![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
« مستنداتي برسه ونيم دهه جنايت وآدمکشي درکشور»
( تا ر یخ ...)
شبی تا ر یخ میخوا ند م سر ا سر
گهی ا ز با ختر و گا هی زخا و ر
سفر کر د م به عهد پا د شا ها ن
به عصر چنگيزومحمود وسکند ر…
به چشم خو یش د ید م مست عشر ت
گر و هی نا بکا ر، مشت ستمگر
زتشويش آ نچنا ن بو د م که تا صبح
ز حیر ت ها نیا سو د م به بستر
صد ا ی نا له می آ مد ز تا ر یخ
د ما د م نا له ها می شد مکر ر
بخو د می گفتم ا زحیر ت که ا ی وای
عجب غا فل شد ند ا ز کا ر د ا و ر
چه شد فرعو ن واسکند رکجا رفت ؟
نه لشکرما ند ونه تخت و نه ا فسر
بسی لر ز ید م ا ز با ز ی گر د و ن
شگفتی بو د د ر جا نم سر ا سر
سحر بو د ومر احیرت- که نا گا ه
مو ذ ن با نگ ز د: ا لله ا کبر .
هر روز، از گوشه ای از دنیا، صدای سهمگین ستمی بر می خیزد. کودکی بی گناه زیر بار ستم لگدمال می شود. مادری در اندوه بی رحمی ناکسان روزگار ضجه می زند و ناله جان کاهی به آسمان می رود. با این حال، به یادمان هست که همیشه در برابر آن همه ستم و تباهی، دل هایی هستند که استوار و شجاعانه فریاد یاری مظلوم سرمی دهند و دست هایی هستند که از آستین انسانیت بیرون می آیند و گلوی پر از فخر و تکبر ظالمان را به سختی می فشارند.
باید فریادرس ستم دیدگان باشیم و در برابر ستم کاران بایستیم.
بزرگترین یا هولناکترین جنایت جنگی از نظر قوانین بینالمللی کشتار اسرای جنگی، شکنجه؟ غارت اموال مردم، گروگانگیری، حملهی مستقیم به افراد غیرنظامی، حملهی مستقیم به پاسداران صلح سازمان ملل، استفاده از سلاحهای کیمیایی، استفاده از کودکان در جنگ؟ تجاوز جنسی. اینها همه جرمهای هولناکی هستند. اما جرمی بالاتر و بزرگتر هم وجود دارد که به اصطلاح «دربرگیرندهی همهی جنایتهای فوق است». بزرگترين جنایتهای جنگی، از لحاظ قوانین بینالمللی بزرگترین و هولناکترین جرم عبارت از ( حملهی نظامی غیرتدافعی به یک کشور دیگر) یا حملهی تجاوزکارانه» (War of Aggression) که اصطلاحا» بالاترین جرم بینالمللی نامیده میشود. چرا که بنا به نظر قاضی دادگاههای جرائم جنگی نورنبرگ، این نوع جرم دربرگیرندهی همهی انواع جرائم جنگی دیگر است.
هر تشکیلات دولتی وغیردولتی که عامل تلفات ملکی میگردد، مرتکب جنایت جنگی محسوب میشود. جنایات ازین نوع کرکتر بین المللی داشته تابع مرور زمان نیست وهرکشور امضأ کنندۀ اساسنامۀ محکمۀ بین المللی جزا میتواند متهم را دستگیر وزندانی کند.
بلي ! تاریخ افغانستان، تاریخ مملو از صفحات خونینی از سبعیت و ددمنشی و ستمگری و جنایت حکام و سرگذشت غم انگیز نسل کشی ها و بدار آویختن ها و شکنجه شدن های ملیت های کشور است که با ددمنشانه ترین و غیر انسانی ترین روش ها، سرکوب و قتل عام شده اند .تجاوزها ولشکرکشي هاي بيگانه به بهانه هاي محتلف مردم راتارومارنموده اند. تاریخ سیاسی افغانستان، تاریخ حاکمیتِ حکمرانان ظالم است که همه در راستای تعمیل اراده سیاسی بیگانگان، خون هموطنان شانراریختند تا آسیاب خواست باداران شان را از آن به گردش درآورند .
افغانستان، کشوری است که در آن انواع ی ظلم، ستم، تجاوز و جنایات ضد بشری توسط سردمداران ظالم ومسوولين جنگ های داخلی، صورت گرفته است. بنابران، تا عدالت تطبیق نشود، جامعه انسانی به اساس ارزش های حقوقی و بشری، در آن شکل نگرفته و به مفهوم مدرن آن تکمیل نمی شود. به این اساس، احتمال هرگونه وضعیت جنگی و برگشت به دوره جنگ های داخلی،امکان پذیر میگردد.
سارتر می گوید: هر انسانی که در هر گوشه ای از جهان کشته می شود، ما همه به نوعی در کشته شدن آن شخص مقصیر هستیم. انسان کشور، در صورت که بخواهد کشوری به نام افغانستان وجود داشته باشد و دراین جغرافیای سیاسی حکومت قانونی به میان بیاید، بایست در برابر هم میهنان شان که انواع جنایات و حق تلفی، صورت گرفته است، رفع تقصیر کند. این رفع تقصیر، در قدم اول اقدام مردم برای محاکمه افراد جنایت کار و متهم به نقض حقوق انسانی در طی سالیان جنگ های داخلی در افغانستان میباشد.
افغانستان کشوریست که درطول تاریخ شاهد جنگ های زیادی بوده البته جنگ ها در افغانستان بیشتر بخاطر رسیدن به قدرت صورت گرفته که گروهای مختلف تلاش کرده اند تا از راه جنگ ، قدرت وحکومت را بدست گیرند که بدبختانه در بسیار موارد دیده شده مردم مظلوم یا ازبین رفته ویاهم خساره مند شده اند . ازبین رفته ها یا خسارمند شده هارا قربانیان دوران جنگ مینامند .درحال حاضر سروی صورت نگرفته که تعداد قربانیان دوران منازعه کشور را دقیق نشان دهد. اما قسمیکه دیده میشود درسراسر افغانستان کمتر خانواده ی دیده میشود که یا بصورت مستقیم یا هم بصورت غیر مستقیم قربانی دوران منازعات نباشند . قربانیان حکایات مختلفی دارند یعنی همه در یک نوع یا یک شکل حادثه متضرر نشده ویا هم عزیزان شانرا در حوادث مشابه ازدست نداده اند اما تعداد زیادی از قربانیان توقع عدالت دارند و فکر میکنند که ایجاد فضای صلح درکشور بدون تامین عدالت ممکن نیست .
مردم افغانستان همیشه قربانی منافع افراد جنایت کار ، با روپوش قوم و مذهب و ارزش های همگانی بوده اند. این افراد، مردم افغانستان را با این گونه پوشش های ارزشی اغوا کرده و با استفاده سؤ از آن منافع خویش را تحقق بخشیده اند. هر بار که سخن از عدالت و محاکمه اشخاص جنایت کار گفته می شود، همزمان با آن، مسایل قومی، زبانی، سمتی، مذهبی و … مطرح می گردد. زیرا جنایتکران تطبیق عدالت را بی حرمتی به قوم خاصی در افغانستان تلقین کرده اند. در حالی که این مسایل، نوعی ایدیولوژی سازیِ است که افراد جنایت کار برای منفعتِ خود، آن را ساخته اند وبا این گونه ایدیولوژی سازی منافع ملی را به قربانی می گیرند.اينجانبايد فراموش گردد که جرم یک امر فردی است که به غیر از مجرم به هیچ کسی دیگر قابل سرایت نیست. پس مردم بایست آگاهانه برای محاکم جنایت کاران اقدام کنند.
اصلا در افغانستان بعد از حاکمیت دولتي وزورسالاري، سنت استبداد و انحصار قدرت به قیمت نابودی مردم و مزدوری به بیگانگان، به یک روش پذیرفته شده و لایتغیر زمامداران افغانستان تبدیل گردیده است که هر یک بعد از دیگری که آمده اند، صرف نظر از وابستگی های ایدیالوژیکی شان، در ماهیت استبدادی، انحصاری و خوش خدمتی به قدرت های خارجی، مثل هم بوده اند .
افغانستان شاید یکی از کشورهای باشد که بیشترین خون انسان در آن ریخته شده و ریخته می شود. آنچه که باید در نظر گرفت این است که چرا انسان ها خون هم نوع و هم ذات خود را می ریزد و چرا وجدان فرد قاتل و هزاران افراد دیگر این مرزو بوم به درد نمی آید؟ . فاجعه های خونین که در تاریخ کشور ما اتفاق افتاده است را می توان درسراسر تاریخ مورد بررسی و مطالعه قرار داد. فاجمعه های خونین که در زمان امیر عبدالرحمن خان و جنگ های داخلی صورت گرفت قابل تامل است. امیر با اردوی صد هزار نفری که تشکیل داده بود تمام این شورش ها را سرکوب نمودند.
پس ازسال سيزده پنجاه وهفت وحاکميت امين، جنگهای داخلی و سلطهی مجاهدين و طالبان، افغانستان را سرزمین مرگ ساخت! پس از فروپاشی طالبها، گراف مرگهای خونین پایان نگرفت، بلکه افراد ملکی وغیر نظامی هنوز بهطور فزاینده قربانی جنگ با تروریزم اند. اینکه این جنگ کدام مسیر را طی میکند و پایان آن چهگونه خواهد بود، مستلزم زمان بیشتر است، اما آنچه که سوال برانگیز مینماید، مسوولیت خون انسان است که بهطور مداوم در این کشور جاری است. بیشترین قربانی این جنگ و این بازی، کسانی هستند که غیر از بدبختی و رنج، چیزی دیگری را از هیچ جناح و گروهی نصیب نشده اند. یعنی این افراد بیگناه وغیرنظامی اند که بیشترین تلفات و قربانی را داده اند.
در چند مرحلهی از تاریخ کشور – به صورت گسترده و وحشتناک - اتفاق افتادهاند و همچنان این جریان خونین تداوام یافته است. همانطوريکه خوانديم وديديم اخيرا لست کشته شده گان زمان امين به بيرون درزنمودوباوجوديکه اين لست دوباروسيله امين وبارديگردرحاکميت ببرک کارمل درديدها قرارگرفته بود.
اگسا نام سازمان مخوف استخباراتی – زمان حاکميت نورمحمئ تره کي ودرزمامداري صد روزه حفيظ الله امين به کام ودرفرمانروايي ببرک کارمل برياست دکتورنجيب الله به خاد تغییر نام داد.
بسیاری از کسانیکه اقارب شان در دوره حاکمیت انزمان ناپدید شده بودند و خانواده های آنان سالها درجستجوی عزیزان شان بودند و هیچگاه در جریان علت دستگیری و اتهام یا تاریخ کشته شدن خود قرار نگرفتند تا اینکه دولت هالند روز چهارشنبه ۲۶ سنبله ۱۳۹۲ فهرستی از قربانیان کشتار اگسا در ۴ ماه آخر سال ۱۳۵۷ و ۵ ماه نخست سال ۱۳۵۸ را منتشر کرد، در این فهرست که نام، نام پدر، منطقه، بعضاً وظيفه افراد و نوع اتهام آنان گفته شده ، از سوی ثارنوالي این کشور پس از درخواست پناهندگی یکی از عاملان این جنایت و اعتراف او در مصاحبه پناهندگی اش به آن کشور و تحقیقات کشور هالند تحت عنوان قربانیان اگسا آمده است . امروز خیلی ها به دنبال دستیابی به این لیست و اسامی هستند تا شاید بعد از سالها انتظار و جستجو خبری از سر نوشت عزیزان مفقود الاثر شان پیدا کنند.
این لیست از سوی هالند تحت عنوان «کشتار اگسا» انتشار یافته است در سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸ خورشیدی در زندان پلچرخی کابل اتفاق افتيده که در آن اداره استخباراتي افغانستان یا AGSA اگسا به روایتی نزدیک به ۱۲۰۰۰ تن و به روایتی دیگر نزدیک به ۵۰۰۰ تن را اعدام کرده است، هر چند با مشاهده این لیست معلوم می شود که فقط تعداد اندکی از آنها شهدای مظلوم محکوم به اعدام گردیده اند که تاریخ اعدام شان قید شده است، اما سایرین شاید بدون محاکمه شهید شده اند.
دوم، جنگهای داخلی: در سال نوزده نودودوميلادي که مربوط به جنگ قدرت مجاهدين است، تنها در يک مورد در حدود شصت وپنج تاهفتادهزار انسان درجنگهاي غیرمسوولانهکه ازسوی قدرت پرستان درگیرصورت میگیرد، کشته میشوند. این جنگهای داخلیِ طولانی، حامل قربانی و جنایاتی سنگینی بوده است که از جانب گروههای مختلف انجام گرفته است . درزمان امارت طالبان مطابق گزارش ناظران بینالمللی و گزارش سازمان دیدبان حقوقبشر، در سال نوزده نودوهشت ميلادي در یک دور از کشتار و قتلعام، در حدود هشت هزارنفرازمردم بي گناه وبي دفاع مزارشریف را بهقتل میرساند. همینطور سلسلهی از کشتار را در برخی از ولایات شمالی، مرکزی و مناطق شمالیِ کابل به راه میاندازد. با شکلگیری نظام جدید و حضور حامیان بینالمللی آن، مردم احساس میکردند که دوران سیاه به پایان میرسد. هرچند در این دوره تغییرات قابل ملاحظهای بهمیان آمد، اما خون انسان و حقوق مردم بیدفاع همچنان مورد بیحرمتی قرار میگیرد.مطابق گزارش کمسیون مستقل حقوقبشر افغانستان و یوناما، تنها در سال٢٠١٠به تعداد ٢٧٧٧ نفر ملکی و غیرنظامی کشته شدند. این امار نسبت به سال ٢٠٠٩، ١۵ در صد افزایش داشته است.
همچنان فاجعۀ افشار و فجایع بعدی
آن، چون قتل عام های قیصار، بلخ، قزل آباد مزارشريف ، بامیان، پروان و غیره از همین
جا نشآت میکند، و مردم ما هر گز نمیتوانند آن فجایع را بباد فراموشی بسپارند.
قتل هاي روشنفکران نيکپي بدست حاکمان مذهبي منطقه وکشتاربي رحمانه رباطک وکيان بدست طالبان هرگزفراموش نميگردد.
انچه که درلابلاي اين مستندات ميخوانيد:
- هجوم وخودسري تنظيم ها درکابل
- قتل وجنايت افشار
- وحشت وبربريت طالبان
- جرم وقانون شکني درحکومت کرزي
- گزارش مستندي ازحقوق بشردراداره کرزي
- چگونه وکيلان پارلمان خودراعفوکردند؟
- آياعفوحق مردم افغانستان نيست؟
- جنايت جنگي درارقام وحقايق
- کيهادرکجاهاچه کرده اند؟
- ويراني وخود سري درقلب وطن
- چپاول وتاراجگري درکابل.
مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید بانک موضوعی وبگاه " روشنایی "
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۲/۰۷/۱۸ساعت 13:8 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|