![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
بگشا مالامال از غصه های دیرین کینه و بغض و حسادت، کنار صیقل آن سینه و برش رنگین
امتداد صبح تو در امتداد یک صبح رمز شکفت
به ستایش در میان زیبای های تنت ستره گی یک طبیعت با وقار را بینم که سراپای وجودت را به میزبانی نشسته, چه عزیز ای دیارم،جان زخمیت نفیس است و حساس برگه ی حس ضخیمت باردار با کبودی زمان و برف سرد روزگار لیکن امید است فراخ روزی، زخمهایت در آبتنی روحت به نوازش شیند و دستان یک تنومند وزین جسم سردت را بدور یک لفافه ی گرم تمکین به ستایش گیرد و افتخار شهلا گلهای مهر
غم نمود بستان نرم برای عیش خار
شهلا
دوست دارم
رنگ و بویت را میان باغچه ی دل دوست دارم چرخش مغز و بیانت لحظه های شاد و پیچان حیات را دوست دارم خنده هایت با ترانه، گامهایت استوار دانه دانه عطر رز تن وآن بوی صفایت دوست دارم من به تمکین نگاهت آشنا عزم تلقین رسایت را میان آب و آتش دوست دارم تو بغلتی با کمانه و دو دستت بندی یار در سکوت مهر و آزرم آن نگاهت دوست دارم نرمی لب را به اعماق و جدار و روی قلب قطره قطره ز مباهات کمالت دوست دارم برمم گوشه ی قَور و درآن حریری تنت باز چیدن بهار را بآن شوق دو لبانت دوست دارم سرد و بی حس، روبرو دست بدستت چه نیکو همه این راز و خیال ی چون بهار را دوست دارم
شهلا نور امید در قفس بودم خیالاتم به باریدن گرفت چلچراغ قلب محزونم به رخشیدن گرفت چشم بنهادم میان قفل بآن سوی دیوار نور امید ز بهاری دل من جستن گرفت تا که لغزیدش سراپا غرور لمس وجود گل رز خوش مروت سویم خندیدن گرفت آن نسیم تازه و تر روی خسته بوسه کرد یک طراوت ز مرادی دل آبستن گرفت دست بردم که درش باز، ز هوایش نفسی گل سبزین محبت ز دلش رستن گرفت حال که آزادم ز قید ظلمت و رنگ شبان گام به پیشواز فراخوانیش تابیدن گرفت
مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید بانک موضوعی وبگاه " روشنایی "
|
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۲/۰۸/۰۶ساعت 11:28 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|