![]() |
![]() |
|
| محلی برای اندیشیدن و روشنگری |
|
مشخصـات نام كتاب : طعم ناخوشاينداستعمار مؤلف: سراج الدين اديب نوبت چاپ: اول تاريخ چاپ : حوت 1382 خورشيدي تيراژ : 1000 جلد صفحه آرايي طبع و نشر: بنگاه امنتشارات ميوند. كتابخانهء سبا كابل: چهارراهي صدارت، تيلفون 2200455 و 2103569 موبايل: 7028 4954و 070295214، ژست بكس : 5225 پيشاور: دهكي نعلبندي، بازار قصه خواني، تيلفون 2565520 موبايل : 3005946328، ژست بكس: U.P.O. Box – 795 E- mail: maiwand@ asia. حق چاپ محفوط است
فهرست عناوين مضـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــمون صفحه عنوان، مشخصات، فهرست الف – ز اهداُ ، پيش نويس، مقدمه
فصل اول تشكيل امپراتوريهاي هسپانيا و پرتگال ـ پيدايش تمدن و فر هنگ 1 - اقوام سامي/ ملل يونان و روم 2 - ظهور مسيحيت 5 - انجيل متي/ مرقص/ لوقا/ يوحنا 6-7 - كنستانتين پول( قسطنطنيه ) 8 - حضرت محمد 10 - شارلمارتيل 12 - نورمنها/ نهضت علمي مسلمانان 13 - سلجوقيان 16 - جنگهاي صليبي 17 - هجوم چنگيز خان مغل 19 - تر كان عثماني 20 - مبارزه مذهبي 21 - نهضت رنسانس و اصلاح مذهبي لوتر 23 - هسپانياي ها به سوي سرزمينهاي طلا 29 - هجوم به سرزمين جديد وغارت - تمدن هاي سرخ پوستان 34 - امريكاي مركزي 39 - امريكاي جنوبي 40 - امريكاي شرقي و شمالي 42 - پرتگالي ها و افريقا 44 - تجارت برده 47 - هندوستان/ قاره آسيا 50
فصل دوم اضمحلال امپراتوريهاي هسپانيا وپرتگال - نفوذ استعمار انگليسها در چين و جاپان 54 - انگلستان و تشكيل فرامسيونها 57 - انقلاب صنعتي اروپا 62 - عصر روشنگري 68 - فلسفه اقتصاد، در عصر روشنگري 75 - انقلاب در فرانسه 78 - رقابت جمهوري فرانسه باامپراتوريهاي بزرگ 82 - قدرت و شكست امپراتوري ناپليئون بناپارت 85 - بازار تجارت در كشور هاي تازه به -
فصل سوم استعمارگران در افريقا و آسيا - افريقا 104 - الجزاير 105 - تونس 109 - نيجيريه/ كنيا/ يوگندا/ تانزانيا 111 - افريقاي جنوبي 112 - ناممبيا/ كانگو/ مراكش/ انگولا/ موزانبيق - / ايتوپي/ سومالي/ لايبريا 115 - استعمار گران در آسيا - هند 118 - برما و چين 121 - مداخله گران در افغانستان 123 - هنوچين/ ويتنام/ جاپان 126 - جاپان 129 - تقسيم مجدد جهان و جنگ استعماري 130 - انقلاب چين 131
فصل چهارم امپراتوري عثماني 133 - نيمه مستعمره شدن عثماني 137 - مصر 143 - نفت يا ماده سياه / ايران 149 - تراستها 151
فصل پنجم رقابت هاي مستعمراتي بين قدرتهاي بزرگ اروپا 161 - جنگ جهاني اول 164 - انقلاب اكتوبر در روسيه 173 - كشور ها در قيموميت اروپائيان 184 - تجزيه عثماني و ظهور تركيه نو 184 - ايران 186 - قيامها و جنبشهاي اعتراضي توده اي 188
فصل ششم آغاز قرن بيستم / ظهور هيتلر 195 - جنگ جهاني دوم 204
فصل هفتم - استعمارنو 219 - تغير استراتيژي در ابر قدرتها ( امريكا – شوروي ) 222 - انقلاب در چين 223
نتيجه : نظريات چندي از جامعه شنا سان تطبيقي تاريخ در زمينهء دگر گوني هويت هاي سياسي فرهنگي اروپا 237 - انقلاب ليبرالي در انگلستان 238 - ارمانهاي فرانسه براي جمهوري ونو آوري بريتانيا 238 - تجربه نو سازي از بالا در المان 239 - پايداري رژيم هاي پيشين 239 تا242 - از دست رفتن اطمينان خاطر هاي - سياسي و فرهنگي اروپا 242 - پايان قرن بيستم 242 تا244 - تحولات سياسي، اقتصادي در اروپا 244 تا246
جنگها را بشناسيم - جنگ 247 - جنگ داخلي / جنگ دوم جهاني 248 - جنگ رواني/ جنگ سرد 250 - جنگ كبير ميهني اتحادشوروي 251 - جنگ كثيف 252 - جنگ منطقوي 253
پيوند هاي فصل اول 1- پيدايش تمدن و فرهنگ 254 2ـ ابراهيم نبي 256 3- اوستا 258 4- ارسطو 259 - افلاطون / سقراط 259 5 – يهوديان 259 6- حضرت عيس مسيحي 262 7- تجارت زنان زيبا روي 264 8- حضرت محمد 264 9- بيزانس 267 10- قرون وسطي 267 11- قرون جديد 267 12- قرون قديم 268 مرتب با كتاب : دوران ماقبل تاريخ / قرون معاصر 268 13- ابن سينا 268 14- 15- جنگهاي صليبي 268 16 – شريف ادريسي 270 17- ابوريحان بيروني 270 18- قاره آسيا 270
- قاره افريقا 271 - قاره امريكا 272 - قاره اروپا 272 - قاره اوقيانوسيه 273 - قارهء قطب جنوب 273 19- آئين بودايي 273
پيوند هاي فصل دوم - استعمار 274 20- استثمار 276 21- ليبرليزم 277 22- فزيو كراسي 278 23- روياليستها 279 24- داروين 279
پيوند هاي فصل سوم 25 – بيسمارك 280 26 – نا سيوناليزم 280 27 – كاپيتولاسيون 281
پيوند هاي فصل چهارم 28- ارتودوكس 281 29- كاتوليك 282 30 – سيد جمال الدين 282
پيوند هاي فصل پنجم 31- نوبل 284 32- لنين 285 33- استالين 286
پيوندهاي فصل ششم 34- آدلف هيتلر 286 35- موسوليني بينيتو 286 36- فيخته 287 37- هيگل 287 38- نيجه 288 39- جنگ جهاني دوم 288 40- مجمع ملل ( جامع ملل ) 289 41- سازمان ملل متحد 289 42- كتاب افغانستان گذرگاه كشور كشايان 47- كتاب افغانستان تحت تسلط شوروي
پيوند هاي فصل هفتم 45- ناتو( پيمان اتلانتيك شمالي) 291 46- مائو ( تسه تونگ ) 292 48 – جان اف كنيدي 292 تا 293 كتابهاي قابل مطالعه - فهرست 55 جلد كتاب 294 تا 299
مــــا خذ : ( 50 منابع اطلاعاتي را در خود دارد ) 300 تا 302
بنام خداوند جان آفرين اهـــــــــــــدا ء اين جمع بندي را به روح پر فتوح آن راد مردان و دليرزناني كه در راه حق وعــدالت ، آزادي وتـــرقي، دفاع از مادر وطن در برابر هرنوع ستم و استثمار و استعمارجانهاي شرين شان را فدا كردند اهدأ مينمايم مؤلف: سراج ادیب
بنام خداي كه عشق است و دوستی
كجاهربلهوس درد من ديـوانه ميـداند كجا تا كس نسوزد، سوزش پروانه ميداند غم ودرد وطن سوزد درون استخوان من غـم و درد وطن را مردم فـرزانه ميداند
پيش نويس : از آنجائيكه علاقه من در جمع آوري و ريشه يابي و نبشتن اين رساله، اولاً از زماني آغاز شد كه خود نيز يكي از قربانيان مداخلات بيگانه گان(* ) بودم و اين مهمانان ناخوانده و نا ميمون با در پيشگيري روشها و سياستهاي استعماري شان من و ميليونها انسان افغانم را مجبور به مهاجرت نمودند و خلاف تصور در بسا ازكشورهاي كه خود نمي خواستيم سكنا گزيديم درد ، رنج و مصيبت و هزاران پرابلم هاي اجتماعي ، فرهنگي و سياسي را به جان خريديم. ثانياً طوريكه بملاحظه ميرسد به نسبت بيشتر از دو دهه جنگ در افغانستان و آشوب در جهان تحت عنوان جنگ سردعدهء بيشماري و مخصوصأ جوانان امكان نيافتند تا، تاريخ جهان را ريشه يابي وعلت را از معلول جدا كنند چنانچه مي بينيم در اقامت به كشورهاي بيگانه و مخصوصاً كشورهاي كه داراي ظرفيت بيشتراقتصادي هستند، زير بار پر زرق وبرق ثروت وآزاديهاي بي حد وحصر كنوني وتحت تاثير تبليغات رسانه هاي گروهي بيگانه قرار گرفتند، چهرهء هزاران زخم خوردهء كنوني افغانستان را با پيشرفت ، صنعت و تكنولوژي امروزهء كشور هاي كه خود مقيم آنند به مقايسه ميگيرند واز وطن و مردم خود با تنفر ياد ميدارند ولي متاسفانه ازفرهنگ وتاريخ پر بار وطن خود فاصله ايجاد مي نمايند طوريكه اين فاصله بيشتر از پيش عميق شده ميرود و تا آنجا كه دست از خدمت وطن خود شسته و مجموع انرژي و استعداد شان در خدمت كشورهاي غيرصرف ميگردد وبر علاوه آنكه از فرهنگ غني كشور خود بي اطلاع مانده به فرهنگ هاي گشور ثالث گرويده ميشوند از همين جاست تا رسالت مندان و نخبگان وطن مان هر چه بيشتر دست بكار شوند، وبا ارائه لكچرهاي تبليغاتي فرهنگي از طريق راديو و نشرات مصاحبه هاي راديوئي و تلويزيوني و همچنان با ديد وبازديدهاي انفرادي و جمعي ويااز طريق نفوذ در سايت هاي مختلف كمپيوتري و يا نبشتن كتاب و رساله هاي مفيد ميشود جلو، آنعده را كه نفرت از وطن را در سر دارند گرفت . ثالثاً نسبت مهاجرتها و سكنا گزيدن كتلةء عظيمي از اين جوانان در غرب سبب شد تا يك بارديگر توجه شانرا به تاريخ كه با صد ها مشكل کنونی جمع آوري نموده ام مبذول بدارم تا باشد قطرهء از يك درياي بيكران علم ودانش و تاريخ را كشوده باشيم آنهاي كه نيك مي انديشند كه وطن عزيزمان افغانستان با تاريخ كهنش و با داشته و ثروتهاي زير زميني اش متأسفانه امروز فقير ترين كشور هاي جهان محسوب ميگردد، چرا ؟ بدين منظور، در گرد آوري و تنظيم اين مجموعه برعلاوه از قسمت های پخش شبكه تلويزيوني و خبر از اسناد معتبر و مستند علمي ادبي و تاريخي از رسانه هاي مختلف گروهي وشخصي و سايت ها انترنيتي، استفاده شده است و نيز سعي بعمل آمده است تا ده ها منابع نشراتي و كتب ارزنده زير رو شود تا اين مجموعه مختصرومفيد تنظيم گردد. اين نبشته را پيشكش حضور تان ميداريم، هر چند كه كتب هاي بيشماري در زمينهء تاريخ جهان به ثبت رسيده است وپژوهشگران و محققان زحمات قابل قدري را در اين زمينه متحمل شده اند، ولي سيرحوادث تاريخ آنرا كافي ندانسته است، اگاهي واطلاع از اوضاع و احوال و پديده هاي استعماري جهان پهناور وحتي ماوراي آن در عصركنوني لازمه حيات هرفردي است، چه اشخاصي بيشماري اند كه خواهان كسب اطلاعات تاريخي اند ، زيرا كه ميخواهند، اندوخته هاي شان پر بارتر وكاملتر باشد ، به منظور خدمت ناچيز كتاب كم حجم اما نسبتاً پرزحمت ي را گرد آوردم تاهريك بطريقه دل از آن بهره مند گردند. از انجائيكه من خود را نويسنده و محقق نمي دانم و من نيز ادعاي بي عيبي را در تأليفم ندارم، لذا انتظار ميرود كه خواننده گان عزيز با ابراز نظر هاي اصلاحي و همياري، اگر احياناً در مجموعه اشتباهي به چشم مي خورد لطفاً با ارسال اسناد و مدارك، عيب كار را برطرف سازند، زيرا كه مبعث تاريخ خيلي جامع و گسترده بوده و نياز به منابع و مدارك بي شماري دارد و از طرف ديگر نيك ميدانم كه خوانندگان وتحليلگران از انتشار كتب بي محتوا و تجاري و وقت گذر، روي گردان هستند و سعي در خواندن كتبي دارند كه در بالابردن سطح علمي و اگاهي دانش پژوهان مفيد و موثر واقع شوند، ويا لاقل تحرك در ذهنشان ايجاد كند، لذا اين مجموعه را باتوجه به همين زمينهء فكري و عشقي كه در سينه دارم بخاطر وطن ووطندارنم با امکانات ناچیز در عالم غربت، سال ي از وقتم را صرف تهيه و نوشتن اين رساله نمودم تا سهمي در تكميل معلومات مشتاقان تاريخ و سياست داشته باشم بي مناسبت نخواهد بود تا علاوه دارم كه نام هاي اشخاص و ياشهر هاي مهم و يا هر يك مبحث كه از ديدگاه اينجانب مهم جلوه نموده است براي خوانندگان عزيز به رنگ درشت برجسته شده است تا به سهولت در آن ورود بتواند يافت وبسياري از مطالب اين محبث از طريق سمع شنيده شده و به تحرير در آمده ونيز نسبت نواقص نشراتی اگر احياناً به سهو قلمي بر خورديد لطفاً با بزرگمنشي خويش در تكميل آن از هيچ نوع مساعدت دريغ نورزيده برممنونيت ما بي افزايند. - اميد وارم مطالعه اين رساله مورد قبول واقع گردد،آرزوي توفيق و كسب معلومات بيشتر براي خوانندگان ارجمند را دارم . پیوند پیش نویس: ( * ) بيگانه گان همان هاي كه راكتهاي مدحش وبم هاي خوشه اي، تانكها و طيارات بم افگن وسلاح هاي گونا گون رادر وطن ما صادر كردند و همان هاي كه افراد و مليشه هاي شرور را از همه گوشه و اكناف جهان جمع آوري و در وطنم غير قانوني به منظور ترور بهترين فرزندان خلق و نيز پخش جهليات و اكاذيب و انارشيزم در افغانستان اعزام داشتند . /
مقدمه : در قرني كه ما زندگي مي كنيم، وارث تمدن هاي گوناگوني است كه هريك در پي هم آمده و به مرور زمان جای خودرابه ديگري سپرده است . قرني كه وارث امپراتوري هاي عظيمي است كه هريك به نوبه خود قدرت يافته وروبه زوال گزارده اند. فرني كه وارث تحولات ودگر گوني هاي شگرفي است كه هريك به گونهء انسان را اسير خويش كرده و به پيش تاخته اند در واقع ميتوان گفت كه امروز بشريت وارث تمدني است كه تنها در دو چيز خلاصه شده است( پول و قدرت ) انسان عصر كنوني انساني است كه با بهره گيري ازصنعت وتكنالوژي توانسته است به اوج پيشرفت هاي مادي نايل آيد، با سفائين فضائي كرات آسماني را تسخيركند و با اختراعات و اكتشافات روزافزون تسلط خود را بر جهان به اثبات رساند ازاين رو، است كه عدهُ ميگويند: تمدن كنوني جهان تمدن تسلط مطلق انسان بر طبعيت است وعده ای نيزخلاف اين نظر را دارند ومعتقد اند كه: تمدن كنوني تمدن بردگي مطلق انسانها در طبعيت است بدين ترتيب مي بينيم كه اين تمدن دو چهره دارد، چهرهء كه به انسان قدرت بخشيده و او را به اوج ترقي رسانيده و نيز چهرهُ كه موجوديت او را منتفي كرده و او را به حضيض سقوط كشانيده است، چهره هاي متضاد اين تمدن به گونهء است كه انسان را برمي انگيزد تا ازاين ميان يكي را برگزيند، يا رستگاري انسان ويا اسارت او. ليكن اززمانيكه انديشه اصالت انسان بجاي اصالت خداوند براذهان مستولي شد، تنها هدف خلقت در تسلط وقدرت مطلق انسان خلاصه گرديد ازاين زمان نظريهء دانشمنداني كه راز، بقا را در نزاع دايمي انسانها وتسلط قوي بر ضعيف مي ديدند خريدار يافت ولي اين انسان قوي و مسلط بارديگر خود را اسير وسرگردان ديد ووقتي نگاهی به گذشته نمود دريافت كه چه سهل وآسان به گرداب فرديت ويا كليت بي حاصلی افتاده كه جز تباهي براي او چيزي به همراه نداشته است. لزوم نيست كه در اين بحث سرگذشت انسان در طول تاريخ بيان شود و بطوركل بررسي گردد . هدف بررسي آن قسمتي از جوامع انساني است كه تارهاي اسارت را به دورشان تنيده اند و قرنهاست در ستيز اند تا خود را برهانند، انسانهای كه ناگهان بخود آمدند و خود را بازيچهء دست شعبده بازاني بنام « استعمارگران » يافتند . لازم است آن بخش ازتاريخ جهان را بازگو كنيم كه روزگاري مظهر تمدن قدرت بود واگنون حصاري به دورآن كشيده اند، حصاري از ترس ونا اميدي وعقب ماندگي، به او گفته اند كه تو در عقب افتاده ترين و پست ترين جهان زندگي مي كني ، تو بردهُ شريفي هستي و ما سروران پر قدرت وبا عظمت، داستان ماداستان استعمار انسانهايست بدست انسانهاي ديگر داستان ما داستان استعمار انسان هاي سفيد وسرخ وسياه است ، داستان ما داستان استعمار ملت هاي آسياه، افريقا وامريكاي لاتين است، ملت هاي كه طي چند قرن به دام صيادان اروپايي، امريكايي افتادند، عدهُ در راه آزادي جان باختند، عدهءُ رها شدند وبه دام ديگري افتادند، عدهء همچنان در تلاش ا نـــد، وعدهُ در مبارزه براي نگهداشتن آزادي خود. اين داستان به گذشته مي نگرد واز گذشته به حال واز حال به آينده در بررسي تاريخ جهان وقتي به گذشته مي نگريم مي بينيم كه غالب ملت ها وكشورهاي جهان در دورهُ از زمان طعم ناخوش آيند استعمار و اسارت را چشيده اند، چنانكه فنقيها ، كارتوشها، رومي ها،( فارسها (ايرانيها)، افغانها، هندي ها، چيني ها، عرب ها، وترك ها به نوبه خود امپراتوريهاي وسيع مستعمراتي به وجود آوردند ولي در آن حصار غالباً دامنه استعماربه نواحي مجاور ونزديك كشورهاي اصلي محدود مي شد، در آن زمان مستعمره يا ( كلوني ) پديدهُ بود نظير گسترش وپراگندگي نباتات، برابر بود با كوچ كردن يك دسته زنبور عسل هنگامي كه كندو دچار كمبود جاه مي شد و ميان ملكه ها جنگ درميگرفت ، كشمكش هاي خانوادگي وسياسي و همچنين علاقـــــه به زندگي جداگانه و مستقل درسرزمين هاي بزرگتر وبراه انداختن زاد، وولد به نوبه خود آدميان را نيز مانند زنبور هابه كو چ كردن بر مي انگيخت، بنابراين مستعمره يا كلوني در معني ابتدايي خود بيش از هر چيز مهاجرت وآبا د كردن سرزمين نو، را ميرساند كه كيفيت سيا سي مشخص را نيز در برداشت و آن عبارت بود از ايجاد يك دولت معين تازه كه باكشور اصلي جز در معتقدات و اغلب در رشته هاي عاطفي وجه مشترك نداشت واينها به مثابه عوامل موسومي به هنگام خطر سبب اتحاد مي گشت بدين ترتيب مستعمره شاخهء از ملت اصلي بود كه در سرزمين دور افتاده بخاك نشانده مي شد تا درخت تازه از همان نوع به بار آورد كلمه مستعمره وبه تب كلمه استعمار در عصرجديد بكلي مفهوم قديم خود را از دست داده است امروزه تنها مستعمره به معني و مفهو م قديمي به ايالات متحده امر يكا ، كانادا، امريكاي لاتين و استرليا، اطلاق ميگردد يعني كشورهاي كه ساكنين آن در زمره ملل سفيد پوست بوده و در اصل از كشور ديگري مهاجرت كرده اند.
لوردبليو، يكي از محقيقين درين زمينه ميگويد: ( بعد از قرن شانزدهم مفهوم مستعمره عبارت از سرزمين دور افتادهءاسـت كه چون يك تجارتخانه تحت نفوذ اقتصادي و غذايي مالك اصلي يعني كشور استعمارگر قرار دارد.) بدين ترتيب در دوران جديد اساساً هر قلمروي را كه اوضاع سياسي واجتماعي واقتصادي آن توسط اقليتي اداره شود كه با اكثريت بومي از نظر فرهنگ، تاريخ اعتقادات و نژاد تفاوت دارد مستعمره مي خواند. بطور كلی ميتوان گفت كه استعمار جديد اصولاً يك پديده اروپائيست و به جزچند مورد مستعمرات بكلي دور از كشور استعمارگر بوده و مردم آن چه ازجهت فرهنگ و چه از نظر نژاد با فاتحان خود بكلي تفاوت داشته اند در دوران اخير نيز اين شيوه تغيرات اساسي يافته است . توسعه جهان كشايي غرب، با تفاوت فاحش نسبت به دوران گذشته خود تقريباً از اواسط قرن پانزدهم آغاز گرديد و در طي 400 سال دوسوم ملل اروپايي را زير سلطه خود در آورد بطور كلي اين جهان كشايي اروپا نهضتي بود كه به وسيله روح جديد علمي و فلسفي اروپا هدايت ميشد، استعمار جديد در حدود سال1775ميلادي به اوج خود رسيد ودراين زمان تمام قارهُ امريكا و قسمت هاي اعظم آسيا وافريقا بدست اروپائيان افتاد .پديده استعمار با تمامي مصادمات و كشمكشها براي حفظ منافع و ياكسب منافع جديدمجموعأ درام تاريخی قرن هجدهم به بعد را در صفحه تاريخ ظاهر نمود. انگيزه هاي استعمارازحرص ظالمانه تجار و تجارت بردگان افريقايي گرفته تا جنگها و عمليات هاي خشونت آميز و مزورانه درسر زمين هاي مستعمره خود موضوع مفصلي را در رابطه با جهان سوم بوجود آورده است، که در اين زمينه سفر اندكي به سر زمين آزادگان خويش افغانستان عزيزمانند ساير كشور هاي استعمار زدهء جهان خواهيم داشت تا با حرص وآز كشوركشايان و توسعه طلبان در، درازناي تاريخ پرفراز ونشيب كه آماچ دسايس و اقدامات تجاوز كارانه آزمندان استعماري بوده است آشنايي يابيم زيرا سه نيروي پر قدرت خارجي وقت در فاصله هاي زماني متفاوت سه بارتجاوزاستعماري خود را دراشغال آن آزموده اند كه نتايج آن ثبت تاريخ پر افتخاراين كشور و مردم غيور ودرج تاريخ جهان است ما براي درك بهتر رويداد هاي عصر حاضرمناسب ميدانيم که سفری به گذشته کنيم وبا تمدنهای قرون پيشين که هر يک منشهء تمدن کنونی است آشنا شده و به بررسی آن بپردازيم ./ بقیه را از اینجا بخوانید
|
|
+ نوشته شده در
۱۴۰۰/۰۹/۱۷ساعت 22:7 توسط مسئول بخش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیف عناوین مطالب وبگاه = = |
| درباره وبگاه روشنایی |
|
| پیوندها |
|
رویدادمهم جهان و تقویم جستجو " گوگل Googl " غذا های افغانی موسیقی فارسی - دری آثار سخنرایان پارس گو |
|
RSS
|