![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
جهان مقامات دفاعی آمریکا روز دوشنبه ۳۰ فروردین اعلام کردند که ایالات متحده بیش از ۲۰۰ پرسنل دیگر و همچنین برای نخستین بار هلیکوپترهای آپاچی را برای نبرد با گروه موسوم به «خلافت اسلامی» در عراق میفرستد. این بیشترین رقم افزایش نیروهای آمریکایی در عراق طی یک سال گذشته است. به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، هدف از اعزام شمار بیشتری از نظامیان آمریکایی و استقرار آنها در نقاط نزدیکتر به خط مقدم جبهه، کمک به نیروهای مسلح عراق برای بازپس گیری شهر موصل در شمال عراق و کمک به پس گرفتن رقه مرکز خلافت خود خوانده گروه «خلافت اسلامی» در سوریه است. دولت باراک اوباما ژوئن پارسال اعلام کرد برای کمک به بازپس گیری شهر رمادی چند صد نیرو به منطقه اعزام خواهند شد. در پایان سال میلادی گذشته شهر رمادی از تصرف گروه «خلافت اسلامی» آزاد شد. بخش اعظم نیروهای تازه نفس که به عراق اعزام میشوند از واحدهای نیروی مخصوص ارتش آمریکا هستند که از آغاز نبرد با گروه «خلافت اسلامی» به عنوان مستشار به ارتش عراق کمک کردهاند. تعداد دیگری از آنها افسران آموزشی، نیروهای محافظ برای مستشاران و واحدهای فنی نگهداری و تعمیر هلی کوپترهای آپاچی خواهند بود. این تصمیم نتیجه هفتهها مذاکره با سیاستمداران و فرماندهان ارتش عراق است و در عین حال بر اساس تصمیم باراک اوباما اتخاذ شده که اعزام ۲۱۷ پرسنل دیگر و افزایش رقم نظامیان آمریکایی مستقر در عراق از سه هزار و ۸۷۰ به چهار هزار و ۸۷ نفر را تصویب کرده است. واحدهای مستشاری ارتش آمریکا که هر یک چندین نفر هستند و نیروهای محافظ همراه آنها، قرار است در تیپها و گردانهای ارتش عراق حرکت کنند و در نتیجه به خط مقدم جبهه نزدیکتر شده و خطرات بیشتری آنها را تهدید خواهد کرد. نزدیک شدن به خطوط مقدم جبهه به مستشاران آمریکایی امکان خواهد داد که در حرکت ارتش عراق به سمت موصل به آنها مشورت رزمی بیشتری ارائه دهند. مستشاران آمریکایی تاکنون در ستادهای فرماندهی مستقر بودند که با خط مقدم جبههها فاصله زیادی دارد. هلی کوپترهای آپاچی نیز برای حمله به شهر موصل یک عامل مهم به شمار میآیند. خبرگزاری آسوشیتدپرس یادآوری میکند که مقامهای آمریکایی سپتامبر پارسال سعی کردند بر سر نحوه کمک نظامی به عراق با رهبران آن کشور که معمولا در مورد نحوه پیشبرد جنگ دیدگاه متفاوتی دارند، به توافق برسند. در آن زمان فرماندهان عراقی برای عملیات بازپس گیری رمادی پیشنهاد آمریکا برای اعزام هلیکوپترهای آپاچی را رد کردند. اشتون کارتر وزیر دفاع آمریکا در سخنرانی خود خطاب به نیروهای آمریکایی در فرودگاه بغداد گفت آمریکا یک سامانه دیگر از توپخانههای مجهز به موشکانداز را به عراق خواهد فرستاد. مقامات آمریکایی همزمان اعلام کردند که در آینده تعداد پرسنل نیروهای مخصوص آمریکا در خاک سوریه نیز افزایش خواهد یافت ولی اشتون کارتر در سخنرانی خود به این نکته اشاره نکرد. سخنرانی روز دوشنبه وزیر دفاع آمریکا نتیجه چندین ملاقات او با فرماندهان آمریکایی و رهبران عراق در مورد یافتن بهترین راه کمک رسانی آمریکا به ارتش عراق در عملیات بازپس گیری موصل است. او علاوه بر ژنرال شون مک فارلند فرمانده ائتلاف نظامی بینالمللی علیه گروه «خلافت اسلامی»، با حیدر العبادی نخستوزیر و خالد العبیدی وزیر دفاع عراق ملاقات و با مسعود بارزانی رییس اقلیم کردستان عراق نیز تلفنی گفتوگو کرد. باراک اوباما اواخر هفته جاری به عربستان سفر خواهد کرد و در ملاقات با رهبران کشورهای عربی حوزه خلیج فارس علاوه بر مذاکره در مورد تداوم نبرد علیه گروه «خلافت اسلامی» از آن کشورها خواهد خواست به بازسازی شهر رمادی کمک کنند. مقامات دفاعی آمریکا میگویند بازپس گرفتن شهر موصل حیاتی است ولی در عین حال میتواند بسیار دشوار باشد چون نیروهای «خلافت اسلامی» مواضع خود را در این شهر به شدت مستحکم کرده و با بمبهای کنار جاده و سایر شیوههای کمینگذاری راه پیشروی ارتش عراق را دشوار خواهند کرد. رهبران عراق به این شرط با افزایش نیروهای آمریکایی موافقت کردهاند که تمام فعالیتهای آنها با نیروهای مسلح عراق هماهنگ شده و هدف از آن فقط پس گرفتن شهر موصل باشد. تحت تاثیر اقدامات جناحهای مخالف برای برکنار کردن رییس پارلمان عراق بار دیگر این کشور با بحران و بیثباتی سیاسی دست و پنجه نرم میکند. تشکیل و تایید اعضای کابینه حیدر العبادی با مانع روبرو شده و مقتدی صدر روحانی شیعه با نفوذ به پارلمان ۷۲ ساعت فرصت داده تا در مورد کابینه جدید رایگیری کند. در عین حال هزینههای نبرد علیه گروه «خلافت اسلامی» در شرایطی که بهای نفت (۹۵ درصد از درآمد دولت) به شدت کاهش یافته، این موضوع باعث تشدید بحران اقتصادی شده است. مقامات عراق ارزیابی میکنند که امسال رقم کسری بودجه کشور از مرز ۳۰ میلیارد دلار نیز فراتر برود.
به گزارش خبرگزاری فارس، ناو گروهی از پاکستان متشکل از ناو آموزشی «رهنورد» و ناو «نصرت» صبح شنبه ۲۸ فروردین در بندر عباس پهلو گرفت و نیروی دریایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به مدت چهار روز میزبان این ناو گروه خواهد بود. در پایان این مدت، ناوهای پاکستانی یک رزمایش مشترک یک روزه با یکانهای شناور ایران در شرق تنگه هرمز اجرا خواهند کرد. بنا به اعلام سفارت پاکستان در تهران، دیدار این ناوگروه از بندرعباس نشاندهنده روابط نزدیک و بردارانه دو کشور است و راه را برای همکاری و تماسهای بیشتر دو ملت فراهم خواهد کرد. سفر ناوهای پاکستان به بنادر ایران و بالعکس و اجرای رزمایشهای مشترک مسبوق به سابقه است و در دوران قبل از انقلاب ۱۳۵۷ نیز همکاری نیروهای دریایی دو کشور در قالب «سازمان پیمان مرکزی» یا «سنتو» ادامه داشت. پاکستان، همسایه بلافصل ایران، که طول سواحل آن در امتداد دریای عمان به ۱۰۴۶ کیلومتر (۵۶۴ میل دریایی) میرسد، در سالهای اخیر تلاشهای زیادی را به خرج داده است تا توان نیروی دریاییاش را افزایش دهد و در مقابل توان فزاینده نیروی دریایی دشمن دیرینهاش یعنی هند نوعی موازنه برقرار کند. بهرغم این، پاکستان روابط بسیار نزدیکی با کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی دارد و فرماندهان نظامی پاکستان بارها تعهد خود را به دفاع از عربستان اعلام کرده و گفتهاند هر نوع تهدید علیه این کشور پاسخ شدید پاکستان را بهدنبال خواهد داشت. این نوشته، به بهانه سفر ناوهای پاکستانی به بندرعباس و روابط به ظاهر دوستانه پاکستان با ایران که در واقع هیچگاه گرم نبوده و همچنین موضع سیاستمداران پاکستانی در قبال کشورهای عرب منطقه و روابط تیره ایران با عربستان، نگاهی اجمالی دارد به قابلیت نیروی دریایی پاکستان و برنامههای این کشور برای تقویت توان آن. استعداد و جایگاه نیروی دریایی نیروی دریایی پاکستان با استعداد ۲۲۰۰۰ نفر و نزدیک به ۵۰۰۰ نفر پرسنل «آژانس امنیت دریایی پاکستان»، کوچکترین نیروی مسلح این کشور است و فقط ۱۰ درصد از بودجه دفاعی سال ۲۰۱۵ میلادی آنکه معادل ۶.۶ میلیارد دلار بود، به این نیرو اختصاص داده شد. «آژانس امنیت دریایی پاکستان» که سلسله مراتب و درجات آن مانند نیروی دریایی پاکستان است و جزیی از این نیرو محسوب میشود، مسئولیتهایی شبیه گارد ساحلی دارد. در مجموع نیروی دریایی پاکستان و اجزا وابسته به آن در سایه نیروی مادر این کشور یعنی نیروی زمینی قرار دارند که به گزارش «موسسه بینالمللی مطالعات استراتژیک» در لندن، پرسنل فعال آن حدود ۵۵۰۰۰۰ نفر است. در مقابل، نیروی هوایی پاکستان ۴۵۰۰۰ نفر پرسنل حاضر به خدمت دارد. ارتش پاکستان، بر پایه بررسیهایی انجام شده از سوی «موسسه تحقیقاتی کردیت سوئیس» در سال گذشته و رتبهبندی ارتشهای جهان، جایگاه یازدهم را دارد. به این همه، نقش ثانوی نیروی دریایی پاکستان که از بدو تاسیس این کشور در سال ۱۹۴۷ ادامه داشته است با روند رویدادها و تحولات امنیتی و اقتصادی چند دهه اخیر پاکستان ناهمخوانی دارد. اقتصاد پاکستان بیش از پیش به دریا وابسته است و بندر کراچی، بزرگترین مرکز مالی و بازرگانی این کشور، با جمعیتی بیش از ۱۲ میلیون نفر، ۲۵ درصد درآمد ناخالص داخلی این کشور را تامین میکند. علاوه بر این، توسعه چشمگیر بندر گوادر با سرمایه گذاری چین و ایجاد «کریدور اقتصادی چین و پاکستان» میرود که این بندر را به شهر کاشغر در منطقه خود مختارسین کیانگ چین (ترکستان شرقی سابق) اتصال دهد و اهمیت دریا و امنیت خطوط مواصلات دریایی را برای پاکستان آشکارتر کند. یکانهای سطحی چهار فروند فریگیت کلاس ذوالفقار (ساخت چین، سال ۲۰۰۹)، یک فروند فریگیت به نام عالمگیر (ساخت آمریکا، سال ۲۰۱۰)، و چهار فروند فریگیت کلاس طارق (ساخت بریتانیا، دهه ۹۰ میلادی)، سه فروند ناو مینروب کلاس منصف (ساخت فرانسه و پاکستان، بین سالهای ۱۹۸۸ – ۱۹۹۷)، چهارده فروند ناوچههای تندرو با تناژهای مختلف (۶ فروند ناوچه موشکانداز ساخت پاکستان، ۲ فروند ناوچه موشکانداز ساخت چین و پاکستان، ۲ فروند ناوچه توپدار ساخت پاکستان، ۴ فروند ناوچه تندرو تهاجمی ساخت ترکیه)، دو فروند ناو تدارکاتی (ساخت چین و هلند)، ۲ فروند ناو تدارکاتی ویژه آبهای ساحلی، یک فروند ناو آبنگار (هیدروگرافی)، یک فروند ناو آموزشی (ساخت بریتانیا)، ۱۲ هوا ناو کلاس گریفون (ساخت بریتانیا) و ۱۰۴ قایق از گونههای گشتی، تندرو، پلیس و خدماتی. یکانهای زیر سطحی سه زیر دریایی کلاس خالد (یا آگوستا ۹۰ بی) با سیستم رانش مستقل از هوا (ساخت فرانسه و پاکستان)، ۲ زیردریایی کلاس حشمت (یا کلاس آگوستا ۷۰) با سیستم رانش دیزل-الکتریک (ساخت فرانسه)، ۳ زیر دریایی کلاس کوسموس (ساخت ایتالیا و پاکستان) برای آبهای کمعمق، و یک زیر دریایی اتمی در دست ساخت پاکستان که قرار است در چهار سال آینده یعنی تا سال ۲۰۲۰ میلادی عملیاتی شود. هوادریا (بازوی هوایی نیروی دریایی) شش فروند هلیکوپتر ضد زیر دریایی و ضد کشتی «وستلند سی کینگ»، ۸ هلیکوپتر ترابری و ضد کشتی «آئرو اسپاسیال»، ۷ هواپیمای گشت دریایی «لاکهید پی ۳، اوریون»، ۷ هواپیمای ویژه تجسس دریایی «فوکر اف ۲۷-۲۰۰ فرند شیپ»، ۴ هواپیمای ویژه جنگهای الکترونیک «هوکر ۸۵۰»، ۳۲ هواپیمای ضدکشتی «داسو میراژ ۵»، ۱۲ هلیکوپتر ضد زیردریایی «هاربین زد-۹ ئی سی»، و تعدادی پهپاد. آژانس امنیت دریایی چهار ناو گشتی یا کُروِت (به نامهای نصرت، رحمت، برکت و وحدت ساخت چین)، ۹ قایق تندرو گشتی و یک اسکادران هواپیمای فوکر اف -۲۷ فرند شیپ. وظایف این آژانس عبارتند از تامین در آبهای ساحلی، نظارت بر اجرای مقررات بینالمللی دریانوردی، تعمیر و نگهداری چراغها و علایم دریایی، حفاظت از قایقهای ماهیگیری، کمک به شرکتهای حفاری و اکتشاف نفت در آبهای ساحلی و فعالیتهای آبنگاری (هیدروگرافی). خریدهای تسلیحاتی، توسعه زیر ساختها در رابطه با یکانهای سطحی، پاکستان در نظر دارد که چهار فریگیت دیگر از نوع ذوالفقار (یا اف-۲۲ پی) با موشکهای سطح به هوای بهتر و همچنین شش فروند کاتاماران موشکانداز «هوبه» (نوع ۰۲۲) از چین دریافت کند. این کاتامارانهای رادار گریز (استلت) با وزن جابهجایی ۲۲۵ تن، ۴۳ متر طول دارند و حداکثر سرعت آنها ۳۸ گره (۷۰ کیلومتر) است. همزمان با این خریدهای تسلیحاتی، «کشتیسازی و کارخانجات مهندسی کراچی» که یک سازمان دولتی است بر آن است که ظرفیت کارگاههای ریختهگری و تولیدی خود را افزایش دهد و دو حوض خشک برای پذیرش کشتیهای تا ۱۸۰۰۰ و ۲۶۰۰۰ تن در منطقهای به وسعت ۷۱ هکتار احداث کند. علاوه بر این دولت پاکستان تلاش دارد که شش فریگیت موشکانداز کلاس «پِری» با شرایط آسان از آمریکا خریداری کند که تاکنون به خاطر مخالفتهای کنگره نتیجهای بهبار نیاورده است. این ناو با وزن جابهجایی ۴۱۰۰ تن و طول ۱۳۶ متر، ۲۹ گره (۵۳ کیلومتر) سرعت دارند. بندر کراچی به طور سنتی و همچون گذشته مهمترین پایگاه نیروی دریایی پاکستان است گو اینکه این کشور پایگاههای تازهای را ایجاد کرده است، از جمله پایگاه دریایی جناح (در ۲۴۰ کیلومتری غرب کراچی در اورمارا)، پایگاه هوادریای پَسنی (در ۴۵۰ کیلومتری غرب کراچی)، و پایگاه هوادریای صدیق (در تربت، در حوالی بندر گوادر نزدیک به مرز ایران). پاکستان با ایجاد این پایگاهها با توسعه زیر ساختها و مراکز آموزشی، دایره عملیات عملیات خود را در دریای عمان گسترش میدهد. یکی از مهمترین مهرههای نیروی دریایی پاکستان زیر دریاییهای آن است که در حال حاضر وضع مطلوبی ندارند. سه فروند زیر دریایی کلاس خالد، دو فروند زیردریایی کلاس حشمت و سه فروند زیر دریایی «کوسموس» که به ترتیب در دهههای ۹۰ و ۷۰ و ۸۰ میلادی عملیاتی شدند به پایان عمر قانونیشان رسیدهاند و به زودی از رده خارج خواهند شد. از این رو نیروی دریایی پاکستان تلاش دارد که با خرید و یا ساخت زیر دریاییها و یکانهای سطحی جدید توان خود را حفظ کند و کارایی کارخانجات کشتیسازی خود را با کمک چین توسعه دهد. از این رو پاکستان بر پایه قراردادی که در ژوئیه سال گذشته به مبلغ ۵ میلیارد دلار با چین بست قرار است به هشت فروند زیردریایی کلاس اس-۲۰ (ویژه شکار و انهدام زیر دریاییهای دشمن) مجهز شود. این زیر دریاییها با سامانه رانش مستقل از هوا با وزن جا بجایی ۲۳۰۰ تن میتوانند موشکهای کروز و اژدر پرتاب کنند و در صورت لزوم مینگذاری کنند. آنگونه که رسانههای پاکستانی گزارش کردهاند چهار فروند از این زیر دریاییها در چین و چهار فروند دیگر در پاکستان با نظارت چین ساخته خواهد شد. علاوه بر این، چین یک مرکز آموزش برای این زیر دریاییها در کراچی دایر خواهد کرد و پاکستان به شبکه ناوبری ماهوارهای چین موسوم به «بایدو -۲ یا بیدی اِس ۲) دسترسی خواهد داشت. همگام با این، زیر دریاییهای چین هم با استفاده از تسهیلات این شبکه در پاکستان با کارایی بهتری در اقیانوس هند حضور داشته باشند، مکانی که برخی از مهمترین خطوط مواصلات دریایی چین در آن قرار دارد. توان ضربت دوم؟ پاکستان سرگرم ساختن گونهای از موشک کروز «بابر» یا «هاتف ۷» (برد ۷۰۰ کیلومتر با کلاهک متعارفی یا هستهای) است که قابل پرتاب از زیردریاییهای کلاس خالد باشد. بنا براین از دید پاکستان، زیر دریاییهای چینی کلاس اس -۲۰ میتوانند کاربردی فراتر از زیر دریاییهای متعارفی داشته باشند. بدین معنی که این زیردریاییها ضمن جلوگیری از محاصره دریایی پاکستان در صورت جنگ با هند، یک عامل بازدارنده دریا-پایهاند و میتوان از آنها برای حمله تلافیجویانه یا ضربت دوم علیه حملات اتمی هند استفاده کرد. برخی از کارشناسان بر این باورند که ایجاد یک بازدارندگی دریا-پایه در مقابل حملات اتمی احتمالی هند رابطه تنگاتنگی با جایگاه نیروی دریایی پاکستان در بین نیروهای مسلح این کشور دارد. نیروی دریایی پاکستان بدون برپایی این بازدارندگی اتمی دریا-پایه، نمیتواند نقش ثانوی خود را در میان نیروهای مسلح این کشور تغییر دهد و انگیزه بالایی برای پیگیری این کار دارد اما در عین حال هیچ ضمانتی وجود ندارد که حتی با دستیابی به این بازدارندگی، به رتبه بالاتری در میان نیروهای مسلح صعود کند.
دوشنبه 30 حمل 1395 خورشيدی برابر با 18 اپريل 2016 ميلادی
صعود یا سقوط دولت کابل پيام آفتاب : این روزها افغانستان دوران سختی را تجربه میکند، تقابل بین دولت مرکزی و گروههای سیاسی-نظامی طالبان وارد مرحله جدیدی به نام «بقا برای ارزشها شده است». در این نوشتار کوتاه به بررسی متغیرهای مختلف میپردازیم که افقهای پیشِروی دولت کابل و طالبان را تحلیل میکند. جنگ با طالبان وارد پانزدهمین سال خود شده است، نهتنها این گروه منسجم سیاسی-نظامی شکست نخورده، بلکه بسیار منظم و کارآمد در حال نبرد ایدئولوژیک خویش است؛ نبردی که برای آنها با نام «جهاد» تقدیس شده است. برای جنگ با طالبان با وجود حضور آمریکا بهعنوان بزرگترین قدرت جهان، نمیتوان پایانی را متصور شد. تنها در سال گذشته ۱۱هزار نفر در آتش جنگ افغانستان کشته شدند و همچنین آمار غیررسمی از فرار ۳۵ هزار نفر از صف نیروهای امنیتی حکایت دارد. رهبری جدید طالبان با فراست و سیاستمداری تمام تلاش کرده تا حداکثر انسجام و نظم را در درون نیروهای تحت امر خویش ایجاد و حفظ کند و بسیار موفق نیز بوده است. رهبر کنونی طالبان سالها مرگ «ملامحمد عمر» را از رسانهها و افراد دیگر طالبان مخفی و استادانه بر شکست ائتلاف جهانی در افغانستان تمرکز کرد؛ هرچند پس از افشای مرگ ملامحمد عمر در درون این گروه اختلافاتی رخ داد و گروههایی در جنوب و در شرق افغانستان اعلام کردند رهبری «ملااختر منصور» را نمیپذیرند، اما نیروهای اخترمنصور با یک حمله موفقیتآمیز مخالفان خود را بهسرعت سرکوب کردند و برخی نیز دوباره بیعت کردند. شورای علمای طالبان حرکتهای انشعابی را محکوم کرد و بیانیه این شورا باعث تقویت نظام سیاسی طالبان شد و این گروه به مبارزه خویش سرعت بخشید. همچنین درحالیکه در کابل جنگ سیاسی بر سر قدرت بعد از دو سال هنوز در جریان است، طالبان با مشروعیت و انسجام سیاسی و نظامی، همچنان دولت آشفته کابل را به چالش میکشد. همچنین رهبر طالبان با دادن پستهای مهم به خانواده ملامحمد عمر و تمرکز قدرت، رضایت عمومی دیگر اعضای ارشد طالبان را جلب کردند و توانستند مشروعیت خویش را قوام بخشند. پس بار دیگر حملات منسجم و هماهنگ طالبان به «هلمند» و استانهای شمالی از سر گرفته شد. از سوی دیگر، طالبان سال گذشته با راهاندازی عملیات بزرگ «عزم» در سراسر افغانستان توانستند فرمانداریهای بیشماری را از کنترل دولت، خارج کنند؛ بهگونهای که نیروهای ویژه آمریکا و بریتانیا مجبور به دخالت در مناطق ناآرام شدند. همچنین نیروهای طالبان همزمان با نیروهای «داعش» در شرق افغانستان درگیر شدند و توانستند آنها را به عقب برانند و در برخی موارد گروگانهای شیعه را که در دست آنها اسیر بودند آزاد کردند که باعث محبوبیت آنها در بین مناطق شیعهنشین افغانستان شد. این درحالی است که دولت مرکزی افغانستان به دلیل عجز و ناتوانی، بارها طالبان را به میز صلح و گفتوگو فراخوانده و حتی حاضر شده است کنترل ۹ استان را به طالبان بسپارد؛ اما با وجود این، طالبان تمایلی از خویش برای صلح در افغانستان نشان ندادهاند. آنها در ماه جاری میلادی عملیات سراسری جدیدی را با نام «عمری» آغاز کردند. به گفته طالبان، عملیات عمری در سه ماه زمستان طراحی شده و طبق آن قرار است حملههای طالبان به صورت تهاجمی در سراسر افغانستان انجام شود و مقامهای حکومتی با حملههای چریکی هدف قرار گیرند. اما در آن سوی میدان نبرد، دولت کابل قرار دارد که تمام متغیرها حاکی از سقوط این دولت است. برای این دولت که با حمایت بسیار گسترده آمریکا و جامعه بینالمللی تشکیل شده و ۳۴۰هزار نیروی امنیتی دارد، پیروزی بر طالبان به خوابوخیال تبدیل شده است. اکنون حکومت کابل با مشکلات رنگارنگ و عدیده دیگری دستبهگریبان است؛ وزارتهای دفاع و امنیت ملی این کشور دو سال است که بدون وزیر ماندهاند، برخی از مقامات ارشد امنیتی و حکومتی از پستهای خویش استعفا دادهاند و صلاحیتهای مقامات ارشد در حوزه ریاستجمهوری زیر سؤال رفته است. همچنین تمایل رئیسجمهوری برای مدیریت «مایکرو»، بهشدت مدیریت جدید را خفه و ناکارآمد کرده است. معاوناول ریاستجمهوری و ریاست اجرائی با «اشرفغنی» و مشاورانش در اکثر زمینهها اختلاف عمیقی دارند. از سوی دیگر، مشروعیت متزلزلی که با میانجیگری «جان کری»، وزیر خارجه آمریکا، به وجود آمد، روزبهروز کمرنگتر میشود. «جان ساپکو»، بازرس ویژه آمریکا برای بازسازی افغانستان، در ماه گذشته گفت: فساد یک تهدید حیاتی برای دولت افغانستان است. او در سخنرانیای در دانشگاه «سنتپترزبورگ» گفت «جهاد ملی» اشرفغنی علیه فساد ناکام مانده و هیچگونه تأثیری نداشته است. او بر این باور است که اگر فساد در دولتی نهادینه شود، نمیتوان بدون آسیبدیدن دولت، فساد را ریشهکن کرد و آسیبرسیدن به دولت به این معنی است که مقامات ارشد دولتی در فساد دخیل هستند و اگر آنها به میز دادگاه کشیده شوند، هرجومرج سیاسی بالا میگیرد. این فساد، کار تسلط طالبان بر سراسر افغانستان را هموار کرده است. اکنون در بسیاری از مناطق روستایی، طالبان محبوبیت دارند و بخش وسیعی از پیشرفت طالبان به دلیل اداره نامناسب کابل است. در دولت غنی و «عبداللهعبدالله» میزان فرار جوانان تحصیلکرده به بالاترین حد خویش رسیده است. به گفته مقامهای خارجی و افغانستانی، بهتازگی غنی و عبدالله برای حلوفصل اختلافهایشان در نتیجه یک جلسه که ۱۰ ساعت به طول کشیده، به توافق رسیدند، اما پس از دو ساعت منصرف شدند. این در حالی است که غرب هیچ بدیلی به جای حکومت فعلی افغانستان ندارد. براساس اطلاعات، پیشبینی میشود گروه سیاسی-نظامی طالبان در سال آینده دست برتر را در افغانستان داشته باشد و دولت کابل در مرز سقوط سیاسی از درون و برون قرار گیرد. آنچه از ۱۵ سال جنگ در افغانستان برداشت میشود، آن است گروه طالبان به ارزشها و آرمانهای خویش بیشتر از دولت کابل پایبند است و در مبارزه بر سر ارزشها موفقتر عمل میکند.
افغانستان سال ۲۰۱۶ و انتقال دشوار 8 صبح : گروه پالیسی دهلی، روز شنبه ۲۸ حمل گزارشی را پیرامون مسایل افغانستان و حاصل کنفرانس هفتم این نهاد منتشر کرد که روی موضوع «صلح و ثبات در افغانستان» و همچنان سلسلهای از گفتگوها و مصاحبههای شرکتکنندگان میباشد. خانم رادها کومار، مسوول نهاد دهلی پالیسی، در این نشست همکاریهای منطقهای را یک ضرورت خواند و تاکید کرد که این روند باید ادامه پیدا کند. بهگفته وی گزارش آنها تحت عنوان «افغانستان ۲۰۱۶ و انتقال دشوار» نشر شده و حاوی نظریات مختلف شرکتکنندگان از یازده کشور مختلف میباشد. براساس این گزارش، سال ۲۰۱۵ برای افغانستان سالی سراسر از حوادث و کشمکشها بود. در این سال بهدلیل افزایش شورشگریها، ۱۱ هزار تن کشته و زخمی شدهاند. این رقم نسبت به سال گذشته، افزایش را نشان میدهد. همچنان براساس این گزارش، اقتصاد افغانستان نیز در این سال رشد چندانی نداشته و این رشد اندک حاشیهای بوده است. چنانکه وضعیت آشفته اقتصادی در سال گذشته سبب به میان آمدن موج بزرگی از مهاجرت شهروندان افغان، بهویژه جوانان از کشورشان شده است. اما برعکس، کشورهای همسایه افغانستان مثل هند، چین، روسیه، تاجیکستان، قزاقستان و پاکستان اقتصاد و امنیتشان را توسعه بخشیدهاند. براساس گزارش نهاد دهلی پالیسیگروپ، ارتباطات منطقه سبب پیشرفت شده و اشتراککنندگان در کنفرانسهایی که از سوی این نهاد برگزار شده، به این باوراند که باید کشورهای منطقه متعهد بر این شوند که افغانستان بهعنوان مرکز محور کشورهای منطقهای، مورد حمایت قرار گیرد. در این گزارش، همچنان یادآوری شده که سال ۲۰۱۵ بهعنوان آغاز دهه تحول افغانستان شناخته میشود. چنانکه دهه تحول افغانستان از سال ۲۰۱۴ آغاز و تا سال ۲۰۲۴ ادامه پیدا میکند، این دهه به دورههای سه و چهار ساله تقسیم شده که نخستین دوره آن از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ میباشد و در این مدت حمایت از دولت افغانستان و نیروهای امنیتی این کشور ادامه خواهد یافت. اما پرسشی که مطرح میشود، این است که سال نخست دوره تحول بیانگر چه حوادثی میباشد؟ براساس این گزارش، نخستین سال دهه تحول، سالی دشوار و پر از حادثه نسبت به سال قبلی آن بوده است. در این سال، حکومت وحدت ملی با چالشهای داخلی مواجه بود. برعلاوه، در این سال طالبان اقدام به راهاندازی عملیاتهای تازه در کشور کردند. این عملیاتها در مناطق شمال، شرق و جنوب افغانستان برجستهتر از دیگر مناطق بود. این حملات بهطور متناوب در بهار، تابستان و زمستان ادامه پیدا کرد. برعلاوه، وضعیت اقتصادی افغانستان با خروج نیروهای بینالمللی در سال ۲۰۱۴ از افغانستان، رو به ضعف نهاد. از نگاه منطقهای، دیدگاهها در مورد افغانستان خوشبینانه است، زیرا آنها به این عقیدهاند که باید افغانستان حمایت شود و همکاریهای امنیتی با این کشور صورت گیرد. چنانکه شماری از کشورهای منطقه در تلاش گسترش روابط اقتصادی میان افغانستان و آسیای مرکزی و افغانستان و آسیای جنوبیاند. اما مشکلات گذشته ترانزیت میان افغانستان، پاکستان و هند، هنوز هم پا برجاست و تا کنون تلاشهای صورت گرفته نتیجه چندانی نداشته است. برمبنای این گزارش، در بعد انتقال سیاسی، کشورهای منطقه به این عقیدهاند که حکومت وحدت ملی، در حال حاضر یکی از گزینههای امکانپذیر میباشد. اما تشخیص اینکه کدام کشور منطقه میتواند حکومت دوران انتقال را کمک کند، دشوار میباشد. زیرا جناحهای مختلف درونحکومتی با همدیگر همکاری ندارند. برعلاوه، این در حالی است که انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی باید برگزار شود، زیرا برگزارنشدن انتخابات، سبب بیاعتمادی میشود. در بخش گفتگوهای صلح، در این گزارش گفته شده است که کشورهای منطقه با نفوذی که روی طالبان دارند، باید آنها را تشویق کنند که به گفتگوهای صلح برگردند و گفتگوها را برای آتشبس از سر بگیرند. برای گفتگوهای صلح، یک چارچوب و یا نقشه راه نیاز است که برعلاوه گروه چهارجانبه کنونی، به کشورهای موثر منطقهای مثل هند و ایران نیز باید نقش داده شود. همچنان گروه چهارجانبه، برای سرعت بخشیدن به پروسه صلح در قالب یک نقشه راه، که در آن تمام جوانب همکاریهای امنیتی میان پاکستان و افغانستان، بهویژه در امتداد مرز این دو کشور تلاش کنند. در بعد انتقال امنیتی کشورهای منطقه به درخواست نیروهای امنیتی افغانستان در زمینه تجهیز و آموزش نیز کارهایی صورت گرفته است که این تلاش در بعد جنگی و غیرجنگی میباشد که در این زمینه میتوان از کمکهای هند، روسیه و چین یادآوری کرد. برعلاوه نقش ایالات متحده امریکا نیز در بعد امنیتی برجسته است، لذا کمکهای امنیتی و هماهنگی میان کشورهای کمککننده، نیازمند دستهبندی اولویتها میباشد که نهادهای امنیتی افغانستان میتوانند این وظیفه را به عهده بگیرند. براساس این گزراش در بخش اقتصادی تلاشها جریان دارد تا منابع بشری رشد داده شود. در این میان، کشورهای مثل هند، چین و روسیه میتوانند نقش برجسته بازی کنند. در بعد اقتصادی نیز باید چارچوبی ایجاد شود که بتواند کشورهای روسیه، هند، چین و اتحادیه اروپا، جاپان و امریکا را به همکاریهای مشترک وادارد تا کشورهای متذکره بتوانند انتقال اقتصادی افغانستان را در مسیر توسعه و پیشرفت سوق دهند. همچنان براساس این گزارش، اکثریت کشورهای همسایه افغانستان به این عقیدهاند که کمککنندگان خارجی شبکههای تروریستی، یکی از فکتورهای کلیدی بیثباتی در افغانستان میباشند. همچنان داوود مرادیان، رییس انستیتوت مطالعات استراتژیک افغانستان که میزبان این نشست بود، در گفتگو با رسانهها گفت که منطقه، از افغانستان انتظارات مشخصی دارد و این خاستهها عبارت از مبارزه با قاچاق مواد مخدر و تروریسم میباشد. بهگفته وی کشورهای منطقه، افغانستان را خواستگاه تمام مشکلاتشان میدانند، در حالی که چنین نیست و نباید تمام مشکلات را برشانههای افغانستان انداخت.
سیا در افغانستان به کی چقدر پول داد؟ شبکه اطلاع رسانی افغانستان : در این اواخرکتابی بنام " فرست ان " و یا برای نخست در داخل که توسط یک مامور سابق سازمان استخبارات امریکا (سیا) بنام گری شرون نوشته شده است و یکی از پر خواننده ترین کتاب ها در امریکا بشمار می رود به چاپ رسیده است و دارای مطالب تازه ی از فعالیت های سیا در افغانستان می باشد. گری شرون که یکی از سابقه کار ترین و با تجربه ترین مامورسابق سیا در امور افغانستان و جنوب آسیا است، تقریباً در تمام دوران فعالیت 35 ساله اش، با مسایل افغانستان به شکلی از اشکال سر و کار داشته است. آقای شرون درست چند ماه قبل از کودتای خلق و پرچم در سفارت امریکا در اسلام آباد به حیث کارمند سیا شروع به کار نموده و آخرین ماموریتش رهبری نخستین تیم هفت نفری سیا، بنام "الاشه شکن"، درست چند روزی بعد از حادثه 11 سپتامبر در پنجشیر بوده است. به روایت آقای شرون او در زمان ماموریت اش در سیا تقریباً با تمام مهره های خورد و بزرگ سه دهه اخیر تاریخ افغانستان دیدار نموده و از احمد شاه مسعود و مسعود خلیلی بمثابه "دوست های نزدیک خود" یاد آور شده است. کتاب برای نخست در داخل، مجموعه ی از یاداشت ها، تحلیل ها و خا طرات آخرین ماموریت چهل روزه ی آقای شرون در سیا، از تاریخ 26 سپتمبر 2001 الی 4 نومبر 2001، در داخل افغانستان است. هر چند کتاب های متعددی از طرف مامورین سابق و یا ژورنالیست های نزدیک به سیا در مورد افغانستان در سال های اخیر به نشر رسیده است فقط یکی از ویژه گی های عمده این کتاب آن است که نویسنده ی کتاب از اکثر کمک های پولی سیا که در مدت ماموریت اش به" رهبران" و فرماندهان ایتلاف شمال وقت کرده به تفصیل یاد آور شده است، که خود جالب و بی سابقه است. زیرا معمول است که اداره استخباراتی آطلاعات امریکا در بسیاری موارد اجازه نشر مطالب را به تفصیل نمی دهد. با یاد آوری این نکته که هر چند این کتاب موارد ضدو نقیض زیادی را نیز داراست که می توان بگونه مثال از ادعای "بازسازی راه های کابل توسط دولت مجاهدین" یاد آور شد، و هم توسط یک جاسوس سابق سیا نوشته شده است، ولی باز هم افشا کننده ی حقایق تلخ یک دوره ای از تاریخ معاصر کشور مان محسوب می شود. در کتاب گری شرون ادعا کرده است که تقریباً مقدار 5 میلیون دالر را در مدت 40 روز به "رهبران" و مسوولین ایتلاف شمال وقت پرداخته است. هر چند می دانیم و می دانند که مبلغ فوق قطره ای از بحر بیکران کمک های سیا به نوکران رنگارنگش در افغانستان هم نمی تواند باشد ولی باز هم به مصداق -مشت نمونه خروار- لیست مفصلی را که کی از سیا از این مبلغ چقدر گرفته است، در ذیل تقدیم می گردد: انجینر عارف، که از طرف گری شرون "رییس دفتر استخبارات ایتلاف شمال"، معرفی شده است، مبلغ 500 هزار دالر در شب 26 سپتمبر 2001 ، باراک، پنجشیر، قسیم فهیم، یک میلیون دالر، به تاریخ 27 سپتمبر 2001، باراک، پنجشیر، انجینر عارف، 22 هزار دالر، به تاریخ 1 اکتوبر، 2001، و 10 هزار دالر به تاریخ 2 اکتوبر، باراک، پنجشیر، انجینر عارف، 250 هزار دالر، به تاریخ 7 اکتوبر، باراک پنجشیر قسیم فهیم، یک میلیون و 200 هزار دالر، به تاریخ 17 اکتوبر 2001 داکتر عبدالله، 250 هزار دالر، به تاریخ 17 اکتوبر 2001 قومندان عطا (فعلاً والی بلخ)، 250 هزار دالر، (پول به فهیم داده شده است تا به قومندان عطا فرستاده شود.) به تاریخ 17 اکتوبر 2001 گری شرون علت فرستادن پول به قومندان عطا را قهر بودن قومندان عطا با سیا بنابر پیوستن یک تیم دیگر سی ای ای بنام "ستاره" با دوستم در جنوب مزار شریف عنوان نموده می نویسد: احتمال درگیری قومندان عطا با دوستم تا زمانی که یک تیم سیا با دوستم بود، برای ما سخت نگران کننده بود. من خواستم با ارسال پول به عطا، مانع جنگ بین دوستم و قومندان عطا شوم و هم به نوعی واضح سازم که سیا با تمام فرمانده هان در یک مسافه قرار دارد. امید است روزی تمامی پول های داده شده ی سیا به "رهبران" خود ساخته و باد آورده ی روزگار، به این لیست افزوده گردد، تا سند محکمی باشد در دل تاریخ تاریک وخونین سه دهه اخیر کشور. پاسخ استاد سیاف به گری شرون اشاره: برخی نکات در بارۀ کتاب گری شرون و مبلغ 250 هزار دالری که استاد سیاف از وی «قبول» کرده بود. گزارشنامه افغانستان : من کتاب گری شرون کارمند ارشد سی آی ای، به ترجمه گری اسدالله «شفایی» را خوانده ام. قبل از انتشار متن فارسی آن، با استاد سیاف هم در بارۀ آن صحبت کوتاهی داشته ام. نوشتار « روایی» کتاب به همان میزانی که به نظر سخت خونسردانه وواقعی می آید، همانند کتاب «الاشه شکن» گری برینتسون، به شدت فیلتر شده نیز، هست. نام کتاب گری شرون در زبان اصلی انگلیسی ( First In) است. برش هایی ازین کتاب، درین سال ها، به ویژه روایت کوتاه صحنه پرداخت بسته های دالر به برخی مسئولان و فرماندهان «ضد طالبان»، از سوی بسیاری نویسنده گان و علاقه مندان درشبکه های مجازی همرسانی شده است. بنده نیز درین سال ها چند بار، همرسانی این برش خاص را مکرر کرده ام. این بار هم آن را برسبیل تکراری که چندان احسن هم نبود؛ به رسم بازگشت به یک تبادر ذهنی، گذاشتم. این که رضا مه سا این کار را «تاجک ستیزی» خوانده، برایم جای پرسش است. من در دادن یک تکه تاریخی، روح برهنۀ واقعیت ها ( یعنی حقیقت) را می بینم و زمانی که خبر از جایی مشخص می آید، داوری کارمصرف کننده و انتقال دهندۀ خبر نیست. همچنین گفته شده که چرا صحنۀ پرداخت 250 هزار دالر به سیاف را از قلم انداخته ام. واقعیت این است که تکه کنونی را از یک برگه یی (مثل لقمه تیار) برداشتم که همان تکه پرداخت به سیاف، از آن حذف شده بود. زیاد هم دنبالش نگشتم؛ با این استدلال ذهنی که، رهبران درزنده گی شان ازین بسته های بزرگ و کوچک بسیار گرفته اند وحالا ما با قارون های اسلامی- «افغانی» سروکار داریم. پیوست به این مطلب، لازم است مطلبی را حکایت کنم. شامگاه یک روز خزانی در 2009 ( یا اگر لغزش نکنم شاید سال 2010) در اقامت گاه «سیاسی» استاد سیاف واقع در خوشحال خان مینه، با وی گفت وگو داشتم. در آن زمان، روی کتاب «رد پای فرعون» کار می کردم. کتاب «جنگ اشباح» ترجمه انجنیراسحق را برایش دادم و گفتم ترکی الفیصل چیزی در بارۀ شما نیز نوشته است. ازکتاب گری شرون هم برایش اشاره یی دادم. نگاه هایش راست برچشمانم لنگر انداخت وگفت: شرون درکتاب خود چی نوشته؟ گفتم: از پول هایی یاد کرده که در آستانه هجوم امریکا به افغانستان برای شما و فهیم خان و انجنیرعارف پرداخته است! فوری سوال کرد: چقدر نوشته کرده بره مه؟ گفتم: 250 هزار دالر سیاف همان گونه که روی فرش چهار زانو زده بود، دست ها را روی زانوانش تپی زد و گفت: ای قدر پیسه ده نظر یک مامور معذور یا یک کارکن سی آی ای که به تنخواه حکومت زنده گی خوده می چلانه، شاید بسیار یک مبلغ کلان بیایه... مگر این مبلغ، درجنگی که ما ده استقامت گلبهار در دوره مقاومت پیش بردیم، در حد یک دهان نصوار بود. استاد سیاف سپس اضافه کرد که انجنیر احمد شاه مسعود از نظر خرج ومصرف جنگ دریک وضع بسیار مختنق قرار گرفته بود و من از دوره جهاد همان پول هایی را که پس انداز کرده بودیم، برای حفظ جبهات جنگ به ضد طالب در استقامت گلبهار- کابل به کار انداختیم. وی دقیق محاسبه کرد: خدا گردنم را نگیرد، سرجمع پیسه هایی که از بودجه تنظیم اتحاد اسلامی خرج جنگ شد، حدود 120 میلیون دالر بود. حالی که گری شرون از 250 هزار دالر گپ زده، کار خودش است. مه درهمان روز، چندان دلم نبود که پیسه ره تسلیم شوم... چرا که چندان مبلغی نبود... از یک گاو بزرگ یک «غدود» بود... و به خاطر یک سلسله نزاکت های جبهه از سر میز برداشتمش و به محافظین دادم. وی درفرجام با کمی برافروخته این چنین ختم کلام کرد: ملتی که خون خوده و زنده گی خوده نذر اسلام وعزت خود می کنه، سر دونیم دالر امریکا چی ری میزنه؟
یک مورد از گذشته پیرام قل ضیایی خواندنی است افغان پيپر : پیرام قل این دزد وحشی سال ها است که قتل و غارت می کند زندان شخصی دارد سال ١٣٧٩ متعلم صنف نهم در لیسه حضرت عمر فاروق ولسوالی رستاق ولایت تخار بودم. در آنزمان مثل امروز جو انارشی در کشور حاکم بود و در رستاق پیرام قل با باند دزدانش حکمروایی داشت. در روز شروع مکتب ما قرار بود پیرام قل شخصا برای افتتاح سال تعلیمی شرکت کند. ما منتظر تشریف آوری این شاهنشاه جنگسالار بودیم. او با بادیگاردهایش که چهره های مضحک و وحشتناک داشتند وارد محوطه مکتب شد. شاگردان به حکم اداره مکتب صف بسته بودند تا سخنرانی این دانشمند قتل و چپاولگری را بشنوند! وقتی پیرام قل به متعلمینی که عدهای با پیراهن و تنبان و تعدادی با پتلون و یخن قاق حضور داشتند نظر انداخت بصورت برافروخته گفت، اینهایی که پتلون به تن دارند فردا این لباس کافری را دور انداخته با لباس مسلمانی بیایند، آنگاه من به شما سخنرانی خواهم کرد و بدینصورت مراسم افتتاحیه را یکروز به تعویق انداخت. فردایش که اکثریت با پیراهن و تنبان حضور به هم رسانیده بودند چند تنی هم که بی خبر از روز قبل هنوز مرتکب جرم پتلون پوشی شده بودند از ورود شان به داخل مکتب جلوگیری شد. مثل روز قبل باز پیرام قل آمد و طی سخنرانیاش در کنار تعریف و تمجید از خود و مجاهدانش، گفت «فیزیک مزیک را دور بیاندازید، قرآنکریم و مضامین دینی بخوانید که در روز آخرت به درد تان می خورد.» از آن تاریخ بیش از دوازده سال می گذرد، اما مردم رستاق و سراسر تخار هنوز هم در سایه تفنگ، فساد، استبداد و زورمداری پیرام قل و جنگسالاران همجنس اش بسر برده و زندگی برای مردم بیواسطه و فقیر شکنجه بار و دردناک است. فقط تفاوت امروز با یک دهه قبل این است که اینان یگان کلمات لوکس «دموکراسی»، «انتخابات» و غیره را نیز یاد گرفته اند و با آن بازی میکنند. پیرام قل و دیگر قوماندان های غارتگر و آدمکش که از راه رذالت و چپاول و فساد و قاچاق مواد مخدر به میلیونر ها مبدل شده اند، در حرمسرای خود چندین زنی را که به زور به عقد خود درآورده اند دارند و هرکدام بیشمار اولاد دارند که جوان های شان در جنایت با والدین تمرین قتل و آدمکشی می کنند. اینان حتی بعضی اولاد های جوان شان را برای تحصیلات عالی به خارج از کشور فرستاده اند تا "فزیک مزیک" بخوانند و با کسب دانش، با شیوه های عملیتر و نافذتر در کوبیدن مردم فقیر و نگهداشته شده در جهل و بیسوادی در کنار پدران شان نقش ادا کنند. این گرگ زادگان شیوه های نوین استبداد را میآموزند و اکثرا وقتی به منطقه برمی گردند همچون شاهزادگان مملو از تکبر و غرور بر مردم ستم روا داشته، آنان را تحقیر و توهین می کنند. در مورد دیگر پسران پیرام قل زیاد نمیدانم، اما یکی به نام خلیل ضیایی در ترکیه مصروف تحصیلات عالی است و دیگرش به نام بشیر ضیایی در هندوستان و اینان با همان لباس «کافری» که پدر شان ما را از پوشیدن آن منع می کرد، با ژست های گوناگون عکس میگیرند و در صفحات فیسبوکی شان به رخ دیگران می کشند. پیرام قل و همقطارانش که مرگ خود را در آگاهی ملت می دانند، هر تلاشی را به خرج می دهند تا جوانان و مجموع ملت در جهل و بیسوادی بمانند. او در کنار فساد و چپاول دارایی های ملت، حتی از بودجه معارف و پول تعلیم و تربیه اولاد وطن می زند. در سال ١٣٧٤ ملل متحد به خاطر اعمار مجدد لیسه ولسوالی رستاق مبلغ 6 میلیون و دوصد هزار افغانی كمك نمود، اما پیرام قل در همدستی با والی وقت تخار، تمامی این پول را به جیب زدند و حتی از مردم نیز با تهدید و زور به نام تعمیر لیسه کافی پول جمع اوری کردند. امروز هم وضعیت تعلیم و تربیه در مکاتب تحت اداره این شیاطین در تخار و چه بسا سراسر افغانستان بحرانی است و عملا درس و تعلیم وجود ندارد و از امکانات ابتدایی برای شاگردان خبری نیست. در طول جهاد که پیرام قل با حزب اسلامی گلبدین روابط داشت در همدستی با ملا نادر مشهور به نادر جلاد و مولوی عبدالحلیم به ترور روشنفکران تخار پرداخت و به مجرد دستگیری هر فرد روشنبین و آگاه فوری به قتل او مبادرت می کرد. چندین بار مردم اعتراض کنان به او مراجعه کردند که دست از کشتن انسان های مسلمان و شریف بردارد اما او جواب داد «اگر مسلمان باشند به جنت می روند و اگر کافر باشند به دوزخ. من یقین دارم که خودش به دوزخ می روند. مورد دوم از جنایات پیرام قل در رستاق بغلان داستان های وحشتاک قتل و قساوت باند پیرام قل بیشمار است. یکی از نمونه های دردآور آن اختطاف دو کودک به نامهای محمد یوسف ۶ ساله و فریدون ۷ ساله بود که به تاریخ ۴ ثور ۱۳۸۴ توسط تفنگ بدستان تحت قومانده پیرام قل صورت گرفت. این ستمکاران دو کودک معصوم را فقط به خاطر عدم اطاعت پدر شان (نجیب الله) از اوامر پیرام قل به قتل رسانیده و بعد اجساد شانرا در بوجی نموده به دريای کوکچه انداختند. این جنایت باورنکردنی تظاهرات وسیع و خشم اگین مردم به جان رسیده رستاق را به دنبال داشت و حتی نمایندگان مردم به کابل آمده به ملاقات کرزی رفتند تا آنان را از شر پیرام قل و نیروهای وحشیاش نجات دهند، اما باوجود وعده و وعید های کرزی تا امروز هیچ تغییری در اوضاع نیامده و همچنان این غداران بر سرنوشت مردم حاکم اند. نجیب الله پدر این دو کودک می گوید وقتی او تصاویر پسرانش را به کرزی نشان داده و با گریه جریان قتل فجیع آنان را تعریف نمود، کرزی با خونسردی برایش گفته است، «حال کاری نمیشود برو دیگر اولاد بیاور!» در میزان ١٣٩٠ گور دستجمعیای در روستای «سیآب» ولسوالی رستاق کشف گردید که در یک مغاره موقعیت داشت. بقایای اجساد ده ها تن از این گور بیرون کشیده شد. همه مردم رستاق می دانند که این مغاره در جریان جنگ های داخلی شکنجهگاه پیرامقل بود و او مسوول قتل ده ها تن به شمار می رود ولی نه کمسیون حقوق بشر در اینباره کوچکترین عکسالعملی نشان داد و نه هم دولت کرزی. در یک قضیه دیگر ظلم و ستم پیرام قل، پسران نمازبای هریک حبیب الله و احمد خان سال گذشته به کمسیون حقوق بشر، دادستانی تخار و شخص کرزی عارض گردیدند که «در زمان حکومت ربانی، پدرم نماز بای، برادرم فیض الله و پسران کاکایم شاه مراد خان بیک مراد به تاریخ ١٠ سنبله ١٣٧٢ بدون موجب توسط هریک پیرام قل، سبحان قل، قومندان سلیم در ساحه لنگر آبی ولسوالی رستاق به طور بیرحمانه به قتل رسیدند. همچنان دو دربند حویلی نشیمن در شهر جدید رستاق و مبلغ 500 هزار افغانی پول سابقه و دو راس اسپ و غیره اموال خانه ما را تاراج نموده اند.» هرچند دفتر کرزی قضیه را به دادستانی محول نمود اما مثل هزاران حکم دیگر کرزی در زیرخانه های محاکم افغانستان پوسید و کسی تا به امروز به داد این خانواده و بیشمار دیگر قربانیان پلشتی ها و خونخواری های پیرام قل و دیگر جنگسالاران حزب اسلامی، جمعیتی و دوستمی که به زور تفنگ و پست های دولتی شان مردم تخار را بیچاره ساخته اند نمیرسد.
نهادهای امنیتی اسلامآباد در جستجوی شبکه «نظامیان فراری» افغانستان در پاکستان روزنامه پاکستان نوشت که نهادهای امنیتی این کشور تصمیم گرفتهاند تا در مورد شبکه سازماندهی شده با نام «نظامیان فراری» افغانستان مقیم پاکستان تحقیق کنند.به گزارش خبرگزاری تسنیم به نقل از امت نیوز، نهادهای امنیتی پاکستان در مورد نظامیان فراری افغانستان مقیم پاکستان تحقیق میکند که گفته میشود در قاچاق سلاح و کمک به سازمانهای اطلاعات هند (راو) دست دارند. روزنامه پاکستانی مدعی است که این تصمیم نهادهای امنیتی پاکستان بر اساس اعترافات دو جاسوس بازداشت شده سازمانهای اطلاعاتی افغانستان (ان دی اس) و هند (راو) گرفته شده است. بر اساس این گزارش، جاسوسان سازمانهای اطلاعات هند و افغانستان اعتراف کردهاند که به اصطلاح نظامیان فراری افغانستان که در حال حاضر در پاکستان بسر میبرند، نقش مهمی در فعالیتهای ضد پاکستانی دارند. سازمان اطلاعات افغانستان از این نظامیان برای نفوذ در طالبان افغان نیز بهره برده است. این دو جاسوس در اظهارات خود فاش کردند که کارمندان نظامی افغانستان که پس از ارتش و پلیس در سازمان اطلاعات این کشور استخدام میشوند، طی شایعاتی به ظاهر از نهادهای امنیتی افغانستان فرار میکنند و به گروههایی مانند طالبان پناه میبرند تا بتوانند از این طریق نفوذ کنند. روزنامه مینویسد: این نظامیان فراری پس از مدتی در بین حامیان طالبان در پاکستان نیز نفوذ میکنند. منابع میافزاید که برخی از این نظامیان فراری جزئی از سازمان اطلاعات هند شدهاند و سلاح را پس از قاچاق از افغانستان به گروههای تجزیه طلب ایالت «بلوچستان» و تحریک طالبان در پاکستان میرسانند. امت نیوز نوشت که نهادهای امنیتی پاکستان برای یافتن این شبکه تلاش میکنند. منابع میگویند که تعداد نظامیان فراری ارتش افغانستان صدها نفر است و در مناطق مختلف «کویته» و حومه، «پشین»، «قلعه سیف الله»، «قلعه عبدالله»، «لورالای»، کراچی و «پیشاور» پاکستان مستقر شدهاند. رسانههای پاکستانی علاوه بر بازداشت «کلبهوشن یاداو» کارمند رسمی نیروی دریایی هند، چندین بار اخباری مبنی بر دستگیری افغانها به اتهام جاسوسی برای سازمان اطلاعات افغانستان منتشر کردهاند.
نگاه مسکو به آسیای مرکزی باید تغییر کند/ وحدت نخستین چالش اتحادیه اوراسیا به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در بیشکک، «ارکادی دوبناف» کارشناس علوم سیاسی روسیه و آسیای مرکزی در اجلاس علمی در مسکو وضعیت آسیای مرکزی و ابرازهای متحد شدن کشورهای این منطقه را مورد بررسی قرار داد. وی گفت: دولتمردان روس و ژاپن مانند دولتهای غربی از جمله آمریکا و اتحادیه اروپا کشورهای آسیای مرکزی را به عنوان یک منبع درآمد و منطقه ژئوپلتیکی برای خود میدانند و از نظر این کشورها هیچ فرقی بین دولتهای آسیای مرکزی نیست. دوبناف افزود: روسیه و کشورهای غربی کشورهای آسیای مرکزی را به عنوان منبع نیروی کار، محلی برای استخراج مواد خام و بازاری برای فروش محصولات خود محسوب میکنند که بسیاری از کارشناسان منطقه از جمله «مورتبیک امانعلیف» و «والنتین باگاتیریاف» این موضوع را تائید میکنند. مشکلات وحدت اتحادیه اقتصادی اوراسیا کارشناس روس ادامه داد: پس از فروپاشی شوروی و استقلال کشورهای آسیای مرکزی متاسفانه مقامات این کشورها نتوانستند انسجام کافی و اتحاد در بین کشورهای خود ایجاد کنند. وی با اشاره به مشکلات وحدت اتحادیه اقتصادی اوراسیا افزود: اتحادیه اقتصادی اوراسیا در ژانویه سال 2015 و با ابتکار قزاقستان و روسیه پدیدار شد، ضمن آنکه بسیاری از نخبگان سیاسی کشورهای آسیای مرکزی این پروژه را به عنوان تلاش «مسکو» برای ایجاد سیستم شبیه به شوروی سابق با رهبری روسیه و یک تهدید برای منافع سیاسی و مالی برشمردند. دوبانف عدم برنامه ریزی در درازمدت برای اتحادیه اوراسیا از مشکلات اساسی این سازمان عنوان کرد. عدم توانمندی سازمان پیمان امنیت جمعی کارشناس روس ادامه داد: اگر عملکرد سازمان پیمان امنیت جمعی که چتر نظامی- سیاسی اتحادیه اقتصادی اوراسیا است را مورد بررسی قرار دهیم، معلوم میشود که در حال حاضر این سازمان نمیتواند درگیریهایی مانند اوکراین، جنگ در سوریه، تنش بین روسیه و ترکیه و تشدید وضعیت در «قرهباغ» را حلوفصل کند. وی عنوان کرد: به عنوان مثال موضع رسمی بلاروس در خصوص تشدید وضعیت در «قرهباغ» و پشتیبانی از «باکو» به یک سری درگیریهای دیپلماتیک با ارمنستان منجر شد، ضمن آنکه قزاقستان و قرقیزستان موضع بیطرفی را اتخاذ کردند، روسیه سعی در انجام نقش میانجیگری بین طرفین درگیری را بر عهده داشت اما حتی اگر میانجیگران بینالمللی بتوانند به منطقه درگیری دسترسی یابند به احتمال زیاد آن سربازان، نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی نخواهند بود. دوبناف اشاره کرد: باید دانست که سیاستمداران کشورهای آسیای مرکزی نیروهای ویژه و سریع سازمان پیمان امنیت جمعی را تنها به عنوان آخرین ابزار برای حفظ قدرت و در صورت بروز موارد اضطراری کنار گذاشتهاند. وی افزود: استفاد از نیروهای سازمان پیمان امنیت جمعی در موراد خاص و اضطرای مدتی است که با افزایش اطلاعات در مورد ورود احتمالی شبهنظامیان از طرف افغانستان تقویت شده اما همه اطلاعات بدست آمده در استانهای شمالی افغانستان نیز نشان میدهد تحرکات شبهنظامیان مشکوک است. کارشناس روس اشارهای به تحولات در مناطق «دانبس» و «کریمه» در اوکراین کرد و افزود: این حرکت بر روند ساختار اتحادیه اقتصادی اوراسیا ضربه بزرگی وارد کرد و اقدام «مسکو» در مورد دفاع از منافع افراد روسزبان خارج از روسیه باعث نگرانی در قزاقستان شد ضمن آنکه «آستانه» مجبور به حفظ موضع میانه در خصوص حفظ روابط همسایگی با «مسکو» و گروههای رادیکالی قزاق پس از این تحولات است. دوبناف در ادامه با اشاره به سخنان «نورسلطان نظربایف» رئیس جمهور قزاقستان در آمریکا که رابطه مسکو برای آستانه همانند روابط با اتحادیه اروپا و چین تنها بخشی از سیاستهای خارجی این کشور است، افزود: سخنان نظربایف نشان میدهد که قزاقستان در حال حاضر اتحادیه اقتصادی اورسیا را تنها راه انحصاری برای ایفای یک نقش میان مدت برای توسعه کشورش میداند. وی ادامه داد: به احتمال زیاد در آینده نزدیک تاجیکستان نیز عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا شود زیرا «دوشنبه» شاهد استفاده مؤثر قرغیزستان از عضویت خود در این اتحادیه است و شهروندان قرقیزستان به طور آزادانه در روسیه بدون ثبتنام و یا مشکلات دیگر کار میکنند ضمن آنکه مقدار انتقال پول مهاجرین کاری که خارج از کشور مشغول کار هستند تقریبا برابر بودجه تاجیکستان میباشد. قرغیزستان متحد استراتژیک روسیه کارشناس سیاسی روس ادامه داد: پیوستن قرغیزستان به اتحادیه اقتصادی اوراسیا این موضوع را بیان میکند که همچنان مسکو در آسیای مرکزی و به خصوص قرغیزستان دارای نفوذ بالایی است. وی اظهار داشت: در حال حاضر بیشکک یکی از قابل اطمینانترین شرکای «مسکو» میباشد ضمن آنکه «الماسبیک آتامبایف» رئیس جمهور قرقیزستان با توجه به اشتباهات «قرمانبیک باقی اف» رئیس جمهور سابق این کشور که به سرنگونی وی منجر شد، همواره سعی در انجام سیاستی متوازن و احیای روابط با روسیه دارد. کارشناس روس گفت: آتامبایف در مذاکرات با سران روسیه به خوبی از منافع خود دفاع میکند، به عنوان مثال در پیوستن به اتحادیه اقتصادی اورسیا وی شرایط مطلوبی برای کشورش به دست آورد ضمن آنکه رئیس جمهور قرقیزستان به طرز ماهرانهای تعادل بین روسیه و چین را با وجود افزایش مداوم نفوذ چین در این کشور حفظ مینماید. دوبانف ادامه داد: برای حدس زدن نفوذ کلی چین در قرغیزستان در نظر گرفتن واقعیتی که 30 درصد اقتصاد این کشور وابسته به وامهای چینی هستند، کافی میباشد و از طرفی «مسکو» سالانه بودجه قرغیزستان را با اعطای وامهای بیبهره پشتیبانی میکند، بتازگی «بیشکک» 30 میلیون دلار کمک مالی از روسیه دریافت کرد. کارشناس روس عنوان کرد: در مدت اخیر اعتراضی توسط مقامات قرغیزستان به روسیه به علت انصراف روسیه از ساخت پروژه نیروگاه برق- آبی در جنوب قرقیزستان عنوان شد. همچنین در ماه ژانویه سال جاری پارلمان قرغیزستان توافقنامه ساخت نیروگاه برق- آبی با روسیه را به علت عدم تامین مالی آن لغو کردند. کارشناس روس با اشاره به اتفاقات مذکور و روابط بین مسکو و بیشکک اظهار داشت: در قرغیزستان نیز گروههای رادیکال و مخالف با روسیه هستند از جمله آن این افراد سعی در بیاعتباری روسیه با استفاده از حوادث تلخ تاریخی از جمله نسلکشی مردم قرغیز در سال 1916 توسط امپراتوری روسیه در آن زمان دارند که این واقعیت برای دولت قرغیزستان بسیار نگرانکننده است ضمن آنکه مراسم عزاداری برای کشتهشدگان آن حوادث قرار است در ماه آگوست سال جاری با حضور مقامات روسیه برگزار شود که این گامی بسیار عاقلانه جهت خاموشی درگیریهای سابق خواهد بود. وی در پایان افزود: با توجه همه مشکلات و نفوذ کشورهای غربی ولی همچنان اکثریت مردم آسیای مرکزی گرایش به روسیه دارند و مسکو باید از این فرصت به بهترین نحو استفاده کند.
گزارش نیویورک تایمز از وضعیت قدرت داعش نیویورک تایمز نوشت: تاکنون ۲۵ هزار جنگجوی داعش کشته شده اند و میلیون ها دلار پول نقدی که شبه نظامیان چپاول کرده اند، خاکستر شده است. به گزارش «انتخاب»، این نشریه آورده است: نیروهای عراقی و کرد حدود ۴۰ درصد اراضی تحت کنترل داعش در عراق، و نیروهای تحت حمایت غرب بخش های قابل توجهی از مناطق در اختیار این گروه در سوریه را پس گرفته اند. اما این مهم، تاثیری در جلوگیری از گسترش داعش در اروپا، شمال آفریقا، و افغانستان نداشته است. حملات داعش در بروکسل و استانبول و دیگر شهرها تاییدی است بر حرکت رو به گسترش این گروه تروریستی. در میان مقامات و کارشناسان آمریکایی حسی از احتیاط در اظهار نظر نسبت به توفیق در جنگ با داعش که احتمالا سال ها ادامه خواهد داشت دیده می شود. آنتونی بلینکن، قائم مقام وزارت خارجه آمریکا، در گزارشی به قانونگذاران آمریکایی، گفت: "با وجود پیشرفت تلاش های ما در شکست داعش در خط مقدم جبهه جنگ، ما می دانیم که برای اثرگذاری کامل نخست باید مانع گسترش افراط گری خشونت آمیز شویم. ما باید جذب نیرو، افراطی شدن، و بسیج مردم به ویژه جوانان برای درگیر شدن در فعالیت های تروریستی را متوقف کنیم." آمریکا و شرکای اروپایی اش اینک باید پا به مرحله ای به مراتب دشوارتر در مقابله با گروهی بگذارند که برای راه انداختن حمام خون در غرب به منابع به نسبت اندکی نیاز دارد. جاناتان شنزر، تحلیلگر پیشین امور مالی در تروریسم در وزارت خزانه داری آمریکا، می گوید: "شکست حضور رسمی نظامی یک گروه تروریستی خطر حملات سلول های مستقل کوچک در غرب را به شکلی جدی تخفیف نخواهد داد." جاناتان شنزر که اینک در "بنیاد دفاع از دموکراسی ها" فعال است معتقد است حمله به غرب پول زیادی نمی خواهد، هزینه حملات تروریستی به بروکسل شامل مواد و مکان لازم برای ساخت مواد انفجاری حدود ۱۰ تا ۱۵ هزار دلار برآورد شده است: "می توان داعش را در مناطق تحت کنترل اش شکست داد ولی خود داعش را نمی توانید شکست دهید. ایدئولوژی جهادی تغییر شکل داده و به حیات اش ادامه خواهد داد." هر چند بعضی مقامات سعی کرده اند حملات اخیر داعش در اروپا را نشانه ای از استیصال این گروه در نتیجه شکست های نظامی اخیرش تحلیل کنند اما گروه کثیری از مقامات و کارشناسان خشونت های اخیر را نشانه ای از این می دانند که داعش مشکلی نیست که به سرعت و به سادگی بتوان بر آن غلبه کرد. مقامات در اروپا و آمریکا اذعان دارند که داعش با غارت بانک ها در سوریه و عراق حدود یک میلیارد دلار وجه نقد به دست آورده و ثروتمندترین گروه شبه نظامی تاریخ محسوب می شود. داعش گذشته از حملات تروریستی اش در ترکیه و دیگر نقاط می تواند به حملات قابل توجهی چون ربودن ۱۷۰ کارگر کارخانه سیمان در نزدیکی دمشق دست بزند. هر چند حقوق جنگجویان در موصل و رقه، پایتخت غیر رسمی داعش در عراق و سوریه، به نصف تقلیل پیدا کرده است اما مقامات آمریکایی می گویند داعش با اخاذی و گرفتن مالیات از مردم هزینه جنگجویان اش را تامین می کند. مقامات آمریکایی معتقدند استراتژی دو لبه برای محدود کردن داعش در عراق و سوریه ضمن قطع منابع مالی اش موفقیت آمیز بوده است. در حملات هوایی آمریکا علیه داعش موسوم به "عملیات موج مهیب ۲" که از اکتبر گذشته به این سو انجام می گیرد چاه های نفت، پالایشگاه ها و تانکرهای سوخت هدف قرار گرفته است و در نتیجه درآمد داعش از طریق فروش نفت به یک سوم تقلیل یافته است. داعش در زیر این حملات شهرها و روستاهایی از جمله رمادی را از دست داده است. عمر الشیشانی (عمر چچنی)، وزیر جنگ داعش، و عبدالرحمن مصطفی القادولی، یک فرمانده ارشد این گروه، در حملات هوایی آمریکا در هفته های اخیر کشته شدند. در یک عملیات ویژه نیروهای آمریکایی در ماه فوریه، سلیمان داود العفری، یک متخصص تسلیحات شیمیایی داعش، دستگیر شد. در عین حال، مقامات غربی قبول دارند که داعش توانسته است برای بسیاری از رهبران اش جایگزین بیابد. در کنار استراتژی نظامی، تلاش ها برای متلاشی کردن شبکه مالی داعش در جریان است. وزارت خزانه داری آمریکا و همتایان اروپایی اش از عراق خواسته اند فعالیت بانک های مناطق تحت کنترل داعش و انجام مبادلات بین المللی آن ها را ممنوع کند تا همه چیز از طریق بانک مرکزی عراق انجام بگیرد. افراد و گروه های وابسته به داعش در لیست سیاه تحریم های مالی بین المللی قرار گرفته اند. مقامات آمریکایی همچنین دولت عراق را مجاب کردند تا پرداخت حدود ۱۷۰ میلیون دلار حقوق به افرادی که در مناطق تحت کنترل داعش زندگی می کنند را متوقف کند. داعش دستکم ده درصد از این حقوق را مالیات می گرفته است. سقوط قیمت نفت به حدود بشکه ای ۴۵ دلار هم در کاهش درآمد داعش موثر بوده است. سال گذشته در همین زمان بهای هر بشکه نفت حدود ۶۰ دلار بود. نیروهای ائتلاف همچنین دست کم ۱۰ انبار ذخیره وجوه نقد داعش را هدف حملات هوایی قرار داده و ده ها میلیون دلار را خاکستر کرده اند. یک ساندویچ فروش سیار در موصل می گوید: "این روزها وضع تغییر کرده است و کمبود پول در موصل دیده می شود." یک مهندس بازنشسته در همین شهر می گوید فکر نمی کند داعش دوام بیاورد: "فسادی که داعش مرتکب می شود آغاز پایان آن است." با این وجود، "درک کولت"، یک مقام سابق پنتاگون در دولت اوباما، معتقد است "هیچ کس اعلام پیروزی نخواهد کرد”، داعش "معضلی مزمن خواهد بود که ما با آن همچنان درگیر خواهیم بود."
برای ورود روی نوشته فوق کلیک کنید
|
|
+ نوشته شده در
۱۳۹۵/۰۱/۳۱ساعت 1:42 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|