![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
عنوان سروده ایست از عبدالله وفا ، استقبال بر غزل جناب شریف حکیم ؛ خاک گردِ پا
از بِرون من مجو ، راز درون زندگی همچو بحر بیکران ، هم بی سرو بی پاستم من فغان و شور مردم را ، نهان دارم به دل لیک نزد هرزه خو ، بیهوده و بی جاستم هر که را غم میرسد ، باشم ورا از جان شریک نزد اهل دل ، سرا پا ، زورق طلا ستم روز و شب در فکر اسباب رهایی بشر فکر و ذکرم خیر باشد،چون مَلک هر جاستم دستگیر مردمانم ، در سراشیب حیات ای خدا همت رسان ، در غربت و تنهاستم از خموشیهای من ، فکری به سود خود مزن لیک در روز قیام ، من آه آتشزاستم نیستم چون چلچراغ ، دیر و هم بت خانه ای لیک در شهر غریبان ، خاک گردِ پاستم از دویی و از منی ، ناید صدای مردمی فرد بودم جمع گشتم ، با همه یکجا ستم راز عشق و عاشقی ، اندر ضمیر من بجو نیستم مجنون ولی ، من عاشق مولاستم فکر خیر بینوا را از منِ افسرده جو من فقیر و بینوا را ، خادمِ والاستم گاه در حال حضور و گاه در قال فکور همچو آب دیده ، در پیدا و نا پیداستم از تلونهای دنیا ، رنگِ بی رنگی خوشست من غلام همت والای ، بی رنگهاستم این سرود ناب و دلکش ، از حکیم دارد پیام او شریف است و حکیم من بنده مولاستم «تار و پود زنده گی ام ریشه دارد با «وفا در دلِ روشن ضمیران ، ناظر و پیداستم عبدالله وفا 1.11.2013
مطالب خود را از طریق ایمیل sarajadib@gmail.com بما بفرستید بانک موضوعی وبگاه " روشنایی "
ویانا - اتریش |
||||||||||||||||||
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۲/۰۸/۱۳ساعت 0:25 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|