با درود های گرم و اندوهء بی پایان !
یکسال قبل بتاریخ ۲۴ /دسمبر / ۲۰۲۰ دست ویرانگر اجل گل شکوفای زندگی و پرواز کبوتر سپیدبال آرزوهای برادرم « عزیزالدین عزیزی» را پرپر کرد و اندوهی بیکران بر قلوب داغدار ما گسترد. زیرا برادر، ارشدم پس از پدر پشتوانهء قوی و مستحکمی برای هر یک از اعضای خانواده ما بود و با سفر بی برگشت خود زندگی ما نیز چندان روشنایی را لمس نمی دارد. یکسال در نبودش درد و رنج بیشمار کشیدم و تا اکنون باورم نمی شود چنان مردی با قامت استوار و روح سرشار از ایده و آرمان به یگبارگی در طی هزاران خروارخاک و برای همیش بخوابد، آری تقدیرهریک ما همین است، جز صبرچاره ء نیست به قول سعدی(َع ).
بخت بازآید از آن در که یکی چون تو درآید = روی میمون تـو دیــدن در دولت بـگشایــد
صبـــر بسیــار بـبـایــد پــدر پـیـر فلـک را = تا دگـر مـادر گیـتـی چـو تـو فرزنـد بـزایـد
سینه معصوم «عزیزی» از عشق به رنجبران برای آزادی، ترقی ، تعالی و عدالت اجتماعی پر بود، شخصی که تا لحظه های مرگش، تمام غم و غصه هایش را در طی قلبش غنوده نگهداشت و به کسی درد های واقعی و درونی را باز گو نمی کرد، از دست آدم های دو پا و دو دست و اما فارغ از احساس ووفا، نه یکبار که بارها دلش را شکسته بودندغصه مند بود و با دل پر غصه و خون رهسپار ابدیت شد.
برادرم ! بخواب که برای ابد راحتی و اما اینجا دنیای که ما زندگی داریم هیچ چیز تغییر نه نموده هنوز آدم های بی وفا و دل شکسته زیاد هستند به مانند شبی می مانند که ستارگانش نه یک بلکه صدها بمن از راه دور چشمک می زنند واما چون آفتاب ، نور و روشنایی گرم کننده ندارند. آنطوریکه تو آرزو داشتی برآورده نشده یعنی محبت، دوستی وفا، وعیاری خیلی کم رنگ تر از دیروز است، زیاد آدم های دوپا و دو دست حرفهای روبنایی می زنند و حرف های خیلی چرب و گرم میان یکدیگر تبادله میدارند ولی چند روز بعد تو گویی فراموششان میشوند که چه بر زبان آورده بودند به یک خلاء کوچک پوستین می سوزانند. در حالیکه زمان تو این چنین نبود، گفته اند:« بد از بدترش توبه ..».
من مرد شکسته دل و داغدیدهام = کز ماتم برادر خود قــد خمیدهام
عزیزان و یاران ! حرف های بیشمار و لایتنایی دارم واما ترس از آن دارم که بیقراری من روح پاک برادرم را آزرده خواهد ساخت و این درد به دل نمیگنجد و تنها اشکها میتوانند تسلی خاطرمن باشند، کنون ضرب المثلی بیادم آمد که گفته اند :« یکی خانه اش آتش گرفته بود و دیگری بر آتش گنجشک کباب می کرد ».
در مورد زنده یاد« عزیزی» میتوان زیاد پرداخت و هر برگه زندگی شان مشحون از کار و پیکار است زیرا زنده یاد مربوط به خانوادهء از مبارزینی بود که جانهای شرین شانرا در راه ترقی و تعالی افغانستان توسط رژیم های سیاه و منفور از دست دادند .
رفتی ز دیده و داغت به دل ماست هنوز = هرکجا مینگرم روی تو پیداست هنوز
آنقدر مهر و وفا بر همگان گردی تو = نام نیکت همه جا ورد زبانست هنوز
زنده یاد «عزیزالدين عزيزی» را بسیاری از رفقا ، دوستان و یاران و اقوام می شناسند که اگر لازم دانستند خواهند نوشت ، زیرا عزیزی با سلوک نیک و کرکتر عالی که داشت میان فراوان عیاران منزلگاه شامخ داشت.
در اخیر یکبار دیگروفات برادرم «عزیزی» را برای بازماندگان، خانواده،رفقا و دوستان صبر و تسلیت عرض میدارم و آرزو دارم تک تک شما عزیزان با صحتمندی و موفقیت زیست بدارید./ « سراج ادیب»