء و بدستور مستقیم اين چهره ی سياه، آدم کش و منفور، به شهادت رسيده بودند و پس از قرار گرفتن وی در رأس حزب و دولت، بروی ديوارهای تعمير وزارت داخله آويخته شده بود.

اما نشر مجدد اين لیست بصورت تکراری و آنهم از منابع مشکوک، محيل و فتنه گر، بعد از ۳۴ سال، بجز بهره برداری مقاصد سياسی، فتنه انگيزی، تحريکات اغواگرانۀ عامه ی مردم و تازه کردن زخم های در حال التيام بازماندگان اين قربانیان، ديگر هيچ ثمره ی را در زمينۀ وحدت و اتحاد نيروهای ملی و دموکراتیک، تفاهم و صميميت بين شهروندان کشور و اعمار مجدد افغانستان ندارد.

به همگان معلوم و هويداست که حفيظ الله امين، بمثابه ی يک تن از اعضای فعال سازمان " C.I.A " با حيله گری و ساده انديشی ها، به صحنۀ سياست راه يافت و با پرتاب شدن وی از جانب "سيا" در درون ح.د.خ.ا.، نه تنها مصيبت های بی شماری، از جمله تحميل انشعابهای درد آور را در حزب در پی داشت؛ بلکه جنايات مهندسی شده ی وی از قتل علی احمد خرم وزير پلان گرفته تا ترور انعام الحق گران پيلوت آريانا، شهادت استاد مير اکبر خيبر و قتل داوود خان و خانواده اش در بيرون از حزب نيز مشهود است.

 در مراحل بعدی، ابعاد ادامه ی جنايات نابخشودنی حفيظ الله امين و شرکاء، محدود به يک قوم و منحصر به يکی دو حزب، سازمان و گروه سياسی و اجتماعی، امثال اخوانی ها، شعله يی ها و افغان ملتی ها باقی نماند؛ بلکه برويت اسناد موثق منتشر شده در مطبوعات و متون کتابها، بيش از ۲۵۰۰ تن از کادرهای رهبری کننده و صفوف پرچمداران ح.د.خ.ا.؛ بيش از ۱۰۰۰ تن اعضای سازمان دموکراتیک جوانان افغانستان و حدود ۱۰۰ تن از کادرهای ملکی و نظامی جناح خلق، بشمول نور محمد تره کی منشی عمومی کمیته مرکزی اين حزب، همه بدستور مستقیم اين سفاک، توسط باند خون آشام وی به شهادت رسيده اند، که پس از سرکوب خونين امين در ششم جدی ۱۳۵۸، اکثريت قاتلان و جنايتکاران دستياب شده ی سرشناس اين باند تبهکار، از طرف زعامت جديد ح.د.خ.ا. بازداشت و بعد از انجام تحقيق، از طرف محکمۀ با صلاحيت مجرم شناخته شده، مطابق حکم صريح قانون جزای افغانستان، شماری به اشد مجازات، يعنی اعدام و تعداد ديگری به حبس طويل (۱۰ الی ۱۶ ) سال محکوم به جزا شدند و حکم محکمه بالای آنان تطبيق گرديد.

 همچنان بتاريخ ۱۶ / ۱۰ / ۱۳۵۸ به اساس فرمان عفو عمومی ببرک کارمل منشی عمومی کمیته مرکزی ح.د.خ.ا. و رئيس شورای انقلابی جمهوری دموکراتیک افغانستان، حدود ۱۶ هزار زندانی سياسی دوران سياه امين جلاد از محبس پلچرخی و هزاران تن ديگر از ولايات، بدون در نظر داشت قوم، سمت، زبان، مذهب و عقيدۀ سياسی، رها شدند و مطابق فرمان رئيس شورای انقلابی، يک روز بنام عزای ملی با برگزاری مراسم فاتحه و دعا خوانی بروح پاک تمام شهداء، در سراسر کشور اعلام و عملی گرديد.

 دراين صورت، اعلان فاتحه گيری و بر پا کردن ماتم ملی ديگری در عين موضوع و برای همان اشخاص بصورت تکراری، جز تبليغات فريبنده بخاطر کسب شهرت کاذب و راه اندازی حرکتهای نمايشی از سوی حلقات سياسی افراطی و ماجرجو بمنظور تحريک و فريب اذهان عامۀ، معنی ديگری را افاده نمی کند.

 وليک تاجايی که اين لیست مشاهده گرديد، درمتن آن از نگارش شهرت ۲۵۰۰ تن پرچمداران و حدود ۱۰۰ تن از خلقی های ح.د.خ.ا. و ۱۰۰۰ تن اعضای سازمان جوانان افغانستان، که بدستور حفيظ الله امين به شهادت رسيده اند، هيچ ذکری بعمل نيامده، همگی بصورت يک جانبه، اخوانی، شعله يی، مائوويست و چندی را هم به نامهای ديگری قلمداد کرده اند.

 اما برعکس در اين لیست، تعدادی از اعضای فعال و کادرهای مشهور ح.د.خ.ا.، را به نام های شعله يی و مائوويست درج نموده اند.

 به گونه ی مثال: در شماره ۶۴ لیست مذکور، رفيق عبدالرحيم فرزند مرحوم دگروال فقير محمد خان ساکن ولسوالی نجراب کاپيسا، باشندۀ شهر کابل، که از جملۀ کادرهای برجستۀ نظامی جناح پرچم ح.د.خ.ا. و همدورۀ جنرال محمد رفيع در دانشکدۀ استحکام دانشگاه نظامی کابل بود؛ به نام "شعله يی" نوشته شده است.

 همچنان رفيق امان الله فرزند بازگل ؛ برادر لالا رزاق، ساکن ولسوالی خنجان ولايت بغلان، باشندۀ ناحيۀ ۱۱ خيرخانه، افسر دانشگاه نظامی کابل، که از جملۀ کادرهای فعال و بادانش نظامی جناح پرچم ح.د.خ.ا.، بود، در شماره ۱۹۶ اين لیست، به نام مائوويست ثبت و ضبط شده است.

 با ذکر اين دو نمونه ی بارز و غير قابل انکار، ما را عقيده بر اين است که تعداد زيادی از کادرها و فعالین ح.د.خ.ا. که توسط اين باند جنايت پيشه به شهادت رسيده اند، به نام های مائوويست، شعله يی، اخوانی و امثالهم، ثبت و ضبط شده اند.

 در همين راستا، رفقای حزبی ولسوالی نجراب ولايت کاپيسا، يک چشم ديد خويش را پيرامون شهادت رفيق غلام ايشان ـ برادر رفيق غلام حضرت پيکان سابق والی ولايت کاپيسا، اين گونه گزارش دادند:

 «در دوران فرمانروايی حفيظ الله امين، محمد صادق عالميار يکتن از اعضای باند حاکم بر کشور، غرض بازپس گيری ولسوالی نجراب از دست باند گروپهای حکمتيار، با قوای نظامی وارد نجراب گرديد. بعد از سرکوب مخالفان و دستگيری شمار بيشتری از شهروندان آن منطقه بنام طرفداران حکمتيار؛ يک روز حدود يکصد تن از اهالی محل را غرض نشان دادن ترس و ارعاب "گرفتن درس عبرت (!)" در پيش روی دفتر ولسوالی فراخوانده بود؛ همه دستگير شد گان را که چشم های شان را بسته بودند، بنام "اخوان الشياطين" معرفی کرد و امر انتقال آنان را به سمت قتل گاه صادر نمود.

 درجمع آنان، دو تن رفقای حزبی ما هر يک رفيق ايشان سرمعلم و رفيق حضرت مشهور به شاآقا سرمعلم مکتب ارباب خيل نجراب نيز قرار داشتند.

 همه در سکوت فرو رفته بودند؛ در همين لحظه تنها رفيق ايشان سرمعلم اين سکوت را شکستانده گفت:

"مردم شريف نجراب! شما همه مرا می شناسيد من غلام ايشان سرمعلم و يکتن از پرچمداران ح.د.خ.ا. هستم، نه اخوانی ونه "اخوان الشياطين!"

 شکست اين سکوت، شئونيسم جنون آميز عالميار را که از استادش امين فرا گرفته بود، خيلی ها تحريک نموده دشنام رکيکی را به آدرس ببرک کارمل حواله نمود. رفيق ايشان به عين الفاظ پاسخ بالمثل را به آدرس حفيظ الله امين داد. هنوز حرف هایش ختم نشده بود که فيرهای گلوله زبان رفيق ايشان را از حرف زدن بست و قلبش را از تپش بخاطر تربيت اولاد وطن و پرورش نسل جوان ميهن، متوقف ساخت.

همين گونه رفيق حضرت سرمعلم و رفيق جلال الدين معلم ليسه حافظ عبد المجيد نجراب را نيز بنام "اخوانی" دستگير و به شهادت رسانيدند.»

در پهلوی همه شهدای ميهن، ياد کليه رفقای قهرمان، جسور و فداکار حزب مان که سر دادند، ولی سنگر ندادند، جان باختند، ولی انديشه و عقيده نه باختند؛ گرامی و خاطرات شان در دل تاريخ، مانگار باد!

بنا بر آنچه گفته آمد، هويداست که تمامی جناياتی را که باند سفاک و جنايت پيشۀ حفيظ الله امين، مطابق دستور سازمان "سيا" در ضديت با اصول زرين مرامی و سياست جاری حزب مان؛ با استفادۀ سوء از قهرمانی های افسران حزب در هفتم ثور ۱۳۵۷؛ نزديکی و اغوای منشی عمومی حزب نورمحمد تره کی و دست يازيدن به کودتای درون حزبی و غصب تمامی قدرت سياسی و حزبی و تبعيد يک بخش متفکر و ژرف نگر رهبری و زندانی ساختن متباقی رهبران و کادرهای با دانش حزب که سدی در برابر همه اعمال شيطانی وی بودند، انجام داد؛ مطابق اعلاميۀ جهانی حقوق بشر و قوانين عام بشری و ميثاق های بين المللی، "جرم يک عمل شخصی است، هيچ کس را نمی توان بجرم شخص ديگری مسؤول پنداشت و مجازات نمود؛ "بايست جرم و گناه اين باند تبهکار را متعلق به خود آنان منسوب دانست، نه مربوط به همه ی ح.د.خ.ا. زيرا اکثريت حدود بيش از ۸۰ در صد اعضای اين حزب، از جمله پرچمداران ح.د.خ.ا. که در آن مقطع زمانی در مقابل امين خون آشام، روياروی رزميدند و بيش از ۲۵۰۰ تن شهيد دادند و در "اگسا" و "کام" و زندانها شکنجه ی بی رحمانه شدند؛ همچنان آن بخشی از خلقی های انعطاف گرا، وحدت خواه و سالم انديش که همواره در مخالفت با امين قرار داشتند و تلفات هم دادند؛ هيچ گاهی دشمنان سوگند خوردۀ حزب و زحمتکشان افغانستان با پيش کشيدن چنين لیست ها از آدرس گروهک های جنايتکاری که خود آنان در قتل و ترور اعضای ملکی و نظامی ح.د.خ.ا. و جوانان اعم از دختران و پسران مدارس و دانشگاهها متهم بوده و مستوجب تعقيب عدلی و مجازات اند؛ نمی توانند تا اين اکثريت بيش از ۸۰ در صد اعضای ح.د.خ.ا. را، در رديف امينی های جنايتکار قرار دهند.

در فرجام، به اطلاع همه رفقای رسالتمند ح.د.خ.ا. و تمامی آنانی که به مبارزات تاريخ ساز اين حزب، دستاوردهای دهۀ هشتاد ترسايی و به خون شهدای گلگون کفن آن، ارج و احترام می گذارند، رسانيده می شود، تا نخست اين لیست ۵۰۰۰ نفری را، با مشخص نمودن ولايت، ولسوالی و تاريخ وقوع حوادث آن مطالعه و تفکيک فرمايند؛ آنگاه به يقين کامل تعداد زيادی از اعضای حزب مان که به نام های "اخوانی"، "شعله يی"، "مائوويست" و غيره ذکر و ثبت شده اند، شناسايی نموده به آدرس سايت "سپيده دم" ارسال فرمايند تا در نشر آن اقدام بعمل آمده، رفقای حزب ما در شمارش و ثبت در تاريخ کشور به نام اعضای سازمان های مائوويستی و اخوانی درج نگردند و شخصيت سياسی آنان مکدر و دگرگون نشود.

همينگونه اگر رفقاء درمورد اين مطلب، که اين لیست از طرف کدام اشخاص و سازمانها، چرا و به چی مقصدی بعد از ۳۴ سال، آنهم در حالی که عاملان معلوم و مجرمين آن از طرف محکمه مجازات شده اند، بصورت دوباره و تکراری، منتشر گرديد؛ معلومات بيشتر و تازه تری بدست می آورند، برداشتها و اطلاعات خويش را با کميتۀ فعالین ح.د.خ.ا. شريک سازند تا با دستيابی به نتايج بهتر و کاملتری، هم ميهنان گرامی ما نيز در روشنی قرار گرفته، فريب گروهک های اغواگر و شکست خوردۀ دهه های شصت و هفتاد ميلادی را که خود آنان بدتر از باند امين مرتکب جنايات نابخشودنی در دهه ی هشتاد ميلادی شده اند، نخورند و چهره های سياه آنانی را که فعاليت مجدد و نوين فرزندان ح.د.خ.ا.، بخاطر تأمين وحدت و اتحاد تمامی نيروهای دموکراتیک و تحول طلب افغانستان، برای اعمار مجدد کشور، آتش بجان شان افروخته است، خوب تر بشناسند.

درود به روان پاک همه شهدای راه آزادی ـ استقلال ـ ترقی و عدالت اجتماعی در ميهن مان و در سراسر جهان!

مرگ بر قاتلان، فتنه انگيزان، دسيسه سازان، اغواگران، ماجراجويان افراطی و مزدوران "سی.آی.ای"، "انتلجينس سرويس" و "آی. اس. آی" در افغانستان!

کميتۀ فعالین

ح.د.خ.ا.

 سایت وزین سپیده دم

 

 

 

 منبع : http://sapidadam.com/index.php?mod=article&cat=افغانستان&article=6290

 = = = = = = = = = = = = =

 

در همین زمینه بیشتر بخوانید :

 

  بصیر دهزاد

 

یادداشتی بر انتشار لست کشته شده گان سالهای 1978-1979 در زندانهای زمان حفیظ الله امین توسط روزنامه 8 صبح و  دستگاه های هالندی در وبسایت انتر نتی


صبح 18 سپتامبر در عین حالیکه روزنامه 8 صبح در کابل لست قریب به پنج هزار قربانیان را که در زندانهای زمان حفیظ الله امین کشته شدند، نشر نمود ، این لست از جانب مقامات عدلی و پولیس هالند در عصر همان روز نیز در سایت های انتر تی منتشر گردید.  گر چه انتشار این لست برای کسانیکه همان شرایط دوره وحشت را به چشم سر دیده بودند و یا درخوف و اختفا بسر میبردند،  تازه نیست . بعد از ششم جدی 1358 ( جنوری 1980) دولت جدید تحت رهبری ببرک کارمل فقید  هم بخاطر یاد بود از  قربانیان  که بدون محاکمه کشته شده بودند، عزای ملی اعلان نمود و در همین ماه تحت یک فرمان شورای انقلابی وقت عفو عمومی اعلان و بیش از 22 هزار نفر از زندانها بدون کدام استثناٌ رها گردیدند. انتشار این لست به احتمال قوی قسمتی از همان لست های قبلاٌ نشر شده  است .

 اکنون نشر مجدد این لست ها که مربوط سال 1978 و 1979 اند، ممکن یک سند خوبی باشد در تجدید نظر سیاست تبعیضی 1- اف بر ضد صد ها هموطن ما که در کشور هالند خلاف نورم های انسانی از تمام حقوق پناهنده گی، اولیه بشری ،  معیشتی و صحی محروم ساخته شده اند. ما امید واریم تا مقامات هالندی به خصوص وزارت خارجه و دستگاه آی . ان. دی هالند بر تجدید نظر گزارش وزارت خارجه سالهای 200-2003 قد خم نموده و محتوای غیر واقعی آنرا بپذیرند و به 15 سال برخورد خشن و ضد بشری شان بر علیه این هم وطنان ما خاتمه دهند.

آنچه من بحیث یک فعال حقوق پناهنده گان افغان در هالند در آگاهی کامل هستم که تعداد از قربانیان سیاست تبعیضی 1- اف در همین سالهای 1078-1979 چه در ادارات تحقیق و چه در زندانها شکنجه شده و ماه ها را بدون تعین سر نوشت و یک پروسه غیر عدالتمندانه بسر برده اند و اکنون یکبار دیگر با سیاست تبعیضی دستگاه های هالندی خورد و خمیر میگردند. ارتکاب  این اعمال و مسئولیتهای  مجرمین اصلی سالهای 1978-1979 متاٌسفانه بر سرنوشت پناهنده گی این افراد  سایه افگنده است یعنی هموطنان که  در سالهای بعدی و در حاکمیت بعدی در دستگاه های امنیتی بعدی کار میکردند.

مساٌله کشتار های بدون محاکمه در بین سالهای 1978 و 1979 تنها منوط بر لست های کشته شده گان که در زندانها و مراکز تحقیق کشته شده اند، نمیگردد زیرا تعداد زیادی هم به دستور افراد در تهکاوی های ادارات و پوهنتون ها زیر شکنجه افراد وابسته به گروپ امین کشتده شده اند که این رقم بالا تر ازاین لست و لست قبلی 12000 نفری  است. بناٌ لازم و ضروری پنداشته میشود تا روی این مساٌله چند تذکری ارائه بدارم.

چنانچه این لست یک گام در پیشبرد " پروژه عدالت انتقالی" تلقی میگردد که از سال 1997 آغاز و تا اکنون ادامه دارد، ولی پیوسته سوالات را هم مطرح ساخته است که آیا در این پروژه مشترک هدف عمده ، وآنچه که  محاکمه کشیدن مجرمین جنگ و مرتکبین جرایم نقض حقوق بشر عنوان شده است، چه خواهد بود.

نویسنده بررسی جرایم جنگی و جرایم ضد بشری را در یک پروسه بیطرفانه و غیر سیاسی – تبعیضی مشروع و ممکن میداند و آنرا یک گام در مجازات مرتکب و مسبب جرم و تاٌمین یک عدالت که در مطابقت با کنوانسیون های قبول شده بین المللی  صورت گیرد، میداند . ولی بدین معنی نه که نقش و نفوذ یکی از طرف های درگیر وقت در زمان جنگ های سی ساله بدین پروسه ها سایه سیاسی – تبعیضی افگند و یک پروسه عدالت مندانه را با قمچین زدن ها بی طرف اهداف دیگر بتازانید. جنایات جنگی در سی سال اخیر با شدت آن ارتکاب یافته است و  تا حال هم با تمام شدت آن و با موجودیت اسناد موثق تصویری جریان دارد. توقع ما از پروژه عدالت انتقالی و پولیس و دستگاه های زیریط هالندی در این پروژه مشترک شان این خواهد بود که پروسه های حقوقی نباید تحت تاٌثیر دیدگاه های سیاسی و هنوز تحت جو سیاست جنگ سرد و تضاد های عمیق ایدیالوژیک سالهای دهه 50 و ادامه خشن آن در سالهای بعدی در افغانستان ، قرار داده شود و به عوض یک پروسه عدالتمندانه ، صرفاٌ عقده مندی ها " عدالت " را بحیث ابزار هدف گروهی قرار دهد.

برای یک بررسی بر مبنای حقوق بشر و جرایم ضد بشری باید آن جرایم که از طرف نیرو های در جنگ (مستقیم و غیر مستقیم) بر ضد دولت وقت مرتکب جرایم شدید جنگی شده اند نیز قابل بررسی و محاسبه باید باشند. برخورد های جانبدارانه تا بحال نشان داده است که از جرایم مانند ترور های فردی، کشتن اسیران جنگی در محضر عام ، تجاوزات جنسی ، سر بریدنها و چشم کشیدن ها ، پوست کردن ها و قطعه قطعه کردن اعضای بدن افراد اسیر شده که هنوز زنده بودند، هیچگاهی به بررسی نهاد های مدافع حقوق بشر و عدالت انتقالی قرار داده نشده و گویا تحت نام مبارزه آزادیخواهانه بالای این جرایم شدید رو پوش سیاسی و تبعیضی گذاشته میشود. از دیدگاه حقوق بشری و آنچه در کنوانسیون های بین المللی تعریف و توضیح گردیده ، جرم در برابر  " انسان " است نه تفاوت بین " این انسان" و " آن انسان"

مرتبط بر انتشار لست قربانیان سالهای 1978-1979 اشارات و سوالات مطرح میگردد که ارائه جواب و توضیح را نه تنها برای ملت افغانستان بل برای جامعه جهانی و اخصاٌ پولیس و دستگاهای زیربط هالندی ، ضروری میباشد.

این لست که قسمتی از لست سال 1979 است شامل 12000 نفر بود و حفیظ الله امین خواست با انتشار این لست بار تمام جرایم خود و حلقه مجرم و مرتکبین جرایم خود را بدوش گروه فقید ترکی بیاندازد و با شعار " مصئونیت، عدالت و قانونیت" خاک در چشم ملت بپاشد. سوال مطرح میگردد که قسمت دیگر این لست چرا بدست داده نشده و یا انشار نیافته  است.

در این لست تنها نامهای اکثریت کسانی افشا گردیده که تحت نام اخوانی و مائویست به قتل رسیده اند، تعداد محدود از افغان ملتیها و مردم اهل بدخشان و تخار که تحت نام سکتارست به قتل رسیده اند. در حالیکه تعداد زیاد از گروه های دیگر نیز به قتل رسیده اند که ممکن یا در اختیار قرار داده نشده اند و یا در لست های مورد انتخاب و انتشار دهنده گان پروژه عدالت قرار داده نشده اند. اظهر من الشمس است که در این دوره وحشت سیاسی تعداد زیاد افراد بعد از وقایع زیر دستگیر و بدون کدام پروسه قانونی بعد از شکنجه کشته  شده اند:

قتل صد ها افراد تحت نام سکتاریست و بخصوص طرفداران شاد روان طاهر بدخشی بعد از ترور سفیر آمریکا در کابل.

دستگیری و قتل بیش از 600-1000 نفر از باشنده گان اهل تشیع شهر کابل بعد از واقعه چنداول.

دستگیری و کشته شدن صد ها تن از طرفداران شاد روان ترکی بعد  از واقعه میزان 1979 از جمله شاد روان باحث (هرات) بسام (کندهار) سپین غر و تعداد ی دیگری که تصادفا، در عین وقت دستگیری خودم در اداره تحقیق و زندان پلچرخی بسر میبردند و کشته شدند.

-در بین سالهای 1978-1979 بیش از 1500 تن از اعضای فرکسیون پرچم تحت رهبری شاد روان ببرک کارمل بدون محاکمه و بنام " اشرافی" کشته شدند. ولی در لست 5000 نفری تنها چند نام محدود دیده شده است.

تعداد از روشنفکران که هیچگونه خط فکری و اندیشه وی نداشته اند که به جوقه های اعدام " پولیگون پل چرخی" فرستاده  شدند. بیاد دارم که در ماه میزان 1979 مرحوم غلام محمد فرهاد با لقب " پاپا" که یکی از چهره های پر افتخار ویکی از شهردار های با وجدان بود که با کارگران  در جاده میوند نان و گندنه میخورد، با همان افتخارات و بحیث یک چهره ملی در محوطه مدیریت تحقیق نمیتوانست برای رفع ضرورت به تشناب برود ، محلی که در یک بلندی قرار داشت، همیشه با پطلون نمناک قدم میزد وبعداٌ از وی خبری نبود و همچنان هزاران مردمان تحصیل کرده که در این اداره حهنمی داخل شدند و متعاقباٌ سر به نیست شدند.

مایه تاٌسف است که سازماندهنده گان " پروژه عدالت انتقالی " و دستگاه های زیربط هالندی همچنان روزنامه 8 صبح هیچگاهی به دیگر خانواده های بازمانده گان کشته شده گان این دوره وحشت مراجعه ننموده تا لست 5 هزار نفری خود را حد اقل دوباه به 12000 و ممکن بیشتر از آن میرسانیدند. تعدا د فامیل های بازمانده گان این کشته شده گان در کشور های اروپائی منجمله هالند کم نیستند و میتوانست این همکاری " صرفاٌ در قالب مشروعیت و بیطرفی" ممکن و میسر گردد. و لی عوامل که در فوق تذکر داده شده است ، باعث طرح مسائل مربوط به نقض حقوق بشر و جرایم جنگی تحت ذوق و دیدگاه های یکجانبه سیاسی میگردد و یک پروسه را که باید بیطرفانه و حقوقی باشد، تحت سایه قرار داده است.

چنانچه در فوق هم تذکر داده شده است در جدی 1980  ( جدی 1358) حکومت جدید تحت رهبری شاد روان ببرک کارمل علاوه بر اعلان عفو عمومی و رهائی تمام زندانیان سیاسی ، یکروز را بحیث روز عزای ملی اعلان نمود و در تمام مساجد و تکیه خانه ها مراسم فاتحه خوانی و یادبود از کشته شده گان صورت گرفت. غیر قابل انکار است که حزب دموکراتیک خلق افغانستان  بخصوص فرکسیون پرچم هم بیشترین قربانی ها را در این دوره وحشت داده است  که بر حق خواهد بود که نام قربانیان این حزب باید بدون تبعیض و استثاٌ بخش عمده در در این لست داشته باشد.

با آنکه ممکن تعداد از مرتکبین این دوره ترور و اختناق و ارتکاب جرایم ضد بشری هنوز در اینجا و آنجا زنده گی میکنند و یا مصروف فعالیت های سیاسی اند، ولی بیشترین تعداد از این مرتکبین جرایم ضد بشری زمان حفیظ الله امین یا با اجرای عمل ترور کشته شده اند ویا به نسبت جرایم شدید ضد ملی و بشری بعد از  سالهای 1980 و در یک پروسه عدلی و قضائی  به مجازات مختلف محکوم گردیده اند. تعداد هم در اولین روز های تحول 6 جدی سال 1358 (دسامبر 1079) کشته شدند که نامهای شان برای اکثریت مردم روشن  و واضح است و هم در اسناد رسمی دولت وقت وجود دارند. اکنون این سوال مطرح میگردد که آیا کشته شده گان ( عاملین جرایم) را باید دوباره کشت و کسی که قبلاٌ مجازات شده است، دوباره مجازات نمود؟

نویسنده جای تاٌسف میداند که با برخورد های سیاسی ،  جانبدارانه و یکجانبه چنین اسناد و ارتکاب جرایم بر روند های مغلق و پیچیده سالهای بعد از 28 دسامبر 1979 سایه افگنده است و چنین تلاشی صورت گرفته است و ادمه هم دارد.

چنانچه تحت تاٌثیر همین گونه  دیدگاه های تبعیضی و بر بنیاد عقده مندیها تعداد از هموطنان ما در کشور هالند از 15 سال بدین طرف به نسبت جرایم یاد شده بالا از هرگونه امتیازات مانند حق پناهنده گی ، تاٌمینات اپتدائی ، معیشتی و انسانی محروم ساخته شده اند که با این دوره وحشت هیچ گونه ارتباط نداشته و اصلاٌ در دستگاهای دولتی این دوره کار نکرده اند.

اکنون که این لست با تمام نواقص و در نظر داشت تمام نکات نظری که در فوق بیان گردید، امید است تا سند و فاکتی باشد مبنی بر عدم هرگونه مجرمیت و یا ارتباط و شرکت در آن جرایم ، بخاطر  برائت این هموطنان ما در کشور هالند.

بخاطر رفع ابهامات و جلو گیری از سوٌ تفاهمات  و تکمیل بیشتر چنین لست ها  نویسنده پیشنهاد مینماید تا آن عده خانواده های که در کشور های اروپائی و دیگر کشور ها زنده گی میکنند و هنوز در جریان چنین تحرکات قرار داده نشده اند ، اسمای عزیزان شان را در فهرست نامها ی که در روزنامه 8 صبح و یا ویبسایت وزارت نظم عامه هالند پیدا کرده نمیتوانند،  مشخصات  ( اسم، تخلص، ولد ، محل کار ، تاریخ گرفتاری (تقریبی) ، تعلقیت سیاسی و محل سکونت) شان را  آماده نموده با خود داشته باشند. همچنان آن باز مانده گان و خانواده های متضرر که اعضای خانواده های شان با وسایل مانند ترور های فردی، کسان که بحیث اسیر بدون کدام پروسه حقوق به قتل رسیده اند نیز با خود آماده داشته باشند. یک کمیته که عنقریب تشکیل خواهد شد، حاضر خواهد بود تا این لست را به سازمان عفو بین المللی ، پارلمان اروپا و کمیسار حقوق بشر ملل متحد و سائر مراجع ذیرط بسپارد.

نویسنده در زود ترین فرصت زمانی ابلاغیه را از نام  یک کمیته خاص که مسئولیت جمع آوری متباقی نامهای قربانیان سالهای 1978-1979 را که در این لست موجود نیستند تهیه نموده ، به نشر خواهد سپرد. 

امیدواریم تا هر خانواده درد دیده ما  کمیته را با ارسال نامه همکاری نمایند. کمیته تشکیل شده شما هموطنان را قبلاٌ از یک خدمت بدون تبعیض و استثناٌ و احترام به موقف " صرفا هموطنی" اطمینان میدهد.

لطفاٌ نظریات و پیشنهادات تان را پیرامون این مساٌله  از طریق مایل و یا صفحه فیس بوف برایم ارسال بدارید:

b_dehzad@hotmail.com;

 

مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید

بانک موضوعی وبگاه " روشنایی "

اخبار

اجتماعی

اشعار

سیاسی

روز های خاص

سخنان بزرگان

علمی

طب

هنر/ موسیقی

کتب

تاریخی

فرهنگی

مقالات تحلیلی

اقتصادی

زبان

زنــان

ملل / حقوق

+ نوشته شده در  ۱۳۹۲/۰۷/۱۰ساعت 1:49  توسط مسئول بخش | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیف
عناوین مطالب وبگاه
= =
درباره وبگاه روشنایی

پیوندهای روزانه
نوشته های « سراج اديب »
رویداد تاریخی جهان
تاریخ مختصر پاکستان
تاریخ مختصر ازبکستان
تاریخ مختصر ترکمنستان
تاریخ مختصر چین
تاریخ مختصر ایران
تاریخ مختصر  تاجیکستان
ولایات افغانستان در یک نگاه 2
ولایات افغانستان در یک نگاه 1
افغانستان دریک نگاه
سیارهء بنام " زمین "
آرشیف پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
۱۴۰۴/۰۴/۱ - ۱۴۰۴/۰۴/۳۱
۱۴۰۴/۰۲/۱ - ۱۴۰۴/۰۲/۳۱
۱۴۰۴/۰۱/۱ - ۱۴۰۴/۰۱/۳۱
۱۴۰۳/۱۲/۱ - ۱۴۰۳/۱۲/۳۰
۱۴۰۳/۱۱/۱ - ۱۴۰۳/۱۱/۳۰
۱۴۰۲/۰۶/۱ - ۱۴۰۲/۰۶/۳۱
۱۴۰۱/۱۲/۱ - ۱۴۰۱/۱۲/۲۹
۱۴۰۰/۱۰/۱ - ۱۴۰۰/۱۰/۳۰
۱۴۰۰/۰۹/۱ - ۱۴۰۰/۰۹/۳۰
۱۴۰۰/۰۸/۱ - ۱۴۰۰/۰۸/۳۰
۱۴۰۰/۰۵/۱ - ۱۴۰۰/۰۵/۳۱
۱۴۰۰/۰۴/۱ - ۱۴۰۰/۰۴/۳۱
۱۴۰۰/۰۳/۱ - ۱۴۰۰/۰۳/۳۱
۱۳۹۹/۱۲/۱ - ۱۳۹۹/۱۲/۳۰
۱۳۹۹/۰۸/۱ - ۱۳۹۹/۰۸/۳۰
۱۳۹۹/۰۵/۱ - ۱۳۹۹/۰۵/۳۱
۱۳۹۹/۰۲/۱ - ۱۳۹۹/۰۲/۳۱
۱۳۹۹/۰۱/۱ - ۱۳۹۹/۰۱/۳۱
۱۳۹۸/۱۲/۱ - ۱۳۹۸/۱۲/۲۹
۱۳۹۷/۱۲/۱ - ۱۳۹۷/۱۲/۲۹
۱۳۹۷/۰۹/۱ - ۱۳۹۷/۰۹/۳۰
۱۳۹۷/۰۸/۱ - ۱۳۹۷/۰۸/۳۰
۱۳۹۷/۰۲/۱ - ۱۳۹۷/۰۲/۳۱
۱۳۹۶/۰۷/۱ - ۱۳۹۶/۰۷/۳۰
۱۳۹۵/۰۲/۱ - ۱۳۹۵/۰۲/۳۱
۱۳۹۵/۰۱/۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۳۱
۱۳۹۴/۱۲/۱ - ۱۳۹۴/۱۲/۲۹
۱۳۹۴/۱۱/۱ - ۱۳۹۴/۱۱/۳۰
۱۳۹۴/۱۰/۱ - ۱۳۹۴/۱۰/۳۰
۱۳۹۴/۰۹/۱ - ۱۳۹۴/۰۹/۳۰
۱۳۹۴/۰۷/۱ - ۱۳۹۴/۰۷/۳۰
۱۳۹۴/۰۵/۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۳۱
۱۳۹۲/۰۸/۱ - ۱۳۹۲/۰۸/۳۰
۱۳۹۲/۰۷/۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۳۰
۱۳۹۲/۰۶/۱ - ۱۳۹۲/۰۶/۳۱
۱۳۹۲/۰۵/۱ - ۱۳۹۲/۰۵/۳۱
آرشيو
کارتن های روشنایی
اخبار - گزارشات
روز های ویژه و خاص
علمی/ پژوهشی
طبی ( پزشک )
اجتماعی
سیاسی
هنر ، موسیقی، طنز
اشعار
کتب
تاریخی
فرهنگی
مقالات تفسیری و تحلیلی :
اقتصاد - مالی
ز بـــــــــــــان
ز نـــــان
سخنان بزرگان
ملل متحد - حقوق بشر
رسانه ها
مذهبی
از دیگر پایگاه
شخصیت ها
پیوندها
رویدادمهم جهان و تقویم
جستجو " گوگل Googl "
غذا های افغانی
موسیقی فارسی - دری
آثار سخنرایان پارس گو
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

+ محل برای یک تصویر +
+++++ به وقت اروپا